از اوایل دوره قاجار، سه نهاد آموزشی ـ فرهنگی فرانسه، که با اهداف جهانی در پاریس شکل گرفته بودند، به تدریج یکی پس از دیگری ایران را نیز تحت پوشش خود قرار دادند. این سه نهاد عبارت بودند از مدارس میسیونرهای لازاریست ها، مدارس آلیانس فرانسه و مدارس آلیانس یهود. اما چگونگی و گستره فعالیت های فرهنگی ـ آموزشی هر یک از این نهادها که بخشی از تاریخ فرهنگی ناشناخته دوره قاجار را تشکیل میدهند، چندان مورد مطالعه و تحلیل قرار نگرفته و بازتاب نیافته اند. هرچند که لازاریست ها جامعه مسیحیان ایران و آلیانس یهود جامعه یهودیان را مد نظر داشته اند، لیکن آلیانس فرانسه نهادی غیر مذهبی به شمار میرفت. با این همه، آن دو نهاد نیز به تدریج رویکردی عرفی و همگانی به خود گرفته و توانستند بسیاری از مسلمانان را نیز جذب نمایند. این نوشته پس از نگاهی به اهداف و آرمان های این نهادها، چگونگی برپایی این مدارس، گستردگی و کم و کیف فعالیت های آموزشی آن ها را بررسی میکند.
مدارس و آموزش مدرسه ای در دوره کلاسیک عثمانی، هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی، رشد و پیشرفت چشمگیری پیدا کرد و با تأسیس مدارس صحن ثمان فاتح (875 ق) و سپس مدارس سلیمانیه (965 ق)، به اوج شکوه خود دست یافت. بیتردید، عوامل متعددی در بروز این پدیده تاریخی و آموزشی ـ فرهنگی نقش داشتند. نیاز دولت عثمانی به توسعه تشکیلات دیوانی و قضایی و تأمین نیروهای متخصص این نهادها، موجب اهتمام سلاطین عثمانی به تأسیس مدارس متعدد گردید. ثبات سیاسی و اوضاع مساعد اقتصادی، زمینه و امکان سرمایه گذاریهای کلان در راستای گسترش مدارس را فراهم آورد. عوامل دیگری چون رواج سنت وقف، مهاجرت علمای برجسته از دیگر نقاط جهان اسلام به قلمروی عثمانی و سیاست دولت عثمانی در حمایت از تسنّن فقاهتی و مدرسه ای به سهم خود، موجب گسترش هر چه بیشتر مدارس در قلمروی عثمانی در دوره کلاسیک شد.