تاریخ جهانگشای جوینی، اثری ادبی تاریخی است که ظهور چنگیز و احوال و فتوحات او و حوادث پس از آن تا دوره ظهور ایلخانان و فتح بغداد از قسمت های اساسی این تاریخ می باشد. در این مقاله تلاش شده است از طریق بررسی لفظی و محتوایی اثر به این سوال پاسخ داده شود که جایگاه تاریخ جهانگشای جوینی در ادبیات پایداری چیست و آیا می توان آن را یکی از آثار حوزه پایداری به شمار آورد؟ تدقیق در بخش های مختلف متن و بررسی میزان تطبیق کلام با مؤلفه های اصلی ادبیات پایداری نشان می دهد در این اثر که در قرن هفتم هجری، عطاملک جوینی با کلامی استوار و هنرمندانه خلق کرده است، جلوه هایی گوناگون از فرهنگ پایداری و مقاومت یافت می شود؛ جلوه هایی که در لفظ و سطوح مختلف معنا بروز یافته اند، بطوری که در بخش های گوناگون آن از مقاومت ها و ایستادگی های مردم در برابر سیل خانمان برانداز مغول نشانه ای می توان یافت و خود نویسنده نیز همپای این جریان پایداری به شیوه های بدیع و در اغلبِ موارد پنهان به مقاومت و ظلم ستیزی می پردازد. از دید پژوهش حاضر با توجه به نتایج به دست آمده، آمیختگی این اثر با فرهنگ پایداری و فنون مختلف بکار گرفته شده در متن برای خارج شدن آن از تاریخ-نگاری صرف، به حدّی است که می توان، تاریخ جهانگشا را از متون ادبیات پایداری و عطاملک جوینی را از نویسندگان این عرصه معرفی نمود.
با ورود ترکمانان به ایران، سلجوقیان توانستند از آن ها به عنوان نیروهای نظامی استفاده کرده و با اتکای بر آن ها به قدرت برسند. با تضعیف حکومت سلجوقیان در قرن ششم، ترکمانان ایوایی که نقش پررنگی در فتح ایران و آناطولی ایفا کرده و بسیاری از آن ها نیز در منطقه جبال ساکن شده بودند هم چون بسیاری از این ایلات ترکمان درصدد دست یابی به قدرت برآمدند. بدین گونه در نیمه دوم سده ششم هجری ترکمانان ایوایی به زعامت آل پرچم در جبال شکل گرفته و در جریان تنازع میان خلافت و سلطنت سلجوقی و بعد از آن خوارزمشاهی موقعیت خود را تثبیت نموده و به عنوان یک دولت حائل به رسمیت شناخته شدند. ایواها در زمان سلیمان شاه ایوایی در نیمه اول سده هفتم به اوج قدرت رسیدند. آن ها با رهبری سلیمان شاه با خلیفه عباسی بر علیه مغولان متحد شده و قریب به چهل سال در برابر پیش روی مغولان مقاومت کردند ولی سرانجام با فتح بغداد و قتل سلیمان شاه امارت ایوا نیز از هم پاشید. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی حول محور این پرسش سامان یافته است که؛ چه عواملی مسببات شکل گیری آل پرچم را فراهم آورد و پرچمیان چه نقشی در تحولات زمان خود ایفاء نمودند. یافته های تحقیق نشان می دهد که آل پرچم هرگز درصدد تشکیل سلسله ای بزرگ هم چون دیگر سلسله های بزرگ آن زمان برنیامدند و تنها به عنوان یک حکومت محلی و متحد خلافت عباسی سال ها مانع موفقیت مغولان برای فتح بغداد شدند.
آنچه دراین مختصر موردبحث قرارمی گیردسندی است مورخ803ه ق مربوط به خانقاه شاه باباولی دربهبهان.موضوع سند، تعیین جانشینی قطب خانقاه بهبهان است.این سند در اواخر عمر قطب خانقاه به نام جمال الدین عبدالحمید جبل جیلوئی (کهگیلوئی)، معروف به صاحب البحر از زبان او تنظیم شده است.قطب بزرگ خانقاه ،مرید و شاگر خاص خود سیدشرف الدین حسن را به خلافت برگزیده و او قصدسفری دارد.قطب در این سند، سلطان، وزیر، سادات و قضات و مشایخ رامورد خطاب قرارداده که اوراخلیفه وی دانندو مقدمش راگرامی دارند. چنانکه از قرائن بر می آید خانقاه مذکور از شعب سلسله مرشدیه کازرون در بهبهان بوده است.
نظر به اهمیت فعالیت های گسترده ی استاد علی مظاهری در زمینه ی تلفیق علوم همسایه ی تاریخ و تحقیق در تاریخ اقتصادی ایران به شیوه ای آنالیستی، معرفی وی به عنوان الگوی مطالعه ی میان رشته ای با مرکزیت تاریخ برای رسیدن به گونه ای تاریخ نگاری آنال ایرانی- که امروزه در محافل تاریخ نگاری ایران از جذابیتی برخوردار است- ضروری می نماید. وی که در محافل تاریخ نگاری آنال فرانسه رشد کرده بود، انتقادهای جالبی درباب نظریه ی اروپامحور جاده ی ابریشم مطرح کرده و دربرابر محققانی مانند رنه گروسه، به بازخوانی تاریخ جاده ی ابریشم با محوریت مشرق زمین پرداخته است. او در کتاب جاده ی ابریشم ضمن بازتولید سفرنامه هایی شرقی درباب جاده ی ابریشم، حواشی بسیار سودمند و عالمانه ای بر آن ها نوشته است که پیدایش نوعی مکتب تاریخ نگاری آنالیستی با رنگ وبوی شرقی- ایرانی را نوید می دهد. در مقاله ی حاضر، حواشی مظاهری بر دو سفرنامه ی غیاث الدین نقاش و سیدعلی اکبر خطائی بررسی شده است.
اهداف پژوهش : هدف اصلی پژوهش حاضر، آگاهی از وضعیت نمایهسازی منابع دیداری-شنیداری در مراکز آرشیوی شهر تهران و بررسی کارآیی آن از دیدگاه کاربران است.
روش/رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر، به روش پیمایشی تحلیلی انجام شده و جامعه مورد مطالعه شامل دو گروه است:1)نمایهسازان مراکز آرشیوی دیداری-شنیداری شهر تهران که به روش سرشماری انتخاب شده و جمعاً 55 نفر هستند، و2) کاربران مراجعهکننده به این مراکز در مدت یک ماه که 71 نفر هستند. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه مجزا برای نمایهسازان و کاربران استفاده شد و نتایج بهدست آمده به کمک آمار توصیفی واستنباطی و نرمافزار اس. پی. اس. اس. تجزیه و تحلیل شد.
یافتههای پژوهش : آشنایی بیش از نیمی از نمایهسازان با اصول نمایهسازی در (حد مطلوب)است. اما آشنایی آنها با واژگان و زبان تخصصی کاربرانشان کمتر از (حد مطلوب)است. همچنین، ابزارهای استانداردسازی، بهطور کامل، پاسخگوی نیازهای نمایهسازان نیست. کاربران خواستار ارتقای قابلیتهای جستوجو در نرمافزار و همخوانی نمایهها با واژگان تخصصی خود هستند. بین استفاده از نمایهها در مراکز مختلف از دید نمایهسازان و کاربران تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری :فرضیه پژوهش، مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین میانگین میزان استفاده از نمایهها در مراکز مورد بررسی تایید نشد .فرضیه پژوهش، مبنی بر وجود تفاوت میان نظر کاربران و نمایهسازان درباره کارآیی نمایهها تایید شد.طبق فرضیه پژوهش، بین وضعیت نمایهسازی منابع دیداری-شنیداری در مراکز آرشیوی و کارآیی این خدمات از دید کاربران رابطه معناداری وجود دارد و هر چه این وضعیت مطلوبتر باشد کارآیی نمایهها نیز از دید کاربران بیشتر میشود . مشکلاتی اعم از نبود ابزار مناسب نمایهسازی ، نبود خط مشی مدون، و عدم تناسب حجم کار با تعداد نیروی انسانی در روند نمایهسازی منابع دیداری-شنیداری وجود دارد که موجب بروز کاستیهایی در کیفیت نمایهها میشود.
عصر عباسی، محل تلاقی فرهنگ های مختلف و تحول های ژرف فرهنگی و ادبی و هنری است. شعر عربی نیز در این دوره، به ویژه از منظر محتوا، دگرگون شد و شاعران نیز نقش های اجتماعی گوناگون را پذیرفتند. با توجه به جایگاه زنان در تحول های اجتماعی عصر عباسی، این نوشتار می کوشد با روش وصفی تحلیلی شخصیت زن را در سروده های چهار شاعر منتخب عصر اوّل و دوم عباسی، یعنی: عباس بن اَحنف (103 192ق)، ابوالعتاهیه (130 211ق)، دعبل خزاعی (148 246ق) و متنب ّی (303 354ق) که هرکدام دارای سبک خاصی در اشعار خود بوده اند، مورد بررسی قرار دهد.
یافته های این پژوهش، نشانگر آن است که زن در تلقی شاعران این دوره، غالباً یک موجود غیرعقلانی است که از او برای رونق غزل بهره برده اند و در موارد متعددی نیز ویژگی های زنان به ابزاری برای روزی جستن شاعران و مدح و هجو دیگران تبدیل شده است.