در عصر قاجاریه در ساختار و نهادهای جامعه ایران تحولات جدیدی شکل گرفت. شکلگیری تحولات فکری در میان گروهی از زنان جامعه ایرانی و برخی دگرگونیها در موقعیت و نقش سنتی آنان در جامعه، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ و فرهنگ در جامعه ایران است. تحولات فکری و دگرگونیهای به وجود آمده در موقعیت و نقش زنان ایرانی عصر قاجار از علل و عوامل متعدد و متفاوتی ریشه میگرفت. مقاله زیر به بررسی تحولات فکری و اجتماعی زنان در دوره مشروطه می پردازد .
اختلاف و انشعاب را باید عارضه ای طبیعی برای فرقه هایی چون بابیه تلقی کرد. اساساً نزاع و کشمکش، بخشی از فرایند تبلور و زیست آنان را شکل می دهد. در این میان، از قلم نیز به صورت ابزاری در این میدان استفاده شده است و نگارش کتب و رسالات علیه یکدیگر قسمتی از رویارویی گروههای منشعب با همدیگر می باشد. کتاب «هشت بهشت»، اثر مشترک میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی، با هدف بیان عقاید ازلیان و رد طریقه بهائیت نمونه ای مثال زدنی است که در این نوشتار معرفی شده است.
کم وکیف تعامل نهضت میرزاکوچک خان جنگلی با حکومتگران تازه کشور شمالی، یعنی همان بلشویک های اشتراکی مسلکی که ظاهراً نیات آزادی خواهانه داشتند و از جنبش ها و مبارزات ضداستعماری حمایت می کردند، به یکی از نکات پیچیده نهضت جنگل تبدیل شد.اگرچه ظاهراً میان بلشویک ها و جنگلی ها در زمینه مبارزه با استعمار اشتراک نظر وجود داشت و بین رهبران نهضت جنگل با نمایندگان حزب کمونیست شوروی و نمایندگان حزب عدالت باکو جلساتی برای هماهنگی مبارزه برگزار شد، با گذشت زمان زاویه میان اهداف جنگلی ها و بلشویک ها بازتر و بازتر گردید. سرانجام همراهان بلشویک مرام نهضت جنگل به تبعیت از دولت کمونیستی شوروی، که با حکومت ایران قرارداد دوستی و تفاهم امضا کرده بود، خود را کنار کشیدند و بدین ترتیب حکومت جمهوری گیلان سقوط کرد و میرزا با تعدادی از یاران خود دوباره به جنگل بازگشت. حکایت مفصل تر آن را در مقاله ذیل ملاحظه فرمایید.
هنری مارتین، ژوزف ولف، و رابرت بروس از جمله مبلغان کارآزموده و سرشناس مسیحی بودند که هرکدام دوره ای از فعالیت تبلیغی خود را در ایران سپری کردند و در گسترش جنبش نوین مسیحی در ایران سهم عمده ای داشتند. آنان علاوه بر فعالیتهای دینی و فرهنگی و انجام خدمات رفاهی مانند کمکهای پزشکی و آموزشی در ایران، با نگارش سفرنامه های خود در شناخت ایران برای دنیای غرب سهیم شدند. مطالعه در مورد انگیزه ها و شیوه های تبلیغی آنان در ایران ما را در باور متداول درباره سکولاربودن تمدن غربی دچار تردید می کند؛ چراکه به خوبی معلوم می شود مبلغان مذکور تحت حمایت اشخاص و نهادهای سیاسی استعمار در کار خود موفقیتهایی به دست می آوردند و این می تواند موجب این سوال شود که چرا استعمار و مسیحیت دست در دست یکدیگر به سیاحت و نفوذ در شرق می پرداختند و چه رابطه تنگاتنگی میان آنها وجود داشته است؟ تفصیل جالبی پیرامون این موضوع در مقاله زیر فراهم گردیده است که تقدیم شما می گردد.
رضا شاه، مدعی بود که وقتی مردم لباس متحدالشکل بپوشند و کلاه پهلوی بر سر گذارند و نسبت به اعتقادات دینی سست شوند، متمدن خواهند شد. براین اساس، به ستیز با نمادهای سنتی و دینی، نظیر لباس و پوشاک سنتی پرداخت.
