ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۲۱ تا ۱۸٬۰۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۱۸۰۲۱.

تحلیل عکس های اجتماعی بر اساس تاریخ اجتماعیِ بو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۳ تعداد دانلود : ۵۱۶
عکس ها بر مبنای نظام سنتی طبقه بندی حواس انسانی ، متعلقِ قوه باصره و صرفاً سندی دیداری انگاشته شده اند اما در فرایند فهم و تفسیر عکس، آنچه در عکس روایت می شود، با رویت ممکن نیست و قوای دیگر حسّ انسانی نیز در تحلیل متن آن دخالت دارد. در تاریخ اجتماعی حواس نیز، جایگاه حواس انسانی چون بویایی، لامسه، شنوایی و چشایی در مواجهه و تحلیل متن تاریخی مورد مطالعه و تحقیق مورخان قرار دارد و ازاین رو در بحث حاضر، عکس به مثابه سند تاریخی، محل تداخل آن چه "دیده می شود" با حواسی خواهد بود که فهم پذیر اما نادیدنی اند. بویایی از مهم ترین این حواس است و در مفهومی که در حوزه نقد عکس از آن باعنوان " کار خاطره " نام می بریم و نیز در ساخت و تداعی معنا به ویژه در حوزه عکس های اجتماعی که با مقوله زیست روزمره ی انسانی پیوند تنگاتنگی دارد، حاضراست. بنابراین، بر اساس تاریخ اجتماعی حواس، به پیگیریِ کار خاطره در عکس هایی می پردازیم که به مثابه سندی از تاریخ بویایی در متنِ اجتماعی است. در این مقاله نشان داده شده است که چگونه می توان در تحلیل عکس، به جز قوه ی دید، از قوای دیگر حسیّ بهره جُست؟ و اهمیت تحلیل های مبتنی بر احساسات انسانی در تفسیر عکس های اجتماعی چیست؟ براساس پرسش های ذکرشده، می توان فرض کرد عکس های اجتماعی، به سبب پیوندی ذاتی که با گذشته تاریخی و روایتگری دارند، می توانند ارتباطی تنگاتنگ با ادراکاتی از گذشته داشته باشند که به واسطه قوه بویایی قابل فهمیدن اند، احساساتی چون نوستالژیا و بازیابیِ عمیق خاطرات؛ قوه بویایی به واسطه ی ارتباط تنگاتنگش با بازآوردن احساس و خاطرات نوستالژیک، همواره به نوعی آشناپنداری پیشینی دلالت دارد. در متن حاضر ارتباط عمیق سطح عکس(آن چه که از زمانِ گذشته نمایش می دهد) و بویایی در این حوزه شناختی مورد تحلیل واقع می شود. در واقع سازوکار قوه ی بویایی، به واسطه ارتباط مستقیمی که با نوستالژیا و بازیابیِ خاطرات در گذشته دارد، پیوندی تنگاتنگ با تفسیر عکس های اجتماعی خواهدیافت.
۱۸۰۲۷.

نقش قومس در دولت اسماعیلیه نزاری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۳ تعداد دانلود : ۹۲۶
ایالت قومس، پس از رودبار الموت و قهستان، سومین ناحیه ای بود که پایگاه های نزاریان به صورت گسترده در آن ایجاد شد. استراتژی اسماعیلیان برای تسلط بر یک ناحیه، تصرف قلعه های آن ناحیه و پایگاه قرار دادن آن قلعه ها برای تصرف کل ناحیه بود. در راستای این استراتژی، نزاریان، به رهبری حسن صباح، در 489ق با بهره گیری از اختلافات داخلی میان سلجوقیان، توانستند دژ گردکوه و چندین قلعه دیگر را در ایالت قومس به دست آورند و به تدریج قومس را به قلمرو خود منضم کنند. این پژوهش با گردآوری اطلاعات از منابع تاریخی، با روش تحلیلی استنتاجی و نیز تکیه بر نتایج بررسی میدانی باستان شناختی قلعه های اسماعیلیه قومس، به دنبال یافتن پاسخ برای این پرسش است: دلایل اهمیت قومس برای اسماعیلیان و نقش آن در اقتداربخشی به دولت اسماعیلیه نزاری ایران چه بوده است؟ حاصل پژوهش نشان داد که این ایالت از دو جنبه برای نزاریان مهم بوده است: نخست، قرار گرفتن آن در میان دو مرکز استراتژیک آنها یعنی رودبار الموت و قهستان و عملکرد آن به عنوان پل ارتباطی میان این دو ناحیه؛ دو دیگر، گذر شاهراه تجاری و مواصلاتی خراسان از این ناحیه. این ویژگی ها از طرفی سبب یکپارچگی قلمرو اسماعیلیان شد و از طرف دیگر تسلط بر قلعه های این ناحیه، به ویژه گردکوه، تسلط بر شاهراهِ خراسان و شاخه های آن را به دنبال داشت و مجموع این موقعیت ها به وضوح بر قدرت سیاسی و اقتصادی نزاریان افزود
۱۸۰۴۰.

تبیین الگوهای نما در بناهای ساخته شده توسط معماران آلمانی در ایران (دوره ی پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۳۸
پوسته ی خارجی و ویژگی های کالبدی ساختمان همواره در معماری ایران نقشی اساسی داشته و کارکرد آن عمدتاً در دوره های مختلف متنوع بوده و همواره در طول تاریخ تحت تأثیر شرایط فرهنگی اجتماعی قرار گرفته است. گوناگونی و تنوع این لایه ی معماری در دوران پهلوی اول بیشتر از دوره های دیگر به چشم می خورد؛ زیرا دولت ایران در این دوران با استخدام معماران خارجی، خصوصاً آلمانی، زمینه را برای بروز و ظهور سبک های مختلف معماری با ویژگی های کالبدی گوناگون فراهم آورد. پرسش اصلی تحقیق این است که ساختار کالبدی و لایه ی بیرونی معماری در این دوران، متأثر از حضور آلمان ها در ایران دارای چه مؤلفه ها و ویژگی هایی است؟ پژوهش پیشِ رو از نوع کیفی است و با استناد به اسناد تاریخی و برداشت های میدانی، بر اساس روش توصیفی تحلیلی به نقش معماران آلمانی در پیدایی و بروز ویژگی های کالبدی در معماری دوران پهلوی اول خواهد پرداخت. نتایج تحقیق نشان می دهد که معماران آلمانی از دو طریق بر جنبه های کالبدی و پوسته ی خارجی معماری در دوره ی پهلوی اول اثرگذار بوده اند؛ نخست استفاده از ظرفیت های معماری آلمان به واسطه ی تجربه ی زیسته و انتقال آن به ایران، و نوع دیگر، بهره بردن از ویژگی های معماری پیش از اسلام و پس از اسلام.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان