هم زمان با تشکیل دولت شیعی مذهبِ صفوی در آغاز قرن دهم هجری، اوزبکانِ دشت قبچاق نیزصفحات شمالی قلمرو تیموریان در ماوراءالنهر و خوارزم را تصرف کرده، در هر دو منطقه، به ترتیب دو خاندان شیبانی و عربشاهی زمام امور را در دست گرفتند. در ابتدای امر، علاوه بر اختلاف مذهبی، ادعای مالکیت اوزبکان نسبت به خراسان، عامل اصلی تصادم و درگیری آن ها با صفویان شد. اگر چه خاندان شیبانی این روابط خصمانه را تا زمان انقراض خود، ادامه دادند ولی خاندان عربشاهی در مناسبات خود با صفویه به گونه ای دیگر عمل کردند. اساس مناسبات عربشاهیان با صفویه، مبتنی بر نوعی تناقض بود. خوانین عربشاهی ضمن تعرض به مرزهای قلمرو صفوی، قتل، غارت، اسارت شیعیان ایرانی و فروش آن ها به عنوان برده، با دولت صفویه روابط دوستانه و صلح طلبانه مبتنی بر وفاق و همگرایی نیز داشتند که در آن علاوه بر ابراز دوستی و تبادل سفیر، به ارسال گروگان به دربار پرداخته و خود را تحت حمایت شاه صفوی در آوردند. این مقاله در پی آن است که ضمن شناسایی تحولات درونی خوارزم در دوره حاکمیت عربشاهیان، روابط فیمابین خوانین عربشاهی با دولت صفوی را، با تاکید بر عوامل اثرگذار بر آن تبیین کند.
مدرسه چهارباغ اصفهان یکی از بناهای باشکوه اواخر عهد صفوی (1118- 1126 ﻫ.ق) است که در زمان شاه سلطان حسین صفوی (1105-1135 ﻫ.ق) در ضلع شرقی خیابان چهارباغ اصفهان احداث گردیده است. این مدرسه به همراه کاروانسـرا و بازارچه ای که پیرامون آن قرار داشته، مجموعه عظیمی را تشکیل می داد که عـلاوه بر فواید کاربردی و تعلیم و تربیت طلاب و مدرسان علوم دینی، از لحاظ هنری نیز بسیار ارزشمند بوده است. وجود عقاید و باورهای دینی و مذهبی شیعی و هم چنین تفکرات عرفانی و صوفیانه موجود، بر هنر این دوران تاثیر بسزایی داشته که یکی از بهترین نمود های آن را در کتیبه های کاشیکاری مدرسه چهـارباغ می توان مشاهده نمود. از این رو اساس این پژوهش که با رویکرد تاریخی- تطبیقی و بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای به بررسی کتیبه های کاشیکاری این بنا و باورهای عصر صفوی می پردازد، بر این فرضیه استوار است که میان مضامین کتیبه های کاشیکاری مدرسه چهارباغ اصفهان و اعتقادات و باورهای عصر صفویه ارتباط مستقیمی وجود دارد و با توجه به نوع خطوط و محل کاربردشان تفاوت هایی با یکدیگر دارند. این کتیبه ها شامل باورهای ملی ایرانی و مذهب تشیع بوده که بر روی همه اقشار جامعه اعم از علماء، سیاسیون، متصوفه، عرفا و حتی عامه مردم تاثیر داشته است.
گسترش فتوحات اسلامی و حضور سپاهیان مسلمان در قلمروهای جدید همواره با موانعی جدی روبرو بود. شکل گیری مقاومت های محلی ساکنان بومی سرزمین های تازه فتح شده را می توان از مهم ترین این موانع به شمار آورد. وجود این دست مقاومت ها درسرزمین مغرب یکی از اصلی ترین مشکلات پیش روی فاتحان این سرزمین بود. از جمله آن مقاومت پایداری «کاهنه» منطقه اوراس در برابر فاتحان مسلمان است. این مقاله برآن است تا پس از بررسی بازه زمانی نه ساله ای (81 -73ه.ق/700-692م) که به شکل گیری مقاومت کاهنه در برابر مسلمانان انجامید، نخست تصویر دقیقی از شخصیت وی ارائه داده، آن گاه به پرسش های مهمی که درباره او و ارتباطش با رویدادها و جریان های سیاسی مغرب وجود دارد، پاسخ گویند و در آخر پیامدهای مقاومت و شورش او را بررسی کرده، دلایل وقفه طولانی مدت فتح مغرب را در مقایسه با دیگر سرزمین های مفتوحه تبیین نماید.
