دلیل همکاری خواجه نصیر الدین طوسی شیعه با مغولان کافر و خونریز، همیشه مورد سوال بوده است. این سوال که غالبا توام با سوء ظن بوده از همان زمان به ویژه از سوی جامعه سنی مطرح می شده است. بی تردید علت آن قبل از هر چیز، تصرف بغداد توسط هلاکو و قتل خلیفه عباسی به دستور ایشان در زمانی که خواجه وزیر و مشاور این ایلخان مغول بوده است. برای این همکاری دلایل فراوانی فقهی، تاریخی، روانشناسی، فلسفی و... وجود دارد که هر یک در هر چیز فلسفی و کلامی است. از این رو معقول است دلیل این همکاری را در حکمت خواجه جستجو کنیم. مهمترین اثر خواجه در این زمینه کتاب «اخلاق ناصری» است، که مهمترین بحث ان نیز «مدینه فاضله» است. در این تحقیق سعی شده است تا پاسخ سوال فوق الذکر بر اساس مدینه فاضله خواجه داده شود. این پژوهش نشان می دهد که خواجه نه تنها به طور نظری به مدینه فاضله و تحقق یافتن آن اعتقاد داشت، بلکه خود نیز در این راستا گام برداشت و برای تحقق بخشیدن بدان کوشیده تا وارد حوزه قدرت و سیاست شود.
پارتیان، این فاتحان آسیایی دولت سلوکی، کنترل تمام ضرابخانه های پادشاهان سلوکی را که در طول سلطنت اسکندر و جانشینانش در ایران مستقر شده بودند، به دست آوردند. پارتیان قبیله ای بودند که منشاء آنها به درستی برای ما مشخص نیست. آنها پس از شکست آندراگوراس _ ساتراپ سلوکی - پادشاهی خود را مستقر کردند و پس از برافتادن سلوکیان در شرق سکه زدند. آنان پس از سقوط سلوکیان و باختریان قدرتشان را استحکام بخشیدند و سپس به گسترش قلمرو خود پرداختند. موقعیت پارتیان در زمان سلطنت مهرداد اول - که تمام ضرابخانه های سلوکی را در شمال و غرب ایران تصرف کرد – تثبیت شد. این حکمرانان جدید با سیستم کشورداری آشنا نبودند بنابراین سیستم اقتصادی و سیاسی خود را به روش دولت سلوکی مستقر ساختند. در این مقاله به اثبات این مطلب خواهیم پرداخت که پارتیان در زمینه فعالیتهای سیاسی - اقتصادی و روشهای ضرب سکه دنباله رو سلوکیان بوده اند.
انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای پس از آن، بویژه ظهور جمهوری اسلامی، از موضوعات جذاب و گیرا برای محققان و اندیشمندان غربی بوده است. هر یک از آنها به طریقی کوشیده اند چرایی و چگونگی وقوع این رویداد بزرگ در تاریخ معاصر ایران را تحلیل نمایند. نیکی آر.کدی، مورخ نام آشنای امریکایی، از جمله این افراد است. این مقاله با مرور پرسش اصلی کدی درباره انقلاب اسلامی آغاز می شود و با بررسی چهارچوب تحلیل وی از انقلاب ایران، به ویژه دیدگاه وی درباره چرایی ظهور «تشیع انقلابی» و چگونگی رابطه میان ایدئولوژی و انقلاب در انقلاب ایران ادامه می یابد. دیدگاه کدی درباره چرایی ظهور اسلام انقلابی در انقلاب ایران ذیل مدل «سازمانی» که به تحلیل ایدئولوژی در چهارچوب منازعه سازمان یافته برای بدست آوردن قدرت می پردازد، جای می گیرد. این مدل را با دو مدل دیگر درباره رابطه ایدئولوژی و انقلاب یعنی مدلهای «ذهن گرایانه» و «گفتمانی» مقایسه کرده و کوشیده ایم با تکیه بر این دو مدل جایگزین، نواقص و امتیازات دیدگاه کدی را روشن سازیم. در پایان پس از طرح تحلیل کدی از وضعیت کلی سیاستهای جمهوری اسلامی به بررسی انتقادی دیدگاه وی درباره انقلاب اسلامی ایران پرداخته ایم.
فضاهای سیاسی همواره آکنده از دالهای شناور است. عموماً گفتمانهای سیاسی، با هدف تثبیت و معنابخشی و چهارچوب دهی، پیرامون این دالها، شکل می گیرد. بنابراین، ما همواره شاهد گفتمانهای سیاسی رقیب در جامعه هستیم. گفتمانهایی که در آنها تلاش می شود تا دالهای شناور را با چهارچوب دهی به هویت خود درآورند. حاصل این تلاشها رقابت گفتمانی است که چندان دوامی ندارد و سرانجام یک گفتمان بر گفتمانهای دیگر مسلط می شود. ایران بعد از شهریور 1320 شاهد رقابت گفتمانی میان چند گفتار سیاسی رقیب بود. گفتمانهایی که تلاش می کردند دالهای شناوری چون ترقی و پیشرفت، آزادی و دموکراسی، عدالت اجتماعی و نفی سلطه و استعمار را چهارچوب دهی نموده به هویت خود درآورند. گفتمانهای سیاسی مارکسیسم ـ لنینیسم را حزب توده، ناسیونال ـ لیبرالیسم را جبهه ملی، و باستان گرایی تجددخواه را نهاد سلطنت نمایندگی می کردند. یکی از گفتمانهای سیاسی رقیب در این دوره، گفتمان سیاسی حکومت اسلامی بود که توسط شخص حضرت امام(س) هدایت می شد. در این رقابت، سرانجام، گفتمان سیاسی حضرت امام(س) به دلیل ویژگیهای خاص آن بر دیگر گفتمانها مسلط شد. موضوع این مقاله، بررسی علل این تسلط است.