ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۱٬۴۰۷ مورد.
۱۳۶۱.

Eshkaft (Cave) and Open Site of Pal Hesseinali in the Intermountain Plain of Aseman Abad, Ilam, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۳۹
In the north of Ilam province, there are vast plains surrounded by rugged and forested mountains. Until many years ago, other than the Hollailan Plain that was examined by a Danish archaeological team, other regions of Ilam province remain unknown in terms of Paleolithic research. However, several sites from this period have been identified and introduced in recent years thanks to new studies and researches. In 2003, the author conducted a survey of the mountainous and forested areas of the Intermountain Plain of Aseman Abad for the first time. During the course of that survey, sites, and settlements from different periods were identified and studied. The results showed that the slopes and caves of this region have evidence from the Lower Paleolithic to the Upper Paleolithic periods and even later periods. In the current article, the author examines a cave and an open site located in the vicinity of the aforementioned plain, which, considering the presence of chert and flint rock formations on its surface level, as well as scattered remains near these rocks, appears to have been a place for obtaining stone and making tools during the Paleolithic era.
۱۳۶۲.

جستاری در دینِ سیاسی هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۲۸۲
مذهب در حیات سیاسی امپراتوری هخامنشی نقش چشمگیری داشت چنانکه شاهان این سلسله با سیاست های مذهبی خاص خود توانستند بیش از 200 سال بر این امپراتوری عظیم که متشکل از اقوام و آیین های مختلف بود حکومت کنند. در دوره میانه پادشاهی ، سختگیری هایی آغاز شد و در واپسین دوره شاهان این حکومت، شاهد ساختارشکنی و احیاء ریزجریان های مذهبی هستیم که این نوآوری ها از زمان اردشیر دوم آغاز می گردد. بر طبق دیدگاه سنتی مطالعات مذهب هخامنشیان، قاعدتاً می بایست تأثیر آموزه های زردشت را بر این پادشاهان رصد کرد اما برخلاف روش معمول، این مقاله سعی دارد از جهت عکس، تأثیری که هخامنشیان در جهت حفظ و بقای شاهنشاهی خود بر تعالیم زردشتی داشتند بررسی، و بدعت ها و نوآوری های آنان را با تطبیق متون اولیه و ثانویه زردشتی پیگیری کند. با استفاده از روش های تطبیق متون و رهیافت تاریخی، ورود بسیاری از آیین های پیشازردشتی و نیز وجود تأثیرات ثانویه توسط پادشاهان هخامنشی بر آیین زردشتی هویدا شد چراکه این دین نانوشته در زمان هخامنشیان، به راحتی بستر پذیرایی از تغییرات را در این عرصه توسط مغانِ متعصب و آمران سلطنتی -با هدفِ جلب رضایت حداکثری اقوام مختلف ساکن در داخل مرز سیاسی جدید کشور- فراهم می کرد.
۱۳۶۳.

The Parthians: The Forgotten Empire(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۳
The Parthian Empire was a major Iranian political and cultural power in ancient times and reigned in Iran for almost 500 years. There have been many books or articles written on Parthians over the past years; however, in recent years, research on this empire has intensified. The Parthians: The Forgotten Empire by Uwe Ellerbrook, was published in 2021. In this book, Ellerbrook has investigated all aspects of the Parthian kingdom and goes beyond the political history of the Parthians to familiarize the readership with the archaeology, history, culture, religion, art, and society of the Parthians.
۱۳۶۴.

