از رویدادهای جالب توجه در دوره ایلخانان، اسلام پذیری سلطان احمدتگودار در سال ۶۸۱هجری و تغییر کیش غازان خان وکلیه قبایل مغول ساکن ایران در سال ۶۹۴ هجری می باشد. اسلام پذیری ایلخانان تأثیرات مستقیمی در کسب مشروعیت و تحکیم پایه های قدرت ایلخانان و همچنین شکل گیری، رشد و اعتلای فرهنگی ایران داشت. در اکثر تحقیقاتی که در ایران معاصر پیرامون مذهب و اسلام گرایی ایلخانان چهره بسته، انعکاس نظرات مورخین متقدم ایرانی دیده می شود. این پژوهشگران آن چ نانکه درخور پژوهشهای مستدل و علمی است، اعتنا و توجهی به نظر و عقیده منابع مخالف ایلخانان به ویژه آثار عربی تال یف شده در قلمرو ممالیک مصر و نیز تحقیقات پژوهشگران غربی مبذول نداشته اند. بالنتیجه گرد چون و چرا درباره زوایای پنهان و مغفول مانده اسلام پذیری سلاطین ایلخانی نگشته اند. با عنایت به اهمیت پذیرش دین اسلام از س وی مغولان، نوشتار حاضر سعی دارد با رویکردی تط بیقی و با اتکاء به منابع و مآخذ موجود انگ یزه ها و مقتضیات فکری در پشت سر رفتارهای مذهبی دوتن از ایلخ انان و تأثیر آن در من اسبات داخلی و خارجی ایلخانان را به صورت مقایسه ای بررسی نماید.
در سراسر عصر ساسانی و همین طور دوران اسلامی، تجارت نقش بسیار پررنگی در اقتصاد و معیشت مردمان آن ادوار داشته است. در این میان بنا به دلایل سیاسی در اواخر عصر ساسانی، راه های دسترسی به خلیج پارس از اهمیت خاصی برخوردار می شود. شهرستان کوار با توجه به قرارگرفتن در مسیر تجاری استان فارس که از یک سو به خلیج پارس و ازسوی دیگر به نواحی مرکزی این امپراطوری منتهی می شد، نقش پررنگی درطول تاریخ داشته و به سبب وجود رود سکان (قره آقاج) در جوار این شهرستان، عبور کاروان های تجاری در گرو احداث معبری بوده که این مهم را میسر کند. در مقاله پیش رو تلاش شده است تا با توسل به مطالعات باستان شناسانه و همچنین تحقیقات کتابخانه ای به بررسی منبع آبی شهر کوار، نقش پل کوار در ایجاد ارتباط با خلیج فارس و همچنین ریشه شناسی نام این شهر پرداخته شود. بقای پل کوار یکی از گزینه های احتمالی عبور کاروانیان بوده است. با بررسی متون جغرافیایی دسته اول از سده های آغاز اسلام و همچنین بررسی سازه فعلی پل می توان دریافت که این شهرستان با اتکا به این پل تاریخی، نقش بی بدیلی در ایجاد و دوام تجارت از دوره ساسانی تا دوران اسلامی داشته است. همچنین دوام و بقای این شهر در طول تاریخ در گرو آبی بوده که از بند بهمن به واسطه تأسیساتی خاص به این شهر می رسیده است. بر این اساس در پژوهش حاضر سعی شده تا با بررسی تأسیسات یادشده، چگونگی و عملکرد آن تبیین شود و همچنین علاوه بر شناخت پل کوار، با رویکرد فنون ساخت و کاربرد و عملکرد آن براساس منابع نوشتاری موجود، چشم انداز منطقه بررسی و در آخر با ارزیابی نتایج به دست آمده، گاه نگاری پیشنهادیِ آن بازگو شود. روش تحقیق توصیفی، تطبیقی و تحلیلی است.
بنیادگرایی اسلامی یا به عبارتی دیگر بیداری اسلامی فرایندی است که از اواخر قرن 19 در میان اندیشمندان و متفکران دینی و اسلامی ظهور پیدا کرد. فرایندی که به دنبال فرو پاشی امپراطوری عثمانی و فرو افتادن خلافت اسلامی و دخالت دول بیگانه و استعمارگر در کشورهای اسلامی در جهت استثمار و استعمار این کشورها و کم رنگ کردن وجه دین و آیین و فرهنگ اسلامی مسلمانان شکل گرفت. این فرایند سرآغازش سیدجمال الدین بود و سپس در قالب جنبش اخوان به شکل یک حزب و گروه اسلامی رسمیت پیدا کرد. و علیه استبدا و استعمار و ظلم ستیزی به فعالیت پرداخت. جنبش اخوان توسط حسن البناء در سال 1928م در مصر تشکیل شد. اما هدف و اندیشه اخوان فراتر از مصر توسه یافت و جنبه جهانی پیدا کرد و میان ملل و دول اسلامی رسوخ پیدا کرد. از جمله این کشورها عراق بود که پای اندیشه اخوان به آنجا رسید و جایگاه و مقامی در میان مردم این کشور پیدا کرد. این مقاله سعی بر آن دارد تا زمینه حضور جنبش اخوان و گسترش زمینه های فکری در عراق و کردستان عراق را، هرچند به صورت مختصر، مورد بررسی و کنکاش قرار دهد.
