فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۸۱ تا ۷٬۷۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۱ مورد.
تأثیر باورها و نگرش های نجومی بر اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در سده های چهارم تا نهم ق.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به تاثیر اجرام سماوی در سرنوشت بشر شاید سابقه ای به درازنای عمر او داشته باشد. چنین نگرشی نسبت به اختران در میان تمامی تمدن های باستانی از جمله ایران نیز وجود داشته است. با ظهور اسلام و با توجه به نقش و جایگاه انسان در این دین، باور به احکام نجومی برای مدتی به فراموشی سپرده شد. با پیروزی مکتب اشاعره جبرگرا که همراه با قدرت یابی ترکان بود و پس از آن آمدن مغولان که به تأثیر آسمان بر سرنوشت بشری بسیار باورمند بودند بار دیگر توجه به باورهای نجومی و اندیشه های جبری گرایانه در ایران در قالب تصمیم گیری ها و عملکردها در بخش های مختلف حکومتی و در سطح جامعه گسترش یافت. استفاده از نتایج احکام النجومی در لشکرکشی ها، عقد پیمان نامه ها، جنگ و صلح، جلوس به تخت شاهی، شکار، سفر، اجابت دعا و درمان بیماری ها تنها نمونه هایی از تاثیرات این باورها در زندگی مسلمانان سده های میانه است. مقاله حاضر می کوشد، چگونگی احیای نگرش های نجومی را در فاصله زمانی قرن چهارم تا نهم هجری در ایران توضیح دهد.
جایگاه و کارکردهای شاه در گفتمان سیاسی عصر صفوی
حوزههای تخصصی:
برجسته ترین ویژگی حکومت صفویان، تاسیس هویت ملی مستقل، یکپارچه و فراگیر است. در این دوره پاسداری از امر سنت در عین توجه به نمودها و نمادهای نوپدید، گفتمان سیاسی چیره را تحت تاثیر قرار داده و منظومه نشانگان و سامانه مفصل بندی آن را صورتبندی نموده است. گفتمان سیاسی صفوی، آمیزه ای از ایستارهای گوناگون ایرانیان را عرضه نموده است. در چنین فراگردی، شاه، نشانه کانونی این سامانه معنایی است. این مقاله می کوشد نقش و جایگاه مفهوم شاه را در چارچوب گفتمان سیاسی عصر صفوی تحلیل نماید. متن پیش رو، با به پرسش گرفتن معنا، مقام و صلاحیت های مفهوم شاه در هنگامه صفویه، در پی آزمون این فرضیه است که «گفتمان سیاسی دوران صفوی از کناکنش پنج مولفه و منبع، تصوف، تشیع، ایرانی بودن (ملیت ایرانی و سنت ایرانشهری)، سنت خلافت (سلطنت) اسلامی و مدرنیسم و تمدن غربی سامان یافته و نقش ها و کارویژه های پادشاه نیز از رهگذر برخورد این مفاهیم، قابل فهم می باشد». مرجعیت شاه و کارآمدی موازین پادشاهی هنگامی به اوج می رسد که این مفاهیم، خصلت هم ساز می یابند.
خرافات عصر قاجار به روایت سیاحان اروپایی
حوزههای تخصصی:
از موضوعاتی که جامعه ی بشری از دیر باز با آن درگیر بوده مسأله ی اعتقادات آن است که بخشی از آن حقیقی و بخشی دیگر غیر واقعی می باشد. این اعتقادات که با شدّت و ضعف هایی در غالب جوامع دیده می شود، خرافات نامیده می شود. جامعه ی ایران نیز در همه ی دوره ها، گرفتار چنین باورهای خرافی بوده است.
در دوره ی قاجار دلایل مختلفی از جمله: فقر و بدبختی، فراوانی طلاق، پایین بودن سطح علم و آگاهی مردم و... سبب رواج این عقاید در سطح جامعه و در میان مردم شده بود. پژوهش پیش رو به بحث و تحلیل خرافات رایج در عصر قاجار از دیدگاه سیاحان اروپایی می پردازد. روش تحقیق، از نوع نظری و مبتنی بر شیوه ی توصیفی-تحلیلی است. همچنین فرض بر آن است که اروپا ییان بسیاری از خرافات رایج عصر قاجار را مورد توجه قرار داده ا ند، اما به دلیل ناآشنایی با باورهای مذهبی ایرانیان شماری از آن ها را نیز در زمره ی خرافات دانسته اند. یافته های این پژوهش که حکایت از رواج این معضل در دوره ی قاجار و بخصوص در میان زنان را دارد، در شناخت جامعه ی عصر قاجار و عقاید مردمش نقش بسزایی دارد.
