پدیده های تاریخی را باید با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن مورد بررسی قرار داد. کاپیتولاسیون نیز از این قاعده مستثنی نیست. پدیده کاپیتولاسیون اگرچه از پدیده های شوم استعمار به حساب می آید؛ ولیکن با توجه به شرایط زمانی و مکانی اش، نتایج وپیامدهای متفاوتی به دنبال داشته است. در دوره صفویه نیز با وجود خصومت های مذهبی و ارضی با عثمانی، ایجاد امنیت و رونق اقتصادی، وجود استعمارگرانی مانند پرتغال در خلیج فارس و ضعف نیروی دریایی ایران از یک سو و همچنین توسعه طلبی شدید عثمانی در اروپا و به خطر افتادن موقعیت اروپائیان و نیاز آنها به متحدی برای کاهش فشار عثمانی و تشکیل کمپانی های بزرگ اقتصادی مانند کمپانی های هند شرقی از سوی دیگر باعث گسترش روابط ایران و اروپائیان شد. در این میان با گسترش تجارت اروپائیان در ایران و تلاش هر چه بیشتر صفویان برای رونق تجارت و اتحاد با اروپا، امتیازات و معافیت هایی به اروپائیان داده شد که در میان آن ها می توان کاپیتولاسیون را نیز مشاهده کرد. این پژوهش تلاشی جهت بررسی پدیده کاپیتولاسیون در دوره صفوی و با توجه به شرایط آن دوره و همچنین پیامدها و نتایج این پدیده است.
کافور که در کتب تاریخ با عناوین : استاد‘ابوالمسک و کافور اخشیدی مشهور است نام و عنوان برده و غلامی خصی (خواجه)است که توسط برده فروشی از سودان به مصر آورده شد . این غلام در اوائل سده چهارم (312ه.ق) به عنوان مملوک به خدمت ابوبکر محمد بن طغج فرغانی ملقب به اخشید (پادشاه و احیانأ شاه شاهان ) از امراء عصر عباسی درآمد و از خواص او گردید . کافور به دلیل برخورداری از استعداد ذاتی و هوش سرشار در دستگاه اخشید به مراتب عالی رسید و در مدتی کوتاه توانست منصب فرماندهی سپاه او را به خود اختصاص دهد و در زمره مشاوران و محرم اسرار او درآید .کافور ضمن انجام وظائف محوله سرپرستی و تربیت دو پسر اخشید : ابوالقاسم انوجور و ابوالحسن علی را نیز عهده دار گردید . در سال (335 ه) که اخشید درگذشت فرزند ارشد او انوجور جانشین او گردیده عنوان سلطنت از آن او بود ولی اداره امور و کشورداری به عهده کافور قرار گرفت . در سال (349ه) که انوجور درگذشت و برادرش ابوالحسن علی به سلطنت رسید ‘ همچنان نام و عنوان سلطان از آن علی و اداره امور به دوش کافور قرار داشت ‘ تا آنکه در تاریخ (355 ه) علی بن اخشید نیز درگذشت وکافوربه طور مستقل حکومت مصر و توابع آن را در دست گرفت وتا (357 ه )به مدت دو سال و چند ماه در آن خطه فرمانروایی کرد .
هدف: این تحقیق بمنظور بررسی تحولات بهداشتی شهر دزفول در دورة پهلوی (1357-1304 ) انجام شده است. روش تحقیق: در این تحقیق از روش پژوهش های تاریخی با ترکیبی از روش های توصیفی، روایی و تحلیلی با تأکید بر روش تحقیق در تاریخ محلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی، مطالعات میدانی، تاریخ شفاهی و گزارش های محلی استفاده شده است. یافته هاونتیجه گیری: تحقیق حاضر بیان می کند که با روی کارآمدن پهلوی اول و آغاز برنامة نوسازی، دولت برنامة اصلاحات و رسیدگی به وضعیت بهداشتی-درمانی شهرها را در دستور کار خود قرار داد؛ اما این اقدامات به دلیل مشکلات زیاد دزفول – به خصوص وضعیت نامناسب دفع فاضلاب منازل- به نتیجه نرسید. با شروع سلطنت پهلوی دوم، با مشارکت مردم و رجال شهر با دولت و تشکیل موسسه های مردم نهاد در اجرای برنامه های اصلاح و بهبود وضعیت بهداشت، اقدامات مؤثری انجام شد که تا آن زمان در دزفول بی سابقه بود و باعث ریشه کنی بیماری های واگیردار ازجمله تراخم شد. در سال های بعد این روند با اجرای برنامة چهارم توسعه و احداث بیمارستان، درمانگاه، داروخانه و افزایش پزشکان عمومی و متخصص تداوم پیدا کرد؛ هرچند که تمام اهداف و برنامه های پهلوی دوم محقق نشد و به استانداردهای سازمان بهداشت جهانی نرسید اما گام های مؤثری در جهت ارتقای بهداشت شهر دزفول برداشته شد.