هدف: پژوهش حاضر به بررسی و تعیین عناصر فراداده ای جهت سازماندهی نقشه های جغرافیایی به عنوان یک منبع اطلاعاتی باارزش در مراکز جغرافیایی، آرشیوی، کتابخانه ای و موزه ای ایران پرداخته است.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش به روش پیمایشی توصیفی تحلیل محتوا انجام پذیرفته و داده ها از طریق سیاهه وارسی و پرسشنامه گردآوری شده اند. جامعه این پژوهش شامل 10 استاندارد توصیفی بین المللی، کاربرگه 9 سازمان دربردارنده نقشه های جغرافیایی و 6 منبع اطلاعاتی مرتبط با نقشه های جغرافیایی است. نتایج حاصل از پژوهش با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است.
یافته ها: در کل 209 عنصر فراداده ای برای سازماندهی نقشه های جغرافیایی شناسایی شد. در میان آنها 59 عنصر در کاربرگه ها، 198 عنصر در استانداردها و 25 عنصر در منابع اطلاعاتی مطرح شده است. از 20 عنصر در هر سه بخش بررسی شده استفاده شده است. کاربرگه سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی کامل ترین کاربرگه توصیفی بود. در آن علاوه بر عناصر فراداده ای متداول توصیفی اسناد، داده های ریاضی نقشه نیز منظور شده است
در دوره پهلوی دوم (1357-1320 ش)، دولت پهلوی در ادامه ی شبه مدرنیسمی که از دوره رضا شاه آغاز شده بود، طرح-هایی را به هدف دگرگونی در شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور انجام داد. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی پیامدهای منفی این برنامه ها است. پرسش اصلی پژوهش این است که سیاست های توسعه ای در سلطنت محمد رضا شاه چه نتایجی منفی در پی داشت؟ یافته های این بررسی نشان می دهد که سیاست های اقتصادی و سیاسی در این دوره، تنها برای دوره ای کوتاه، اندکی به بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه کمک کرده است. در دراز مدت، اقدامات و اصلاحات محمد رضا شاه سبب دگرگونی در شرایط اقتصادی و اجتماعی برخی از اقشار شد. موضوعی که نارضایتی عمومی و واکنش های مختلف ملت را به دنبال داشت. اثرات این اصلاحات و برنامه های توسعه ای بر ساختار جامعه ایران دوره ی پهلوی در بروز نارضایتی و همراهی مردم با انقلاب اسلامی مؤثر واقع شد. روش نویسنده در پژوهش پیش روی از سنخ تحقیقات تاریخی و بر اساس منابع کتابخانه ای و اسنادی استوار است.