آل بویه که از شمال ایران برخاسته بودند، توانستند اولین حکومت مستقل شیعی را در بخش های وسیعی از ایران و عراق تأسیس نموده و بر دستگاه خلافت عباسی مسلط شوند. یکی از مهمترین پیامدهای تشکیل حکومت آل بویه، ترویج و تعمیق فرهنگ تشیع بر بخشهای وسیعی از سرزمین های مرکزی و غربی حوزه خلافت عباسی شد. هدف این مقاله بررسی شناسایی این پیامدها و ارزیابی نقش امرای آل بویه در این موضوع است. نتایج بررسی نشان می دهد که شیعیان با حمایت آل بویه توانستند مراسم و مناسک مذهبی خود را با فراغ بال بیشتر و به صورت عمومی اجرا کنند.شیعیان در این دوره مراسم سوگواری امام حسین(ع) در روز عاشورا وجشن غدیر خم را به صورت رسمی و آشکار برگزار می نمودند. آل بویه، مراقد مطهر ائمه(ع) را بازسازی و زمینه ی حضور زوار را فراهم کردند. در آن دوران، اذان شیعی رواج پیدا کرد و نقابت علویان احیاء گردید.
یکی از مسائل بسیارمهم درهر بخش از تاریخ، منابع مختلفی است که در تاریخ نگاری هر دوره مورد استفاده قرار می گیرند و یا به نوبه خود از منابع تاریخ نگاری آن دوران محسوب می شوند. در دوران سلجوقیان حاکمیت «اندیشه ایرانشهری» برذهن مورخان ایرانی، اولین تحول را در اندیشه آنان به جای گذارد. در دوران حکومت مغول- ایلخانی، مورخان به نگارش تواریخ جهانی پرداختند و دومین تحول مهم در اندیشه این قشر ایجاد گردید. پس از تشکیل حکومت تیموریان، مورخان این دوران سنت های تاریخی نگاری ایرانی را به ارث بردند، با این وجود تاریخ نگاری در این دوران با اینکه از ویژگی های خاصی نیز برخوردار بود، سه مرحله را پشت سرگذاشت: دوران تیمور، شاهرخ و سلطان حسین بایقرا. در مقاله حاضربا توجه به این مراحل سه گانه صرفا «منابع تاریخ نگاری ایران در دوران تیموریان» مورد بررسی قرارگرفته است و محور کلیدی آن بررسی اجمالی منابع مختلف تاریخ نگاری در دوران موردنظر و نیز دریافت گرایش های متفاوت نویسندگان و مورخان این دوران درنگارش مطالب است. بدین منظور تلاش گردیده تا با استفاده از منابع تاریخی و مطالعات نوین مربوط به این دوره و با توجه به روش تحلیلی- تاریخی به گردآوری وتدوین مطالب پرداخته شود.
ولایت استرآباد به دلیل موقعیت خاص خود از نظر همسایگی با دولت روسیه همچنین قرار گرفتن در مسیر ارتباطی ولایات خراسان و مازندران و... از طرفی موقعیت مطلوب آب وهوایی که کشت و زرع را در آن به نحو مطلوب ایجاد می کرد، به عنوان یکی از ولایات با اهمیت در ادوار مختلف حکومتی خصوصا در دوره های صفویه و قاجار بوده است. نظام تقسیم بندی ولایات در دوره قاجارکه علاوه بر نگاه بر اهمیت سوق الجیشی نواحی مختلف کشور اکثرا مبتنی بر میزان هدایا و پیشکشی های حاکمان وخوانین یک ناحیه نیز بود، مستقل شدن این ولایت به مرکزیت شهر استرآباد به ارمغان آورد و این امر اهمیتی ویژه به این ولایت بخشید. وجود مزارع پرمحصول، دامداری های گسترده و همچنین راه ها ارتباطی صادرات و واردات کالا از کشورهای همسایه و همچنین ولایات مجاور باعث گردیده بود که فضای مناسبی برای تجارت ودادو ستد در این ولایت ایجاد گردد.وجود بندر گز به عنوان بندرگاهی که امکان استفاده ایمن در بخش مسافری و واردات و صادرات کالا را میسر می نمود، امتیاز ویژه ای بود که بر رونق این ناحیه می افزود.در این میان باید از جزیره آشوراده نیز نام برد که از آن برای صادرات و واردات استفاده می گردید ولی در مقابل بندر گز از اهمیت کمتری برخوردار بود. در مجموع ولایت استرآباد علاوه بر اهمیت والایی که در تجارت و دادوستد داخلی داشت به عنوان یکی از گذرگاه های ورودی از کشور همسایه شمالی دارای اهمیت ویژه ای بود که آن را در ردیف ولایات ممتاز مملکت قرار می داد.