رضاشاه، فکر متمدن شدن ایران را از آغاز سلطنت خود در سر می پروراند و متحدالشکل کردن لباس در سال 1307 ، و نوع پوشش اعضای خانواده شاه، مؤید این واقعیت بود. اما سفر ترکیه این تلقی را تقویت کرد و رضاشاه بعد از مسافرت ترکیه از رفع حجاب زنان و آزادی آنها صحبت کرد. در 17 دی 1314 کشف حجاب به صورت علنی اعلام شد. انتشار این خبر موجب تشدید واکنش های اجتماعی شد. از جمله این واکنش ها حادثه مسجد گوهرشاد بود.
در این مقاله، تلاش بر این است که به این سؤال پاسخ داده شودکه علل و زمینه و پیامد های کشف حجاب در ایران چیست؟ پاسخ به این سؤال را براساس این فرضیه ارائه میشود که به دلیل مقاومت زنان و روحانیون در برابر رژیم، کشف حجاب درایران به نتیجه نرسید. بنابراین، در پژوهش حاضر، تلاش بر ریشه یابی مقوله کشف حجاب است. ابتدا، به ریشه های کشف حجاب در ایران پرداخته می شود و در ادامه به نتایج و پیامدهای آن اشاره خواهد شد.
شیوه های گوناگون استعمارگران برای حضور و نفوذ در بافت اجتماعی کشورهای تحت سلطه، خود موضوعی جالب و در خور توجه است و یکی از بهترین راههای مطالعه آن، بررسی عملکرد کنسولها و کنسولگریهای آنها در مناطق تحت نفوذ است. حتی در سخت ترین شرایط جنگی هم کارگزاران استعمار به دنبال اهداف و منافع درازمدت خود در کشورهای تحت سلطه و اشغال بودند و به همین خاطر از راهکارهای بلندمدت فرهنگی غافل نمی شدند. در این مقاله با شیوه عملکرد کنسولگریهای خارجی در منطقه خراسان در زمان اشغال ایران توسط متفقین آشنا خواهید شد.
انقلاب مشروطیت ایران، تاثیرات متفاوتی در طی فرایند خود بر بخشهای مختلف جغرافیای سیاسی و انسانی ایران باقی گذاشت. از جمله در مورد وضعیت سیاسی و اجتماعی کردستان در این مقطع، باید گفت، خطه مذکور حتی از دستاوردهای اولیه مشروطه نظیر تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی بی نصیب ماند. البته شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کردستان در به دورماندن از دامنه های وسیع انقلاب مشروطه بی تاثیر نبود. کردستان به لحاظ هم مرزبودن با عثمانی و مواجهه دائم با تعرضات مرزی و نیز به لحاظ نوع مذهب و همچنین طی نکردن مرحله گذار از فئودالیسم به بورژوازی، در مقایسه با مناطقی همچون خراسان، آذربایجان، مازندران و فارس، تعامل کمتری با جریان مشروطیت پیدا کرد و همین مساله پیامدهای سیاسی و اجتماعی زیادی را برای مناطق کردنشین ایران به همراه داشت. یکی از مهمترین این پیامدها شکل گیری جریانهای ضدمشروطه در میان کردها و در نتیجه فراهم آمدن زمینه های اغتشاش و ناامنی در غرب ایران بود. در مقاله زیر مطالب بیشتری در این باب ملاحظه می فرمایید.
اقدامات سمبولیک از سوی حکمرانان سیاسی جوامع بشری به خودی خود مورد ارزیابی و سنجش قرار نمی گیرند؛ بلکه در تار و پود ویژگی ها و رویدادهای آن جوامع معنا می شوند. ممکن است اقدام به یک کار سمبولیک، خرج کردن اعتبار آن به پای بی اعتباری ها و کاستی های اقدام کننده باشد که گاهی تلخ و گاهی مضحک است. درست مثل آن که مشعل بازی های المپیک، به دست یک نژادپرست افراطی روشن شود و هدف از آن یا تبرئه کردن ویژگی نژاد پرستانه آن فرد باشد، یا استهزا بنیادهای جهان گرایانه المپیک. در بسیاری از موارد فاصله ارج و ارزش آن سمبل با انجام دهنده آن به قدری زیاد است که تصویری وارونه در ذهن می افکند. اقدام به چاپ قرآن نفیس از سوی محمدرضا پهلوی یک سال پس از سال های پر درد و التهاب 1342 و 1343 در زمره این گونه تصویرهای وارونه بود و از سوی بعضی علما به قرآن بر سر نیزه کردن معاویه تشبیه شد. در این باره مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخشی از مطالعات تاریخ سیاسی، بررسی خاطرات افراد مؤثر سیاسی می باشد. ناگفته ها و پندارهایی که هرچند از بعضی از واقعیت ها و ادراکات محیط بر رفتارهای دوره مورد مطالعه پرده برمی دارد، از پیشداوری ها و تبرئه جویی ها مصون نمی باشد. ازاین رو، نقد این دسته از آثار می تواند استفاده بهینه از آن ها را میسر سازد. کتاب مورد نقد در این شماره، خاطرات نورالدین کیانوری می باشد که در سال 1371 مؤسسه اطلاعات آن را منتشر کرده است.
ترکان سلجوقی، پس از تسلط بر ایران، برای کسب مشروعیت سیاسی از جانب خلیفه عباسی و کسب مقبولیت در میان مردم ایران، در جهت احیای قدرت ضعیف شده خلیفه و مذهب تسنن اقدام کردند. سلاطین سلجوقی و وزرای ایرانی آنان در راستای این هدف، به تعصبات مذهبی متوسل شدند. عمیدالملک کندری، اولین وزیر سلجوقی، با تعصب در مذهب حنفی، موجب مهاجرت بزرگان مذهب شافعی و شیعی از وطن گردید. تعصبات مذهبی وزیر بعدی، نظام الملک شافعی مذهب، اولا او را در تاسیس مدارس نظامیه که با هدف همگونی فکری کارگزاران آینده ایران و رسیدن به وحدت سیاسی صورت گرفته بود، با شکست روبه رو کرد. ثانیا، اختلاف نظام الملک با همسر قدرتمند ملکشاه، ترکان خاتون،راه دربار را به روی پیروان مذهب رقیب، شیعیان امامی، گشود. در این دوره فعالیت اسماعیلیان نیز در ابعاد جدیدی روبه رشد نهاد. اختلافات مذهبی همچنان در دوره جانشینان ملکشاه ادامه یافت و موجب تضعیف سیاسی سلجوقیان و مانع از پیشرفت های فرهنگی و علمی گردید. پیامدهای چنین وضعی، مهاجرت و تبعید علما و ترور و کشتار گروه های مذهبی مخالف بود که جامعه را با تشنجات فکری، جو ناآرام اجتماعی و مشکلات اقتصادی روبه رو ساخت. به این ترتیب حکومت سلجوقیان از رسیدن به وحدت سیاسی باز ماند.
امتیاز نفت ایران از سوی مظفرالدین شاه در سال 1901م به مدت 60 سال به ویلیام ناکس دارسی واگذار شد. با اجرای عملیات اکتشاف نفت در منطقه چاه سرخ قصرشیرین و سپس در منطقه مسجد سلیمان، مذاکراتی با شرکت نفت دارسی صورت گرفت و بدنبال آن در سال 1909م شرکت نفت ایران و انگلیس به ثبت رسید. با وقوع جنگ جهانی اول، شرکت دارسی سهم منافع ایران را به بهانه بحران اقتصاد جهانی کاهش داد و زمینه اختلاف میان دو دولت را فراهم کرد تا جایی که رضا شاه پرونده نفت را سوزاند. این عمل موجب شکایت شرکت دارسی به جامعه ملل متحد شد که با رایزانی ها و مذاکرات بسیار از جانب شورای ملل بار دیگر دولت ایران و شرکت نفت انگلیس امتیاز نامه ی جدید در آوریل 1923 در 27 ماده به تصویب و تأیید مجلس نهم شورای ملی و رضا شاه رساندند. لذا پژوهش حاضر در پی آن است با تکیه بر سندی نویافته عدم پایبندی شرکت نفت را به تعهدات خود براساس قرارداد دارسی تحلیل و بررسی کند.
