خسرو انوشیروان پس از رسیدن به سلطنت در جهت احیای قدرت شاهنشاهی ساسانی به اقدامات و اصلاحاتی دست زد که پیامدها و تاثیرات گوناگونی در پی داشت.در این مقاله می کوشیم تا صرفا تاثیر این اقدامات و اصلاحات را بر قشربندی اجتماعی آن عصر بررسی کنیم. این بررسی با رویکرد جامعه شناسی تاریخی «تدااسکاچپول» صورت می گیرد و چارچوب نظری بحث را نظریه قشربندی اجتماعی ماکس ویر تشکیل می دهد.محورهای اساسی مقاله عبارتند از: نظام قشربندی و تقسیم بندی اقشار اجتماعی عصر ساسانی، عناصر اعتبار - حیثیت و منزلت اقشار اجتماعی عصر مورد نظر، اصلاحات خسرو انوشیروان و تاثیر آن بر قشربندی اجتماعی عصر ساسانی.
در برخی از دوره های تاریخ ایران به ویژه دوره باستان، زن در مسایل سیاسی به طور مقطعی تاثیر چشمگیری داشته است. در دوره ایران اسلامی نیز از میان حکومت های مختلف، در حکومت های ترک، نفوذ و آزادی عمل زنان هیات حاکمه بیشتر است و نیز از حیث تعداد زنان صاحب نفوذ، قابل توجه می باشد. با توجه به این امر پرسش هایی که مقاله حاضر برای پاسخ دهی به آنها سامان یافته است عبارتند از اینکه: درحکومت های ترک غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و حکومت های محلی قراختاییان کرمان و سلغریان فارس عملکرد سیاسی و فرهنگی زنان هیات حاکمه چه بود؟ علت نفوذ و آزادی عمل زنان در دوره های یاد شده به جزء دوره غزنوی چه بود و چرا در دوره غزنوی آزادی عمل زنان هیات حاکمه در مقایسه با دوره های یاد شده بعدی، کمتر است؟ یافته های مقاله حاضر، به بیان کارکردهای مختلف سیاسی و فرهنگی زنان، از جمله دخالت در امور مهم سلطنت و ... پرداخته و علت آزادی عمل بیشتر زنان در دوره های سلجوقی و خوارزمشاهی و حکومت های محلی یاد شده را در حاکم بودن روابط، آداب و رسوم و هنجارهای قبیله ای در آن حکومت ها می داند که تا آن زمان به همراه آیین شهریاری و مملکتداری ایرانی با قوت اعمال می شدند. و علت کمتر بودن آزادی عمل زنان هیات حاکمه در حکومت غزنوی را، در ساختار غیرقبیله ای (غلامی) حکومت غزنوی می داند.
از دوران کهن بشر به این حقیقت پی برده بود که کوهستان نقش مهمی در تولید آب و باران دارد و منابع آب و تراوش آنها به صورت چشمه در کوه ها به وفور یافت می شد. آب چنانکه می دانیم پیوند تنگاتنگی با شکل گیری تمدن ها داشته است. نطفه ی شکل گیری و جایگاه ویژه ی کوه و کوهستان در ذهن بشر گذشته را باید در این امر جستجو کرد. علاوه بر این پناهگاه های سنگی متعدد و غار های مسکونی که از رهگذر فعالیت های باستان شناسی شناخته شده همه در کوه ها و کوهستان جای داشته اند. از این نکته نیز نباید غافل شد که ابزار سنگی بشر پارینه، سنگ است و منبع سنگ، کوه. کوه در اندیشه های اساطیری جایگاه خدایان است، در یونان بلندترین کوه المپ(Olympe) بود که زیارتگاه زئوس خدای خدایان در این کوه قرار داشت. در واقع می توان گفت که پناه جستن خدایان به کوه و تولید مثل آنان در کوه و اقامتشان بر کوه از قدیم نمایانگر اهمیت و تقدس کوه بوده است.اما در سرزمین سومرو بابل در جنوب بین النهرین، به دلیل اینکه کوه مهمی وجود نداشت عبادتگاه های خود را کوه آسـا می ساختند، از جمله برج بابل را که شبیه کوه بود. در واقع زیگورات هاو اهرام و معابد چندین طبقه ی بلند در همه جا نمادی از کوه بوده اند و این پربیراه نیز نخواهد بود زیرا همانگونه که پس از ابداع خط و کتابت هیچ نشانه و حرفی بی جهت و از روی تفنن به کار نمی رفت پیش از آن نیز هیچ تصویری و حتی هیچ خطی بر سفالینه ها، مهرها، صخره ی کوه ها و دیواره ی غارها نیز از روی تفنن و صرفاً برای تزیین نقش نمی بسته است. در این میان شیوه ی معماری نیز حکمتی داشته و در پس آن معنایی نهفته بوده است.