یکی از ویژگی های تاریخ سیاسی ایران در قرن هشتم هجری قمری، حد فاصل زوال ایلخانان تا روی کار آمدن تیموریان، وجود سلسله های محلی متعددی است که در چهارگوشه ایران تشکیل شدند. در این میان، شرق ایران و خراسان محل قدرت نمائی حکومت های متعدد از جمله حکومت سربداران با اتکاء به مذهب تشیع اثنی عشری بود. در جوار سربداران و پیش از آنان، حکومت های سنی مذهب طغاتیموریه، آل کُرت و جانی قربانی ها نیز جهت کسب قدرت سیاسی به تکاپو برخاسته بودند. با تشکیل این حکومت ها در جوار یکدیگر و به رغم روابط کمرنگ دوستانه آن ها، علل و عوامل متعدد چون مسائل ارضی و گسترش قلمرو بویژه رقابت بر سر تصرف خراسان، تفاوت و تباین مذهبی و اختلافات سیاسی، وقوع برخورد و تنش بین حکومت های محلیِ خراسان را گریزناپذیر می ساخت که در نهایت منجر به ضعف و در نتیجه زوال و سقوط آنان شد. پژوهش حاضر با شیوه ی تحلیلی توصیفی، با اتکاء به منابع دست اول و تحقیقات جدید بر آن است تا زوایای پنهان و آشکار مناسبات این حکومت های محلی و عوامل تأثیرگذار بر آن را بررسی و تحلیل نماید.
کشمیر در شمال شبه قاره هند به سبب موقعیت تاریخی، جغرافیایی و سوق الجیشی همواره مورد توجه بوده است. شیعیان یکی از گروه های مهم نقش آفرین در تاریخ سیاسی کشمیر و تحولات ناشی از آن بوده اند. نقطه آغاز نفوذ شیعیان در کشمیر و دستیابی به قدرت سیاسی مهاجرت ایرانیان به این سرزمین از نیمه قرن هشتم هجری قمری بود. از این جهت هدف پژوهش حاضر آن است که با استفاده از روش تاریخی مبتنی بر توصیف و تحلیل نقش شیعیان را در تحولات سیاسی کشمیر از سال 735 تا 1288 هجری قمری در دوره حکومت شاهمیری ها، چک ها و گورکانیان مشخص نماید. یافته های اصلی پژوهش آن است که حاکمیت شیعیان در فاصله زمانی مذکور باعث کاهش بحران سیاسی در کشمیر، توسعه فرهنگ شیعی و ایرانیزه شدن این سرزمین به خصوص با ترویج زبان و ادب فارسی است.
در به قدرت رسیدن عباسیان، از نقش پر رنگ ایرانیان نمی توان به سادگی گذشت. چرا که ایرانیان با به دست گرفتن امور دیوانی و فرهنگی، نه تنها باعث تثبیت قدرت عباسیان شدند، بلکه توانستند موقعیّت سیاسی و نظامی مهمّی در دولت عباسی، به دست آورند. در این راستا می توان به خاندان سهل به رهبری «فضل بن سهل سرخسی» و حمایت های بی دریغ برادر کهترش «حسن بن سهل» اشاره نمود، که در به قدرت رسیدن، مأمون عباسی نقش اساسی داشتند؛ اشاره نمود. اواخر دوران خلافت «هارون»، مصادف با آغاز دوره ی خلافت «محمد امین» بود. در این دوره، بزرگترین بحران سیاسی و مذهبی، بین او و مأمون، دامان جهان اسلام را گرفت. که برنده ی این بحران، مأمون عباسی بود که پیروزی و تثبیت مقام خلافتش را مدیون برادران سهل می دانست. لذا وی در صدد جبران محبّت های خراسانیان که به نوعی آنها را دایی خود می دانست، بر آمد و فضل بن سهل را با لقب «ذوالریاستین» به وزارت خویش برگزید. و حسن بن سهل را نیز با صلاح دید فضل، به عنوان اولین ایرانی، والی عراق گردید. نقش حسن بن سهل به عنوان حاکم بغداد در تحولات این عصر بسیار چشم گیر و مهم است.
