فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۶۴۱ تا ۳۴٬۶۶۰ مورد از کل ۳۹٬۳۵۱ مورد.
توسعه فرهنگی پایدار
حوزههای تخصصی:
امروزه هم کشورهای توسعه یافته و هم کشورهای در حال توسعه، با پتوسعه پایدارپآشنایی دارند. توسعه پایدار از ابعاد مختلفی برخوردار است که پیوسته مورد بررسی قرارمیگیرد. یکی از این ابعاد، ارتباط بین فرهنگ و توسعه پایدار است. با اینکه در مورد توسعهپایدار و فرهنگ، بحثهای مفصلی شده است، هنوز جنبههایی از آن، ناشناخته مانده است. عدمتوجه به آنها میتواند توسعه پایدار را از هدفهای تعیین شده، به شدت دور کند. در این مقاله، بادیدی عمیقتر، به ارتباط بین پایداری توسعه و فرهنگ و نقش انسان در آن میپردازیم.
روشهای تعیین نیازهای آموزشی در شرکتهای تعاونی
منبع:
تعاون ۱۳۷۶ شماره ۷۷
حوزههای تخصصی:
جایگاه عوامل فرهنگی در توسعه اقتصادی
منبع:
تعاون ۱۳۷۶ شماره ۷۸
بررسی وضعیت حداقل دستمزد
پیمان ارزی از خروج ارز از اقتصاد کشور جلوگیری می کند
حوزههای تخصصی:
تولید و تجارت فرش ایران، گرفتار روند غیر علمی و سنتی است
حوزههای تخصصی:
نحوه استفاده از ارز حاصل از صادرات برای واردات
حوزههای تخصصی:
سیاستگذاری مناسب برای استفاده مؤثر از اطلاعات در توسعه
حوزههای تخصصی:
اهمیت اطلاعات و منابع اطلاعاتی در توسعه اقتصادی و انسانی، هر روز افزونترمیگردد. در کشورهای در حال توسعه، این منابع، همگام با روندهای جهانی، متحول نشده استو این کشورها نتوانستهاند از این منابع به طور مؤثر استفاده کنند. برای افزایش اثر بخشیاطلاعات در توسعه، مهمترین گام، تغییر نگرشهای ارائهکنندگان و بهرهگیرندگان از خدماتاطلاعرسانی، نسبت به اطلاعات میباشد. در این مقاله، با توجه به نقش و اهمیت اطلاعات درتوسعه، بر ضرورت تحول در اطلاعرسانی و شاخصهای این تحول، تأکید میورزیم. آن گاه،دلایل عدم استفاده بهینه از اطلاعات در کشورهای در حال توسعه، نقش دولتها در هدایتاطلاعات و اطلاعرسانی و سیاستگذاریهای مناسب در این زمینه را تشریح مینماییم.
تعدیل ساختاری و کاهش فقر: تحقیقی بر مبنای تفسیر نتایج مطالعهکشورها
حوزههای تخصصی:
در مورد اثرات برنامههای تعدیل بر فقر، تعمیمهای ساده چندانی صورت نگرفته است.مسائل بسیاری در مورد دادهها و روش شناسی باقی است و نتایج پیچیده و متنوع هستند.اغلب، گروههای فقیر، و به ویژه، کارگران فقیر شهری از برنامههای تعدیل زیان میبینند، اماگرایشی وجود داشته است تا بیش از حد و به صورتی مبالغهآمیز بر اثرات منفی آن تأکید ورزند.در بلندمدت، تعدیل، لازمه حذف فقر است. مسئولیت اصلی دستیابی به هدفهای ضدفقربرعهده دولتهای ملی است، اما آنها اغلب علاقه چندانی به مسئله فقیران نشان نمیدهند. در هرصورت، نهادهای مالی بینالمللی نیز باید در این مسئولیت سهیم باشند و تلاش بیشتری درجهت طراحی برنامههای تعدیل ساختاری در یک چارچوب کاهش دهنده هزینه بنمایند.وظایف سیاستی اصلی، عبارتند از ضابطه بندی یک راهبرد ضدفقر بلندمدت و حصولاطمینان از این که سیاست های تعدیل با آن سازگار میباشند، بدون اینکه از امر مهم سازگاریاقتصاد با شرایط در حال تغییر منحرف گردیم.
ارزیابی مجدد نظریه مزیت نسبی: تأثیر جریانهای سرمایهبر استدلال دفاعاز اقتصاد آزاد
حوزههای تخصصی:
نظریه مزیت نسبی، از قدیمیترین، و با توجه به پذیرش گستردهاش، از موفقتریننظریهها در تاریخ علم اقتصاد است. ویژگیهای اصلی نظریه مزیت نسبی، ساده است وبرداشتهایی که میتوان از مدل به دست آورد، در حد گستردهای کاربرد دارد. نظریه مزیت نسبی،بهطور مشخص، این اندیشه را مطرح میسازد که باید تجارت آزاد براساس بالاترین سودکشورهای درگیر تجارت شکل گیرد، تا تخصصگرایی برای استقرار تولید گستردهتر، کارآمدباشد. به گفته یک اقتصاددان برجسته نئوکلاسیک: "یک فرض اساسی وجود دارد مبنی بر اینکهمبادله آزاد و اختیاری، رفاه را در داخل مرزهای ملی و همچنین در فراسوی آن، افزایش میدهد"(آلیبر، 1994). متأسفانه این "فرض اساسی" پروفسور آلیبر به لحاظ فکری جای تردید دارد. اگرچه این نکتهممکن است بدیهی به نظر رسد، اما با این حال مهم است که به یاد داشته باشیم که تحت نظامتجارت آزاد، یک کشور صرفا درگیر مبادله کالا نیست. اشخاص و بنگاهها در یک کشور، درروابط مبادله با اشخاص و بنگاههای سایر کشورها شرکت میکنند (کالبرتسن، 1985، ص.9-8). همین واقعیت ساده، به طور مستقیم، امکان بروز "نقص در هماهنگی"، در بازار بزرگتربینالمللی را فراهم میآورد. اگر به جای دو کشور، گروهی از افراد با هم به تجارت بپردازند،منطقی است که پرسشهای زیر مطرح گردد: اثر تجارت بر سطح اشتغال چیست؟ تجارت بر توزیع درآمد چه اثری دارد؟ آیا نظام درمعرض کمبود تقاضای مؤثر است؟ نظریه مزیت نسبی به این مسائل پاسخ نمیدهد. متأسفانه،پاسخ ندادن به این پرسشها، دلیلی بر آن نمیشود که طرح چنین پرسشهایی ناموجه باشد.