سان روسم دخمه ای ناشناخته در کرانه جزمان رود کرمانشاه در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۲۳۶
دخمه سان روسم در تنگه هوزمانوند و در کرانه غربی رودخانه جزمان و بر سر ایلراهی که از این تنگه می گذرد واقع است. این ایلراه دشت های شمالی تر یعنی هلشی و مایشت(ماهیدشت) را با نواحی جنوبی تر یعنی هلیلان و مناطق همجوار را به هم وصل می کند و دارای اهمیتی استراتژی است. سان روسم از نوع دخمه های آزاد است. این دخمه دارای شکلی مکعب مستطیل است و ورودی آن تقریباً رو به شمال است. رودخانه جزمان از جنوب و پشت آن می گذرد این موضوع در کنار عوامل دیگر از جمله اینکه در کنار ایلراه ایجاد شده کاربری آن به عنوان گور دخمه را مورد تردید قرار می دهد. با توجه به موقعیت آن احتمالاً دارای کارکردهای دیگر است. از جمله این کارکردها می توان به دخمه ای برای نگهبانی، استراحت(مانند طاق گرا) یا انبار غلات یا بر اساس روایت های که در میان مردم رواج دارد مکانی مذهبی و آیینی بوده است. با توجه به شباهت این دخمه با برخی از دخمه ها در جزئیات از جمله در قاب ورودی و شیوه تاق گهواره ای و همچنین شیوه کندن این دخمه و چگونگی زدودن بخش های سست صخره در جوانب آن که مشابه شیوه های جداسازی قواره های سنگی در معادن سنگ در این منطقه و مناطق همجوار می باشد، به گمان این دخمه در اواسط دوره اشکانی ایجاد شده است.
۱۳۶۵.

بررسی باستان شناسی استقرارهای دوره اشکانی حوضه آبریز قره چای شهرستان تفرش استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۹۳
بخش مرکزی تفرش به صورت ناحیه ای کوهستانی محصور در میان کوه ها قرار گرفته است. این منطقه ازآنجاکه در کنار شاهراه شمال به جنوب که از حاشیه کویر می گذرد در دوران مختلف تاریخی و چه بسا پیشاتاریخی مطمح نظر بوده و به این ناحیه جایگاه ویژه ای بخشیده است. در دوره اشکانی این ناحیه به گمان جزو اولین نواحی بوده که بعد از پیشروی اشکانیان به سمت غرب و در آستانه تصرف ماد مورد توجه گرفت. زیرا این ناحیه صعب العبور به صورت قلعه ای طبیعی می توانست در بحران ها، زمینه لازم برای تدارکات و آمادگی های نظامی و غیره را فراهم سازد. در این منطقه چندین استقرار و محوطه مربوط به این دوره بررسی و مطالعه شده است. نتایج آن نشان می دهد که این محوطه ها در کرانه های رودخانه  قره چای و سرشاخه های آن و در کناره راه های کوهستانی که این ناحیه را به نواحی دیگر متصل کرده یا از این منطقه عبور می کنند، ایجاد شده اند. مطالعه سفال ها در کنار سایر عوامل نیز نشان از ارتباطات فرهنگی و تجاری و اهمیت این منطقه در این تبادلات به عنوان حلقه ارتباطی و راهبردی دارد. در مجموع در این مقاله کوشیده ام ابتدا به وضعیت دوره اشکانی و جغرافیای تاریخی تفرش از دیدگاه باستان شناسی و تاریخی پرداخته و سپس به محوطه های متعلق به این دوره که شامل استقرار (روستا) و قلعه می شوند و در ادامه به وضعیت تحولات تاریخی دوره اشکانی که این نواحی در آن نقش داشته اند و همچنین عوامل مؤثر در شکل گیری و مکان یابی محوطه ها و تحلیل و مقایسه یافته های سطحی و معماری به دست آمده پرداخته ام.
۱۳۶۶.

مطالعه تطبیقی گچ بری های سیراف با گچ بری های چال ترخان و تیسفون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۴۵
یکی از یافته های بااهمیت در جریان فعالیت های باستان شناسی بندر سیراف گچ بری های تزئینی آن است که کاربرد این گچ بری ها را می توان در مسجد، خانه ها و روی سنگ قبرهای سیراف ملاحظه کرد. نقش های به کار رفته در گچ بری های سیراف نقش های گیاهی و هندسی است که متأثر از هنر گچ بری دوره ساسانی است. غنای تزئینی این گچ بری ها و پژوهش های اندک در رابطه با تأثیر هنر گچ بری ساسانی بر گچ بری های سیراف ازجمله دلایل پرداختن به این موضوع است. هدف این پژوهش شناسایی گونه های تزئینی نقش های گیاهی و هندسی گچ بری های سیراف و بررسی شباهت ها و تفاوت های آن با نقوش گچ بری های دوره ساسانی از چال ترخان و تیسفون است. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش این است که نقش های گیاهی و هندسی متأثر از گچ بری های چال ترخان و تیسفون در گچ بری های سیراف کدام است و دارای چه مؤلفه های ساختاری در شباهت و تفاوت است؟ این تحقیق با بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تطبیقی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد نقش های گیاهی گچ بری های سیراف مانند نقش گل نیلوفر آبی، برگ کنگر، برگ تاک، درخت نخل، میوه انگور و همچنین کادربندی و حاشیه سازی با نقش های هندسی متأثر از نمونه های دوره ساسانی است. با وجود تشابه نقش های سیراف با نقش های استفاده شده در دوره ساسانی هنرمند سیراف از خلاقیت خود بهره برده و به تقلید صرف نپرداخته است.
۱۳۶۷.

