بررسی باستان شناختی بخشی از دره رودخانه سیروان در حد فاصل شرق شهرستان سروآباد و غرب شهرستان سنندج در جنوب غربی استان کردستان طی مهرماه ۱۳۹۶ به انجام رسید. منطقه مورد بررسی با ارتفاعات متعددی که پوشیده از درختان بلوط و بَنه است محصور شده و دره، شکلی V مانند به خود گرفته که عرض اندک و شیب تندی دارد. این وضعیت شرایط ایده آلی برای شکل گیری محوطه ها و استقرارهای انسانی نیست و به همین دلیل، پیش از بررسی نیز انتظار کشف محوطه های متعدد، منطقی نبود. این بررسی تنها نواحی آبگیر سد نی آباد را در بر می گرفت، که در نتیجه آن مجموعاً ۱۱ محوطه شناسائی گردید. قدیمی ترین محوطه به دوره اشکانی تعلق دارد و یافته های کهن تری از این بررسی به دست نیامد. از این دوره ۶ محوطه شناسائی شده است. پس از این دوره، یافته هایی از قرون ۴ تا ۶ هجری قمری تنها در یک محوطه شناسایی شد. کمبود محوطه های باستانی در محدوده دره به احتمال زیاد با جریان های زمین ریخت شناسی و وضعیت توپوگرافی دره در ارتباط است تا هرچیز دیگر. فقدان اراضی قابل کشاورزی، سنگلاخی بودن منطقه و شیب بیش از حد اراضی واقع در دره باعث شده تا در سرتاسر منطقه تنها ۹ محوطه باستانی و دو گورستان شکل بگیرد. قرارگیری در شیب دامنه ها و تک دوره ای بودن محوطه ها باعث گردیده در اغلب محوطه ها ما تنها شاهد وجود شمار اندکی قطعه سفال باشیم که به ظاهر در بستری طبیعی و فاقد هر گونه نهشته باستان شناختی پراکنده هستند. برای شناخت محوطه های در خطر دره طی طرح عمرانی، چهار مورد از آنها مورد گمانه زنی قرار گرفت که سه محوطه دارای بقایای استقرار فصلی بود و در محوطه ده کهنه ۱، گورستانی از دوره اشکانی آشکار گردید که یک گور چاله ای ساده و یک گور خمره ای از کاوش آن آشکار گردید. ظاهراً در طول تاریخ به دلایل پیش گفته، دره رودخانه سیروان در محدوده روستاهای نگل تا نی آباد دارای استقرارهای متعدد و چندان مهمی نبوده و با توجه به شرایط محیطی و توپوگرافی شاهد آبادانی و رونق این نواحی نیستیم. الگوی پراکندگی مکان های باستانی و وضعیت ظاهری نهشته های باستان شناختی نشان می دهد که الگویی مشابه با امروز در منطقه حکمفرما بوده است. در حال حاضر، در شش ماه از سال، مردم منطقه در خانه ها و اتراقگاه های پراکنده واقع در زمین کشاورزی و باغ خود در حاشیه رودخانه زندگی می کنند و طی فصل سرد سال به روستا باز می گردند. بدون تردید، این الگو به دلیل محدودیت های زیست محیطی شکل گرفته و ادامه یافته است.
در مطالعات باستان شناسی عصر آهن ایران، پرداختن به تعاملات انسان و محیط تا اندازه زیادی مغفول مانده است و با توجه به وقوع نوسانات اقلیمی، طی این دوره فرهنگی، لازم است از این منظر نیز مورد بررسی قرار گیرد. یکی از مهم ترین محدودیت های این مطالعه، کمبود تاریخ گذاری های مطلق و گاهنگاری های نسبی معتبر برای اغلب محوطه های عصر آهن است. همچنین، این محوطه ها که اکثراً ویژگی گورستانی دارند، فاقد قابلیت لایه نگاری فرهنگی هستند. در این پژوهش، فراوانی و پراکنش مکانی اغلب محوطه های گورستانی و استقراری کاوش/ بررسی شده این دوره در مناطق شمال ایران مرکزی، شمال، شمال غربی و غرب ایران طی مراحل سه گانه عصر آهن بر اساس تغییرات اقلیمی مورد تحلیل قرار گرفته اند. پژوهش های دیرین اقلیم در منطقه جنوب غربی آسیا نشان دهنده افزایش خشکی آب و هوا در عصر آهن II (۸۰۰ –۱۲۵۰ ق.م.) هستند. بنابراین، به نظر می رسد کاهش جمعیت در برخی مناطق و جابه جایی های جوامع انسانی وهمچنین، نظام معیشتی عمدتاً کوچ رو گله داری طی عصر آهن در ارتباط با رویدادهای اقلیمی خشک بوده اند.
