از انقلاب تعریفهای گوناگونی ارائه شده است. برخی، مفهوم انقلاب را به معنی تحولات ریشهای در ساختار سیاسی از طریق جدال قهرآمیز، هنگامی که یک گروه در ساختار سیاسی جانشین گروه دیگر میشود و نظم سیاسی را دگرگون میکند، به کار بردهاند. این در حالی است که از دید جامعهشناسی، مفهوم انقلاب عبارت است از تغییر نظام سیاسی و تجدید بنای اقتدار و نظم سیاسی. انقلاب حاصل فرایند بسیج اجتماعی مردم توسط برگزیدگان انقلابی است، بدان سان که به تحولات سریع و ریشهای سیاسی منتهی شود.
تاریخ بخارا بسیار طولانی و باشکوه بوده است اما هیچ دوره ای از تاریخ آن برای مورخ به صورت بالقوه جذاب تر از زمان حکومت مغولان (۱۲۲۰ تا ۱۲۶۰ م) نیست. طی این دوره، منطقه بخارا و شهرهای بزرگ آن به معنای واقعی کلمه از خاکستر برخاستند تا نه تنها در ترکستان بلکه در بیشتره مناطق شرقی جهان اسلام، موقعیت برتر را به دست آورند. به هر حال با وجود اهمیت خاص این موضوع، اطلاعات ما در مورد این دوره در بهترین حالت ناقص است و پیش از آنکه بتوان به نتیجه گیری قطعی درباره ی تأثیر کلی مغولان در تاریخ بخارا یا حتی خطوط اصلی تحول در این منطقه برسیم، باید به بسیاری از سؤالات اساسی جواب داده شود. بخشی که به خصوص مشکل ساز است، حوزه کمتر شناخته شده تاریخ دیوانسالاری است. ما در این زمینه با فقدان مطلق اسناد دست اول مواجهیم و اطلاعات بسیار محدودی هم که در مورد این موضوع در دست داریم، از منابع متأخر به دست آمده است. این اطلاعات به ما می گویند که یک حکومت مغولی در این ناحیه وجود داشته اما اطلاعاتی که غیر از این در اختیار ما قرار می دهند، چیزی بیشتر از اسامی حکمرانان و نایب الحکومه های مختلف و معدودی از القاب و عناوین نیست.
با ادغام ایرانِ دوره قاجار در شبکه جهانی تجارت و سیل واردات اروپایی به کشور، تراز بازرگانی ایران منفی شد. اقتصاد ایران در واکنش به این موضوع و برای تأمین مالی واردات روزافزون، درصدد یافتن یک منبع عمده مالی برآمد. در همین راستا، در نیمه قرن نوزدهم میلادی/ سیزدهم قمری تولید ابریشم خام و صادرات آن به اروپا در اولویت قرار گرفت. ولی با شیوع بیماری کرم ابریشم در دهه 1860م/1270ق، تولید و صادرات کالاهایی همچون پنبه، برنج، تریاک و سرانجام فرش رونق گرفت. در اواخر این قرن، تقاضای روزافزون برای فرش ایران در بازارهای جهانی، و وجود نیروی انسانی فراوان در داخل، باعث جذب شرکت های غربی برای سرمایه گذاری در صنعت فرش ایران شد. هدف: هدف اصلی در این پژوهش، تبیین گستره سرمایه گذاری و فعالیت تجاری شرکت های غربی در صنعت فرش ایران در دوره قاجار است. روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد آرشیوی و منابع کتابخانه ای تهیه شده است. یافته ها و نتیجه گیری: سرمایه گذاری، و فعالیت تجاری شرکت های غربی در صنعت فرش ایران در دوره قاجار بسیار گسترده بود. این شرکت ها با تأسیس نمایندگی های تجاری در مراکز قالی بافی ایران، نه تنها در تجارت (خرید و صادرات) فرش ایران سرمایه گذاری کردند، بلکه با انجام قرارداد کنترات بافت با بافندگان محلی و ایجاد کارگاه های قالی بافی، ضمن مشارکت در تولید این کالا، مدیریت آن را نیز در دست گرفتند.
یکی از گونه های سفال دوران اسلامی که در بررسی های باستان شناسی دشت نرماشیر شناسایی شده، سفال منقوش بدون لعاب (شبه پیش ازتاریخی) است که پیش تر در جنوب و جنوب غربی ایران گزارش شده و در سال های اخیر مطالعاتی درباره پراکندگی آن در برخی محوطه های دیگر صورت گرفته است. این گونه سفال دوران اسلامی فاقد لعاب، اما دارای نقوش هندسی قهوه ای، اخرایی، قرمز یا نارنجی است که در نگاه نخست، شباهت زیادی با سفال منقوش پیش از تاریخ دارد. اما با توجه به اختلاف خمیره، رنگ، نقش و توزیع درکنار سفال های لعابدار دوره اسلامی، یکی از گونه های رایج سفال دوره اسلامی شمرده می شود که در بیشتر مناطق ایران مورد استفاده بوده است. پرسش این است که ویژگی های سفال منقوش بدون لعاب نرماشیر در مقایسه با نمونه های نواحی دیگر چیست؟ هدف، معرفی و مطالعه این سفال، مقایسه آن با نواحی دیگر و ارائه آگاهی هایی نو درباره فرهنگ های دوران اسلامی حاشیه لوت است. روش گردآوری داده ها «میدانی و اسنادی» و روش پژوهش «توصیفی تحلیلی» است. بر این اساس، داده های گردآوری شده شامل قطعات سفال منقوش بی لعاب با نقوش قهوه ای تا قرمز است که در شهر قدیم نرماشیر (محوطه چغوک آباد) و محوطه های جلال آباد و رفیع آباد در بافت فرهنگی سده های میانی اسلامی به دست آمده و شباهت هایی با نمونه های منقوش بدون لعاب جنوب، جنوب غربی، مرکز، شمال و شمال شرقی ایران دارد. اما برخلاف نمونه های جنوب و جنوب غربی ایران، نمونه های نرماشیر به جوامع کوچ رو تعلّق نداشته اند و از استقرارهای ثابت شناسایی شده اند.