با شروع قرن هفتم هـ . ق و یورش مغولان به سرزمین های اسلامی بویژه ایران، غرب و جهان مسیحیت تلاش گسترده ای را برای تشویق مغولان جهت گرویدن به دین مسیح و اتحاد با آنها علیه جهان اسلام آغاز کردند. با توجه به گرایش تعدادی از مغولان به مسیحیت و پیوستن برخی از این قبایل به دیانت مسیح (از جمله قبایل، کرائیت، نایمان و اونغوت)، دنیای غرب با اتکا به این قبایل تلاش همه جانبه ای را جهت مهار هجوم مغولان به غرب از یک سو و به کارگیری آنها علیه جهان اسلام بخصوص ممالک مصر و شام از طرف دیگر آغاز کردند و سفرای متعددی به دربار مغولان اعزام نمودند. تسخیر ایران و نابودی خلافت عباسی باعث تشویق و تحریک مغولان در حرکت به سوی شام و مصر شد.اما در این هجوم توفیقی به دست نیاوردند و برای نخستین بار در برابر ممالیک مصر شکست خوردند پس از این شکست بود که تلاش مسیحیان و مغولان برای اتحاد شدت گرفت و منجر به رفت و آمد بیشتر سفرای اروپایی به حوزه فرمانروایی آنان گردید. اما این تلاش ها به علت دوری پایتخت های طرفین و تضادهای فکری بین مغولان و اروپاییان علی رغم تاکید فراوانشان برای انعقاد پیمان نامه های بیشتر عملاً برقرار نگردید و با فروپاشی حکومت ایلخانی و شکست اروپاییان از ممالیک زمینه اتحاد نیز از بین رفت. در این پژوهش سعی برآنست تا با اتکاء به منابع و تحقیقات جدید به بیان علل و انگیزه های این روابط پرداخته شود.
به احتمال زیاد، قنات در پیش از تاریخ و در نجد ایران ابداع شد. سپس در دوره حکومت های مقتدر ایرانی پیش از اسلام و دولت های بعد ازاسلام، سیر تکاملی پیمود و بیش از پیش مورد بهره برداری قرار گرفت؛ تا جایی که نقش تعیین کننده ای در زندگی مادی و معنوی ساکنان این سرزمین ایفا نمود. دیگران هم این شیوه آب رسانی را از ایرانیان فرا گرفتند. اما متاسفانه از چند دهه گذشته، با ورود فن آوری جدید غربی به کشور، ضربه سختی بر پیکر قنات وارد شد و عوارض زیان باری به دنبال آورد. در این مقاله، نویسنده کوشیده است ضمن شرح فراز و نشیب بهره مندی از این سازه بومی، بر جایگاه خاص آن در روند فرهنگ و تمدن دیرینه ایرانی تاکید ورزد؛ و سرانجام امیدوار است که شرایط برای احیای مجدد قنات در سطحی هماهنگ با مقتضیات زمان فراهم گردد.
بررسی شرایط اجتماعی ایران در دوره رضاشاه و رویکردهای اجتماعی مؤثر دولت در این عصر موضوع مقاله حاضر را تشکیل می دهد که با تاکید بر حوزه اقدامات انجام شده در بخش های نوین خدمات اجتماعی، همچون مؤسسات خیریه رفاهی- بهداشتی، به علل و عوامل مؤثر در ایجاد و تکوین این مؤسسات خواهد پرداخت. در این پژوهش با استفاده از منابع دوره رضاشاه، همچنین بهره گیری از اسناد مربوط ، کاربست سیاست ها و اقدامات اجتماعی توسط دولت، به منظور تبیین و توسعه این گونه فعالیت های عام المنفعه، نیز تاثیر پذیری از اصلاحات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه، مانند ترکیه که در همان زمان تحولات وسیع و عمیقی را با زعامت آتاتورک تجربه می کرد، بهره برداری و الگوپذیری از آنچه تحت عنوان استفاده از دستاوردها و مظاهر مدرنیته ناشی از پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی جوامع غربی در سایرکشورها قابل استفاده و الگوبرداری بود، مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. ضمن اینکه سیاست های حاکمیت درکوتاه نمودن دست روحانیت در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، و از آن جمله در حیطه مهم اوقاف، نیز مطرح می گردد. سیاست ها و برنامه های دقیقی که با انگیزه بی رنگ نمودن نقش روحانیت و به موازات آن استقرار این تفکر در جامعه که باید دولت و حاکمیت را به عنوان نهاد مسئول و متولی خدمات و اقدامات اجتماعی مورد نظر این وجیزه تلقی نمود.
غزنویان از نظر اقتصادی حکومتی ثروتمند بودند. خزانه سلاطین غزنوی، به ویژه محمود و مسعود، از طریق درآمدهای گوناگون، سرشار از ثروت بود. آنان درآمدهای اقتصادی مختلفی داشتند که مهم ترین این درآمدها، مالیات و خراج اراضی بود. غزنویان با همدستی کارگزاران اداری و ماموران مالیاتی، این مالیات ها را دریافت می کردند. اینان به دلیل اینکه مالیات ها را به طور منظم به خزانه حکومتی می فرستادند، مورد حمایت سلاطین غزنوی بودند. بنابراین، زیاده ستانی هایی به نفع خود انجام می دادند و بر رعایا و کشاورزان سخت گیری می کردند. بر این اساس، دوران غزنویان از نظر رفاه و رونق اقتصادی، همچون دوره های دیگر تاریخ ایران، دوران خوبی برای اقشار پایین جامعه نبود.
از روزهای نخستین حیات بشر ، همواره اقلیت ها و اکثریت هایی در تمام تمدن ها وجود داشته اند. تمایز میان آن ها تقریباً بر اساس نژاد، دین و سایر تفاوت ها بوده است. با نگاهی دقیق به تاریخ، می توان مشاهده نمود که واکنش اکثریت به اقلیت ها یکسان نبوده و از مهمان نوازی گرم تا ستم و سخت گیری بر اقلیت ها وجود داشته است.
ایران مکانی است مملو از ادیان مختلف و نژادهای گوناگون. در زمان صفویان شیعه گری به قدرت رسید و کاملاً توسط شاهان صفوی و دربار آن ها تقویت شد. روحانیان شیعه می توانستند شاهان را به اجرا کردن قوانین شریعت اسلامی تحریض و کشور را بر این مبنا اداره کنند. در عهد سلطنت صفوی برخی حوادث غم انگیز برای اقلیت هایی مانند یهودیان ، زردشتیان و مسیحیان رخ داد که بیش از 2000 سال در سرزمین ایران زندگی کرده بودند .
در این نوشته تلاش شده تا به بررسی عمومی شرایط زیست اجتماعی یهودیان و زردشتیان در عهد صفوی بپردازیم. این نوشته از ویژگی های بارزی برخوردار است ؛ مانند: تاریخ عمومی زندگی جامعه یهودیان و زردشتیان ایران، حکایات جالب از زندگی یهودیان و زردشتیان عهد صفوی، و بررسی تطبیقی یهودیان و زردشتیان ایران عهد صفوی با یهودیان عثمانی و زردشتیان هند.
شیخ ابراهیم چهارمین مرشد طریقت صفوی بود که بیست و یک سال رهبری خانقاه اردبیل را بر عهده گرفت. هم زمان با مرشدی او، تیموریان و قراقویونلوها در ایران و آناطولی فرمانروایی می کردند و عثمانیها نیز در صدد تصرف سرزمین هایی بودند که توسط امیر تیمور گورکانی جدا شده بود.در چنین شرایطی بود که شیخ ابراهیم توانست با قدرت معنوی خود و با بذل و بخشش هایش آوازه و شهرتش را تا مناطق دور دست برساند و حتی از پدران خود نیز در این زمینه پیشی گیرد. او در این دوره که جنگ و رقابت بین قراقویونلوها و تیموریان در ایران وجود داشت و آناطولی نیز هم چنان ناآرام بود توانست با دوری جستن از اقدامات نظامی و سازماندهی دستگاه تبلیغاتی خود مریدان زیادی را به خانقاه اردبیل جذب نماید و زمینه را برای فعالیتهای جدید شیخ جنید فراهم سازد.
علاءالدین عطاملک جوینی شخصیت کارآمد و موثر دوره ایلخانی در خانواده دیوان سالار جوینی در سال 623 هـ ق به دنیا آمد. وی به رسم آبا و اجداد خویش در عنفوان جوانی توسط پدرش، بهاءالدین، وارد دستگاه امیرارغون آقا حاکم مغول در خراسان، گرجستان و آسیای صغیر گردید. علاءالدین عطاملک به عنوان دبیر مخصوص امیر ارغون رسما در جرگه دیوان سالاران مغول در آمد و در سفرهای متعدد وی به قراقروم پایتخت مغولان حضور داشت. از جمله در یکی از این سفرها بود، که به وی پیشنهاد شد تا به نگارش کتابی در فتوحات مغولان بپردازد. این کتاب تاریخ جهانگشای نام گذاری شد. پس از ورود هلاکو به ایران در سال 654 هـ ق امیر ارغون، عطاملک را به هلاکوخان معرفی نمود و از آن پس عطاملک به عنوان یکی از خواص و ملازمین، هلاکو را در تمامی حوادث و وقایع بزرگ چون فتح قلاع اسماعیلیه و فتح بغداد همراهی نمود. یک سال پس از فتح بغداد در سال 657 هـ ق هلاکو حکومت عراق عرب را به علاءالدین عطاملک سپرد. عطاملک این سمت را تا زمان سومین ایلخان مغول، احمد تگودار، حفظ نمود. عطاملک در تمام مدت فرمانروایی هلاکوخان در منصب حاکم بغداد مصدر خدمات مهم و ذیقیمتی در عراق عرب شد، به طوری که بغداد در دوران ولایت داری وی یکی از ادوار طلایی خود را در عرصه تاریخ جلوه گر ساخت.