بناهای بسیاری در سرزمین پهناور ایران وجود دارد که از جهت گاهنگاری و کاربری دارای مشکل اند، زیج منیژه از جمله این بناهاست که در نزدیکی سرپل ذهاب کرمانشاه واقع شده و نظرات گوناگون در مورد آن ابراز شده است. این بنا، بنایی سنگی با ملات گچ است که ابعاد آن ۵۷×۳۵/۵ متر و با پلان مستطیل شکل است. تاکنون هیچ گزارش و مطالعه دقیقی در مورد این اثر به چاپ نرسیده است. برخی از محققین در اشاراتی گذرا این بنا را کاروانسرای دوره ساسانی قلمداد نموده، برخی دیگر کوشک و تعدادی رصدخانه را به عنوان کاربری بنا ذکر کرده اند. در این پژوهش، کلیه مدارک موجود و اشارات تاریخی گردآوری گردید و اساس کار بر فعالیت های میدانی متمرکز گردید و بنا به دقت از نظر پلان، مصالح و دیگر ویژگی ها بررسی و مطالعه شد. هدف از این پژوهش، مشخص نمودن کاربری بنا با توجه به شواهد برجامانده از آن و مقایسه بنا با سایر بناهای مشابه از لحاظ ویژگی و سبک معماری می باشد. از مهم ترین نتایج این پژوهش پیشنهاد کاربری این بنا به عنوان یک کوشک یا کاخ کوچک و اتراقگاه موقت است.
در اواخر هزاره چهارم ق.م، فرهنگی در قفقاز، شمال غرب ایران و شرق آناتولی شکل می گیرد که دامنه گسترش و نفوذ آن تا زاگرس مرکزی، مرکز و شمال ایران و حتی فلسطین امروزی گسترش پیدا می کند که به فرهنگ یانیق، ماورای قفقاز و یا فرهنگ کورا-ارس معروف است. در این دوره، شمال غرب ایران، شاهد افزایش وسعت محوطه ها، تغییر ناگهانی سفال و نیز افزایش بی سابقه ای در تعداد محوطه های استقراری است که نشان از نفوذ یک سنت فرهنگی جدید دارد. سنت سفال های نخودی منقوش دوره پیشین (مس و سنگ) تقریباً منسوخ شده و سفال های خاکستری سیاه داغ دار با نقوش کنده، جایگزین این سفال ها می شوند. هم زمان با نفوذ فرهنگ کورا-ارس به شمال غرب ایران، منطقه چالدران نیز تحت تاثیر این فرهنگ قرار می گیرد. تپه گاوور قلعه سی، استقرارگاهی در دشت میان کوهی چالدران است که دارای شواهدی از فرهنگ کورا–ارس است. این محل که در فاصله ۲۳ کیلومتری شمال غرب شهر چالدران واقع شده، در راستای بازدید از آثار شهرستان مورد شناسایی و بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی باستان شناختی، حاکی از این است که این محل، محوطه ای تک استقراری است که در اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم ق.م شکل گرفته و دارای آثار و شواهدی (معماری سنگی و سفال های خاکستری) از این دوره فرهنگی است. سفال های این محوطه، بیشترین تشابهات را با سفال های یانیق تپه، محوطه کهنه شهر (رَوَض) چالدران، تپه باروج مرند، محوطه دوزداغی خوی و تپه های وزون و کول تپه II جمهوری آذربایجان دارند. در این پژوهش، سفال های گردآوری شده در بررسی باستان شناسی تپه گاوور قلعه سی، مطالعه و مورد تحلیل باستان شناختی قرار می گیرد.
