این مقاله پژوهشی به بررسی موانع و عوامل کاربست یافته های پژوهشی توسط دانشگاه ها و دستگاههای اجرایی میپردازد . جامعه آماری تحقیق کلیه تحقیقات و مقاله هایی است که در ارتباط با موانع و عوامل کاربست یافته های پژوهشی انجام و گزارش شده است . از بین کلیه تحقیقات و مقاله ها تعداد 62 مقاله و تحقیق به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند . شیوه نمونه گیری در تحقیق ، نمونه گیری هدفمند است . چهار سوال تحقیق مورد بررسی و آزمون قرار گرفت . نتایج نشان میدهد که 30 مانع برای کاربست یافته های پژوهشی وجود دارد ...
" هدف: تعیین میزان اثربخشی خدمت «آموزش در خانواده» از مجموعه خدمات اصلی ارایه شده در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه به افراد مبتلا به معلولیت جسمی – حرکتی و خانواده های آنها در شهرستان بابلسر بود.
روش بررسی: به این منظور 48 فرد مبتلا به معلولیت جسمی و حرکتی و خانواده های آنها از روستاهای تحت پوشش طرح (گروه مورد) با 48 فرد معلول و خانواده های آنها از روستاهایی که در همین شهرستان تحت پوشش طرح نبودند و از نظر سن، جنس، اندام درگیر، شدت نقص و میزان تحصیلات مراقب همتا بودند (گروه شاهد) در زمینه های آگاهی نسبت به عوارض بی تحرکی عضو، مهارت در تغییر وضعیت دادن فرد، پیشگیری از جمود مفاصل و زخم بستر و همچنین کمک به فرد معلول در کسب استقلال در انجام فعالیت های روزمره و حرکت در محیط و نیز نگرش آنان در مورد معلولیت و توانبخشی مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مورد نظر با مراجعه به درب منازل و پرسش از خانواده و فرد معلول و معاینه و مشاهده کسب و در فرم های مربوطه ثبت شده، نمره داده شد و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: تفاوت معناداری در میزان آگاهی افراد دچار معلولیت و خانواده های آنان بین دو گروه مورد و شاهد، در زمینه نحوه کمک به فرد معلول بمنظور کسب استقلال در انجام فعالیت های روزمره، جابجایی و حرکت در محیط و عوارض بی حرکتی اندام ها، و همچنین میزان مهارت آنان در زمینه کمک به فرد معلول برای کسب توان انجام مراقبت های شخصی و حرکت کردن در محیط به طور مستقل و نگرش ایشان در مورد معلول و معلولیت و اثربخشی شیوه های توانبخشی وجود نداشت (P<0.05). اما مهارت افراد دچار معلولیت و خانواده های آنان در روستاهای تحت پوشش طرح در زمینه نحوه پیشگیری از ایجاد خشکی مفاصل و زخم بستر و نیز چگونگی تغییر وضعیت معلول به طور معنی داری بیش از گروه شاهد بود (P=0.04).
نتیجه گیری: ارایه خدمت «آموزش در خانواده» طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه در روستاهای شهرستان بابلسر تنها مهارت بکار بردن تکنیک های توانبخشی غیرفعال در پیشگیری از عوارضی چون جمود مفاصل، زخم بستر و تغییر وضعیت دادن فرد معلول تاثیر مثبت داشته اما در مهارت خانواده و فرد معلول در استقلال یافتن معلول اثر معناداری نداشته است."
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بازی های رایانه ای و آموزش تایپ رایانه ای بر نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به اختلال بیش فعالی - کم توجهی (ADHD) بوده است.
روش: در این مطالعه که از نوع کارآزمایی بالینی یک سوکور بود، 37 کودک دبستانی مبتلا به ADHD به دو گروه اول (17 نفره) و دوم (20 نفره) تقسیم شدند. اعضای گروه اول طی هشت جلسه یک ساعته (هفته ای سه جلسه) به بازی با رایانه پرداختند و افراد گروه دوم در هشت جلسه یک ساعته (هفته ای سه جلسه) تحت آموزش تایپ رایانه ای قرار گرفتند. برای املای مدرسه 12 نمره در نظر گرفته شد که شامل چهار نمره پیش از مداخله، چهار نمره حین مداخله و چهار نمره پس از مداخله بود. نمرات املای جلسات، مربوط به املایی بود که کودکان در طول جلسات می نوشتند.
