امنیت اجتماعی در پرتو تغییرات درونی ایران در عرصه قدرت سیاسی- حوزه عمومی و نیز تحولات جهان بیرونی قرن نوزدهم دچار قبض و بسط مفهومی و معنایی گردید. ارزیابی این مساله که امنیت اجتماعی چرا و تحت تاثیر چه عواملی، موضوع توجه برخی نخبگان قدرت و اندیشمندان جدید قرار گرفت و کدام مولفه ها در توسعه مفهومی- کارکردی آن اثرگذار بودند، محور نوشتار حاضر است. با کاربست روش تحلیل تاریخی می توان گفت در دوره ناصری در نتیجه ورود مفاهیم نوین و ضرورت ایجاد نهادهای جدید جهت اداره مطلوب امور از یک سو و رشد آگاهی اجتماعی و طرح رویکردهای جدید به مساله حقوق اجتماعی شاهد تغییر نسبی در مفهوم و گستره کارکردی امنیت اجتماعی علیرغم تداوم نگرش و ساختارهای بازتولیدکننده گفتمان غالب پیشین و ساختارگرا به مساله امنیت اجتماعی هستیم که نوعی زیست دوگانه و وضعیت بینابین و ترکیبی را رقم زد. بخش های فعّال حوزه عمومی از طریق انتقال مفاهیم جدیدی چون قانون گرایی، حقوق اجتماعی، تشکیل نهادی حقوقی و انتظامی جدید، رشد شهرنشینی و توسعه آموزش و درک افراد جامعه از حقّ شهروندی تقویت شد و نخبگان جامعه جهت نیل به خواسته های خود در عرصه امنیت فردی- اجتماعی و طرح مفهوم امنیت ملّی درصدد تغییر در ساختار سیاسی- اجتماعی با تشکیل نهادهای جدید برآمدند. بدین ترتیب، ساختار جدید ضمن توسعه نهادهای اجتماعی و تقویت حوزه عمومی گامی مهم در راستای پیشبرد پروسه تحول در ابعاد امنیت اجتماعی و بسترسازی و اجرائی کردن وضع جدید برداشت.
ازدواج های سیاسی مبحثی بسیار کهن می باشد. در متون و منابع به ازدواج های بین سلاطین و خوانین اشاره شده که تنها دلیل آن ایجاد روابط دوستانه و سیاسی بوده است، بدون این که وضع زن و مرد و تناسب سنی آن ها در نظر گرفته شود. این ازدواج های سیاسی که از مباحث مهم در تاریخ هر کشوری می باشد به یکی از دلایل صورت می گرفته است: کسب قدرت، مشروعیت بخشی، ماندگاری قدرت یا تحکیم موقعیت، اشاعه قدرت در سرزمین های مفتوحه، ایجاد صلح و تحکیم روابط، اتحاد برای مقابله با یک دشمن مشترک، جلوگیری از یورش دولت های قدرتمندتر، افزودن به ثروت خود با گرفتن جهیزیه و هدایای سنگین از خانواده دختر، دست اندازی به سرزمینی که از طریق لشکرکشی مقدور نبوده است. ازدواج های سیاسی در سطح حکومت های محلی چه تأثیری بر ساختار قدرت ایلخانان داشته اند؟ فرضیه، این ازدواج ها از یک سو، تثبیت قدرت حکومت های محلی را در پی داشت و از سوی دیگر موجب می شد مغول ها، شاهزادگان جدیدی را تحت سلطه خود درآورند و از عواید مناطق آنان بهره مند شوند. هدف از انجام این پژوهش، ارائه تصویری از ازدواج های سیاسی و تأثیر آن ها در ساختار قدرت در دوره واپسین ایلخانی (717- 736 ق) می باشد.
پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سئوال است که انقلاب اسلامی در لارستان با چه زمینه های سیاسی شکل گرفت و گسترش یافت. بر این اساس، مدعای پژوهش این است که نارضایتی عمومی بویژه از زمان سرکوب قیام عشایری در سال 1342 و1343 در منطقه وجود داشت. در دهة 40 و 50فعالیت روحانیت مرتبط با مرجعیت قم و نجف و نیز با سایر نقاط خطة فارس و دیگر اشخاص و گروه ها به گسترش نارضایتی ها دامن زد و در سال 1357 مردم این منطقه همچون اغلب مناطق ایران به تظاهرات شدید ضد حکومت پهلوی دست زدند. در این رابطه، نقش اقشار مختلف از جمله روحانیون، بازاریان و فرهنگیان در انقلاب، با روش توصیفی و با استفاده از مصاحبه، اسناد و منابع کتابخانه ای توضیح داده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، موقعیت خاص جغرافیایی و عشایرخیز منطقه و علقه های مذهبی و اعتقادی مردم و پیروی از آموزه های دینی موجب گردید که اکثریت مردم با موج انقلاب همراه شوند. در این میان، نقش روحانیون در جهت دهی و رهبری مردم نمایان است.