محوطه نیسک آباد در فاصله 5.5 کیلومتری جنوب شرقی شهر سردشت، 5 کیلومتری جنوب شهر ربط و 1 کیلومتری شمال روستای نیسک آباد در امتداد ساحل غربی رودخانه زاب کوچک قرار دارد. کاوش این محوطه در سال 1394 ه .ش.، به مدت دو ماه در راستای پروژه نجات بخشی پشت سد سردشت و هم چنین مطالعه چشم انداز باستان شناسی منطقه، به ویژه در دوره های پیش از تاریخی و تاریخی به انجام رسید. در محوطه نیسک آباد درمجموع تعداد چهار ترانشه ایجاد گردید. کاوش در این ترانشه ها منجر به شناسایی بقایای معماری (دیواره های سنگ چین از نوع سنگ های رودخانه ای)، قطعات متعدد سفال و ابزارهای سنگی شده است. مطالعه بقایای معماری و نمونه سفال های محوطه نیسک آباد نشان دهنده تک دوره ای بودن محوطه و سکونت کوتاه مدت گروه های انسانی در این محل بوده است. براساس مطالعات صورت گرفته، فرم سفال های محوطه را انواع: کاسه، پیاله، کوزه، دیگچه و خمره تشکیل می دهند. تزئینات ایجاد شده برروی سفال ها شامل نقوش افزوده (طنابی شکل)، نقوش کنده و نقش مهرزده هستند. در کنار سفال های گونه معمولی، تعدادی محدودی سفال جرینگی نیز شناسایی شده است. یکی از پرسش های اصلی مطرح شده در پژوهش حاضر این است که، فرم و خصوصیات فنی سفال های اشکانی محوطه نیسک آباد با کدام مناطق قابل مقایسه هستند؟ در این راستا، سفال های اشکانی محوطه علاوه بر قابل مقایسه بودن با محوطه هایی نظیر قلعه یزدگرد، قروه کردستان، محوطه های حوزه همدان، لرستان و شمال غرب ایران، دارای برخی ویژگی های بومی و محلی نیز هستند. به نظر می رسد مطالعه، ارزیابی و بررسی داده های فرهنگی محوطه نیسک آباد بتواند در روشن تر شدن وضعیت فرهنگی دوره اشکانی در منطقه مؤثر باشد.
هدف از نگارش این مقاله تبیین تفاوت های خوانش تاریخی مفاهیم آزادی فرد و قدرت دولت در گفتمان سیاسی آیت الله نائینی و شیخ فضل الله نوری است. مفاهیم آزادی فرد و قدرت دولت و ویژگی های آن برای شیعیان از مباحث اصلی فقیهان شیعه در دوره غیبت بوده است. انقلاب مشروطیت که یکی از تحولات مهم دوران معاصر کشورمان است و به دنبال آن رژیم جدید سلطنتی تأسیس شد؛ یکی از نقاط عطف تاریخی است که در آن مشروعیت رژیم جدید سیاسی در تطبیق آن با مبانی اسلامی مورد اختلاف علما قرار گرفت. گروهی انقلاب مشروطه و هدف آن را با مواضع نظری اندیشه دینی مطابق دیدند و خوانش آنان از مشروطه با تبیین مفاهیم آزادی فرد و قدرت دولت، هماهنگ بود. در مقابل گروهی مشروطیت و نهادهای آن را با مبانی نظری اندشیه سیاسی شیعی مغایر دیدند. نماینده این دو رویکرد متفاوت فقهی در مورد مبنای مشروعیت حکومت مشروطه دو فقیه بزرگ عصر مشروطه، علامه نائینی و شیخ فضل الله نوری بودند. نتایج بررسی این مقاله در مواجهه دو فقیه با مفاهیم گفتمان سیاسی جدید از یک طرف شاهد ایدئولوژی نخبه گرایانه و نظریه دو قطبی حکومت از طرف شیخ نوری برای تحقق احکام شرع بود و از طرف دیگر علامه نائینی برای نخستین بار تا حدودی آزادی و حق حاکمیت مردمی را در کنار ولایت فقیهان در بستر دین همراه نمود. این مقاله با استفاده از مفاهیم گفتمانی این متفکران با خوانش تاریخی خاص خودشان منجر به استنتاج نوع نگاه متفاوت و بعضاً متضاد این متفکران گردید.