قیدار نبی؛ ایلخان بودایی در کسوت پیامبر ابراهیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، چگونگی تبدیل مدفن ارغون خان، چهارمین ایلخان مغول، به زیارتگاه اسلامی «قیدار نبی» را توضیح می دهد و همچنین توجیه منطقی تری در رابطه با منشأ نام «قیدار» ارائه می کند. نام «قیدار»، نخستین بار توسط شرف الدین علی یزدی در تاریخ جهانگیر مقدمة ظفرنامه (تألیف 822 ق) در ارتباط با محل دفن ارغون خان و نیز در ظفرنامه (تألیف 831-828 ق)، در ارتباط با شرح وقایع سال 805 ق (دورة یورش های امیرتیمور و حادثة درگذشت امیرزاده محمدسلطان) ذکر شده است. از آن زمان، «قیدار» در منابع مکتوب و نیز در باور مردم، با «قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم نبی» یکی دانسته شده است. این مقاله نشان می دهد که «قیدار» در اصل یک جای نام بوده، و این جای نام، ریشه در لفظ مغولی خانقاه/ صومعه (keyid) داشته است؛ خانقاهی که سال ها پس از درگذشت و خاکسپاری ارغون خان در کوه سجاس (کوه قیدار فعلی)، توسط اولجتای خاتون، دختر او، در حوالی مدفن پدر بنا شده بود. این تحقیق از منابع تاریخی و جغرافیایی بهره می گیرد و با تحلیل ریشه شناختی جای نام «قیدار»، رهیافتی زبان شناسانه را برمی گزیند.
زندگی سیاسی صولت الدوله قشقایی(2) از جنگ جهانی اول تا واپسین روزگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله جهت گیری های سیاسی صولت الدوله در قبال تحولات سیاسی فارس در طی جنگ جهانی اول، ازجمله روابط وی با نیروهای ژاندارمری فارس، انگلیسی ها و نبرد با آنان، دوران حکومت مصدق السلطنه در فارس، روابط وی با رضاخان، نمایندگی وی در مجلس پنجم، زندانی شدن او در شورش های عشایری فارس، نمایندگی دوره هشتم و سلب مصونیت وی و سرانجام قتل او در زندان مورد بررسی قرار گرفته است.
سیری در حقوق اقلیتهای دینی در اسلام
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم حقوق بشری در دوره کنونی پرداختن به مساله ی اقلیت هاست. دین مبین اسلام از همان ابتدا توجه خاصی را به مساله ی اقلیت های دینی داشته است. پیامبر اسلام(ص) از بدو تشکیل حکومت نبوی در مدینه پیمان هایی را با گروه های اهل کتاب منعقد کردند و حقوق و امتیازات فراوانی را برای اهل کتاب در نظر گرفتند به گونه ای که می توان گفت بنیان گذار به رسمیت شناختن حقوق اقلیت ها در جهان ما پیامبر اسلام(ص) بوده است. در این مقاله پس از تعریف اقلیت و اقسام آن به بررسی تاریخچه حقوق اقلیت ها در قرآن کریم سپس در زندگی رسول اکرم(ص) بر اساس انعقاد پیمان های ایشان با غیر مسلمانان و یا رفتار آن حضرت با یهود و نصاری پرداخته شده است و پس از آن جایگاه حقوق اقلیت ها در حاکمیت امیرالمومنین(ع) مورد مطالعه قرار گرفته است.