این نوشتار به روش تاریخی و با تاکید بر نگاه جامعه شناسانه به تاریخ، در چارچوب نظری دو گفتمان هویت ایرانی و روابط نخبگان با حوزه قدرت سیاسی، تلاش می کند به تبیین و مقایسه جایگاه و کارکرد دولت مردان و نخبگان سیاسی و ایلی عشیره ای کُرد در دو دوره صفویه و قاجار بپردازد. از مهم ترین یافته های این تحقیق آن است که در مجموعِ دو دوره، از نظر قومی و مذهبی، مانعی جدی بر سر راه ارتقای دولت مردان و نخبگان کُرد در مراتب اداری و سیاسی دولت مرکزی ایران وجود نداشته و نخبگان مذکور در هر دو دوره تا عالی ترین مراتب قدرت بالا رفته اند. هم چنین دیگر یافته این پژوهش نشان می دهد که برآیند نهایی کارکرد دولت مردان و نخبگان کُرد، در مسیر تامین منافع و تحکیم امنیت و پیگیری اهداف ملی دولت مرکزی ایران بوده است.
سرزمین لرستان کوچک در بخش میانی زاگرس در غرب ایران از نیمه دوم قرن ششم شاهد ظهور حکومتی بومی- محلی از میان قبایل و عشایر لر ساکن در این دیار بود. این منطقه قبل از تاسیس سلسله خورشیدیان (اتابکان لر کوچک) به وسیله نمایندگان حکام عراق عجم وابسته به دولت سلجوقیان و دربار خلافت عباسی اداره می شد. مردم و عشایر لر مالیات خود را به دربار دارالخلافه بغداد پرداخت می کرده اند. شکل گیری قدرت محلی اتابکان لر کوچک (آل خورشید) به مرکزیت قلاع گریت، مانگره و شاپورخواست در یکصد سال آخر خلافت عباسیان، نگرانی هایی را برای دربار خلافت عباسی در کنترل یکی از ایالت های نزدیک به دربار خلافت عباسی در بغداد ایجاد کرد و سبب شکل گیری مناسبات و مجادلات خاصی در دوره نخست فرمانروایی این حکومت بومی با دربار خلفا تا سال 656 ق/ 1258م شد. این روند در نهایت منجر به اتحاد و همراهی دولت آل خورشید با مغولان و مشارکت فعال آنان در مخالفت با امرای دربار خلافت و آخرین خلیفه عباسی، المستعصم بالله و فتح بغداد شد. این مقاله با نقد وبررسی روایت های موجود درباب چگونگی انتساب اتابکان لر کوچک به عباسیان، شکل گیری قدرت آل خورشید و چرایی رفتار سیاسی آنان با دربار خلافت عباسی و در نهایت نقش سلسله اتابکان لر کوچک در زمان هجوم مغولان به بغداد و زوال خلافت عباسی را مورد بحث قرار داده است.
در طی چند سال اخیر مفهوم جدید آرشیو رقمی پا به عرصه ظهور گذاشته است که به نظر میرسد در همین عمر کوتاه خود طلایهدار نگرشی نو به مفهوم آرشیو بوده و این مقوله را در معرض تغییرات بنیادین قرار داده است.
روش پژوهش: مقاله حاضر با بهرهگیری از مدل علمی پذیرش فناوری دیویس [1] به بررسی موانع موجود بر سر راه گسترش و پذیرش آرشیو رقمی صدا توسط برنامهسازان از نقطه نظر کاربردی در منطقه شمال غرب کشور پرداخته و با ارائه راه حلهایی به حذف این موانع پرداخته است. این پژوهش از نوع تحلیلی است که با روش پیمایشی به انجام رسیده است .
جامعه آماری : جامعه آماری این مطالعه را 100 نفر از برنامهسازان صدای جمهوری اسلامی ایران در منطقه شمال غرب کشور در شهرهای ارومیه، تبریز، اردبیل، زنجان، قزوین، سنندج و مهاباد تشکیل می دهد که با توجه به محدود بودن جامعه، از روش سرشماری استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد.
یافته های پژوهش : یافتههای پژوهش نشان داد که برداشت ذهنی از مفید بودن و برداشت ذهنی از آسانی یادگیری تاثیر مهمی در پذیرش نظام آرشیو رقمی صدا دارد و این نشاندهنده آن است که هر چه نظام آرشیو رقمی صدا از نظر برنامهسازان رادیویی برای بهبود عملکرد کاریشان مفیدتر و از نظر یادگیری آسان تشخیص داده شود بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد . در پایان نیز، با توجه به یافتههای پژوهش، توصیههایی برای افزایش سرعت پذیرش نظام آرشیو رقمی صدا توسط برنامهسازان رادیویی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ارائه شده است.