سریه ذات السلاسل یکی از حوادث مهمی است که در دوران رسوالله (ص) رخ داد؛ اما اخبار و اسناد موجود درباره آن پراکنده و ناهمسو است. سنجش اعتبار و جایگاه روایات این سریه موضوعی است که منابع اسلامی و پژوهشگران معاصر به آن کمتر توجه کرده اند. این جستار به دنبال آن است تا اخبار و اسناد مرتبط با سریه ذات السلاسل را ارزیابی و دیدگاه مختار را تبیین نماید. پژوهش کتابخانه ای حاضر به شیوه مطالعه تاریخی و توصیفی، اسنادی تنظیم و منابع تاریخی، کلامی، فقهی، تفسیری و ادبی فریقین (شیعه و سنی) مورد استفاده قرارگرفته است. در مقاله، نخست روایات مختلف درباره سریه به تفکیک آمده، سپس تحلیل و برخی دلایل تعارض ها، ارزیابی و درنهایت سریه بازخوانی شده است. نتایج حاصل گویای آن است که تعارض سندی و ناهمگونی محتوایی اخبار و گزینش های منابع اسلامی مانع آن شده تا روایت پیوسته ای از سریه، غرض و سرانجام آن ارائه گردد. در عین حال بخشی از تحولات سیاسی و اجتماعی و جایگاه افراد بر اساس این اخبار استخراج و تحت تأثیر آن است.
قمار از محرمات الهی و یکی از راه های درآمد نامشروع است که باگذشت زمان، مصداق های مختلفی پیدا کرده است. بر اساس قانون مجازات اسلامی نیز قمار جرم محسوب می شود. نوشته حاضر با بررسی توصیفی- تحلیلی نظرات فقها و حقوق دانان و با تأکید بر نظرات امام خمینی درصدد بررسی صدق موضوعی قمار بر شرط بندی های اینترنتی است و به این نتیجه دست یافته است که با بررسی تعاریف قمار از نظر اهل لغت، فقها و حقوق دانان و تحلیل نظرات امام، قمار به معنی مغالبه با شرط رهن است و ابزار در مفهوم آن مدخلیتی ندارد. شرط بندی های اینترنتی مصداقی نوین از قمار محسوب می شوند. با تمسک به ادله ای مانند وسعت مفهوم بازی، امکان اطلاق قمارخانه به سایت های شرط بندی، اهمیت دیدگاه عرفی، توجه به فلسفه تحریم قمار، اطلاق روایات و عدم اخذ ابزار خاص در مفهوم قمار، می توان قائل به صدق موضوعی قمار بر این موارد شد.
با روی کار آمدن ایلخانان جامعه علمی و فرهنگی ایران از انفعال و ایستایی چند دهه حاکمیت مغول بیرون آمد. تساهل و مدارای مذهبی ایلخانان تأثیر ویژه ای بر رشد فرهنگ و آموزش در این عصر داشت. نظر به اهمیتی که مراکز علمی آذربایجان در عصر مورد نظر داشته-اند همچنین با توجه به اهتمام در امر تاسیس مدارس مقارن با قرن نهم ه.ق در منطقه آذربایجان و شمال غربی ایران و توسعه و ترقی علوم در این ناحیه پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که جایگاه وضعیت علمی مراکز علمی آذربایجان در قرن نهم هجری چگونه بوده و چه پیامدهای اجتماعی با تاکید بر مذهب داشته اند؟ روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد. نتایج حاکی از آن است که مدارس مهم ترین مراکز علمی قرن نهم بودند که هم ازنظر تعداد و هم میزان فعالیت های آموزشی بر سایر مراکز برتری داشتند. در این دوره مدارس بسیاری برای نشر و گسترش علم ساخته و یا بازسازی شدند. عمده ترین علومی که در این دوره در مدارس تدریس می شد علوم کلامی، ریاضی و فلسفه بود. از سوی دیگر به عنوان یک نتیجه قابل توجه، در فعالیت های علمی پس از حمله مغول، روح متعصب و خشک مذهبی که در عهد خلفا براساس جانبداری از مذاهب اهل سنت حاکم بود، در قرن نهم از میان رفت. البته نباید نقش رصدخانه ها و اهمیت آنان در کنار مدارس را نادیده گرفت، زیرا تأسیس رصدخانه ای همچون رصدخانه مراغه با جمعی از اندیشمندان آن زمان نقش بسیار پررنگی در رواج علم و دانش در این خطه داشته است.