نقش موسی بن نصیر در فتوحات سلسله ی اموی
حوزههای تخصصی:
از جمله سیاست های خارجی دولت اموی مسئله کشورگشایی و توسعه طلبی بود. دولت اموی نفوذ عرب مسلمان را در بسیاری از سرزمین های جدید گستراند و بر, وسعت حکومت اسلامی افزود، و آن را از میانه ی شرق آسیا تا اقیانوس اطلس در غرب گسترش داد. این سیاست که از زمان بنیان گذار این سلسله معاویه بن ابی۴١-۶٠) ه . ق آغاز گردیده بود، در زمان جانشینان وی نیز دنبال گردید و به روزگار ششمین خلیفه ی اموی ولید بن عبدالملک (۸۶-۹۶) ه . ق به اوج خود رسید. ولید علاقه ی زیادی به آبادانی و توسعه طلبی داشت و با توجه به شرایط مناسب داخلی به سیاست خارجی نیز توجه زیادی نشان داد، و دستاورد این توجه کامل شدن فتح شمال آفریقا وباز شدن دروازه های ورود به آندلس به دست فرمانده شایسته و لایق وی موسی بن نصیر بود. موسی با استفاده از توان نظامی خود موفق گردید علاوه بر فتح سرزمین های جدید غیمت های بسیاری نیز به دست آورد و با رسیدن به پشت دروازه های اروپا لرزه بر اندام مسیحیان ساکن این ناحیه بیاندازد. اما در اوج پیروزی ها به دستور خلیفه به دمشق بازگشت و رویای وی برای فتح سرزمین های اروپایی برای همیشه به دست فراموشی سپرده شد. در این پژوهش سعی برآن بوده تا با استفاده ازمتن های معتبر تاریخی، نقش وجایگاه این فرمانده اموی در مسیر فتوحات این سلسله مورد بررسی قرار گیرد ودلایل برکناری وعزل وی بیان گردد. در ارائه ی این داده ها از شیوه ی توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و در صورت لزوم نیز کوشش شده، تا مطالب متناقض موجود در منابع نیز مورد تحلیل قرار گیرد.
روش شناسی تاریخی ویکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی آراء جیامباتیستا ویکو در مورد ماهیت تاریخ و شیوﮤ درست دستیابی به شناختِ از آن می پردازد. ویکو درصدد تأسیس نوعی «الهیات منطقی مدنی مشیّت الهی» است و این مقاله با مراجعه به آثار اصلی او و نیز بهره گیری از آراء شارحانش نشان خواهد داد که او در محل برخورد دو امتداد نظری، یکی معرفت شناختی و دیگری هستی شناختی، در باب تاریخ قرار دارد. او معتقد است که «مشیّت الهی» بر تاریخ حاکم است، اما لزوماً انسان مسلوب الاختیار نیست، بلکه فعالانه و البته در درون طرح خداوند حاضر است و مشارکت دارد. نظریه مشهور او در باب تحول سه مرحله ای تاریخ، از «الهی» به «قهرمانی» و سپس به «مدنی» که بعدها مورد استفادﮤ اگوست کنت قرار گرفت، محصول همین فکر است. از حیث روش شناختی نیز ویکو گزارﮤ «ساختن، معیار حقیقت است» را جایگزین اصل دکارتیِ «معیار حقیقت، وضوح و تمایز است» کرد، و بدین ترتیب، یقینی ترین علم را نه ریاضی، بلکه تاریخ می داند. از نظر ویکو ماهیت تاریخ، انسان ساخته است، بنابراین، وی در گرایشی آشکار به لاک روش درست شناخت تاریخ را بررسی ساخته های انسانی می داند و میان ساخته های انسانی نیز تولیدات فرهنگی مانند هنرها، اسطوره ها، افسانه ها، حکایات، اشعار و آنچه را که در تاریخ نگاری سنتی «خرافه» دانسته می شد، ارزشمند و مهم قلمداد می کند. استدلال ویکو در مورد تمایز میان شناخت از «طبیعت» و «تاریخ» به مبنای اولیه ای برای بحث های بعدی فیلسوفان نوکانتی بر سر «علوم انسانی» و تاریخی از علوم طبیعی بدل شد.