بررسی و مطالعه سفال های یافت شده از فصل اول کاوش های باستان شناختی غار زل هستیجان، دلیجان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۱۴
غار زل هستیجان در شهرستان دلیجان، ازجمله مکان های مهم در مطالعات باستان شناسی بین فلات مرکزی و غرب کشور محسوب می شود که در سال 1402 کاوش باستان شناختی در آن انجام شد. طی یک فصل کاوش در این غار باستانی، آثار فرهنگی همچون چرم نوشته، گل مهر، پارچه، چرم، ابزارهای چوبی، سفال و غیره به دست آمد و باتوجه به اهمیت سفال و نقش آن در مطالعات باستان شناختی سبب شد تا این ماده فرهنگی در این مقاله مورد مطالعه قرار گیرد. ازهمین رو، برای این پژوهش تعداد 78 قطعه سفال شاخص از دوران ساسانی، از میان 1389 قطعه سفال به دست آمده از کاوش، برای مطالعه انتخاب شد. در ابتدا این سفال ها برمبنای مشخصات فنی و شکل مورد طبقه بندی و گونه شناسی قرار گرفتند. این پژوهش دارای ماهیت بنیادی با رویکردی توصیفی-تحلیلی است و روش گردآوری این پژوهش دارای دو بخش مطالعات کتابخانه ای و میدانی (سفال) است. هدف اصلی مقاله، مطالعه کمی و کیفی سفال های غار زل هستیجان، طبقه بندی، گونه شناسی و گاهنگاری نسبی آنهاست؛ مقایسه به شکل تطبیقی با نواحی مجاور صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که این سفال ها مربوط به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی و ازجمله شکل های شناسایی شده در میان سفال های غار زل هستیجان به ترتیب فراوانی شامل کوزه، خمره، کاسه، دیگچه، بشقاب و تغار و متداول ترین نقش های تزیینی سفالینه ها، نقش کنده است. سفالینه ها بیشتر پخت مناسب دارند (اگرچه برخی از آنها دارای پخت نامناسب اند) و این موضوع نشان از کنترل حرارت کوره برای پخت سفال است. به طورکلی نتایج حاصل از مقایسه های گونه شناختی و گاهنگاری مقایسه ای نمونه های سفالین تپه غار زل هستیجان آشکارا نشان از همسانی و مشابهت این نمونه ها با سفالینه های مناطق همجوار و فرامنطقه ای آن دارد؛ به گونه ای که بیشترین شباهت فرهنگی با مناطق غرب ایران و شمال غرب ایران و به ترتیب بیشترین شباهت در میان سفال های محوطه باستانی هگمتانه (استان همدان)، محوطه ماهور سیاه (استان مرکزی)، قلعه یزدگرد (استان کرمانشاه)، جهانگیر (استان ایلام) دارند. 
۱۳۶۸.