حامیان «تاریخ میان رشته ای» با طرح این دیدگاه که رویکردهای اکتشافی توصیفی به عنوان روش اصلی در پژوهش های تاریخی دیگر پاسخ گوی یک پرسش، حل یک مسئله یا پرتوافکنی بر حل یک موضوع پیچیده جوامع انسانی در چارچوب روش معرفتی خود نیست، باعث ایجاد بحث هایی در ساحت نظام دانشگاهی رشته تاریخ در ایران در موافقت یا مخالفت با این رویکرد شده اند که می توان آن را در سه دسته تقسیم بندی کرد. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی آماری است و می کوشد میزان مقالات میان رشته ای در مجلات علمی پژوهشی مرتبط با گروه های تاریخی علمی کشور به عنوان نمایندگان تاریخ آکادمیک را بیابد و به دنبال پاسخ به پرسش جا یگاه تاریخ میان رشته ای در پژوهش های تاریخی جهت بررسی ادعاهای مرتبط با این وضعیت است. طی سال های اخیر، حامیان رویکرد توصیفی و قائلان «کار ویژه» برای دانش تاریخ، با آنکه در تمام سال های شکل گیری تاریخ علمی در ایران، تسلط نسبی بر فضای آموزش و پژوهش این رشته دانشگاهی داشته اند و حتی از موانع عمده تغییر بنیادین برنامه درسی رشته تاریخ در سال های بعد از انقلاب فرهنگی بوده اند، با ایجاد فضای «نظریه هراسی» به بهانه یکتا انگاری و حفظ استقلال علم تاریخ از دیگر شاخه های علوم انسانی، مانع تحول ساختاری در رشته تاریخ شده اند. آمار16 مجله علمی پژوهشی تاریخی در یک بازه زمانی 15ساله که 3926 مقاله را به چاپ رسانده اند، نشانگر آن است که صرفاً 489 مورد از این مقالات پژوهش های «تاریخ میان رشته ای» محسوب می شوند. تعداد پایین مقالات میان رشته ای و به کار نبردن گسترده نظریات در این پژوهش ها، به عنوان مهم ترین داده آماری این پژوهش نیز گزاره ای برخلاف ادعای جریان مذکور، درباره برتری داشتن جریان حامی «تاریخ میان رشته ای» بر فضای علمی این رشته است.
مقاله حاضر مبادی و نتایج تاریخ نگری ایران مبتنی بر نظریه برتری نژادی برخاسته از ایدئولوژی آریایی گرایی را بررسی و نقد می کند و انگیزه های شکل گیری این اندیشه و پیامدهای آن را به بحث می گذارد. در این پژوهش نشان داده می شود که این نظریه هیچ مصداقی در تاریخ باستانی و دوران ایران بعد از اسلام ندارد؛ بنابراین برخورد نژادی با پیروان مذاهب و قومیت های دیگر هرگز عمومیت پیدا نکرد. فرضیه مقاله این است که عبدالرحمن سیف آزاد برای انگیزه های شخصی و بهره گیری از امتیازات اقتصادی به ویژه در آلمان بود که به نظریه آریایی گرایی توجه کرد، به همین دلیل او قادر نبود برای دیدگاه خود بنیادی فکری بیابد و نظر به اینکه ایدئولوژی مدنظر وی بی ریشه بود، هیچ اقبالی در جامعه فرهنگی و روشنفکری ایران پیدا نکرد. روش تحقیق این مقاله توصیفی است و سپس براساس توصیف های به عمل آمده، تحلیلی مشخص از ماهیت جنبش آریایی گری ارائه شده است. منابع اصلی مقاله برخی مطالب نشریه نامه ایران باستان و همچنین دیدگاه های معارض با اندیشه آریایی گرایی است و برای فهم بهتر موضوع به برخی منابع فرعی هم ارجاع داده شده است.
