یکی از مشکلات جدّی حکومت صفویه در روابط خارجی و حتی امور داخلی، تنش ها و جنگ های متعددش با ازبک ها در شرق بود. مشکل صفویان با ازبک ها، شاید جدّی تر از مشکل آن ها با عثمانی ها بود؛ چراکه نبرد با عثمانی ها، که دارای قرارگاه های نظامی مشخصی بودند، آسان تر از نبرد با ازبک ها بودکه به محض نزدیک شدن ارتش صفوی عقب می نشستند و جنگ های غافل گیرانه ای رقم می زدند. از سوی دیگر، به علّت استقرار پایتخت صفویه در تبریز و قزوین، دسترسی سریع به مرزهای غربی امکان پذیرتر از مرزهای شرقی بود. در هر حال، مسئله ی ازبک ها که بزرگ ترین دردسرها را برای صفویه فراهم آوردند، درخور ریشه یابی است. ریشه ی اصلی اختلافات ایران و ازبک ها در هاله ای از علل و عوامل گوناگون پنهان مانده است. بی تردید، تمایل ازبک ها به گسترش قلمرو و تحصیل سرزمین ها و مراتع جدید و آباد، علّت اصلی یورش های ازبکان به خراسان بود.
تحقیق حاضر در خصوص علل حملات ازبک ها به ایران عصرصفوی، به روش توصیقی - تحلیلی و از طریق مطالعه ی منابع اصلی تاریخ نگاری و اسنادی این دوره انجام پذیرفته است.
صاحب نظرانی که هنرها و صنایع ایران را موضوع تحقیق قرار داده اند، از "" انقلاب صنعتی"" به عنوان فصل تغییر در نگاه انسان به امور مختلف مادی و فرهنگی نام برده اند؛ دورانی که در آن زمینه ی ظهور مجموعه ی گسترده ای از اختراعات، اکتشافات، ابداعات و ابتکارات فراهم آمد، و در نتیجه، حجم انبوهی از کالاهای تولیدی سرزمین های غربی روانه ی بازارهایی شد که تا آن زمان کالاهای مورد نیاز مردم را به روش سنتی تأمین می نمودند. این که ظهور این پدیده تا چه میزان هنرها و صنایع ایران را تحت تأثیر قرار داده، پرسشی است که در پژوهش حاضر تلاش گردیده به اختصار بدان پاسخ گفته شود. نتایج مطالعات حاضر بر روی هنرهای سنتی و صنایع دستی ایران، در دو مقطع زمانی مقدم و مؤخر بر انقلاب صنعتی روشن ساخت که در این ره گذر چند وضعیت کلی برای صنایع دستی ایران پیش آمد: گروهی از آن ها دچار استحاله گشتند و به طورکلی به صورت مدرن تولید شدند؛ دسته ای دیگر بیش از پیش درعرصه ی رقابت تاختند و پررونق و مقتدرانه به حرکت خود ادامه دادند؛ شماری به فراموشی سپرده شدند و از ادامه ی حیات باز ماندند؛ تعدادی با کم رونقی مواجه شدند؛ برخی نیز با حفظ اصالت و سنت، تغییراتی پذیرفتند و به بقای خود ادامه دادند .
موقعیت تجاری، ثروت سرشار و وضعیت جغرافیایی برترخوارزم، موجب شد فاتحان مسلمان از همان سال های اولیه ی یورش به خراسان، به خوارزم توجه کنند.
حمله های شش گانه ی اعراب به خوارزم، در منابع تاریخی به صورت پراکنده و متفاوت روایت شده است. از سه لشکرکشی اول، داده های بسیار ناقصی دردست است که به دلیل محدود و یکتا بودن روایت، نقدپذیر نیستند. تنها ازسه حمله ی واپسین، روایت هایی با داده های متعدد و گاه متعارض در منابع نقل شده است، که یک حمله توسط یزید بن مهلب، و دو لشکرکشی دیگر به وسیله ی قتیبة بن مسلم انجام گرفت. این روایت ها با منشأهای متفاوت در چهار منبع مهم، یعنی آثار بلاذری، طبری، ابن اعثم و بیرونی، آمده است. روایت بیرونی، به دلیل منشأ آن، با روایت های سه گانه ی دیگر جهت گیری متفاوتی دارد. روایت های مورخان سه گانه ی نخست نیز، با وجود تفاوت درحجم داده ها، به دلیل تشابه درمنشأهای روایت، رویکردی طرفدارانه از حمله ی اعراب به دست می دهند. این مقاله درصدد است با بهره گیری از نقد روایت، به تحلیل انتقادی روایت های فتح خوارزم بپردازد.
براساس بررسی های انجام شده، به نظر می رسد مورخان سه گانه ی نخست، باوجود ارائه ی داده های متفاوت، به دلیل منشأ واحد خبر، نتوانسته اند روایت منصفانه ای از دو جناح قدرت ارائه کنند. آنان با موضع گیری طرفدارانه ی خویش درصدد مشروعیت بخشی به حملات قتیبه هستند. منابع، با خلط دو حمله ی قتیبه، از آن روایتی ارائه کرده اند که به علت بهره گیری ازروایت های متعدد، دارای ساختاری ناپیوسته و از نظر محتوا نامنسجم هستند.