مفهوم «خدایان، دیگر خدایان و همه خدایان» در ایدئولوژی سلطنتی شاهان هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۳۰۰
کتیبه های سلطنتی هخامنشی که بیشتر سه زبانه (فارسی باستان، ایلامی، بابلی) هستند، به استثنای کتیبه بیستون از جنبه روایی تهی هستند، این کتیبه ها جهانبینی و ایدئولوژی شاهان و شاهنشاهی هخامنشی را بازتاب می دهند. یکی از مهم ترین موضوعات کتیبه های هخامنشی پیوند شاه با خدا است؛ این پیوند بیش از آنکه رنگ و بوی دینی داشته باشد، بر جنبه سیاسی و ایدئولوژیک شاه هخامنشی با خدا تأکید می کند. مهم ترین و بزرگ ترین خدای نام برده شده در این کتیبه ها، اهورامزداست. بر مبنای این کتیبه ها پیوند میان اهورامزدا و شاه بدیهی و روشن است، او پادشاهی را به شاه بخشیده است و شاه هخامنشی در راستای تحقق و اجرای اهداف خدا گام بر می دارد، اما این تمام ماجرا نیست، در کتیبه های سلطنتی از عبارات کلی «خدایان خاندان سلطنتی، خدایان، دیگر خدایان و همه خدایان» نیز نام برده شده است، همچنین در کتیبه های سلطنتی دوران اردشیر دوم و اردشیر سوم به خدایان آناهیتا و میترا اشاره شده است، آیا این خدایان همان خدایانی هستند که با عبارات کلی از آنها یاد شده است و چه پیوندی با اهورامزدا و شاهان هخامنشی دارند؟ متون بایگانی باروی تخت جمشید در این باره چه اطلاعاتی در اختیار قرار می دهند، آیا می توان به رواداری و تساهل هخامنشی در کتیبه های آنها استناد کرد؟، واکاوی دقیق کتیبه های سلطنتی و مدارک مکمل به ویژه متون آیینی بایگانی باروی تخت جمشید نشان می دهد که پیوند شاه هخامنشی با خدا از نظر ایدئولوژیک و مشروعیت بخشی بسیار مستحکم بوده است و اینکه در جهانبینی آنها چندین خدا وجود داشته است؛ در واقع آنها از چندین خدا کمک می گرفته اند
۱۳۶۹.

مناسبات ایران و عرب ها در خلیج فارس، از اردشیر اول تا پادشاهی شاپور دوم ساسانی (224-379 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۴۱۴
ارتباطات و پیوند های ایران و عرب ها به عصر پیش از شاهنشاهی هخامنشی بازمی گردد. بخش مهمی از این ارتباط ناشی از نیاز مردمان بادیه نشین به امکانات موجود در فلات ایران و کالاهای تجاری بود که میان ایران و هند و چین تجارت می شد. مهاجرت گروه های اجتماعی به واسطه فقدان شرایط زیست انسانی در سواحل جنوبی خلیج فارس، اگرچه به تدریج صورت پذیرفت، بر ساختار اجتماعی و سیاسی بخش هایی از جزایر و سواحل تأثیر گذاشت و عرب ها در سایه فرهنگ و امنیت ناشی از نظارت حکومت مرکزی ایران طی دوره باستان در بخشی از تجارت خلیج فارس فعالیت داشتند. وجود فرهنگ شبکه ای بازار در دریا و اهمیت تجارت و سهولت در رفت وآمد کشتی های تجاری روابط مسالمت آمیز ایرانیان و عرب ها را سبب می شد. هرچند در مواردی عرب ها به واسطه عدم درک مقتضیات فرهنگ دریا از سوی حکومت مرکزی سرکوب می شدند، کوچ برخی قبایل عرب در خوزستان، فارس، کرمان و مکران نشانگر نگاه تعامل گرای شاهان ساسانی است، هرچند این مهاجران گاهی به یک تهدید برای کیان شاهنشاهی بدل می شدند. به هرحال، ایرانیان و عشایر پراکنده عرب در یک تعامل اقتصادی و فرهنگی در کنار هم می زیستند و زمینه رشد و رونق فرهنگی و اقتصادی خلیج فارس را فراهم کردند. این پژوهش بر آن است تا به شیوه توصیفی-تحلیلی، بر مبنای شواهد مکتوب برجای مانده، مناسبات سیاسی ایران و عرب ها را در خلیج فارس در 150 سال نخست شاهنشاهی ساسانی، بررسی کند.
۱۳۷۰.

