شورش قلعه دم دم در عصر شاه عباس اول صفوی و توسط امیرخان برادوست، یکی از امرای مشهور عشایر برادوست، روی داده است.این مقاله به علل این شورش می پردازد و فر ض بر این است که از ماهیتی مذهبی، قومی و قدرت طلبانه برخوردار بوده است.این تحقیق بر روش توصیفی- تحلیلی مبتنی است.پس از تأمل و تحلیل اسناد و نوشته های موجود در منابع اولیه و تحقیقات جدید این نتیجه به دست آمد که شورش قلعه تا حد زیادی به دنبال سیاست تمرکزگرایی و مذهبی شاه عباس رخ داده است.
فکر احداث راه آهن در ایران از اوایل دوره ناصری به این سو مطرح بود و به تدریج رشد و گسترش یافت.هم مهندسان، شرکت ها و سرمایه گذاران خارجی به شکل های گوناگون در سده 19 این فکر را مطرح کردند و طرح هایی در این زمینه ارائه دادند و هم دولت های روس و انگلیس و بعدها آلمان در آن دوره هر یک به طریقی به مسئله راه آهن ایران توجه یافتند و با طرح های آن درگیر شدند.از دیگر سو، پاره ای از مصلحان و نوگرایان و ترقی خواهان ایرانی بر اهمیت راه آهن دست گذاشتند و برخی حتی راه نجات ایران را در آن دیدند و فکر احداث راه آهن را به مسأله ای مهم در اندیشه و عمل و برنامه های اصلاحی ایرانیان روزگار قاجار تبدیل کردند.با این حال، طرح های راه آهن در ایران یکی پس از دیگری نافرجام ماند و جز چند خط راه آهن پراکنده و محلی، که آن هم بیشتر در رابطه با اهداف و منافع قدرت های بیگانه احداث شد، ایران نصیب چندانی از این اختراع و موهبت عصر جدید نداشت و احداث راه آهن سرتاسری ایران تا دوره رضاشاه به تعویق افتاد.مقاله حاضر می کوشد، ضمن ارائه گزارشی کوتاه از مسائل یاد شده، علل و عوامل تأخیر و تعویق ذکر شده را دریابد و به پرسش از چرایی و چگونگی آن پاسخ گوید.ضعف سیاسی، اداری و اقتصادی ایران از یک سو و رقابت ها و مخالفت های مانع آفرین دولت های خارجی(روس و انگلیس) از سوی دیگر،عمده علل و عوامل تأخیر احداث راه آهن در ایران بودند.
در پی مشارکت مردم، روحانیت و روشنفکران در جریان نهضت مشروطیت، سرانجام در فاصله روزهای 14تا 18 جمادی الثانی 1324، مظفرالدین شاه سه فرمان در پاسخ به خواست های معترضان، مبنی بر تغییر در ساختار اداره کشور صادر کرد که محوریت فرمان ها بر تشکیل مجلسی از نمایندگان اقشار مختلف قرار داشت، اما حساسیت در نام گذاری مجلس، که عمده دلیل آن عوامل سیاسی بود، موجب شد فرمان نخست که در آن فقط از تشکیل مجلس سخن رفته بود، به «مجلس شورای اسلامی» و در پی اعتراض ها و رایزنی ها ی بعدی به «مجلس شورای ملی» تغییر نام یابد. از آنجا که فرمان آخر به لحاظ زمان نگارش امضای تاریخ14جمادی الثانی را در پای خود دارد، این امر موجب خطای بسیاری از نویسندگان تاریخ مشروطیت شده استو این فرمان را که به واقع در 18جمادی الثانی صادر شده است، با فرمان نخستین که به روایت ناظم الاسلام و مخبرالسلطنه هدایت که به تاریخ 14 جمادی الاخری(یا الآخره) مربوط است، خلط کرده اند.
بزرگترین اثر حماسی و ملی زبان فارسی شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است که بخش مهمی از امور و کیفیات گذشته قوم ایرانی را در بر میگیرد. همان طور که می دانیم موضوع اصلی حماسه شرح نبردها و دلاوریهای گذشته اقوام مختلف است. شرح نبردها در شاهنامه، با افسانهها آمیخته شده و چهره ای اسطورهای و خارق العاده پیدا نموده است. یکی از اجزاء مهم جنگ، شیوههای نبرد است که امروزه به آن تاکتیک گفته میشود.
شاهنامه مملو از نکات و دستورهای جنگی بوده که بیشتر آنها با مفاد نظام نامه ها و کتاب های شیوة کارزار فعلی که در نتیجة تجارب جنگ های متعدّد دنیا تدوین شده، مطابقت دارد.
در این پژوهش ابتدا تعاریفی از جنگ،حماسه، انواع، علل و اصول نه گانه جنگ و تطبیق آن با شاهنامه ارائه کرده، آنگاه به جنگ و روش های نبرد در شاهنامه می پردازیم. سپس این جنگ ها و روش ها مطابق اصول و روش های جنگی امروز نامگذاری می گردد. تطبیق این روش های تاکتیکی، نشان از راهبردی بودن روش های جنگی شاهنامه می دهد.