تصویر و تصویرسازی در سراسر روزگار قاجار امری پراهمیت بود و میان محصولات تصویری این دوران، مضمون ابنیه و محیط مصنوع تقریباً همواره حضور داشت. اگرچه معماری قاجار بیشتر به عمل معطوف بود تا نظریه ، و شیوه های خود را در صُوَر مبسوطی از متون یا ترسیمات سامان نداد، در تمام آن عصر جریانی متکثر از تصاویر قابل ردیابی بود که بیش و پیش از بناهای ساخته شده، بناهای تصور شده را انعکاس می داد. مسئله این پژوهش ارائه روایتی معتبر از این جنبه فرهنگ بصریِ آن دوران، در پیوند با دو حوزه مرجع به هم وابسته است: نخست تاریخِ عمومیِ دوران قاجار به عنوان بستری برای ظهور مفاهیم «دولت» و «ملت» در معنای معاصر آن ها؛ و سپس تاریخ معماری معاصر ایران به عنوان خاستگاه اصلی این تصاویر و نیز عرصه ای که هر روایت تاریخی از آن ها در نهایت، باید درون آن عمل کند. به این منظور دو مورد تاریخی شاخص از تصاویر چاپ سنگی عهد ناصری در روزنامه های رسمی دولت عَلی ّ ه ایران (1287-1277ق) و شَرَف (1309-1300ق) بررسی شده و به مثابه نشانه ای از وقوفِ دولتِ مدرن به عنوان پدیده ای در شُرُفِ تکوین، بر اهمیت فُرم و بیان گریِ فُرمالِ ابنیه و محیط مصنوع مورد تفسیر قرار گرفته اند. آن ها به این تعبیر به منزله اَسنادی از بروز یک دگردیسیِ اساسی در شیوه های مفهوم پردازی از معماری بازخوانی شده اند که به یاری شان، ممکن است فهمی از گشایش چشم دولت در آغاز عصر جدید بر «صورت معماری» همچون وجهی از خویش حاصل آید. این فهم شاید گام کوچکی در فراهم آوردنِ اسباب و مقدمات لازم برای اتخاذ چشم اندازی تاریخی به مناسبات میان معماری و دولت در ایران معاصر باشد.
«زن » و در بیان کلی تر انسان، برترین خلقت خداوند متعال در میان مخلوقات اوست. یکی از اهداف خلقت زن با توجّه به آیات و روایات دین مبین اسلام، تکامل بخشیدن به آفرینش انسان و در مرتبه پایین تر تکامل بخشیدن به آفرینش مرد و همچنین بقای نسل انسان است. اهدافی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، عبارتند از: تبیین چهره، موقعیت و جایگاه زن در آفرینش، جایگاه زن در قرآن و احادیث و توجه به او در دین اسلام، سیر تحوّل جایگاه زن در فرهنگ و اعصار گذشته ایران، سیمای زن در خانواده و نظام حقوقی ایران و همچنین کارکردهای زن در نقش های مختلف در جامعه. نتایج به دست آمده نشان می دهد که زن به تکامل رساننده خلقت انسان و جنس مقابل آنان یعنی مردان است. زن و مرد در دین اسلام همواره جایگاه مساوی دارند و اگر در جایی تفاوتی وجود دارد، صرفاً حاصل تفاوتی است که در نقش و وظایف آنان وجود دارد. زنان ایرانی از باستان تاکنون مورد تکریم بوده اند و الهه ها در برخی فرهنگ ها تقدس داشته اند. اگر زمانی در حق آنان ستم و یا اجحافی دیده شده است، به سبب عوامل بیگانه یا حاکمان خودکامه بوده است که سعی در به بیگاری کشاندن زنان داشته اند. نقش زن در زندگی و خانواده بیش از مرد است. زنان در مسیر پرپیچ و خم زندگی، نقش های متعدّدی همچون نقش دختری، همسری، مادری و غیره را برعهده دارند که برترین آ نها مادری است. روش مطالعه این پژوهش از نوع کتابخانه ای است و با توجه به اینکه موضوع و محتوای این پژوهش، رویکردی اسلامی ایرانی دارد، پژوهشگران بیشتر از کتب دینی و منابع وابسته به آنان و همچنین از نظریات عالمان، نظریه پردازان و جامعه شناسان آگاه به دین اسلام و فرهنگ و خانواده های ایرانی استفاده کرده اند.
