مقاله حاضر تحت عنوان (ساختار نهاد وقف در عصر صفوی)، بر اساس روش کتابخانه ای و اسناد تدوین شده است و از آن جا که شناخت دقیق نهاد وقف میتواند به شناخت دقیق تر کارکردهای آن منجر شود، چنین پژوهشی لازم به نظر میآید. در این پژوهش پیشینه این نهاد، اجزای تشکیل دهنده و نحوه اداره آن در دوره صفوی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و نشان داده شده است که این نهاد از دوره های قبل وجود داشته، در این دوره با تغییر برخی کارکردها؛ که ناشی از رسمیت یافتن آئین تشیع در ایران بود، به کار خود ادامه داده است و در اثر سیاست های مذهبی خاندان صفوی بر دایره فعالیت های آن و در نتیجه بر اهمیت و قدرت آن افزوده شده است.
تیمور زندگی سیاسی- نظامی خود را از ماورا النهر، که سرزمین جغتائیان نامیده میشد، شروع کرد. او قبایل و ایلات و امرای این منطقه را متحد و یکپارچه کرد و سپاهی منظم فراهم آورد و با اتکا به این سپاه به اردوکشی و گشودن سرزمین های مختلف پرداخت. الگوی او در این لشکرکشی ها چنگیزخان بود. تیمور در این لشکرکشی ها همواره در پی آن بود که بر شکوه و شوکت سرزمین مادری خود، ماورا النهر، بیفزاید و، برای این منظور، با غارت ها و چپاول های سنجیده و دقیق، بنیه مالی آن جا را تقویت کرد و ، از طرف دیگر، با غارت نیروی انسانی کارآمد و مولد شهرها و ایالات دیگر و گسیل آن ها به ماورا النهر، فضای فکری، فرهنگی و هنری این منطقه را تقویت و غنی کرد. در این مقاله، طرز عمل و سیاق کار او برای رسیدن به نتیجه مطلوب و دستاوردهای هنری این طرز عمل و سیاست گذاری محل بحث و فحص قرار گرفته است.