بازشناسی هویت شخصیت های اساطیری مرتبط با نقوش مار و مارخدا در هنر مهرسازی ایلام باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۶۵
در هنر ایلام باستان نقش مایه های مرتبط با مار و مارخدا به عنوان دسته ای از مهم ترین موجودات اساطیری ترکیبی شناخته می شوند. مسلماً هر نقش مایه اساطیری در هنر باستان نمایان گر شخصیتی خاص به عنوان ایزد، دیو، ارواح محافظ، قهرمانان اساطیری و ... در اساطیر آن قوم بوده است و گروه مارخدایان ایلامی که خود شامل چند گونه مختلف می شود نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اما با وجود اهمیت شان، هویت غالب اعضای این گروه نقش مایه ای نیز همچون بسیاری از دیگر موجودات اساطیری ایلامیان ناشناخته مانده است. این نوشتار با هدف شناخت بهتر ویژگی های دین ایلامی و ایزدان مورد پرستش در ایلام باستان در پی پاسخ گویی به این پرسش ها است که نقش های مختلف مارخدایان در مهرهای ایلامی به چه نوع تقسیم می شود؟ و هر یک از انواع مختلف نقش مار و مارخدا در هنر ایلامی نمایان گر کدام ایزد یا شخصیت اساطیری بوده است؟ برای این منظور، نوشتار حاضر نقش مایه های مرتبط با مارها و مارخدایان ایلامی را که از میان بیش از 4000 مهر و اثر مهر ایلامی منتشر شده استخراج کرده و در 8 زیرگروه مختلف طبقه بندی کرده است: 1. مارهای درهم پیچیده؛ 2. مار/افعی شاخ دار؛ 3. مار-اژدها؛ 4. قایق-مرد؛ 5. مار با سر انسان؛ 6. مار با نیم تنه انسان؛ 7. ایزد ماردوش؛ 8. ایزد انسانی نشسته بر مار چنبره زده. سپس سعی شده تا با مقایسه ویژگی های تصویری هر زیر گروه با توصیفاتی که در متن های مختلف مذهبی و اساطیری ایلام و بین النهرین باستان از شخصیت های مختلف اساطیری مرتبط با مارها وجود دارد، هویت اعضای هر زیرگروه بازشناسی شود و در این راه به تناسب موضوع از پژوهش های پیشین، شواهد مادی مرتبط و استدلال های منطقی نیز بهره برده شده است. درنهایت پس از معرفی ایزدان و شخصیت های اساطیری مختلف مرتبط با هر یک از این نقش مایه ها به عنوان ایزدانی ازجمله ایشتاران، نینزو، نیرح و این شوشینک و هیولاهایی به ویژه موش حوشو، اوشوم گل/بشمو و موش شتور، به توضیح شرایط شکل گیری و تحول اعضای این گروه نقش مایه ای در بافت سیاسی-فرهنگی خاور نزدیک باستان پرداخته شده است. 
۱۳۷۱.

Sasanian Persia, Between Rome and the Steppes of Eurasia(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۲۰۷
The Sasanian era is one of the important periods of Iranian history and archeologists and historians have come up with many books and articles on this period. Sasanian Persia, Between Rome and the Steppes of Eurasia, is a new book that also includes articles in this regard, edited by Eberhard W. Sauer and published by the University of Edinburgh Press.
۱۳۷۲.

An Insight into Achaemenid Golden Bowl(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۰۸
The current study tries to discuss a Golden Bowl with four-headed lion which is kept at the Mostazafan Foundation’s Cultural Institution of Museum. In addition to minor cracks and fractures at several places on the body, the cylindrical rim of the bowl has also been slightly altered and deviated from its original form, making it difficult to distinguish the lower part of it and the base. As can be seen, its bottom design is adorned with five circles, with one being a water lily with twelve petals. In this article, the author studies this bowl and based on iconography, argues that this was related to the Achaemenid period.
۱۳۷۳.

