وقتی که در آبان ماه سال 1356 فرزند ارشد امام خمینی(ره) به گونه ای اسرارآمیز به شهادت رسید، دستگاه حکومت پهلوی گمان می کرد که ضربه ای سخت به رهبری قدرتمند مخالفان مذهبی اش وارد ساخته که شاید او را به نرمی و انزوا بکشاند اما قضیه کاملا برعکس بود.امام(ره) بااینکه مرحوم سیدمصطفی را امید آینده اسلام می دانستند و از ویژگیهای منحصربه فرد و فوق العاده فرزند خود آگاه بودند، با اعلام این پیام که شهادت مصطفی از الطاف خفیه الهی بوده است، همه را مبهوت صبر و استواری خود نمود و بدین شکل ستمکاران دستگاه پهلوی را ناامید کرد.مردم و علما به تجلیل و بزرگداشت مقام مرحوم آقامصطفی پرداختند و عموم مجالس بزرگداشت ایشان، به صحنه حمایت از امام(ره) و نهضت او مبدل گردید.اقبال عمومی به مرجعیت امام که در اثر واقعه شهادت سیدمصطفی(ره) فزونی یافته بود، رژیم ستمشاهی را در پشیمانی سیاسی قرار داد و نظریه ضربه دوم را برای آنها به وجود آورد که براساس آن در روز هفدهم دی ماه به مناسبت سالروز کشف حجاب توسط رضاخان، مقاله ای توهین آمیز در مورد حضرت امام(ره) و علمای دینی در روزنامه اطلاعات درج شدکه در آن روحانیت اسلام را ارتجاع سیاه و همدست با ارتجاع سرخ معرفی نموده و به حضرت امام خمینی(ره) توهین روا داشته شده بود. این مقاله طوفان بزرگی در میان طلاب جوان برپا کرد و آنان را به سوی بیت علما و مدرسین حوزه در تهران و قم کشاند. مدرسین حوزه نیز درسهای خود را تعطیل کرده و همراه با طلاب و سایر اقشار متدین به سوی بیت مراجع عظام رهسپار شدند تا تکلیف اهانتها و خودسریهای حکومت بی ایمان پهلوی را روشن کنند. مردم دو روز پیاپی در خانه مراجع اجتماع کردند. در روز نوزدهم دیماه بازار تعطیل شد و مراجع نیز درس خود را تعطیل نموده و سیل جمعیت به سوی فیضیه حرکت نمودند. نیروهای امنیتی رژیم با آمادگی قبلی ابتدا به پرتاب گاز اشک آور و سپس تیراندازی به سوی مردم پرداختند و خیابانها صحنه کشتار طلاب و روحانیون و متدینین گردید. شامگاه که فرا رسید، مردم مانده بودند و خیل شهیدان و مجروحان بی دفاع. هاله ای از غم و اندوه فضای شهر را فراگرفته بود. این حادثه موجب جریحه دار شدن قلب عموم مردم ایران و موضع گیری دانشجویان و دانشگاهیان و گروههای سیاسی مخالف با شاه گردید و بزرگداشت چهلم شهدای این واقعه در شهرهای مختلف ایران برگزار شد و بدین ترتیب زمزمه های انقلاب به تمامی نقاط کشور سرایت کرد، زمزمه هایی که یکسال بعد به سیل خروشان مردم انجامید و تاج و تخت پادشاهی را با خود برد. مقاله ای که ملاحظه می فرمایید، به تشریح این رویداد مهم تاریخ انقلاب اسلامی می پردازد.
در اواسط قرن بیستم میلادی، سعید نورسی، عالم صوفی ترکیه، با تأسی از سنت معنوی اسلام جریان نوریه را با هدف ترویج و هماهنگی میان علم و دین و سنت و مدرنیته بنیان گذاشت. از دل جریان نوریه و در امتداد آن، جنبشی اجتماعی در میان اقشار و اصناف و حلقه های محلی جامعه ترکیه با رهبری کاریزماتیک فتح الله گولن شکل گرفت که هدف آن عمدتاً خدمت به خلق، ارتقای سطح آموزشی برای همه و بهبود معیشت مردم با الهام از آموزه های اسلامی و فرهنگ بومی بود.