سیر رو به افزایش تاثیرپذیری، بی تدبیری و گرفتاری به روزمره گی در دوره قاجاریه موجب گردید سیاست خارجی نیز حالتی واکنشی بیابد. لذا تصمیمات، بدون لحاظ آینده نگری به هدف فرار و دفع موانع پیش رو اتخاذ می شدند. به دلیل فقدان استراتژی و راهبرد، برنامه های متعدد بدون در نظر گرفتن واقعیت های آن زمان و شرایط توفیق آن برنامه ها، به صورت آزمون و خطا اجرا می شدند. طرح قدرت سوم در روابط خارجی ایران یکی از این برنامه هاست که در این مقاله بررسی شده است.
در قیام جنگل، مهمترین نقش را مردم سلحشور گیلان برعهده داشتند که نور حقیقت را در سیمای طلبهای روشنضمیر (میرزا کوچکخان) دیدند و بهزودی با پیوستن و حمایت گسترده از انقلابیون، حاشیه امنیتی قوی و مطمئنی را برای آنان ایجاد کردند تا آنجا که شکست و نابودی نهضت جنگل برای استعمار خارجی و ایادی داخلی آن به رویایی دست نیافتنی بدل شد. تمامی سرداران و چهرههای برجسته جنگل از همان مردم عادی بودند که در کوران مبارزات انقلابی، گوهر وجودشان صیقل یافت و جلوهگر شد. در مقابل اما کسانی نیز در نهضت وارد شدند که حکم «نفوذی» را داشتند و تمام تلاش آنان مصروف ایجاد شکاف در صفوف به هم فشرده نهضت و به شکست کشاندن آن بود. اینان به مثابه بازوان استبداد داخلی و استعمار خارجی عمل میکردند. در این بخش به معرفی 5 تن از کسانی میپردازیم که در میان نهضت جنگل به ایفای نقش (مثبت و منفی) پرداختند.
ناصرالدین شاه در خلال حکومت پنجاه ساله اش(1264-1313ه ق) همانند سایر حکومت هایی که در طول تاریخ ایران بر اساس سیستم بوروکراسی ابتدایی و نظام سنتی حکومتی خود بر ایران حکومت کردند، سعی داشت با به کار گرفتن ابزارهای قدرت و استفاده از شرایط حاکم سلطه خود را مستحکم تر کند. یکی از این روش ها به کار گرفتن افراد خانواده و خویشاوندان خود بود. چرا که از طریق اینان می توانست علاوه بر کنترل بهتر ایالات، با قرار دادن خویشان خود در برابر یکدیگر و سران ایلات و حاکمان ولایات موازنه ای هر چند نا پایدار ایجاد کند. یکی از گروه های خویشاوند شاه، برادران وی ـ عباس میرزا ملک آرا، عبدالصمد میرزا عزالدوله و محمد تقی میرزا رکن الدوله ـ بودند. لذا در این پژوهش سعی بر آن است که رابطه شاه با برادرانش و چگونگی به کارگیری آها در نظام اداری و سیاسی مشخص گردد.
در طول حکومت مغولان (ایلخانان و جلایریان)، آل اینجو و آل مظفر، نگارگری به مراحل تکامل خود نزدیک شد. درکارگاههای سلطنتی آنان بود که نقّاشان عمدتاً به کار مصوّر کردن کتب گماشته شدند و نگارگری تا رسیدن به دوران طلایی خود فاصله ای نداشت. در دورة تیموری نگارگری به بالاترین اوج و ترقّی خود رسید. این هنر در عهد تیموری نه تنها تقلیدهای هنری و سبکهای نقاشی چین را که از عصر مغول وارد ایران شده بود، مورد جذب و اقتباس قرار داد، بلکه در مسیر تکاملی خود سرانجام استقلالی را نمایان ساخت که منعکس کنندة روح هنری ایرانیان بود و به همین سبب است که عصر تیموری را «دورة طلایی هنر نقاشی ایران» دانسته اند. باید توجّه داشت که ابعاد تکامل طبیعی هنر نقاشی و مینیاتور قرن نهم به کیفیتی منسجم شد که امروزه می توانیم آن را تحت عنوان مستقل«سبک دورة تیموری» بپذیریم. در این مقاله سعی شده است به اجمال مکاتب و تحولات هنر مزبور در دوره تیموری مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.