با آن که برخی بر این اعتقادند که میان ادبیات و مبانی زیبایی شناسی با مسائل اجتماعی مقارنة ضروری وجود ندارد و آثار ادبی بسیاری را می توان یافت که با امور اجتماعی مناسبت چندانی ندارند یا به کلی با آن بی ارتباط اند، یکی از مسائل مورد توجه ناقدان ادبی و جامعه شناسان، پیوند معنی دار ادبیات و در کل مبانی زیبایی شناسی با امور اجتماعی است. از آن جا که در ادبیات، زبان وسیلة بیان است و به قول ارسطو، به نوعی زندگی را به نمایش می گذارد، یک واقعیت اجتماعی و به عبارت دقیق تر یک نهاد اجتماعی است. نهادی که علت وجودی و هدف های خاص خود را دنبال می کند. در میان مکاتب جدید ادبی، ظهور مکتب رمانتیسم پیوند همه جانبه ای با تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم کشورهای اروپایی دارد. هم زمان با تحولات جهانی، این مکتب در تمامی کشورها، از جمله ایران، طرفدارانی یافت و در عصر پهلوی، به وی ژه در دهه های 20 و 30 به گرایش غالب ادبی تبدیل شد. سال های پایانی دهة 30 و آغازین دهة 40، روزگار افول رمانتیسم فارسی است. با اذعان به تأثیر متقابل ادبیات و جامعه در یکدیگر، در این پژوهش تأثیر عوامل اجتماعی و سیاسی عصر پهلوی در فراز و فرود گرایش ادبی مذکور نقد و تحلیل می شود.
جنبش های اجتماعی از موضوع های اصلی مورد توجه جامعه شناسی معاصر است تا جایی که آلن تورن جامعه شناسی را علم جنبش های اجتماعی می داند. در این مقاله با اذعان به اهمیت جنبش های اجتماعی و بررسی ابعاد نظری آن ها، ضمن سنخ شناسی جریان های سیاسی مسلط در جنبش جنگل مختصات پایگاه و حمایت مردمی در این سه جریان بررسی می شود. پرسش اصلی این است که حمایت مردمی از جریان های سیاسی جنبش جنگل چه مختصاتی داشت. دراین باره پایگاه مردمی سه جریان ملی ـ مذهبی، راست سازش کار و چپ در جنبش جنگل ذیل دو مؤلفة خاستگاه طبقاتی و گسترة جغرافیایی به صورت تطبیقی بررسی می شود. روش تحقیق تحلیل اسنادی و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در بین این سه جریان پایگاه مردمی جریان ملی ـ مذهبی انسجام و کارآیی بیشتری برای کامیابی جنبش جنگل داشت، اگرچه در دورة پایانی جنبش و بر اثر درگیری های درون گروهی تعداد و توان افراد آن کاهش یافت. علاوه بر این جریان راست سازش کار بر اثر گسستگی ساختاری و ماهیت ایدئولوژیک اش، که منجر به اتحاد نمی شد، فاقد پایگاه مردمی یکپارچه بود. جریان چپ نیز به علت وارداتی و نوظهور بودن ایدئولوژی اش نتوانست در آن بازة زمانی، پایگاه مردمی درخور اعتنایی ایجاد کند، بلکه به سبب تعارضات ارزشی با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مردم منطقه، عملاً موجب کاهش حامیان مردمی جنبش جنگل یعنی حامیان جریان ملی ـ مذهبی شد.
معمولاً کنسولگری دولت های خارجی در بنادر و شهرهایی تأسیس می شود که از پیش روابط تجاری با آن ها وجود داشته باشد. بریتانیا در دوران قاجاریه به رغم نداشتن اتباع و بازرگانی با ایالات جنوب دریای مازندران، یک کنسولگری در رشت و یک نمایندگی کنسولی در استرآباد تأسیس کرد و کارگذارهای محلی (وکیل الدوله) را بر آن ها گمارد. مقاله حاضر به بررسی علل تأسیس کنسولگری مذکور از سوی بریتانیا و سرنوشت کارکنان محلی آن اختصاص دارد. این مطالعه نشان می دهد که افتتاح کنسولگری به وسیله بریتانیا در آن منطقه اهدافی صرفاً سیاسی داشت و سیاسی باقی ماند. کارگذاران محلی آن نیز به رغم خدمت به امپریالیسم بریتانیا سود پایداری به دست نیاوردند.