یافته ها: دو گروه از نظر سن، مقطع تحصیلی، جنس، بهره هوشی، داروهای مصرفی، نمرات پرسشنامه کانرز والدین و معلمان، داشتن رایانه در منزل، سابقه کار با آن و میانگین نمرات املا همسان بودند. پس از شرکت کودکان در جلسات بازی رایانه ای، نمرات املای مدرسه در حین مداخله (??.??±?.??) در مقایسه با پیش از مداخله (??.??±?.??) میزان معنی دار مرزی افزایش نشان داد. شرکت در جلسات آموزش تایپ رایانه ای نشان دهنده چنین تغییری نبود.
نتیجه گیری: ارتقای میانگین نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به ADHD در حین شرکت در جلسات بازی رایانه ای، ممکن است ناشی از بهبود توجه آنان باشد. جذابیت این نوع بازی ها، بازخورد سریع رایانه، فقدان بازخورد منفی آن و حمایت از فرآیند تصمیم گیری کودک نیز می تواند این یافته را توجیه کند.
"این مقاله به عنوان گزارشی از یافته های یک پژوهش گسترده ، درصدد است رابطه متغیرهای فیزیکی کلاس درس را با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مورد بررسی قرار دهد . یافته های مربوط به عوامل انسانی کلاس در مقاله جداگانه ای گزارش شده است . به منظور انجام پژوهش ، 72 کلاس پنجم به صورت تصادفی طبقه ای و 2188 دانش آموز و معلمان این کلاسها از مداس ابتدایی استان اصفهان انتخاب شدند . روش مورد استفاده در این پژوهش کمی و کیفی بوده و ابزار جمع آوری داده ها ، فرمهای پرسشنامه ، مشاهده و آزمون پیشرفت تحصیلی بوده است . تجزیه و تحلیل داده های کمی پژوهش ، با استفاده از نرم افزار آماری SPSS صورت گرفته است .
"
پرداخته است. جامعه آماری این مطالعه، صاحبنظران و کارشناسان تعلیم و تربیت و معلمان و مربیان مدارس در سطح شهر تهران بودهاند.
نمونه آماری تحقیق شامل 200 نفر معلم و مربی و 20 نفر صاحبنظر و کارشناس بود که به ترتیب با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای
(چندمرحلهای) و نمونهگیری غیرتصادفی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار تحقیقشاملپرسشنامه 50 سؤالی محققساختهبرایمعلمان
و مربیان و پرسشنامه 24 سؤالی محقق ساخته برای صاحبنظران و کارشناسان بود که به روش دلفی، تنظیم و به مورد اجرا گذاشته شد.
نتایج تحقیق در محورهای سهگانه مورد نظر (نقش تربیتی معلم، تأثیر جو کلی مدرسه و نقش تربیتی برنامه درسی) بهطور خلاصه چنین است: درخصوص نقش تربیتی مدرسه، آگاهی معلمان و مربیان از وظایف تربیتی خود، سرمشق و الگو بودن معلم، آشنایی معلمان با اصول و فلسفه تعلیم و تربیت و روانشناسی از راهکارهای دارای اولویت بالا بود. در زمینه جو کلی مدرسه، توجه به پرورش و تقویت تفکر خلاق، خودباوری و اعتماد به نفس در دانشآموزان، مربوط ساختن آموزشهای مدرسهای با نیازهای واقعی شاگردان و هماهنگی سیاستها و روشهای تربیتی خانه، مدرسه و جامعه و توجه به تدوین و تصریح منشور اهداف تربیتی مدارس از راهکار و راهبردهای دارای اولویت بالا بود. در مورد نقش برنامه درسی، در تعمیمپذیری تربیت تأکید بر رویکرد حل مسأله در برنامههای درسی، تدوین الگوی برنامه درسی با رویکرد تربیت برای زندگی و آموزش مهارتهای زندگی در قالب برنامههای درسی از اولویت بالایی برخوردار بود.
در پایانمقاله، الگوی پیشنهادی برای تعمیمپذیری امر تربیت در آموزش عمومی ارائه گردیده است.