کابل و قندهار از شهرهای هرات در زمان فتحعلی شاه، بر اثر هم سایگی شان با هندوستان و هم زمان نزد شاه قاجار و دولت های انگلستان، فرانسه و روسیه مهم می نمود؛ چنان که قاجارها برای حاکم شدنِ دوباره ایران بر این مناطق تلاش می کردند. مسئله شورش «خوانین» خراسان و سوء استفاده حاکمان دُرانی از آشفتگی اوضاع آن جا، عامل مؤثر در سرکشی آنان در برابر حکومت مرکزی ایران و دست اندازی به دیگر نواحی خراسان بود و فتحعلی شاه و حکم رانان خراسان را به لشکرکشی های پی در پی به هرات واداشت. هراس انگلستان و کمپانی هند شرقی از حملات زمان شاه و جانشینان وی به هند نیز موجب شد که انگلیسی ها برای برقراری روابط دیپلماتیک با دولت قاجار و برانگیختن فتحعلی شاه به در پیش گرفتن سیاستی خصمانه با حاکمان دُرانی، سفیرانی به ایران بفرستند. این پژوهش با روی کردی توصیفی تحلیلی بر محور این پرسش سامان یافته است که چرا فتحعلی شاه موفق نشد همچون صفویان و نادریان در این مناطق مستقیم نفوذ کند و حاکمان این مناطق نیز از او فرمان نمی پذیرفتند؟ بر پایه یافته های تحقیق، عوامل داخلی و خارجی مهمی همچون اوضاع همواره بی ثبات خراسان و سیاستِ گریز از مرکز خوانین آن جا، بهره نبردن حکم رانان خراسان از برخی از زمینه های فراهم شده در مواجه با دُرانیان، هم زمانی سلطنت فتحعلی شاه با مهم شدن هندوستان نزد انگلستان و کمپانی هندشرقی و سیاست دوگانه انگلیسی ها در تحریک دولت قاجار و حکام دُرانی بر ضد یک دیگر، موانع مهم کام یابی شاه ایران در این باره بوده است.
سنت بلنددامنه اجوبه نویسی از روزگار ائمه اطهار (ع) آغاز شد و پس از غیبت امام زمان (عج) به علمای شیعی رسید. عالمان شیعه از طریق اجوبه ها، به پرسش های گوناگونی در زمینه های اعتقادی، اقتصادی، حقوقی، مسائل نوپدید (مستحدثه) بنابر نیازهای آن روزگار، پاسخ می دادند. از این رو، اجوبه های عالمان شیعه مجموعه ای غنی و استنادپذیر در معارف دینی به شمار می روند. این اجوبه ها افزون بر اهمیّت مذهبی شان، داده های ارزش مندی در زمینه تاریخ اجتماعی در بردارند؛ زیرا مضمون آنها تعامل های قشرهای گوناگون جامعه با یک دیگر است و افزون بر این، نیازهای فکری، حقوقی و اقتصادی مردم آن روزگار را بازمی تایند. این مقاله به تحلیل محتوای اجوبه ها می پردازد و محتوای آنها را برای گرفتن داده های اطلاعاتی از آنها به انگیزه تدوین تاریخ اجتماعی برمی رسد و نشان می دهد که محتوای اجوبه ها، گوشه و کنار حیات اجتماعی عصر خود را آشکار می کنند که از مواد ناگزیر برای تاریخ نگاری اجتماعی اند . .
سیره نویسی به وسیلة اهل حدیث و با اصول خاص مکتب مدینه جهت به کارگیری سنت پیامبر(ص) به عنوان اسوة مسلمانان، شکل گرفت. در این مقاله ضمن اشاره به علل منع نگارش حدیث پس از رحلت پیامبر(ص)، چگونگی آغاز سیره نویسی و شرح مختصری از پیشتازان این عرصه در مکتب مدینه با تقسیم بندی جدید ، به روش توصیفی- تحلیلی ارائه شده است.
پس از تأسیس دارالفنون و سفرهای ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به اروپا، فرهنگ غربی در ایران نفوذ و گسترش زیادی یافت. یکی از تأثیرات فرهنگ غربی در حوزه موسیقی بویژه موسیقی نظامی بود. این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای در پی پاسخ به این پرسش است که تأثیرپذیری موسیقیدانان ایرانی و موسیقی نظامی (نقاره خانه) از شیوه های علمی و عملیِ منسجمِ موسیقی نظامی غرب تا چه میزان و چگونه بود؟ یافته ها حاکی از آن است که موسیقی نظامی غرب از اواسط عصر ناصری وارد ایران شد و تا پایان عصر قاجار، گسترش زیادی یافت و رقیبی جدی برای موسیقی نظامی شد؛ هر چند تلاش های برخی از موسیقیدانان و اعضای انجمن های ادبی، برای همسان سازی این دو سبک موسیقی بی نتیجه نبود و نوآوریهایی در عرصه موسیقی نظامی پدیدار شد، اما بسیاری از سبک های کهن موسیقی فراموش شد و الگوهای غربی در موسیقی مورد استقبال فراوان قرار گرفت. غرب گرایی شدید دربار قاجار و موسیقیدانان ایرانی، از عوامل اصلی این تأثیرپذیری بود.