گولن امروزه در سراسر جهان به عنوان روشنفکری تأثیرگذار شناخته می شود. از او با عنوان پدر اسلام اجتماعی در ترکیه یاد می شود، اما دامنة نفوذش فراتر از مرزهای ترکیه است. قدرت تأثیرگذاری گولن به حدی است که از فعالیت های او و هوادارانش به «جنبش گولن» تعبیر می شود. این جنبش، برخلاف اکثر جنبش های اسلامی معاصر، سیاسی نیست بلکه اجتماعی-آموزشی است. گولن در رأس شبکه ای با عضویت تعداد زیادی از سرمایه داران، بازرگانان و دانشمندان قرار دارد که از طریق ادارة برخی شرکت ها و نهادها، شبکة وسیعی از مراکز انتشاراتی، مدارس، دانشکده ها، شرکت های سرمایه گذاری و مراکز فرهنگی در داخل و خارج از ترکیه را تحت پوشش دارند.
این مقاله با استفاده از نظریة «بسیج منابع» دریچه ای برای شناخت جنبش گولن و تبیین چرایی شکوفایی و توفیق این جنبش گشوده است. این ابزار نظری همراه با تحلیل بستر تاریخی و سیاسی ترکیه، که موعظه های گولن در آنها نقش بسته است و نیز درک مفاهیم اسلامی در ترکیه نظیر بخشش، نیکوکاری، بصیرت در باورها، رستگاری و خدمت به جامعه، شناختی از جنبش گولن به دست می دهد.
کتاب شناسی حاضر 270 کتاب، مقاله و پایان نامه با موضوع تاریخ بیهقی را در بر دارد. این مقاله از منظر حوزه هایی چون تاریخ، تاریخ نگاری، جغرافیا، جامعه شناسی، فرهنگ، فلسفه، اخلاق، سیاست، لغت، نسخه شناسی، نگارش، زبان شناسی، دستور زبان و شرح متون به تاریخ بیهقی می پردازد. از سوی دیگر در آن سعی شده است تصحیح ها، شروح و چاپ های گوناگون بیهقی و نیز ترجمه های عربی، انگلیسی و روسی آن معرفی گردد. همچنین نسخه های بریل و صوتی موجود شناسانده شده است. گستره و تنوع مدخلها می تواند در گشودن افقهایی نو در مواجهه با منابع تاریخی برای دانش پژوهان حوزه تاریخ سودمند باشد.
یکی از حکومت های محلی کُرد که با وجود سده ها استقلال داخلی، در اوایل حکومت شاه عباس اول به تابعیت دولت مرکزی صفویه تن داد حکومت اردلان کردستان است. به دلیل موقعیت راهبردی کردستان اردلان در مرز ایران و عثمانی، اردلان ها که تا پیش از این، به انقیاد هیچ کدام از دولتین(ایران و عثمانی) در نیامده بودند، با پذیرش تابعیت رسمی دولت ایران در زمان شاه عباس اول، فصل جدیدی در تاریخ سیاسی خود رقم زدند. در محدودة زمانی 1019 تا 1046ه .. ق. که شامل بخشی از دوران سلطنت شاه عباس اول و اوایل سلطنت شاه صفی در ایران است، کردستان اردلان تحت امارت دو تن از مقتدرترین امرای محلی، هه لوخان و پسرش احمدخان اردلان قرار داشت. در این پژوهش تحولات سیاسی کردستان در دورة مذکور و مناسبات این امرای محلی با دولت مرکزی ایران مورد بررسی قرار گرفته و در صدد ارائة پاسخ های مناسب به پرسش های زیر برآمده است: 1. به رغم اشتراک مذهبی بنی اردلان با امپراطوری عثمانی، علل گرایش حکومت محلی اردلان به دولت مرکزی ایران در این دوره چه بوده است؟، 2. کردستان و حکام آن از دورة شاه عباس اول در مراتب سیاسی اداری دولت صفویه چه جایگاهی یافتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست تمرکزگرایی صفویان از یک سو و موقعیت جغرافیایی قلمرو اردلان در اوایل حکومت شاه عباس اول از دیگر سوی، نقش مؤثری در ادغام و جذب حکومت محلی اردلان در دولت مرکزی داشته است. از این ایّام، حکام اردلان در جایگاه والی نقش مهمّی در نظام اداری صفویان ایفا کردند.
هدف : هدف این پژوهش بررسی اشکال مالکیت ارضی در سیستان، از دوره صفوی تا پهلوی دوم است.
فرضیه تحقیق : مالکیت در سیستان تحت تأثیر جریانات سیاسی و حکومتی قرار داشته است.
روش پژوهش : این پژوهش با شیوه کتابخانهای و روش توصیفی – تحلیلی به تبیین انواع مالکیت ها در سیستان، با تکیه بر گزارشها و اسناد تاریخی و نتایج مترتب بر آن پرداخته است.