قفقاز با توجه به پیشینه تاریخی، شرایط طبیعی و جغرافیای سیاسی از اقوام، فرهنگ ها و پیروان آیین ها و مذاهب گوناگونی تشکیل شده است. پیوند تاریخی ساکنان قفقاز با فرهنگ و تمدن ایرانی، تبعیت آنان را از حکومت های ایرانی در موازنه با سیاست های روم، عثمانی و روسیه در پی داشته است. در پی فروپاشی صفویان، که با عصر اقتدار روسیه تزاری همزمان بود، در طی حدود یک صد سال تا جنگ های ایران و روسیه، عدم ثبات سیاسی در ایران و آمد و شد حکومت های متعدد، خلاء قدرت در منطقه، ناامنی و فشارهای داخلی در کنار مداخلات خارجی، زمینه را برای جدایی قفقاز از ایران فراهم کرد. در دوره ضعف و نابسامانی حکومت در ایران، ناهمگونی دینی اتباع گرجی و ارمنی ایران و کوشش های دولت مسیحی قدرتمند روسیه تزاری، به یکی از عوامل زمینه ساز جدایی طلبی مسیحیان قفقاز از ایران تبدیل شد. هر چند ساکنان قفقاز با جدایی از ایران درصدد الحاق به روسیه نبودند، اما روند حوادث به این امر انجامید. این مقاله بر اساس روش تحلیلی در پژوهش تاریخی، بر آن است تا نقش ناهمگونی دینی در فرایند جدایی قفقاز از ایران را تبیین کند. دستاورد تحقیق نشان می دهد که گذشته از عوامل متعدد سیاسی، ناهمگونی دینی در آن برهه زمانی، نقش مهمی در این فرایند داشته است.
درباره نسبت دانش فقه با تمدن دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ برخی میان این دو نسبتی نمی بینند، گروهی قائل به نسبتی حداقلی بین فقه و تمدن بوده و گروهی فقه را شرط اساسی تمدن سازی قلمداد می کنند. نسبت فقه و تمدن با دو نگاه قابل بررسی است. نگاهی در قلمرو متون و منابع فقه و نگاهی دیگر معطوف به متون و منابع کمال یافته تر، شاید بتوان آن را فقه مطلوب نامید. با محوریت نگاه نخست، کوشیده شده با مروری بر کتاب ها، ابواب و مسائل و موضوعات فقهی اثبات شود، می توان از پیوندی آشکار و استوار بین آموزه های فقهی و تمدن سازی سخن گفت. هرچند نمی توان ادعا کرد همه نظام های اجتماعی مورد نیاز تمدن به صورت کامل و آماده الگوبرداری در فقه فعلی موجود است، اما وجود چارچوب های اصیل و ساختاری تمدن در آن قابل انکار نیست. این نکته که نظام سازی از طریق فقه، به مثابه گام نخست برای تمدن سازی در گرو تشکیل و تدوین فقه حکومتی است نیز مورد بحث قرار گرفته است.
«چین» و پیشرفت های تمدنی آن موضوعی است که کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. آشکارسازی دستاوردهای تمدنی چین و تأثیر آن در تمدن اسلامی، می تواند نقش مؤثری در شناسایی هرچه بهتر تمدن اسلامی داشته باشد. شاید در ابتدای امر این گونه به نظر برسد که «چین» نقش چندانی در تمدن اسلامی نداشته است، اما بررسی موضوع نشان می دهد که آنها از نظر تمدنی نسبتا پیشرفته بودند و ورود دستاوردهای تمدنی این کشور به جهان اسلام موجبات ترقی و پیشرفت هرچه سریع تر تمدن اسلامی را سبب شده است. ازجمله این دستاوردها می توان به صنایع کاغذسازی، چاپ، سفال گری، پرورش کرم ابریشم و تولید پارچه، ساخت جنگ افزار و اختراعاتی نظیر قطب نما، باروت، ساعت آبی و دستاوردهای هنری همانند نقاشی و پیشرفت های علمی آنها اشاره کرد.
فاصله سال های 1163- 1209 ه. ق، مقارن است با دوران حکومت زندیه که با ظهور کریم خان و تشکیل حکومت زندیه پایه گذاری شد. این پژوهش بر آن است تا با شناسایی ویژگی های اصلی سازمان تشکیلات حکومتی زندیه، تاثیرات آن را بر روند سقوط دولت زند بررسی کند. نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متمرکزی که کریم خان بنا نهاده بود با مرگ او از هم فرو پاشید و زمینه برای ظهور مدعیان جدید در عرصه سیاسی– نظامی کشور فراهم آمد. اما خیلی زود مشخص شد که آنان نه تنها توان اداره کشور را ندارند، بلکه خود نیز در برابر رقیبان قدرتمند توان ایستادگی نداشتند. لذا در دوره پس از کریم خان، هیأت حاکمه نه تنها توان حل این مشکلات را نداشت، بلکه با اقدامات خودسرانه و فشار مالیاتی، مردم را از خود راندند. چرا که برای مقابله با رقیبان و جمع آوری سربازان به پول بیشتری احتیاج داشتند و این وضع برای مردم و بازاریان قابل تحمل نبود.