سفرنامه نویسی یکی از فنون ادبی است. سفرنامه نویسان مغرب و اندلس در نگارش، گردآوری و تدوین سفرنامه هایشان، ویژگی هایی خاص و مشترک دارند و خصلت بارز آن ها توجّه و نگارش سفرنامه های ادبی است. یکی از این سفرنامه نویسان، ابو عبدالله عبدری صاحب «الرحلّه المغربیه» در قرن هفتم هجری می باشد. از دلایل سفر وی ادا کردن فریضه حج، کسبِ دانش از بزرگان و تجارت بوده است. سفرنامه وی شامل توصیف احوال مردم، مکان ها، سرزمین ها، علوم شرعی و ادبی است. در خلال سفرنامه اش تا حدی آشکار کرده است که عالمی فرهیخته، منتقدی دقیق و زبردست بوده است. توصیف او از مردمانی که با آن ها برخورد داشته، مناظر و اماکنی که از آن ها عبور کرده توصیفی زیبا و رسا است؛ آن سان که شنونده یا خواننده می پندارد این مناظر را از نزدیک دیده است. با توجه به اهمیّت سفرنامه ها در انعکاس اوضاع تمدّن اسلامی، نگارندگان در این مقاله بر آنند تا نگاهی کلی به شیوه سفرنامه نویسی در مغرب و اندلس با تکیه بر سفرنامه ابوعبدالله عبدری، داشته باشند.
عرب شدن مردم مصر، یکی از موضوعات پژوهشی در تاریخ صدر اسلام است. مصریان که از تسلط سیاسی و فرهنگی بیزانسی ها ناخورسند بودند، هنگام ورود اعراب در برابر آنها ایستادگی نکردند و والیان مصر که از طرف خلفا برای اداره مصر اعزام می شدند، با «اهل ذمه» و به ویژه ساکنان اصلی مصر یعنی «قبطیان» براساس عهدنامه ها و پیمان ها رفتار می کردند. شرایط پیمان ها به گونه ای بود که موجب استحکام روابط اعراب فاتح با بومیان مصر می شد. پس از فتح مصر، تعداد زیادی عرب و مسلمان به این سرزمین وارد شدند. با آمدن قبایل عربی به مصر و افزایش تماس دو گروه مسلمان و قبطی، زمینه های پذیرش زبان و فرهنگ عربی در مصر فراهم شد. شماری از مصری ها تا پایان حکومت سفیانیان، مسلمان و عرب شده بودند، اما این روند، در دوره های بعدی و طی دو قرن پس از اسلام رفته رفته و تدریجی صورت گرفت تا سرانجام مصر یک مملکت عربی شد. پی گیری ریشه های عرب شدن مصری ها با یک تحقیق تاریخی به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، هدف این نوشتار است.
در سال 1308ش. شورش گسترده ای در میان ایل بختیاری به وقوع پیوست که برای دولت نوظهور پهلوی مشکلاتی جدی ایجاد کرد. این شورش، که توسط یکی از خوانین بختیاری به نام علی مردان خان رهبری می شد، تلفات و خسارات زیادی به ارتش نوپدید رضاشاه وارد آورد و او را وادار کرد سیاست جدیدی در قبال ایل بختیاری دریش گیرد.دستگیری سران ایل و تضعیف قدرت سیاسی و نظامی آن، با اجرای طرح های خلع سلاح و اسکان عشایر، محورهای اصلی این سیاست بودند.مهم ترین سؤالی که در مورد این واقعه وجود دارد این است که ریشه ها و عوامل بروز این شورش و نتایج آن برای ایل بختیاری کدام اند ؟ ماهیت این شورش نیز جای سؤال دارد، اینکه آیا این شورش از همان ابتدا یک حرکت ضد دولت مرکزی بود یا یک درگیری درون ایلی ؟
این پژوهش بر آن است با استناد به اسناد و شواهد موجود زمینه های بروز این شورش ، تأثیر آن بر روابط بختیاری ها و رضاشاه و ماهیت این شورش را از منظر رویکرد شورشی ها نسبت به دولت نوظهور پهلوی مورد بررسی قرار دهد.
عامل تمدن و فرهنگ همواره یکی از مهم ترین و تعیینکننده ترین عوامل در حیات سیاسی ایران بوده است. این موضوع، حتی با وجود تهاجم اقوامی چون مغولان که کوچکترین آشنایی با مذهب و تمدن اسلامی را نداشتند تداوم داشت، مغولان افزون بر خرابیها و ویرانیهایی که به بار آوردند، حتی به کتابخانه و مراکز علمی هم رحم نکرده و آنها را به آتش کشیدند اما در عین حال، دانشمندان و فرهنگ دوستان به ترمیم این مراکز و احیای آن پرداختند. در واقع، دوره فترتی که بین ایلخانان و ظهور تیمور، آمد، ایران را با دگرگونیهای سیاسی ـ اجتماعی روبه رو کرد و باعث پیدایش حکومت هایی شد که عمر برخی به صد سال هم نمیکشید. ما برآنیم نقش آل مظفر را در تمدن اسلامی در این دوره مورد توجه قرار دهیم. این کار بر اساس شیوه تحقیق کتابخانه ای انجام گرفته است.