ایرانیان یمن و دین اسلام از ظهور تا دوران خلافت ابوبکر
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با هدف شناخت چگونگی اسلام آوردن ایرانیان یمن و نقش آن ها در ماجرای ارتداد یمن و خدماتی که در این راه به دین مبین اسلام عرضه داشتند، نگاشته شده است. به منظور شناخت هرچه بیش تر و کامل تر موضوع، بحث را از ابتدای ورود و استقرار ایرانیان یمن آغار کرده، سپس به ماجرای خسروپرویز و برخورد او با نامه ی پیامبر(ص) و ماجرای باذان و در ادامه به بحث اصلی که مدنظر بوده پرداخته شده است. برای انجام این کار، با استفاده از روش کتابخانه ای به فیش برداری مطالب از منابع دست اول و تحقیقات جدید پرداخته شده است و سپس به شیوه ی توصیفی تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته ایم. برخورد شاه ایران خسروپرویز و ایرانیان یمن با اسلام متفاوت بود. شاه ایران در برابر دعوت نبی مکرم اسلام(ص) به پذیرش اسلام، عناد و کینه توزی نشان داد. از سوی دیگر، برخورد ایرانیان یمن با اسلام منطقی بود؛ در پی درخواست خسرو پرویز از حاکم ایرانی یمن باذان مبنی بر دستگیری پیامبر(ص)، زمینه ی آشنایی ایرانیان ساکن یمن با اسلام فراهم شد و پذیرش اسلام در دل و جان آنان چنان نفوذ کرد، که آن ها را در صف مقدم مقابله با ارتداد قبایل عرب ساکن یمن جای داد و در این راه با بذل خون و جان خود برگ زرینی را در تاریخ دفاع از اسلام برای ایرانیان رقم زدند.
اهمیت تاریخی و ساختار اقتصادی شهر غَزنه در پرتو حیات سیاسی عصر غزنویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر غزنه واقع در ایالت زابلستان با برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب، در روزگار باستان تا دوره اسلامی، مرکز حکومت خاندان های قدرتمند و شاهد حوادث گوناگون بوده است. این شهر، به سبب همسایگی با خراسان، سیستان و هند، همچنین قرار گرفتن در مسیر کابل قندهار و ارتباط با مراکز تجاری مهم آن روزگار مانند بامیان، از نظر اقتصادی مهم و قابل توجه حاکمان بود. غزنه در دوره اسلامی، با حضور سلاطین غزنوی (حک: 583 351 ق / 1187 962 م.) و آغاز فتوحات آنان در قلمرو کشورهای همسایه، وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شد. هم زمان با متحول شدن اوضاع سیاسی غزنه، ساختاری اقتصادی آنجا نیز دگرگون گشت. این مقاله با هدف پرداختن به اهمیت تاریخی و اقتصادی شهر غزنه و افزایش این اهمیت در پرتو حیات سیاسی عصر غزنویان نوشته شده که با بهره گیری از متون تاریخی، ادبی و جغرافیایی و همچنین منابع معاصر گردآوری شده است.
بررسی رویکرد روابط خارجی امیر شاه مراد، سل ان منغیت،با ایران براساس متون ماوراءالنهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلسله منغیتیه از بازماندگان مغول بعد از عقب نشینی از مناطق اروپایی روسیه بودند که به نواحی
جنوبی تر آمدند و در ماوراءالنهر خان نشینی را تشکیل دادند که 188 سال دارای قدرت بودند. این
سلسله، سرانجام، با تأسیس جمهوری سوسیالیستی در بخارا و گریختن عالم خان،آخرین امیر آنان، به
افغانستان سقوط کرد. امیر شاه مراد، مشهور، به امیر معصوم از حاکمان این سلسله بود که با جلوس بر
تخت سلطنت، به سرکوبی مخالفان داخلی پرداخت و با برقراری امنیّ ت و اصلاحاتی که انجام داد،
تجارت در عصر او رونق یافت؛ اما از آنجا که فردی قدرت طلب بود برای گسترش قلمرو حکومتی
خود و با استفاده از اوضاع نابسامان ایران چند بار به ایران لشکر کشید.او سرانجام بند مرو را ویران
کرد و چون سنّی متعصبی بود راه عداوت با شیعه و آزار و قتل و غارت آنان را در پی گرفت. این
مقاله، ضمن بیان شرح حال وی، به بررسی رویکرد روابط خارجی او با ایران و جدایی مرو براساس
متون خطی ماوراءالنهری بازمانده از آن دوران خواهد پرداخت.
مذهب در خراسانِ عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان در عصر سلجوقی ترکیب مذهبی خاصی داشت. منازعات مذهبی و درگیری بین مذاهب مختلف، ویژگی
اصلی این دوره است. سیاست های مذهبی حکومت سلجوقیان در تشدید اختلافات فرقه ای تاثیر زیادی داشت.
