بغداد، دارالخلافه عباسیان که شماری از فرقه ها و نحله ها را در خود جای داده بود، در سده چهارم هجری که آل بویه بر آن سلطه یافت، صحنه نزاع و کشمکش میان شیعیان و سنیان گردید. این مجادلات، از عرصه ها و مراکز فرهنگی آغاز و به تدریج، به صحنه های اجتماعی کشیده شد و آرامش مدنی را بر هم زد. درست است که بیشتر فرقه های اسلامی در طول تاریخ با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند؛ اما در این مقطع تاریخی، اختلاف ها و منازعات شیعه و سنی نمود عملی بیشتری یافت و کمتر سالی بدون درگیری آنها سپری می شد. این پژوهش با تکیه بر روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی، می کوشد تا با شناسایی زمینه ها و عواملی که در تکوین، تشدید و کاهش منازعات میان شیعیان و سنیان در این مقطع زمانی ایفای نقش می نمودند، به تبیین آنها بپردازد
روندهای سیاسی فرهنگی طی شده در جمهوری آذربایجان کنونی با محوریت «غیریت سازی تاریخی با ایران» منجر به واگرایی آن از ایران شده است. یکی از مأموریت های رادیو برون مرزی آذری ایران، تبیین پیوندها و گسست های تاریخی برای افکار عمومی همسایه شمالی است. در این مقاله، سعی شده است میزان و چگونگی پرداخت به تاریخ مشترک دو کشور در این رادیوی باقدمت با کاربست نظریه های «برجسته سازی» و «چارچوب سازی» رسانه ای واکاوی شود. برای این منظور، برنامه های تاریخی سه ماه از این رسانه شنیداری به صورت تمام شماری، بر اساس تکنیک کدگذاری، تحلیل محتوای کمی شده است. ۲ مقوله برجسته سازی و 7 متغیر چارچوب سازی برنامه ها را سنجیده است. یافته ها نشان می دهد برنامه ها به ویژه از دیدگاه چارچوب سازی از حد مطلوب فاصله دارند. تحلیل های آماری مؤید این موضوع است که برجسته سازی مباحث تاریخی از اولویت رسانه و اولویت سیاسی کافی برای سیاست گذاران این رسانه شنیداری برخوردار نیست. برای تنویر جامع تر افکارِ سطوح و لایه های مختلف مخاطبان پیشنهاد می شود که ضمن افزایش تعداد برنامه های تاریخی، بهره گیری از چارچوب های شناختی مانند روایت هم زمان وقایع دو سرزمین، غیرمستقیم گویی، چندصدایی و تعاملی کردن برنامه ها نیز تقویت شود. بازتعریف دانش تاریخی و افزایش خودآگاهی کنشگران مدنی آذری در ارتقای زمینه های همنوایی و همگرایی دو کشور مؤثر خواهد بود.
مطابق محتوای کتب فقهی و حقوقی تدوین یافته در دوره ساسانی و طبق نظر محققان این حوزه، جنسیت یکی از ملاک ها و معیارهایی بوده که باعث ایجاد تفاوت میان وضعیت حقوقی افراد جامعه شده، به طوری که وظایف و حقوق زن در ساختارها و نهادهای اجتماعی مطابق با قوانین حقوقی و جایگاه فرودستی زنان نسبت به مردان را نشان می دهد این برتری مردان نسبت به زنان در محتوای برخی متون این دوره چون متن ارداویراف نامه که متعلق به قرن ششم میلادی و زمان حکومت خسرو انوشیروان (531-579م) بوده است، کاملاً مشهود به نظر می رسد. غالب محتوای این متن پیشگویانه، ناظر بر شرح مجازات های دوزخی زنانی است که در عرصه روابط خانوادگی و زناشویی قصور کرده یا مرتکب گناه شده اند. از طرفی مزدک نگاه ویژه و البته ساختارشکنانه ای به زنان داشته است. منابع رسمی ساسانی، شعارها و اهداف مزدک درباره زنان را منفی ارزیابی کرده اند، اما به دنبال رویکرد خاص مزدک به زنان جامعه، ذیل شعار مساوات خواهی برای همگان، آزادی هایی به زنان اعطا شد که پیامد آن، رفتارهای هنجارشکنانه ای از سوی مردمان عموماً طبقات پایین جامعه بوده که در نهایت منجربه بروز بی نظمی و فساد می شود. در این مقاله تلاش بر این است بر اساس منابع اوستایی و پهلوی و منابع فارسی و عربی در بطن نظام اجتماعی ایران، تولید متن ارداویراف نامه را واکنشی اصلاحی از سوی دین مردان و صاحبان حکومت در برابر بی نظمی ها و فساد ناشی از نشر تعالیم مزدکی در جامعه ایران نشان داده شود و معلوم شود که تولید این متن، اقدام اصلاحی و هدفمند در راستای اصلاحات اجتماعی خسرو انوشیروان جهت اعاده و احیای نظم در جامعه، بعد از قیام مزدک بوده است.
شناخت تاریخ ایران در دوره سلجوقیان، به علت حضور و تأثیر نیروی جدیدی به نام قبایل تُرکمن، از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا آنها در شکل گیری و سرنوشت این حکومت نقش مهمی ایفا کرده اند. از زمان تشکیل حکومت سلجوقیان، تعارض دو شیوه مُلک داری موجب چالش ها و منازعه هایی میان آنها شد. از یک سو، دیوان سالاران ایرانی خواهان حکومت متمرکز بودند و از دیگر سو، امرای نظامی و رؤسای قبایل تُرکمن و مدعیان قدرت، طرفدار متمرکزنبودن قدرت بودند. این مسئله تشکیل جناح بندی هایی را در ساختار قدرت حاکم باعث می شد. مرگ نظام المُلک، معمار نظریه حاکمیت متمرکز در حکومت سلجوقیان، مجال مناسبی برای امرای نظامی بود تا برای کسب قدرت تلاش کنند و امیر اُنر نخستین قربانی این تلاش بود. پژوهش حاضر در پی آن است تا ماهیت و علت های شورش اُنر علیه سلطان برکیارُق را روشن کند و مشخص کند چه عواملی در اقدام اُنر تأثیرگذار بوده است. روش و رویکرد این پژوهش توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد امیر اُنر نماینده گروهی از امرای نظامی بود که قصد داشتند در جناح بندی های پس از مرگ سلطان ملکشاه و خواجه نظام المُلک وارد شوند و قدرت خود را افزایش دهند. هرچند سرنوشت و تقدیر نیکی نصیب اُنر نشد، شورش او سرآغاز تحولات اساسی در ساختار قدرت و حاکمیت سلجوقی شد.