یافته ها و نتایج : نتایج بهدست آمده نشان می دهد در سیستان دوره صفویه انواع مالکیت ها وجود داشته، اما در دوره ناصرالدینشاه قاجار همه اراضی خالصه شدند، تا اینکه در دوره پهلوی اول اراضی میان اهالی سیستان تقسیم شد؛که اگرچه برخلاف انتظار منجر به بهبود کامل اوضاع زندگی کشاورزان و اعاده حقوق قانونی آنان نگردید، اما می توان آن را نخستین گام در جهت بهبود نسبی و تثبیت امر مالکیت خصوصی تلقی کرد.
شهر تاریخی اصفهان به لحاظ دارا بودن آثار ارزشمند تاریخی یکی از
مهمترین شهرهای ایران است. این موقعیت ممتاز، جدای از موقعیت
جغرافیایی شهر، دراثر پایتخت شدن اصفهان در دوران سلسلههای آل
بویه ، سلجوقیان و صفویه پدید آمدهاست. در این دورهها ارزشمندترین
و فاخرترین آثار معماری این سلسلهها در اصفهان ایجاد گردید؛ اما
متأسفانه فراز و فرود سلسلهها، جنگ و درگیریها و بلایای طبیعی
بسیاری از این آثار را نابود کرد. در دوره قاجار نیز بسیاری از آثار به جا
مانده از دوران گذشته و، به خصوص دوره صفویه، در حال زوال و
نابودی بودند؛ اما با شروع دوره پهلوی اول حرکتهایی اساسی برای
حفظ و مرمت این آثار صورت گرفت. در نخستین قدم آثار تاریخی شهر
ثبت آثا ر مل ی ش د و د ر گامهای بعدی با استفاده از کارشناسان و
معماران سنتی به مرمت این آثار پرداختند. در این دوره با بازگرداندن
موقوفات آثار، تلاشهایی نیز برای تأمین بخشی از هزینههای مرمت
بناهای تاریخی شهر صورت گرفت.
با وجود فاصله زمانی اندک در منابع، به طور مستقل، به این
موضوع و اقداماتی که برای حفظ این آثار از خطر نابودی صورت
گرفته پرداخته نشده است. به علت قلّت دادههای منابع کتابخانهای
تأکید نگارنده بر استفاده از روزنامههای محلی و اسناد تاریخی بوده
است. روش تحقیق در این مقاله به صورت کتابخانه ای و تطبیق و
تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی است. در این تحقیق
پس از جمع آوری اطلاعات لازم به سازماندهی اطلاعات و تجزیه و
تحلیل و، سرانجام، استنتاج آنها پرداخته شده است.
سوم تیرماه 1287 شمسی، 71 سال و یک ماه و 14 روز پس از انتشار اولین روزنامه ایران «کاغذ اخبار»، میرزا جهانگیرخان شیرازی، مدیر روزنامه «صوراسرافیل» ، که به نام روزنامهاش مشهور شده بود، همراه با میرزا نصرالله بهشتی ملقب به ملکالمتکلمین سخنور و وکیل انقلابی به دستور محمدعلیشاه در باغشاه به دار آویخته شدند. کشتن سلطانالعلمای خراسانی، مدیر روزنامه «روحالقدس» با 250 نفر از دستگیرشدگان پس از به توپ بستن مجلس، نشان از عمق خشم ششمین شاه قاجار نسبت به روزنامهنگاران داشت. محمدعلیشاه که با شکایت و توقیف مطبوعات موفق به ساکت کردن آنها نشده بود، با این قتلهای فجیع سعی میکرد جو ملتهب جامعه خواهانآزادی را که بر اثر روشنگری مطبوعات، خواستار مطالبات بیشتری بود، ساکت کند.