تعصبات مذهبی عمیدالملک کندری و خواجه نظام الملک طوسی سبب شد تا بین حنفیان و شافعیان رقابت های
شدیدی در بگیرد. حملة غزها به خراسان سبب ویرانی و کشتار شدیدی گردید؛ به دنبال این حملة درگیری های
شدید فرقه ای و مذهبی شکل گرفت. مذهب غالب، شافعی بوده و پس از آن مذهب حنفی، که مذهب پادشاهان
سلجوقی بود، قرار داشت. حنبلیان در چند شهر، به ویژه در هرات پیروانی داشتند. تا آنجا که از منابع برمی آید،
دانشمند برجستة مالکی مذهبی در خراسان حضور نداشته است. شیعیان امامی جایگاه خاصی داشتند و برخی از
دانشمندان برجستة شیعه در این عصر می زیستند. اسماعیلیان در شهرهای مختلف نفوذ زیادی داشتند و همواره
سرگرم منازعات سیاسی شدید با دولت سلجوقیان بودند.
روابط خارجی ایران و عثمانی در دورة زندیه (قرن هیجدهم میلادی)
حوزههای تخصصی:
با تشکیل حکومت زندیه در سال 1170ه /1757م توسط کریم خان زند با لقب وکیل الرعایا و سقوط سلسله افشاریه، شخص کریم خان تلاش های فراوانی را برای یکپارچه سازی حکومتش در ایران و سامان دادن به اوضاع داخلی آن زمان ایران (که هنوز اثرات سقوط حکومت صفویه و فجایع افغان ها در اذهان مردم باقی بود.) آغاز کرد. و لیکن بعلت ماهیت ایلیاتی حکومت های افشاریه و زندیه، هرگز اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران به ثبات زمان صفویان نرسید.
در حیطة سیاست خارجی نیز عملکرد خاندان زندیه تا حد بسیار ضعیف و به دور از تحولات جهانی و پیشرفت های شکل گرفته در اروپا بود. در مبحث روابط ایران و عثمانی دورة زندیه نیز به مانند گذشته اختلافات مذهبی تشیع و تسنن و مسئله زیارت عتبات و اماکن مقدسه شیعه و مشکلات ایلات و عشایر مرزنشین بوده است. علاوه بر این رقابت تجاری دو کشور و حضور استعمارگران بویژه انگلیس در تشدید این اختلافات تأثیر فراوان داشته است، رقابت تجارت دریایی بنادر ایرانی مانند بندر بوشهر در برابر بندر بصره در خاک عثمانی موجب شد که کریم خان در سال 1189ه /1776م به برادر خود صادق خان دستور دهد تا به بصره حمله نماید که این موجب تنش بیشتر در روابط دو کشور گردید. در کل روابط دو کشور ایران و عثمانی در دورة زندیه با حالتی خصمانه و رقابت آمیز همراه بوده است.
در این پژوهش تلاش می گردد تا به سئوالات زیر پاسخ داده شود.
1- عوامل موثر در شکل گیری روابط خارجی ایران و عثمانی در دوره زندیه چه بوده است؟
2- تجارت دریایی در بندر بوشهر و بصره تا چه میزان در روابط ایران و عثمانی تاثیر گذار بوده است؟
بررسی تطبیقی شرح حال نگاری در عصر عباسی (656-132 ه . ق) و ممالیک (923-648 ه . ق)
حوزههای تخصصی:
شرح حال نگاری که با نام های تراجم، سرگذشتنامه نویسی، زندگی نامه نویسی، موالید و وفیات و... شناخته می شود، در میان علوم اسلامی از جمله علومی است که دارای پیشینه ای دیرین است. شرح حال نگاری اسلامی را می توان دنباله فن سیره نویسی پیامبر (ص)، صحابه و تابعین دانست که بعدها به شکل علم مستقلی درآمد. در این علم به ثبت و نگارش خصوصیات زندگی افراد برجسته جامعه از اقشار و طبقات مختلف می پردازند. سال تولد و وفات افراد، مشاغل، محل زندگی، آثار مهم، اشعار و ... از جمله مواردی است که در این گونه کتب به آن پرداخته می شود. در این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی به بررسی تطبیقی این علم در دو دوره عباسی و ممالیک پرداخته می شود و به این منظور دو اثر مهم در زمینه شرح حال نگاری، در هر کدام از این دوره های تاریخی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. این بررسی نشان داد که در شرح حال نگاری عصر عباسی غالباً به نام، نسب، کنیه، اشعار و آثار علمی و برخی از مشخصات ظاهری صاحب شرح حال پرداخته می شد و معمولاً به صورت حوزه ای، منطقه ای یا طبقاتی نگاشته می شد؛ اما این علم در عصر ممالیک سیر تکاملی خود را به اوج رساند و علاوه بر نام و نسب، کنیه، اشعار و آثار علمی، به سیمای زندگی شخصیت صاحب شرح حال پرداخته و ضمن وارد نمودن سیاست به این عرصه، نگارش آن معمولاً به شکل ترتیب حروف الفبایی و بر اساس معجم نگاری صورت می پذیرفت.
چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان به رهبری محمد دیهیم و رویکرد آن درقبال دولت ملی دکتر مصدق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اشغال ایران در شهریور 1320 توسط متفقین، زمینه ی مناسبی برای تشکیل احزاب و جمعیت های سیاسی در ایران به وجود آمد. با اشغال آذربایجان، گروه ها و جمعیت های مختلفی با گرایش های سیاسی خاص درآذربایجان شکل گرفتند که معمولاً به سه دسته ی چپ طرفدار سوسیالیسم، تجزیه طلب و شاه دوست تقسیم می شدند. یکی از این جمعیت های سیاسی، جمعیت فداکاران آذربایجان بود که در تبریز، با رهبری محمد دیهیم و با گرایش سیاسی شاه دوستی و دفاع از تمامیت ارضی ایران شکل گرفت. چگونگی تشکیل و میزان فعالیت این جمعیت در دوره ی اشغال زیاد برای ما شفاف نیست؛ بعد از 21 آذر سال 1325، به دلیل حمایت حکومت مرکزی ایران از این جمعیت، جمعیت فداکاران شکل منظمی یافت و توانست به یکی از جمعیت های قدرتمند و پایدار آذربایجان تبدیل شود. این جمعیت در طول مبارزات ملی شدن صنعت نفت تا تیرماه 1331، هیچ موضع سختی درقبال دکتر مصدق اتخاذ نکرد؛ ولی با علنی شدن اختلافات شاه و دکتر مصدق، با حمایت از شاه موضع تندی نسبت به دکتر مصدق درپیش گرفت.
مهم ترین مسئله در این مقاله، چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان و رویکرد جمعیت به جنبش ملی شدن صنعت نفت و نوع تعامل آن با دولت ملی دکتر مصدق است. در این پژوهش، اسناد و مدارک موجود را به روش تحلیلی و توصیف بررسی می کنیم و می کوشیم تصویر روشنی از عملکرد این جمعیت در دوران حکومت ملی دکتر محمد مصدق ارائه دهیم.
بررسی و تحلیل آرامگاه های منسوب به اخلاف امام کاظم (ع) در رودبارقصران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شمال ری به دلیل کوهستانی و صعب العبور بودن، در آشوب ها پناهگاه ساکنان مناطق رودبارقصران خارج و مخالفان سیاسی خلافت اموی و عباسی قلمداد می شد. اخلاف پیامبر، نوادگان امامان شیعه و علویان، بزرگ ترین گروه مهاجران معارض خلافت به این منطقه بودند. در این ناحیه بیش از سی امامزاده وجود دارد که نیمی از آن ها در رودبارقصران واقع شده اند. در پژوهش حاضر، یازده نمونه از آرامگاه های منسوب به اخلاف امام موسی کاظم (ع) در منطقه ی رودبارقصران را بررسی می کنیم. داده های پژوهش را با روش مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی گردآوری کرده ایم. نتایج نشان می دهد که کتب نسب شناسی از یک سو منابع انتساب این امامزادگان به امام موسی کاظم (ع) به شمار می روند و از سوی دیگر سرشار از تناقض هستند. اشتباه در خوانش کلمات و نام جای ها موجب انتساب نادرست برخی امامزاده ها به برخی مناطق شده است. تشابه اسمی امامزادگان نسب شناسی آن ها را با مشکل مواجه کرده و وجود نام های ایرانی نشان دهنده ی تغییرات اساسی در این منابع است.