مواضع و تعامل چندجانبه شورای انقلاب به عنوان اولین نهاد مجریِ انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها بین سال های 1357 تا 1359 با سایر طبقات نقش آفرین در انقلاب فرهنگی، که عبارت اند از رهبر، دانشگاهیان، دولت و مردم، تأثیر مستقیمی بر نهادسازی و نهادینه سازی این مقوله فرهنگی در انقلاب اسلامی داشته است. هدف اصلی این پژوهش آن است که با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی اسناد، منابع و مطبوعاتِ موجود، نقش شورای انقلاب در عدم تحقق اهداف انقلاب فرهنگی در بازه زمانیِ مسئولیتش را مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد عدم دستیابی شورای انقلاب به موفقیت مورد نظر امام خمینی در اجرای انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها بیش از هر چیز در چند امر خلاصه می شود: اولاً مشغله بیش از حد این نهاد در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، ثانیاً برداشت مبهم و ناقص و به تبع آن برنامه ریزی غیرجامعِ اعضای آن نهاد از مقوله انقلاب فرهنگی و ثالثاً عدم همکاری و فرمانبرداریِ اولین دولت انقلاب اسلامی و رؤسای دانشگاه ها در فرآیند کار. در این میان تنها رهبری امام خمینی و همراهی مردم با اقدامات این نهاد به نحو صحیح صورت گرفته است. نکته راهبردی دیگر آنکه توجه رهبر انقلاب به توأم بودن نهادسازی در کنار نهادینه سازیِ مقوله انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها باعث شد تا ایشان در بندِ نهاد خاص نباشد و به علت نواقص موجود، مسئولیت آن را به نهاد جدیدِ ستاد انقلاب فرهنگی واگذار کند.
شهر اسلامی جیزد، با وسعتی حدود 5/45 هکتار، در 12 کیلومتری شهر رشتخوار قرار دارد. با توجه به منابع و متون دوره اسلامی، این شهر که در قرون 5-8 هجری دارای اهمیت بسیار بوده، سرانجام درنتیجه زلزله متروک شده است. اطلاعات پیرامون این شهر بسیار محدود است؛ لذا با توجه به اهمیت این محوطه در قرون میانی اسلامی، شهر جیزد در تابستان 1400 مورد بررسی روشمند قرار گرفت. هدف از این پژوهش، معرفی و دسته بندی سفال های به دست آمده از این محوطه است. این پژوهش درصدد است به این پرسش ها پاسخ دهد که کدام یک از انواع سفال های اسلامی در شهر جیزد قابل شناسایی است؟ یافته های سفالی موردمطالعه در کدام بازه زمانی تاریخ گذاری می شوند؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و بر اساس یافته های حاصل از مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. نتایج پژوهش فوق نشان داد که یافته های سفالی این محوطه، در دو گروه اصلی بدون لعاب و لعاب دار قرار می گیرند و بر اساس مطالعات مقایسه ای سفال های محوطه، سابقه سکونت در محوطه به قرن 4 هجری برمی گردد و با توجه به وجود سفال های گونه سلادون، بدل سلادون و چند قطعه مشکوک به سفال کوباچه نوع آبی نیلی، به نظر می رسد که محوطه تا حدود قرن 9-10 هجری به صورت محدود مسکونی بوده است.
شناخت رویکردهای مختلف سیره پژوهی امکان دسته بندی دیدگاه های مطرح و مقایسه آن ها را فراهم می آورد و زمینه رویارویی منطقی با پرسش ها و چالش های فرا روی را ممکن می سازد. این مقاله درصدد است به روش توصیفی_تحلیلی و بر پایه مطالعات شیعی، سیر تاریخی رویکردهای سیره پژوهی را بررسی کند. نتیجه حاصل از این تحقیق نشان می دهد که سه رویکرد مهم در این تحقیقات غلبه دارد: نخست، رویکرد فقهی است که به سیره به عنوان منبع استنباط حکم شرعی می نگرد؛ دوم، رویکرد حدیثی است که از سیره به عنوان اسوه و الگوی زندگی بهره می گیرد و سوم، رویکرد تاریخی است که سیره را به عنوان گزارشی از واقعه تاریخی می شناسد.
فرقه دمکرات آذربایجان با حمایت حکومت اتحاد جماهیر شوروی در سال 1324 تشکیل و در سال 1325 فروپاشید و تبعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار سنگینی را برای مردم ایران داشت که پناهنده شدن جمعیت زیادی از مردم محلی آذربایجان به کشور شوروی از جمله آنها می باشد. هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت سیاسی و اجتماعی پناهندگان فرقه دمکرات آذربایجان در اتحاد جماهیر شوروی است. روش اجرای این پژوهش توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از منابع اولیه صورت گرفته سعی نگارندگان بر آن است تا تبعات انسانی و اجتماعی حکومت فرقه دمکرات آذربایجان را آشکار سازند نتیجه مطالعات نشان می دهد، پس از فروپاشی حکومت فرقه در 21 آذر 1325 تعداد پناهندگان ایرانی که به دلیل هواداری از حکومت فرقه و با فریب کاری رهبران این گروه به شوروی فرار کرده و پناهنده شده ند بین 25 تا 30 هزار نفر تخمین زده شده است. اندکی پس از این واقعه، ﺳﺮان ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ آذربایجان ﺷﻮروی و رهبران فرقه دمکرات ﺑﺮای رهایی از بار مشکلات نگهداری این حجم زیاد پناهندگان و سرکوب نارضایتی پناهندگان از عملکرد فرقه و تصمیم آنها به بازگشت به ایران، مطابق با سیاست بیرحمانه استالینی آنها را ﺑﺎ اﺗﻬﺎمﻫﺎی واﻫﯽ و غیرانسانی راﻫﯽ اردوﮔﺎهﻫﺎی ﮐ ﺎر اﺟﺒ ﺎری در ﺳ ﯿﺒﺮی و آسیای میانه کردند و سرنوشت دهشتناک، غم انگیز و رقت باری را برای آنها رقم زدند.