مادی ها جایگاه مهمی در فرهنگ و تمدن ایرانی (به معنای اخص آن) دارند. در مورد تاریخ سیاسی، جغرافیای تاریخی و باستان شناسی این دوره، ابهامات اساسی وجود دارد و قلمرو، ایالت ها، مراکز حاکمیتی و ساختار اقتصادی، انسانی و اجتماعی آن ها به صورت علمی مورد مطالعه قرار نگرفته اند. در این پژوهش با استفاده از منابع آشوری هم زمان، بازسازی جدیدی از جغرافیای تاریخی اقوام مادی پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن (835 – 672 ق.م) ارائه می کنیم. بر اساس نتایج به دست آمده، قلمرو این اقوام از غرب به منطقه ی کرمانشاه و شمال لرستان، از شمال غرب به بیجار تا میانه، از جنوب غرب به پارس، از جنوب و جنوب شرق به مناطق کویری، از شمال به رشته کوه البرز و از شرق به منطقه ی سمنان کشیده می شده است. در این قلمرو گسترده، واحدهای سیاسی و جغرافیایی مستقل بزرگ و کوچکی حضور داشتند؛ اما هیچ نوع ساختار سیاسی منسجم و سازماندهی شده ای در این تاریخ وجود نداشته است. مراکز مهم مادی این دوره ساگ بیت (در قرن هشتم و نهم ق.م) و کارکشی (در قرن هفتم ق.م) هستند که احتمال دارد با هگمتانه ی دوره ی بعد مطابقت داشته باشند. معیشت اصلی اقوام مادی، دامداری و پرورش اسب و در رتبه ی بعدی کشاورزی و واسطه گری بوده است.
مهاجرت تعداد زیادی از ایرانیان به آسیای صغیر ، که با فتح بزرگ آلب ارسلان در ملازگرد بسیار پررنگ تر گردیده بود ، از قرن هفتم به بعد و با شروع حملات مغول گستردگی بیشتری پیدا کرد . شکل گیری دولت سلجوقیان روم به زودی آناتولی را نه تنها به عنوان پایگاه جدید قدرت و رفاه ، بلکه به عنوان کانون تحولات فرهنگی مطرح کرد که در آن رواج محسوس عنصر ایرانی بیش از همه جلب نظر می کرد .
مسئله اساسی در تحقیق حاضر بررسی چگونگی حضور این مهاجران ایرانی و میزان تاثیر آنان در توسعه فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر است . نگارنده با استفاده از روش تاریخی با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به بررسی منابع و اطلاعات موجود پرداخته و حتی الامکان سعی نموده است منابع تحقیقی و پژوهش های صورت گرفته را با منابع اصلی مقایسه کند و در صورت وجود اختلاف ، به بررسی و نقد آنها بپردازد.
یافته های این پژوهش بر این نکات تاکید دارند که ایرانیان به همراه خود فرهنگ ، آداب و رسوم و نشانه های بارزی از علم وهنر و دانش رایج در ایران عصر سلجوقی را رواج دادند و آثار علمی و هنری و ادبی بسیاری خلق کردند . در این میان ، تعامل میان ایرانیان و حاکمان سلجوقی روم و شرایط مناسب فراهم شده توسط آنان نیز زمینه را برای رشد و شکوفایی فرهنگ ایرانی ایجاد کرد .
مقاله حاضر ، ضمن تحلیل مشاغل این دوران ، به چگونگی حضور ایرانیان درسه منصب پروانگی،وزارت وقضاوت پرداخته و نشانه های فرهنگ ایرانی را در دستگاه اداری سلجوقیان روم جستجو نموده است .
ظلم ستیزی و عدالت طلبی از اهداف بسیاری از جنبش ها در تاریخ ایران بوده است. این مفاهیم زمانی برجسته می شدند که مردم تحت سلطهٔ حاکمان مستنبد قرار داشتند و اوضاع سیاسی،اجتماعی و اقتصادی رو به وخامت می گذاشت. عصر مغولان و ایلخانان از جمله این دوره های تاریخ ایران است که ظلم و بی عدالتی در جامعه گسترش یافت و باعث پدید آمدن جنبش های مردمی ظلم ستیز و عدالت طلب شد. نهضت شیعی سربداران در قرن هشتم هجری قمری از جنبش های ظلم ستیز و عدالت طلب مخالف مغولان بودکه توانست با بازتولید مفاهیم ظلم ستیزانه و عدالت طلبانه شیعی حدود نیم قرن در خراسان حکومتی را تشکیل دهد . این پژوهش می کوشد تا پاسخی به این سوال دهد که چرا مفهوم ظلم ستیزی و عدالت طلبی بیشترین نقش را در تشکیل و موفقیّت حکومت سربداران خراسان داشته است ؟نتایج پژوهش بر این نکته تأکید دارد که عدالت طلبی و ظلم ستیزی نهضت سربداران تحت تأثیر نهضت عاشورا و فرهنگ اهل بیت قرار داشته است و این نهضت با توسل به این مفاهیم موفق به تشکیل حکومت شد. لذا شناسایی و معرفی اهداف ظلم ستیزانه و عدالت طلبانه نهضت شیعی سربداران از اهداف این پژوهش به شمار می آید. روش تحقیق به شیوه توصیفی و تحلیل و متکی بر منابع کتابخانه ای است.