شهر به عنوان یک واحد اجتماعی – سیاسی از ادوار کهن مورد توجه بوده است. از زمانی که تهران به پایتختی ( دارالخلافه) انتخاب شد و شاهان قاجار در آنجا تمرکز اداری نمودند شاهد رشد و توسعه شهر تهران می باشیم. اما این توسعه در زمان حکومت آقا محمد خان، فتحعلیشاه و محمد شاه بطئی بود و چندان توجهی به امور شهر تهران توجه نمی شد. اما در عصر ناصری و مظفری شاهد رشد فزاینده ای در مقوله شهر و شهرنشینی هستیم. توسعه فضای شهری و نظارت بر امور آن مدیریت توانمندی می طلبید به همین دلیل لزوم تأسیس نهادی به نام بلدیه جهت پیگیری امور شهری احساس شد. در بدایت امر محتسبان و سپس انجمن بلدی و بعد از انقلاب مشروطه بلدیه اکثر قریب به اتفاق مسائل شهری و تأمین رفاه اجتماعی شهروندان را به انجام می رساند. مسأله اصلی در امر این پژوهش بررسی سیر تحولات بلدیه تهران و اینکه بلدیه در توسعه شهر تهران و رفاه عمومی شهروندان و رفع مشکلات، معضلات و موانع شهری عصر قاجار تا چه اندازه ای موفق عمل کرده است. این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی درصدد بررسی این مساله است.
قیام 1920 یا انقلابی که به «ثوره العشرین» معروف شد، از روی دادهای مهم تاریخ معاصر عراق است. این قیام واکنشی در برابر دولت استعماری انگلستان در عراق پس از جنگ جهانی اول و تلاشی برای تأسیس دولت اسلامی مستقل شیعی یا دست کم نامتعهد به غرب بود. شیعیان این کشور، پس از «اشغال شدن» کشورشان، به رهبری مراجع و روحانیانی که بیشتر ایرانی بودند، قیام گسترده ای در برابر اشغال گران سازمان دادند. این قیام به استقلال کامل عراق نیانجامید، اما در شکست سیاست های دولت استعماری انگلیس و پیدایی نخستین حکومت ملی در عراق بسیار تأثیر گذارد. چگونگی شکل گیری این قیام و چیستیِ سرچشمه ها و پی آمدهایش و چگونگی تأثیرگذاری مراجع ایرانی ساکن عتبات در رهبری آن قیام، مهم ترین مسائل مطرح در این مقاله اند. اینکه کم تجربگی سیاسی محلی در این قیام و چیرگی گسترده بریتانیا بر سیاست های منطقه، به ناتوانی و عقیم ماندن قیام انجامید، مفروض است.
در نیمه نخست هزاره اول پ.م اقوام ساکن در شمال غرب ایران، دولت مانا را به مرکزیت ایزیرتو محوطه کنونی قالایچی در نزدیکی بوکان تشکیل دادند. می توان علت اصلی شکل گیری و دوام دولت مانا را در مرحله اول مقابله با حملات پی در پی آشور و بعدها اورارتو به این ناحیه دانست. بعد از تشکیل حکومت، فرمانروایی مانا مبادرت به احداث استحکامات تدافعی پیرامون محوطه های اصلی و ایجاد دژهایی در مناطق کوهستانی صعب العبور و غیر قابل دسترس نمود. در قلعه های مانایی همانند سنت معماری سنگی هزاره اول پ.م غالباً از سنگ درشت بدون ملات (خشکه چین) استفاده می شد. کاربرد برج های نیم دایره ای توپر و اتاقک های برج مانند چهارگوش توخالی به عنوان ویژگی برج سازی مانا قابل توجه است.همین طور در شهرسازی این دوره به منظور ایجاد قابلیت تدافعی بیشتر برای سکونتگاه ها، طرح های دایره ای شکل را ترجیح داده اند. در این نوشتار سعی بر تبیین ویژگی ها و عناصر شاخص معماری نظامی مانا شده است.