بررسی سنگ چشم گونه در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۴۰۵
 طی کاوش محوطه های تخت جمشید، پاسارگاد، و شوش تعداد فراوانی سنگ چشم گونه در بین اشیاء کشف شده به دست آمد که بعضی از آنها با نوشته و بدون سوراخ آویز، بعضی بدون نوشته و با سوراخ آویز و بعضی بدون نوشته و بدون سوراخ آویز بودند. این نوع سنگ دارای دو رنگ است: تیره در مرکز و روشن در حاشیه که تداعی کننده چشم است. حضور این نوع سنگ چشم با نوشته بابلی در گنجینه هخامنشی می تواند مربوط به غنایم جنگی از این منطقه باشد، اما کاربرد سنگ چشم های بدون نوشته چه بوده است؟ آیا به عنوان چشم مجسمه استفاده می شده اند؟ در این صورت، چه تفاوتی با چشم های مرصع به دست آمده از دیگر محوطه های هخامنشی مانند محوطه برازجان، یا چشم های مهره ای دارند؟ هدف این مقاله معرفی این یافته ها و توضیح کاربرد آنهاست. به این منظور، از روش توصیفی و مقایسه ای استفاده شده است. در این مقاله، نخست به شرح کشف این یافته در گنجینه های هخامنشی و چشم های ثبت شده در موزه تخت جمشید پرداخته می شود که هم زمان با توصیف انواع سنگ چشم همراه است، و در ادامه تفاوت آن با چشم های مرصع کشف شده در محوطه برازجان و چشم های مهره ای بررسی می شود. با استناد به توضیحات و خصوصیات انواع سنگ چشم و تفاوت آنها با چشم های مرصع از نقطه نظر اندازه و رنگ و فنِ ساخت، می توان کاربرد سنگ چشم های بدون نوشته را تزیینی و کاربرد سنگ چشم های با نوشته را مربوط به مراسم نذر دانست.
۱۳۷۴.

Achaemenid Sarcophagi of Hossein-Abad in Susa, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۵۲
In 1994, it was reported that a group of smugglers had been arrested while excavating the hills of Hossein Abad, south of Susa, about 800m south of an area called Siahchal (Donjon). That excavation led to the revelation of half of a stone coffin or a sarcophagus and eventually led to the discovery of two more sarcophagi, which were located 2.5m from each other. The first sarcophagus was constructed in the form of a tomb with bricks of lion stamp patterns. Both sarcophagi are made of sandstones. The mine of these stones does not appear to have existed in Susa. However, the older fabric of Susa had instances of a sand mass, with underground cellars created inside these stones. Hence, the stones from which the sarcophagi were built could probably relate to Susa. No objects or human skeletal representing burial remnants were recovered from inside of the sarcophagi; however, out of Sarcophagus No. 1, some pieces of earthenware and perfume containers (Alabaster) were found. The bricks used in Tomb No. 1 were bearing lion patterns, as the pieces of earthenware and marble perfume bottles, numerous examples of which were reported from there, demonstrate they could reasonably be attributed to the Achaemenid dynasty.  
۱۳۷۵.

The Bullas of Tal-i Gerdooha, Eqlid County in Fars, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
Bullas are usually a bit of inscribed clay in different shapes and sizes that were made to stamp out goods. They were applied at a time when bullas were still soft and wet so that the owners of the goods could stamp them depending on their necessity and importance. Sealing imprints could be seen on bullas, with each bearing images, symbols, and inscriptions indicating or in possession of someone authorized to stamp on respective products. The discovery of these cultural materials during archaeological surveys brought to the fore the economic, cultural, religious, and political activities of the region in ancient times. Further study and research in this field can respond to many ambiguities and historical questions. The current paper is based on field surveys and library materials and aims to introduce, study, and compare Tal-i Gerdooha clay bullas discovered in Eqlid County. Based on images and inscriptions, bullas scrolls were divided into two groups and potentially belonged to the Sasanian period.
۱۳۷۶.