نهاد وزارت نقطه ثقل نظم دیوانی ایران در طول تاریخ بوده است. وزیر با عنوان های مختلفی مانند وزیر اعظم و صدراعظم در رأس این نظام قرار داشت و به دستیاری رؤسای دیوان ها کشور را اداره می کرد. از دوره ناصرالدین شاه تکاپوهایی برای نوسازی دستگاه دیوان آغاز شد. این تلاش ها دو وجه داشت: ایجاد وزارتخانه های چندگانه و تعدیل جایگاه صدراعظم. این امر که به منزله تغییر در نهاد وزارت بود، به سادگی امکان پذیر نبود، زیرا نهادها در برابر تغییر مقاومت می کنند. نتیجه آنکه تلاش ها برای ایجاد نهاد جدید وزارت شکست خورد. تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه با وجود آنکه عنوان های متعدد وزارتی خلق شد، اداره امور همچنان در دستگاه صدراعظم باقی ماند، بی آنکه «وزارتخانه های چندگانه» به نهاد تبدیل شده باشد. پژوهش حاضر کوشیده است با اتکا به منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی این مطلب بپردازد که تغییر نهاد وزارت و ایجاد وزاتخانه های جدید به عنوان نهادهایی نو در جریان انقلاب مشروطه ایران چگونه امکان پذیر گردید؟ یافته های پژوهش نشان می دهد انقلاب مشروطه نیروی لازم را برای ایجاد تغییر ناگهانی در نهاد وزارت فراهم ساخت. تحقق این امر از خلال تثبیت معنایی جدید از مفهوم وزیر صورت گرفت. این تثبیت معنایی از رهگذر مفهوم «وزیر مسئول» محقق گردید. طرح مفهوم «مسئولیت» در دایره مفاهیم اداری و سیاسی ایران، ریشه در تلاش های اصلاح طلبان دوره ناصری و مظفری داشت. پس از پیروزی مشروطه، تحقق حکومت مشروطه با «مسئولیت» وزرا یکسان تلقی شد. از سوی دیگر التهابات ماه های نخست پس از پیروزی انقلاب مشروطه، شکل دستگاه اجرایی و مفهوم وزارت را به مسئله محوری فعالان سیاسی بدل کرد. اتحاد این دو عامل زمینه ساز دگرگونی نهاد وزارت، حذف عنوان های متعدد وزارتی قبل از مشروطه و خلق وزارتخانه های جدید به عنوان نهادهایی نو گردید
مساله اصلی پژوهش حاضر گذری تحلیلی بر ظهور و سقوط خاندان باکوئی در خان نشین دربند می باشد. مهم ترین اهداف این پژوهش؛هدف از تاسیس دربند چه بوده است؟ آیا خاندان باکوئی در آوردن نیروی نظامی روسیه به منطقه نقشی داشته اند؟آیا روسیه در سقوط خاندان باکوئی در دربند نقش داشته اند؟سرانجام خان نشین دربند چگونه بود؟ و سعی شده است با پاسخ دادن به سوالات فوق به بررسی هدف اصلی پژوهش یعنی جایگاه خاندان باکوئی در سقوط خان نشین دربند چگونه بوده است، پرداخته شود. درباره تاریخ دربند در دوران اسلامی منابع متعددی از جمله؛ گلستان ارم باکیخانوف، اسنادی از روابط ایران با منطقه قفقاز، دربند نامه جدید، تاریخ زندیه هادی هدایتی به رشته نگارش درآمده است اما به صورت مستقل به دربند دوران بعد از صفویه و جایگاه خاندان باکویی در سقوط آن پرداخته نشده است که سعی پژوهش پیش رو پرداختن به چنین مهمی می باشد. این پژوهش به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل و توصیف تاریخی تهیه شده است که نوعی مشاهده غیر مستقیم و تکیه بر مدارک و اسناد و نوشته ها در منابع اولیه و تحقیقات جدید می باشد.این روش با نقد و بررسی منابع مختلف، نتایج جدیدی را عرضه یا مطالبی را تائید یا تکذیب می کند.