سیل خروشان قتل و غارت مغولان از آسیای میانه تا ایران را در کام خود فرو برد و حتی شهر بغداد را به آتش و غارت و بیداد خود سوزاند. عده ای از نویسندگان شیعه و سنی باعث حادثه خونین بغداد را خواجه نصیرالدین طوسی می دانند؛ شیعیان هدف خواجه را از این کار، گامی به سود جهان اسلام، و سنیان نابودی اسلام می دانند. خواجه نصیرالدین طوسی اندیشمندی بلند مرتبه است که مقام مهم اداری وی در دستگاه مغولان و هماهنگی او با حمله هلاکو خان به بغداد از یک سو، فعالیت های گسترده او در زمینه های علمی و فنی و نجومی از سوی دیگر موضعی جدال انگیز را درباره او پدید آورده است. به نظر می رسد که طوسی هم از سوی ممدوحان خود و هم از طرف منتقدانش تا حدودی مورد قضاوت نادرست قرار گرفته است. در این نوشتار به میزان نقش یا عدم نقش خواجه نصیرالدین طوسی در یورش مغولان به بغداد پرداخته است
مقاله حاضر، نگاه انتقادی و آسیبشناسانه دارد به شیوه تاریخنگاری موجود مربوط به دوران نهضت ملی. درباره تاریخ نهضت ملی نفت، جای خوشوقتی است که در سه دهه اخیر، برخی از اسناد و خاطرات مهم و رهگشای مربوط به آن دوران حساس تاریخی چاپ و منتشر شده است. علاوه بر این، دیدگاههای متفاوت و بعضا متضاد موجود در گزارش و تحلیل حوادث نهضت (بویژه علل ناکامی و شکست آن) در چالش با یکدیگر، کمابیش در کتابها و جراید درج و مطرح گردیده و در نتیجه، ما نسبتا با نوعی «موازنه اطلاعاتی» در این زمینه روبهرو هستیم که امکان آشنایی دقیق و نقادانه پژوهشگران با آراء و نظریات متفاوت در مورد روند نهضت و نقاط قوت و ضعف عملکرد دستاندرکاران آن را فراهم میسازد. در کنار این «وجه مثبت» قضیه، اما، یک سلسله «نقاط منفی» نیز وجود دارند که اهم آنها عبارت است از: بیطرف نبودن مورخان نسبت به موضوع تحقیق (یعنی شخصیتها و عوامل دستاندرکار در حوادث دوران نهضت ملی)، عدم رعایت موازین علمی و قضایی در تحلیل موضوعات و داوری نسبت به اشخاص، تناقض پنهان یا آشکار در ادعاها و قضاوتها، تتبع ناکافی در حوادث تاریخی و عملکرد سران و فعالان نهضت، و عدم «جامعنگری» نسبت به پیشینه و پسینه اشخاص و جریانات، یکسان شماری افراد متفاوت در اندیشه و عملکرد با یکدیگر، و... ذیلا توجه خوانندگان هوشمند و حق پژوه را به نمونههایی از موارد فوق جلب میکنیم
انسانها در طول زندگی خود با کسان زیادی سروکار دارند که بر آنان تاثیر مثبت یا منفی میگذارند و متقابلا از آنان اثر نیز میپذیرند. در این میان، آنان که شخصیتی برونگرا و منشی انسانی دارند، بیشتر طرف توجه افراد قرار میگیرند و دایره ارتباطات و گستره تاثیرپذیری و اثرگذاری آنان نیز بیشتر و بیشتر خواهد بود. جلال آلاحمد در زمره این افراد شمرده میشود.
در قرن شانزدهم میلادی، سلطه روسیه در آسیا، شمال دریای سیاه و شمال دریای خزر که اقوام آن مسلمان بودند، گسترش یافت. عثمانیان در این ایده بودند که کانالی از رودخانه دُن به رودخانه ولگا حفر کنند تا با فتح استراخان و با کمک مسلمانان ترکستان راه پیشروی روس ها را به سوی دریای خزر سد کند و جبهه ای از پشت سر علیه ایران باز کند. اما روسیه پیش دستی کرد و با تصرف شهرهای غازان و استراخان و حوضه ولگا و پیشروی در قفقاز، در میان مسلمانان این مناطق جدایی انداخت. عثمانی تلاش کرد تا حرکات روس ها را در قفقاز مانع شود. اما، به علت گرفتاریها در اروپای مرکزی و مشکلات داخلی این نقشه را کنار گذاشت. این مقاله درنظر دارد سیاست عثمانی علیه روسیه در آن قلمرو و نتایج ناکامیاش را بررسی کند.
جنبش های اسلامی 150 سال گذشته، اگرچه بی اهمیت، بی تاثیر و بیهوده نبودند، نتوانستند اسلام و جوامع اسلام را از انفعال در مقابل سیطره جهانی تمدن غرب رها کنند یا حتی مردم کشورهای اسلامی را از شر حکومت های مستبد و دست نشانده خلاص نمایند، اما در این میان وقوع انقلاب اسلامی در ایران چنان عمق فرهنگی و گستردگی سیاسی و اجتماعی داشت که نه تنها داستان تلخ شاهنشاهی را در ایران برچید، بلکه در مقابل نظام سلطه جهانی قرار گرفت و هم اکنون پس از بر باد دادن بنیاد کاخ سرخ کمونیسم، می رود تا کاخ سفید لیبرالیسم را نیز به دست اضمحلال سپرد و سایه فرهنگ اصیل اسلام را بر سر جوامع بشری بگستراند. تاثیری که انقلاب اسلامی بر پیدایش و رویش جنبش های اسلام گرای سیاسی در خاورمیانه، شبه قاره هند، افریقا، آسیای میانه و جنوب شرق آسیا گذاشته است نشان دهنده قدرت تکان دهنده انقلاب و پدیدار شدن بلوک قدرتمند اسلامی در عرصه جهانی است. در مقاله حاضر تاثیر وقوع انقلاب اسلامی بر بیداری جهان اسلام بررسی و تحلیل شده است.