شهرستان فسا، در شرق مرکزی استان فارس قرار گرفته است. این شهرستان ابتدا توسط استاین در سال ۱۹۳۴ و سپس در سال ۷۲-۱۹۷۱ بوسیله دومیروشیجی بررسی شد. فسا بار دیگر در سال ۱۳۸۸ توسط یک تیم ایرانی بررسی شد که در پژوهش حاضر، ۳۰ محوطه پیش از تاریخی که از این بررسی بدست آمده، مورد مطالعه قرار گرفته است. با توجه به مجموعه های سطحی، پیش از تاریخ منطقه به دوره های مختلف تقسیم شده و هر دوره به طور جداگانه بررسی شده و در نهایت یک گاهنگاری مقایسه ای برای پیش از تاریخ منطقه ارائه شده است. در ناحیه فسا هیچ گونه محوطه نوسنگی بدون سفال تا کنون شناسایی نشده، ولی محوطه های نوسنگی باسفال، یک فرهنگ بومی را در منطقه نشان می دهند. در دوره باکون افزایش شدیدی در شمار محوطه بوجود آمد و بخش های مختلفی از دشت توسط ساکنین این دوره اشغال شد. در این دوره ارتباط شرق فارس با دیگر حوزه های فرهنگی از جمله حوضه رود کر آغاز شد و تا شکل گیری فرهنگ های محلی ادامه یافت. به دلیل کمبود داده های سطحی، دوره های فرا باکونی در این منطقه زیاد مشخص نیست، ولی به نظر می رسد چندین فرهنگ بومی با مشخصه سفال قرمز ساده و منقوش تا دوره کفتری وجود داشته تا این که فرهنگ کفتری جایگزین آن می شود.
بحران اقتصادی 1929 موجب کاهش درآمد ناشی از صدور مواد اولیه در ایران شد. در نتیجه این وضعیت ایران ناچار شد تا به منظور تأمین هزینه های مورد نیاز واردات کالاهای مصرفی خود به اجرای سیاست صنعتی سازی دست بزند. در چنین شرایطی ایران به سوی برقراری روابط اقتصادی با آلمان نازی که در صدد تأمین مواد اولیه مورد نیاز صنایع جنگی خود بود سوق داده شد تا از این طریق علاوه بر فروش مواد اولیه، ماشین آلات مورد نیاز صنایع خود را تأمین کند. درپی این نیاز متقابل بود که قرارداد تصفیه محاسبات تجاری میان ایران و آلمان منعقد شد. انعقاد این قرارداد علاوه بر بخش صنعت پیامدهای مهمی در سیاست-گذاری های حکومت پهلوی در سایر بخش های اقتصادی از جمله بخش کشاورزی داشت. مقاله حاضر در صدد است تا با استفاده از روش تاریخی و با به کار گیری اسناد و مدارک آرشیوی، کتاب ها، روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی اول به بررسی پیامدهای انعقاد این قرارداد بر سیاست های حکومت پهلوی در بخش کشاورزی بپردازد. اولویت یافتن بخش کشاورزی در سیاست های اقتصادی حکومت با هدف توسعه کشاورزی تجاری جهت تأمین مطالبات مواد اولیه آلمان و خارج شدن سیاست صنعتی سازی از اولویت برنامه های اقتصادی حکومت از جمله پیامدهای انعقاد قرارداد تصفیه محاسبات تجاری میان دو کشور بود.
پس از تسلط اعراب بر ایران واکنش های متفاوتی مانند مبارزه علیه اقتدار رسمی، مباحثات نظری و چالش با مسلمانان ازسوی ایرانیان بروز کرد. گروهی نیز ضمن پذیرش اسلام، کوشیدند با نفوذ در ساختار قدرت سیاسی خلافت، با رونق فرهنگی جامعه از زوال فرهنگ ایران جلوگیری کنند. مسأله اصلی این مقاله بررسی رابطه تراکم قدرت در دست ایرانیان ذی نفوذ در ساختار قدرت سیاسی خلافت با تحولات فرهنگی جامعه اسلامی است. این بررسی نشان می دهد حضور گسترده خاندان های ایرانی در ساخت قدرت خلافت عباسی، موجب فعال شدن آنان در عرصه سیاست گذاری های فرهنگی شد. ایرانیان علاوه بر امور سیاسی، اقتصادی، مذهبی و تکوین زیرساخت های اداری، در رونق فرهنگی و اندیشه های علمی و توسعه صنایع وابسته به علم و کتابت مانند کاغذ و قلم نقش مهمی ایفا کردند. این مقاله بر اساس روش تبیین تاریخی بر آن است تا دستاوردها و رونق فرهنگی و علمی را به تأثیر از حضور ایرانیان در قدرت سیاسی خلافت بررسی کند.