Chalcolithic and Bronze Ages of Ahven in Bashkard County, Hormozgan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
Bashkard is a mountainous hinterland in south-eastern Iran where the two cultural regions -HalīlRūd and Jāzmūriyān-, make it outstanding. In addition to their location, surface finds around the village of Ahven in this county -in particular, the site numbered 044- indicate a chronicle of human settlements and the existence of cultural-trade interactions with HalīlRūd and Jāzmūriyān. The sampled surface potsherds and a few other cultural materials (decorative beads and shells and bronze objects -especially, round and quadrangle stamp seals) there belong to Chalcolithic and Bronze Ages. In terms of the paste colors, the potsherds represent two main groups: orange and gray. The other colors (buff, brown, and reddish gray) are less common. They are decorated with geometrical, plant, and animal motives as well as bold horizontal wavy and straight bands, and incised/scratched lines (perhaps with a sharp item such as a comb); often, one of these techniques and in some cases, both are applied on the potsherds. In terms of form (rim, neck, shoulder, handle, spout, wall/body, pedestal, and bottom) they are classified into commonly used vessels such as bowls, small jugs and jars, tumblers/beakers, and small pots. Exceptionally, a shallow tray and gray pottery of rectangular shape (probably a mold) have been recovered from the surface. Their comparison with well-known southeastern sites shows that Ahven could have predominantly acted as the trade-cultural route of between southeastern establishments and the northern and southern coasts of the Persian Gulf. The author’s archaeological survey of the region is the first attempt to ascertain Chalcolithic and the Bronze Age cultural materials as presented in this article.   
۱۳۷۷.

اشاره ای به آتشکده های ولایت فارس در دوران اسلامی براساس تعدادی از متون تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۵۴
آتشکده در دین زرتشتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به عنوان یکی از ملزومات پرستش، هر کجا که زرتشتیان باشند آتشکده هم وجود دارد. با این وصف، با توجه به اینکه در چند سده نخستین اسلامی از استقرارگاه های زرتشتی اطلاعاتی داریم اما به همان نسبت آگاهی کمتری از آتشکده های آنها داریم. به همین دلیل بررسی منابع تاریخی برای یافتن آتشکده ها راهگشا خواهد بود. ولایت فارس به عنوان خاستگاه ساسانیان در طی این دوره از نظر مذهبی هم مورد توجه شاهان قرار گرفت و علاوه بر آن جایگاه آذرفرنبغ نیز بوده است. با این اهمیت طبیعتاً بیشتر آتشکده های ساسانی در این ولایت ساخته شده اند. اما با یورش تازیان و برافتادن ساسانیان دین زرتشت رونق پیشین خود را از دست داد و به تبع آن با فروافتادن پایگاه موبدان تا حدود زیادی آتشکده ها نیز تحت تأثیر قرار گرفت و روند تخریب یا تغییر کاربری آنها معمول گشت. بااین وجود منابع گویای این است که در فارس بیشترین زرتشتیان همچنان حضور دارند. با این مختصر تا به حال در مورد تطابق نام آتشکده هایی که در متون تاریخی قید شده اند با بقایای آتشکده هایی که در پژوهش های باستان شناختی شناسایی شده اند کمتر صورت گرفته است. ما در این پژوهش به دنبال این هستیم که نشان دهیم برخلاف تصور، بسیاری از آتشکده هایی که به دوره ساسانی منسوب شده اند به احتمال بسیاری تا مدت ها بعد از دوره ساسانی همچنان مورد استفاده پیروان دین زرتشت بوده است. 
۱۳۷۸.

بررسی باستان شناختی آتشکده های کُلم، بخش دوستان بدره ایلام در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۵۸
آتشکده های کُلم 1 و 2 در کوهستان های داخلی و دست نیافتنی کُورکیو ساخته شده اند. این دو بنا امروزه در بخش دوستان شهرستان بدره ایلام واقع اند که در گذشته خود جزیی از استان و ولایت مهرگان گدگ (مهرجان قذق) در ولایت جبال بوده است. این دو بنا به فاصله حدود 150 متر از هم ساخته شده اند و از نظر نقشه با هم متفاوت هستند که نشان دهنده این است که در دو دوره زمانی جدا از هم ایجاد شده اند. اولی را به دوره شاپور دوم و جانشیناش و دومی را می توان به دوره خسرو یکم و یا جانشینش خسرو دوم نسبت داد و شاید دلیلی بر کارکردهای مختلف آنها باشد. هرچند که در ساخت آنها از مصالح در دسترس که شامل لاشه سنگ و گچ نیمکوب که در این منطقه فراوان است بهره برده اند. از طرفی دیگر عوامل متعددی در ساخت و مکان یابی آنها مؤثر بوده، مهم ترین آنها را می توان شرایط مناسب طبیعی و دسترس ناپذیری آنها و نزدیکی به تیسفون دانست.
۱۳۷۹.

