در دو صفحه پیشرو، به نقد تفصیلی و تحلیلی کتاب «ایران، بر آمدن رضاخان، بر افتادن قاجار و نقش انگلیسیها» میپردازیم و سپس ضمن معرفی کتاب تاریخ بیست ساله ایران، فهرستی از کتابهای مربوط به موضوع این شماره را تقدیم علاقهمندان میکنیم.
انگلیس ، ایران را دست بسته به روس ها تحویل داد
پرونده حضور انگلستان در ایران به دلیل نقش فعال و موثر اما منفی دولت انگلیس، بسیار قطور است و مطالعه تمامت این سوابق، از حوصله یک یا چند محقق صبور پر مطالعه نیز خارج است لذا بر آن شدیم تا در گفتگو با ابراهیم تیموری، نویسنده و مورخ معاصر، فقط بخشی از روابط در کشور را دو مقطع قاجاریه واکاوی کنیم که نتیجه آن در پی میآید.
شهر به عنوان دستاورد حیات جمعی انسان سهم زیادی در روند تکاملی تمدن او داشته است. شهرنشینی در ایران هم که در نتیجه تحولات تاریخی دوران اشکانی و ساسانی شکل مشخص به خود گرفت نقش مهمی در روند تمدنی ایران داشته است. از زمان ساسانیان به بعد شهر و روستا فاصله محسوسی پیدا کرده و شهرها کارکرد مشخص تری به خود گرفته اند. ساختار زندگی شهری نیز در همین دوره و تحت تاثیر شرایط تاریخی آن صورت مشخص یافته است. از این زمان فرم و ساختار زندگی شهری صورت منسجمی تری به خود گرفته و تحت تاثیر چهار عامل اصلی «کاخ»، «معبد»، «استحکامات» و «بازار» که می توان آنها را در سه بخش «کهندژ»، «شارستان» و «ربض» معرفی کرد، نمود عملی پیدا کرده است. ساختار زندگی شهری که از اراده حکومتی تاثیرپذیری زیادی داشت البته بعد از مرتبه حکام از نوعی پویایی اجتماعی و اقتصادی برخوردار بود در دوران اسلامی نیز تداوم یافت. با وجـود این فرهنگ و نگرش اسلامی شهرنشینی را تحت تاثیر قرار داد و تا اندازه ای بافت و ساخت آن را دگرگون کرد. از این پس شهر ایرانی به لحاظ ساختاری ترکیبی از ویژگی های عصر ساسانی و ویژگی های خاص دوران اسلامی را در خود داراست. در هر دو دوره ساخت سیاسی حاکم که با نهاد دین نیز ارتباطی تنگاتنگ داشت تاثیر بیشتری بر ساختار حیات شهری می گذاشت و موجب می شد که شهرهای مملکت ایران بیشتر به عنوان یک مرکز سیاسی که کارکرد اداری- اجرایی پر رنگتری داشتند، مطرح باشند. در این مقاله که ساختار زندگی شهری در تاریخ ایران دوره اسلامی تا قرن هفتم هجری مورد بررسی قرار گرفته، روشن کردن ارتباط میان ساخت سیاسی جامعه و چگونگی ساختار حیات شهری مورد نظر می باشد.
در دوران خلافت هارون الرشید (193-170ق)، قیام ها و شورش های گوناگونی روی داد و تشکیل حکومت هایی مستقل، قسمت هایی از قلمرو خلافت عباسی را از پیکره آن جدا کرد. در این میان، قیام های پی در پی خوارج در نواحی مختلف قلمرو هارون را میتوان در زمره چشمگیرترین رویدادهای زمان او به شمار آورد. پرسش مطرح در مقاله حاضر، این است که چه عللی در وقوع جنبش های مسلحانه مکرر خوارج در عهد هارون تاثیر داشته است؟ در پاسخ به این سؤال ، از شیوه حکومت اشرافی هارون که سلطنتی در پوشش خلافت بود و نیز عملکرد غیر منصفانه کارگزاران افزون طلب او، به عنوان علل اصلی قیام های خوارج در قلمرو آن خلیفه، یاد شده است.