به منظور بررسی اثر انتظارات معلمان دوره راهنمایی شهرستان سنندج بر نحوه ارزشیابی از دروس علوم اجتماعی و تجربی دانش آموزان دختر و پسر، طرح آزمایشی پس آزمون با گروه گواه با سه عامل (موقعیت های ایجاد انتظار، جنسیت معلمان و جنسیت دانش آموزان) به صورت یک طرح 2*2*3 به مورد اجرا گذاشته شد. در این پژوهش از 120 معلم زن و مرد مدارس دوره راهنمایی در درس های علوم تجربی و علوم اجتماعی جهت نمره گذاری 80 برگه امتحانی دانش آموزان دختر و پسر در 12 موقعیت آزمایشی برای آزمون فرضیه های تحقیق و پاسخگویی به سؤالات پژوهشی استفاده شد. یافته ها از تاثیر کلی اثر انتظار معلمان حمایت می کرد، اما در مورد تعامل جنسیت معلمان با جنسیت دانش آموزان، انتظارات ایجاد شده در موقعیت های سه گانه آزمایشی (انتظارات مثبت، انتظارات منفی، بدون اثر انتظار) تغییر معناداری در نحوه ی ارزشیابی معلمان از دانش آموزان به وجود نیاورد.
" این مقاله بر سه موضوع اصلی و مرتبط با یکدیگر تأکید دارد:
اول، توضیح مفاهیم اساسی جهانی شدن، جهانی سازی، جهانی نگری و ملیت گرایی، هویت ملی، نظام ارزشی، شهروندی و مهارت های زندگی و ارتباط آن ها با یکدیگر؛
دوم، ارائه یافته های پژوهشی نگارنده در باره وضعیت نوجوانان و جوانان دانش آموز ایران، نگرش آنان به جوانب گوناگون زندگی اجتماعی و مدنی، نظام ارزشی، جهانی شدن و جهانی سازی و بررسی ویژگی های مهم روان شناختی که مانع از رشد شهروندی است؛
سوم، توضیح معنا و حقوق و مسئولیت های شهروندی در سطوح محلی و ملی و جهانی، ضرورت و چگونگی آموزش فلسفه و روش تفکر درست به دانش آموزان برای تصمیم گیری اندیشمندانه در مقوله شهروندی.
نظریه بنیانی ارائه شده در این مقاله آن است که: «آموزش و پرورش ایران اگر بخواهد هویت ملی و نظام ارزشی و مهارت های شهروندی کودکان و نوجوانان را تحکیم و اعتلا بخشد، باید آنان را برای زندگی در عصر جهانی شدن در قرن حاضر آماده کند.» برای این منظور، نگرش آموزش و پرورش به برنامه های درسی و فعالیت های کلاس و مدرسه در آموزش عمومی باید تغییر یابد و افزون بر آموزش های درسی، تحکیم هویت و نظام ارزشی انسانی و دینی و ملی، آموزش شهروندی و مهارت های زندگی فردی و اجتماعی و اقتصادی و علمی و فرهنگی را محور برنامه های آموزشی و تربیتی قرار دهد. آموزش شهروندی محلی و ملی و جهانی به دانش آموزان، بخشی مهم از این برنامه هاست.
مطالعات ارائه شده در این مقاله نشان می دهد که گروه های قابل توجهی از نوجوانان و جوانان دانش آموز ایرانی دچار ضعف های اساسی در هویت اجتماعی و مدنی و گرفتار نگرش های ضداجتماعی و خلافکاری و روحیه سرکشی هستند. در چنین وضعیتی، آموزش حقوق و مسئولیت های محلی و ملی و جهانی در جوانب گوناگون شهروندی در برنامه های درسی و فعالیت های کلاس و مدرسه و آموزش رفتار مبتنی بر تفکر درست ، مسئولیت پذیری، و تصمیم گیری اندیشمندانه ضرورت دارد. چگونگی این آموزش ها نیز، در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
"
" هدف اساسی تحقیق حاضر مقایسه اثربخشی دو روش تدریس سنتی و روش مشارکتی در تدریس درس انشا بر عملکرد انشا نویسی دانش آموزان است. برای این منظور به طور تصادفی تعداد 6 مدرسه راهنمایی در سطح شهر بابل انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. متغیر مستقل به مدت 4 ماه روی گروه آزمایش اجرا شد.در طول این مدت در کلاس های گروه آزمایش معلمان ...
"
مدیریت تعارض یکی از مسائل مهمی است که راهنمای علمی مدیر در مواجهه با موقعیتهای متعارض بوده و در شکل دهی رفتار آنها برای اتخاذ تصمیمات جهت مقابله با تعارضات سازمانی مؤثر خواهد بود. از آنجا که هر مدیری در محیط سازمان خود با تعارض روبروست و هر رفتار و نحوه برخورد هر مدیر هنگام تعارض با کارکنان و یا ایجاد تعارض بین خود کارکنان، در فشار روانی آنان مؤثر است، به همین منظور به جهت استفاده بهینه از تعارضات که موجب اثرات سودمند بر کارکنان میشود و موجب فشار روانی کمتر در آنان میگردد، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سبکهای مدیریت تعارض و میزان استرس شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا پرداخته است. روش تحقیق از نوع توصیفی – همبستگی میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین-پیشوا و روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیده است. نتایج این تحقیق نشان داد که بین سبکهای مدیریت تعارض رقابتی، همکاری، اجتناب و مصالحه با استرس شغلی کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد ولی سبک انطباق، هیچ رابطه معناداری با استرس شغلی کارکنان نشان نداد، و اینکه کارکنان در موقعیتهای مختلف از سبکهای مختلف استفاده میکنند اما سبک غالب کارکنان (در اکثر اوقات) سبک همکاری میباشد. همچنین مشخص گردید که میزان استرس کارکنانی که مدیرانشان از سبک اجتناب استفاده میکنند از کارکنانی که مدیرانشان از سبک همکاری استفاده میکنند بیشتر است و در نهایت اینکه سبکهای مدیریت میتوانند در کاهش یا افزایش میزان استرس شغلی کارکنان تأثیر معناداری داشته باشند.
"امروزه، مدیریت اثربخش یکی از شناسه های توسعه یافتگی در نظام جهانی به شمار می رود. مدیریت کارآمد و توان مند قادر است با به کارگیری پتانسیل ها و امکانات بالقوه و مستعد سازمان، بستری در خور برای توسعه پایدار و همه جانبه پدید آورد. در این پژوهش، رابطه قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو، با اثربخشی مدیران دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد بررسی شده است. این پژوهش توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری آن 870 دبیر و 60 مدیر دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد است. روش نمونه گیری پژوهش طبقه ای متناسب با حجم بوده که بر پایه برآورد حجم نمونه، 180 دبیر و 20 مدیر به صورت تصادفی گزیده شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش، پرسش نامه پژوهش گر ساخته موقعیت رهبری، پرسش نامه پژوهش گر ساخته اثربخشی مدیران، و پرسش نامه استاندارد LPC است. روایی پرسش نامه ها با ضریب آلفای کرون باخ، برای پرسش نامه موقعیت رهبری 0.89، برای پرسش نامه اثربخشی مدیران 0.97، و برای پرسش نامه 0.96 LPC برآورد شد.
یافته های پژوهش نشان داد قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو همبستگی معناداری با اثربخشی مدیران دارد. برآورد ضریب تعیین نشان داد 52 درصد از واریانس قدرت مقام، 48 درصد از واریانس ساختار وظیفه، و 63 درصد از واریانس روابط رهبر- عضو با اثربخشی مدیران مشترک است. رگرسیون چند متغیره، همبستگی روابط رهبر- عضو و ساختار وظیفه را با اثربخشی مدیران معنادار نشان داد. براساس ضریب تعیین، 63 درصد واریانس اثربخشی را روابط رهبر- عضو تبیین می کند که با ورود ساختار وظیفه، واریانس تبیین شده به 77 درصد افزایش می یابد. ضریب همبستگی نمره های LPC با اثربخشی مدیران r=646 و در سطح اطمینان P£0.01 معنادار است؛ یعنی با افزایش LPC، میزان اثربخشی مدیران رابطه مدار افزایش می یابد.
"