جابه جایی جمعیتی در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
در دوره هخامنشی، جابه جایی های جمعیت ها و اقوام در جریان لشکرکشی ها به سرزمین های نوتسخیر رویه ای رایج بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی سازوکار این جابه جایی ها، دلایل و پیامد های وقوع آنها در دوره هخامنشی است. پرسش اصلی مقاله این است که روند جابه جایی اجباری جمعیت در دوره هخامنشی چگونه بوده و به چه منظور انجام می شده؟ برای پاسخ به این پرسش از روش تحلیل کیفی استفاده شده است. بررسی متن های بازمانده از دوره هخامنشی ازجمله الواح بارو وخزانه تخت جمشید و متن های بابلی همچون آرشیو موراشو از نیپور و همچنین منابع یونانی ازجمله آثار هرودوت، گزنفون، دیودور سیسیلی، وجود جابه جایی های جمعیتی را تأیید می کنند. برخی از اقوام در جریان جنگ ها، اسیر و به مناطق دیگر کوچ داده می شدند. بخش بزرگی از کارگران کارهای ساختمانی و دیگر امور دوره هخامنشی همچون سنگتراشان، معماران، طلاسازان و نجاران از این راه تأمین می شد. به نظر می رسد در این دوره سازوکارهای خاصی برای نقل و انتقالات جمعیت و اسکان دوباره وجود داشته است و اصطلاحات کورتش و هترو به این سازوکارها مرتبط بوده اند. بخش بزرگی از کورتش ها که شامل کارگران بیگانه می شد گروه هایی بودند که طی غلبه هخامنشیان بر سرزمین های دیگر کوچ داده شده بودند و اسناد مالی مربوط به آنان موجود است. همچنین هتروها گروه های جمعیتی بودند که بر زمین ها در بابل کار می کردند و ازآنجاکه سرباز نیز بودند در هنگامه جنگ به نبرد اعزام می شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که جابه جایی های جمعیتی به سمت مناطق مرکزی شاهنشاهی به منظور تأمین نیروی کار برای طرح های ساختمانی و به سمت مناطق پیرامونی با اهداف نظامی و اقتصادی انجام می شده است که نشان دهنده نقش اساسی جابه جایی جمعیتی در توازن و توسعه کلی شاهنشاهی است. 
۱۳۸۰.

Revision of the History of Smelting and Mining of Copper in the Center of the Iranian Plateau Based on the Evidence and Petrographic Tests of the Slag of Gazanak Zarandieh Tepe(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۴۶
In a survey carried out in the Sadrabad area of ​​Zarandieh in June 2020, in addition to the whole village of Sadrabad, its satellite areas were also examined and identified, which led to remarkable results in the archaeological studies of the Iranian plateau, which in addition to other archaeological survey, metal slags were also studied and analyzed there. Slag is the residue of minerals from the smelting, which occurs naturally as a molten silicate or as a mixture of several silicate minerals with compounds of oxides, sulfides, and metals. To detect metal minerals in slag, it is necessary to prepare a polished section from the samples in order to identify its  type . The silicate minerals in the slag are studied with  passing light using a thin section. Gazanak Zarandieh Tepe is located 85 km from Tehran and 75 km from Saveh in Sadrabad Vilage in Zarandieh city of Markazi province. The oldest settlement phase identified in this area is Neolithic (or Pre-pottery Neolithic) and the newest period identified is related to the Safavid era. In this survey, we obtained evidence of smelting and processing of copper, which included pure native copper and slag from smelting of this metal, which by integrating them for laboratory studies, especially the petrographic elemental analysis, which resulted in amazing results. The purpose of petrographic testing on study samples is to identify the components of the slag, the type of material extracted and, if possible, the host rock mineral. Since the study area lacks Chalcolithic age, and the abundance of plum ware, which appeared in the context of Cheshmeh Ali pottery and the transition period according to the speculation of the 2021 season, led us to the question that melting and extraction copper metal in the center of the Iranian plateau has an older history than the dates presented in this article.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان