هرچند مطالعات قومی در ایران سابقه دیرینه ای ندارد و ضرورت های سیاسی یکصد سال گذشته سبب رونق آن شده، مسائل قومی یا مسئله قومیت ها در ایران موضوعی با پیشینه چندهزار ساله است. این مسئله برای کشوری که در چهارراه تمدن ها قرار گرفته و در قلب جغرافیایی تمدن های گوناگون واقع شده تا حدودی طبیعی است. هم شیوه شاهنشاهی قبل از اسلام اقتضای هویت متحد شده ای از اقوام گوناگون را داشت و هم پس از ورود اسلام، گسترش هویت دینی مبتنی بر امت، اقوام مختلف ایران را تحت لوای واحدی قرار می داد. اما در دوره معاصر که مدرنیته غربی با رویکردی استعماری در جهان بسط یافت، تنوع قومی در ایران و کشورهایی چون ما، فرصتی برای مداخله سیاسی قدرت های دور و نزدیک در این کشورها فراهم آورد و مسئله روز ایرانیان شد. اقوامی که تاکنون هویت متحد و یکپارچه ای داشتند و کشور ایران را می ساختند، هرکدام تحت نفوذ و شیطنت های گوناگون قرار گرفتند و سبب بهره برداری های سیاسی و اقتصادی استعمارگران گردیدند.اینها همه درست اما افسوس که بعضی از سیاست های نادرست چندساله اخیر نیز آب به آسیاب دشمن ریختن بود و عملاً به بحران هویت در سال های اخیر دامن زد که خود حکایتی دیگر است.در این شماره از ماهنامه که به مسئله قومیت توجه شده است، به سراغ جناب آقای دکتر حمید احمدی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رفتیم تا از سال ها مطالعه و پژوهش ایشان استفاده کنیم.دکتر حمید احمدی در سال 1336 در مشهد به دنیا آمد، تحصیلات متوسطه را در آنجا و تحصیلات دانشگاهی را در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران و دانشگاه کارلتون کانادا به پایان رساند، در سال های 1360 تا 1369 در جایگاه مفسر سیاسی و مترجم مسائل خاورمیانه در مطبوعات فعالیت می کرد. از جمله آثار وی می توان به «ریشه های بحران در خاورمیانه»، «حزب بعث در جهان عرب»، «قومیت و قوم گرایی در ایران»، «دموکراسی انجمن و ثبات سیاسی در جوامع ناهمگون»، «روابط ایران و عربستان» و کتاب های مختلفی در حوزه ترجمه آثار سیاسی اشاره کرد. وی چندین سال مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و هم اکنون با درجه استاد تمام در این دانشگاه مشغول به تدریس و پژوهش است.
امام خمینی به عنوان نمادی از فقه پویای شیعه که بر اساس مقتضیات زمان و مکان سخن گفته و حکم صادر کرده اند، درمورد مساله زنان نیز موضع گیریهای متنوعی داشته اند که اگر خواننده اظهارات و نوشته های ایشان ــ متن (Text) ــ را بدون شرایط زمانی و مکانی (Context) که در آن سخن گفته اند در نظر بگیرد، در تحلیل دچار اشتباه و انحراف خواهد شد. دیدگاههای امام خمینی در مقاطع مختلف، متناسب با منطق موقعیت و شرایط روز جامعه دچار تحول و تغییر شده است. این تحول در چهار مقطع زمانی مشخص قابل مطالعه است. در حالی که در دو مقطع اول که در اوج اقتدار رژیم پهلوی است، امام با هر نوع حضور و مشارکتی از سوی زنان در جامعه و حوزه سیاسی به دلیل مفسده هایی که بر حضور زنان مترتب است، مخالفت کرده اند. ایشان در دو مقطع بعدی که در آستانه حرکتهای انقلابی و دهه اول تثبیت نظام جمهوری اسلامی است مشوق و مروج حضور زنان در عرصه سیاسی ـ اجتماعی جامعه بوده اند. در این مقاله درصدد بیان چون و چرایی این تحول دیدگاه در مقاطع یادشده هستیم
محمد بن عبدالوهاب دیدگاه جدیدی در مذهب سنی به نام وهابیت ایجاد کرد. وی با محمد بن سعود و بعد از وی با پسرش عبدالعزیز متحد شد و اعراب نجد، عتوبیه و خلیج فارس را به وهابیت دعوت کرد. همزمان با آغاز قرن نوزدهم میلادی وهابی ها در سال1207ق/ 1793م. با تصرف احسا به خلیج فارس رسیدند. در سال1217ق/1802م. قبیله قواسم به وهابیت گرایید. در این زمان اغلب بنادر و سواحل خلیج فارس تحت نفوذ جواسم بود. آقا محمدخان بعد از تاجگذاری توجهی به امنیت سواحل خلیج فارس نکرد. این روند بی توجهی ایران به کرانه های ایرانی در دوره ی پادشاهان بعدی قاجار همچنان ادامه داشت. وهابیون هر لحظه فرصتی بدست می آوردند به سواحل ایران می تاختند و با حکام محلی کرانه های ایرانی علیه حکومت مرکزی متحد می شدند و به ناامنی و اغتشاش در آن نواحی دامن می زدند، تا اینکه در سال 1284ق/1867م. بندر عباس از دست سلطان عمان خارج شد و در سال 1303ق./1885م. ایران با خرید دو فروند کشتی جنگی، اقداماتی برای تامین امنیت خلیج فارس و مبارزه با وهابیون آغاز کرد. در سال1305ق/ 1887م. با تصرف بندر لنگه توسط ایران وهابیون پایگاه خود را در سواحل ایران از دست دادند.