مصدق از جانب مشیرالدوله به عنوان وزیر عدلیه معرفی شد و از اروپ ا وارد بوشهر شد، ولی هنگام عزیمت به تهران، به پیشنهاد مردم فارس به والیگری فارس منصوب گردید. مص دق در طول 6 ماهی که والیگری فارس را در اختیار داشت با آگاهی از وضعیت نابسامان فارس دست به اصلاحات اساسی در این ناحیه زد. مصدق به علت مخالفت با کودتا و ریاست وزرایی سیدضیاء الدین طباطبایی استعفا کرد و برای محفوظ ماندن از تعرض عوامل دولتی به بختیاری رفت. این مقاله به وضعیت فارس قبل از ورود مصدق به فارس و اقداماتی که وی برای امنیت و آبادانی فارس انجام داد، می پردازد.
حزب رستاخیز در طول بیش از سه سال و شش ماه از فعالیت هایش به رغم آنکه موفق شد تشکیلات و سازمان اداری و اجرایی گسترده ای در بیشتر نقاط کشور به وجود آورد و با برگزاری چند کنگره و سمینار اقدامات صوری بسیار، توانست هیاهوی گاه و بیگاهی در فضای سیاسی و اجتماعی کشور به وجود آورد. اما در اهداف و مقاصدی که دنبال می کرد، شکست خورد و در نهایت چاره ای جز انحلال نیافت.
سیاهی جامه ها و پرچم های عباسیان در دوران نهضت و نظام، موجب اشتهار آنها به مسوّده شد و به تبعِ آن، مبلّغان و کارگزاران فرهنگیِ آنها این اندیشه را در تاریخ نگاری اسلامی مطرح ساختند که رنگ یاد شده، مختص خاندان عباسی و هواداران آنها بوده است.
پرسش کانونیِ این مقاله این است که «برگرفتن رنگ سیاه از جانب عباسیان، معطوف به کدام هدف بود؟»
این مقاله می کوشد با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، نشان دهد که عباسیان در دوره نهضت، به بهانه ی سیاهپوشی در عزای شهیدان آل محمد، از رنگ سیاه به مثابه ابزارِ تحریک عواطف شیعیان و علویان با هدف جذب آنها در مبارزه با امویان استفاده کردند؛ اما در دوره ی نظام، با ادعای تأسی به رنگ پرچم پیامبر، خوش یمنیِ رنگ سیاه برای خاندان عبدالمطلب، و تکیه بر روایت نجات بخشی از شرق، کوشیدند از این رنگ، به منزله ی ابزاری برای کسب مشروعیت سیاسی بهره بگیرند.
در تاریخ میانه ایران دوره اسلامی افزون بر پزشکی مدرسی یا علمی که عمومیت داشت،معتقدان مسلمان با اتکا بر روایات منتسب به ائمة معصومین(ع)به یک نظام پزشکی متفاوت نیز باور داشتند که در این پژوهش، پزشکی مذهبی نامیده شده است. این نظام، ضمن دارا بودن مؤلفه های ویژه خود، در بسیاری از موارد با دو نظام پزشکی علمی و عامیانه نقاط مشترک داشت. هدف اصلی این نوشتار بررسی روند تحولات پزشکی مذهبی از ابتدای شکل گیری تا دورانی است که این نظام به اوج شکوفایی خویش می رسد.
ابریشم از تولیدات مهمی بوده که در طول تاریخ بشر در تجارت جهانی ارزش زیادی داشته است. از دوره ایلخانان صادرات ابریشم ایران به اروپا رونق گرفت. هر چند با سقوط این حکومت برای مدتی کوتاه در صدور این کالا وقفه ای ایجاد شد، با روی کار آمدن تیموریان و ترکمانان بار دیگر تولید و صادرات ابریشم رونق گذشته خود را باز یافت. در این دوره تبریز و سلطانیه به عنوان مهم ترین مراکز فروش ابریشم استرآباد، مازندران، گیلان، شیروان و شماخی درآمدند. در آناتولی نیز، بورسا به مرکز تجارت بین المللی ابریشم ایران تبدیل شد. در سایه افزایش تقاضای جهانی به ابریشم خام، قیمت آن در بازار های جهانی مدام در حال افزایش بود. تعداد زیادی از تجار ایرانی این کالای ارزشمند را به خارج از کشور صادر می کردند. بر اثر رفت و آمد زیاد کاروان ها عواید دولت از عوارض گمرکی ابریشم مدام در حال افزایش بود. گسترش تجارت ابریشم در این دوره نشان می دهد که این کالای تجاری تا چه حد در رونق اقتصادی و تجاری ایران مؤثر بوده است. در این نوشته تلاش می کنیم مراکز مهم تجارت ابریشم و رشد تجارت آن قرن نهم هجری و نحوه صدور این محصول را شرح دهیم؛ با این توضیح که در نتیجه فعالیت این مراکز، زمینه های گسترش تولید و تجارت ابریشم در دوره صفویه فراهم شد
نیشابور در سده های 3ـ 6 ق رشد علمی چشمگیری یافت که با فراز و فرودهایی همراه بود. این پیشرفت علمی با شرایط مطلوب اقتصادی پیوند داشت. یکی از مصادیق وضع اقتصادی مطلوب در نیشابور در معیشت عالمان نمودار می شد و از این رو، پیشرفت علمی عالمان تا حدودی به معیشت آنان وابسته بود. در میان عالمان نیشابور، رشد محدثان بیش از دیگر عالمان به سطح معیشت آنان وابسته بود؛ زیرا این پیشرفت تا حدود بسیاری از طریق رحله به دست می آمد و رحله به ویژه رحله گسترده و اقامت طولانی برای تحصیل و سماع حدیث در شهرهای دیگر هزینه نسبتاً گزافی برای دانشجویان حدیث در بر داشت. بیش تر محدثان برجسته نیشابور در طول این سده ها از معیشت نسبتاً مطلوبی برخوردار بودند و به طبقه ثروتمند یا نسبتاً برخوردار تعلق داشتند.