عکس های تاریخی ابزار مهمی در مطالعه و تحلیل تاریخ اجتماعی دوره ها هستند که علاوه بر ارایه اطلاعات بصری، دارای مفاهیم ضمنی درخصوص سایر حواس ازجمله حس چشایی اند، به گونه ای که با استخراج عناصر مربوط به ذائقه چشایی از عکس ها و تطبیق آ ن ها با منابع مکتوب، می توان بر چگونگی سلایق مقولات اجتماعی از طریق قوه چشایی، شیوه ی طبخ غذا، مواد مورد استفاده و سرو غذا در طبقات مختلف اجتماعی دست یافت. چه بسیاری از عکس های دوران قاجار، به همراه رفتارهای مرتبط با انواع خوراک های این دوره ثبت شده اند. بدین منظور در پژوهش حاضر، با به کارگیری تاریخ اجتماعی حواس به عنوان روش تحلیل عکس ها، به بررسی حس چشایی در عکس های طبقات مختلف اجتماعی دوره قاجار می پردازیم. پرسش مهم تحقیق آن است که ذائقه ی چشاییِ لایه های مختلف اجتماعی دوره قاجار چه تفاوت هایی داشته و چگونه در عکس های اجتماعی آن دوره نمود یافته است؟ نتیجه این که در عکس های این دوره ، غذا و عناصر مربوط به آن درطبقات بالای جامعه نه تنها برای رفع گرسنگی، که جنبه زیبایی شناسانه و تجملاتی دارد، به صورتی که عاملی مهم جهت نمایش اشرافیت در ضیافت هایی چون مهمانی آش خوران شاه می شود. در این طبقات حجم بالای غذای مرغوب به طور هم زمان در یک وعده غذایی استفاده می شود. درحالی که در طبقات پایین تر، غذاها ساده تر و بدون توجه به زیبایی، صرفا از جهت الزام و اضطرار مصرف می شده اند.
یکی از دانش های دیرینه در میان دانشیان مسلمان «دانش تراجم نگاری» است. یکی از ویژگی های آثار برخی تراجم نگاران ایرانی معاصر «کرامت محوری» است. آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی از مفسران قرآن کریم و عالمان زاهد است. تراجم نگاران او را صاحب کرامت دانسته اند. پیشگویی او درباره سرانجام شیخ فضل الله نوری و آیت الله شیخ عبدالکریم حائری کرامتی است که به او نسبت داده اند. نگارنده این نوشتار درصدد ارزیابی گزارش این کرامت است. تا کنون نوشته ای در ارزیابی کرامت مذکور یافت نشده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و کاربست معیارهای نقد گزارش های تاریخی، به این نتیجه رسیده که گزارش مذکور با واقعیت تاریخی در تعارض است. عدم اطلاع خاندان نوری و حائری از این رویداد و بازتاب نیافتن آن در میان تراجم نگاران گذشته، قرینه دیگری بر بی اعتباری گزارش این پیشگویی است.
In the early Islamic period, Khorasan was referred to as “Place of Sunrise” that stretched from the eastern side of the Lut Desert to the Hindukush Mountains. This region was divided into four parts or “quarters” of Neyshabour, Merv, Herat, and Balkh during the early centuries of Islam. The region that finally became the capital of Taherid dynasty was one of the important political, religious, and geographical centers during those years. A New York Metropolitan Museum’d expedition under Charles Carl Wilkinson was carried out on 3,500-hectare area of the ancient city of Neyshabour, from 1937 to 1948 AD.