ابوعلی محمد، فرزند الیاس (و از نوادگان احمدبناسدبن سامان)از جمله فرماندهان امیر نصردوم سامانی بود که توانست در اوایل قرن چهارم هجری قمری با استفاده از خلاء قدرتی که در نواحی جنوب شرقی ایران ایجاد شده بود، علم طغیان برافرازد. وی به سال (317ق) وارد کرمان شد و حکومتی بهنام آلالیاس یا بنوالیاس تأسیس کرد. حکومتی که تا سال (357ق)تداوم یافت. در این زمان بهدلیل حضور دو قدرت آلبویه و سامانیان، بنیالیاس در طول مدت فرمانرواییشان با این دو حکومت درگیر بودند تا اینکه سرانجام کرمان ضمیمه حکومت آل بویه گردید. نوشتار حاضر بر آن است تا در حد توان دو مسئله اساسی را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد: نخست بررسی زمینههای قدرتگیری خاندان بنیالیاس در ایالت کرمان و سپس بیان چگونگی روابط این حکومت محلی با دو حکومت قدرت مند آل بویه و سامانیان.
این مقاله، از سیره نبوی و راهکارهای تحلیلی آن سخن به میان آورده و به جای تاکید و تمرکز بر تاریخ و آموزه های آن، به «تحلیلی تاریخی» روی آورده است تا از پیامد آن بتوان به ژرفای پرگستره سیره نبوی دست یازید و بدین سان با نظر به خاستگاه تاریخ تحلیلی که در آن از ضرورت بحث و بررسی در سیره نبوی، از یک سو، و تحلیل تاریخی آن از سوی دیگر، سخن به میان می رود، بتوان در حد مقدور بر دشواری های تحلیل تاریخی غلبه کرد. این دشواری ها عبارت اند از: داوری های مشکل تاریخی، کمبود متون تحلیلی و مشخصاً تحلیل امور وحیانی که از ضرورت پی جویی و نشان گرفتن از شالوده ها و بنیان هایی پرده بر می دارد که می توان از آنها در تحلیل راستین سیره نبوی سود جست. نمایاندن چنین شالوده هایی، بخش پایانی نوشته را در برگرفته و به مواردی چون هم زمانی نقل و نقد، نقل و تحلیل، حکمت یابی معقول، ارتباط و پیوستگی رویدادها و منبع دهی به قرآن اشاره شده است. مقاله با معرفی کوتاهی از روش تحلیل جامع نگر و ارائه نتیجه گیری کلی، برخود مهر ختام زده است.
ظهور و سقوط جمهوری مهاباد در فاصله پاییز 1324 تا زمستان 1325 در تاریخنگاری رشته رخدادها و حوادثی که به برآمدن ناسیونالیسم کرد منجر شده است، جایگاه مهمی دارد. در این بررسی در کنار ارائه تصویری از کل این واقعه، سعی شده است که زمینههای تاریخی آن هم از لحاظ داخلی مورد بررسی قرار گیرد و هم از نظر خارجی، به صورت دخالت تعیین کننده اتحاد شوروی در ایجاد آن. تبعات منطقهای و بینالمللی این واقعه نیز از جمله نکاتی است که در این بررسی مورد توجه بوده است.
در این نوشته، پس از یادآوری مراحل رشدِ تاریخنگاری در غرب، ویژگیهای مکاتب تاریخنگاریای که در عکسالعمل به سنت پیشین در اوایل قرن بیستم پدید آمدند بررسی میشوند. در این بررسی "مکتب آنال"، "مطالعات فرودستانِ آسیای جنوب شرقی" مورد توجه قرار گرفتهاند. تاریخنگاری معاصر ایران نیز در این مقاله مورد بازبینی قرار گرفته است.