این پژوهش با هدف ب ررسی کارکردهای شاخص توانمند ساز مدل تعالی سازمانی درآموزش و پرورش شهرستان ساری انجام شده است. این پژوهش ازنوع کاربردی ودرچارچوب روش توصیفی از نوع زمینه یابی بوده وجامعه آماری پژوهش شام ل کلیه کارکنان آم وزش و پ رورش شهرستان ساری به تعداد 300نفر بوده است. نمونه شامل کارکنان آموزش و پ رورش شهرستان ساری، مدیریت آموزش و پرورش ناحیه ی 1و 2، مناطق چهاردانگه، دودانگه و میاندرود بوده است. در ضمن، با توجه به ج دول کرجسی و مورگان حجم نمونه 170نف ر انتخاب گردید. روش نمونه گیری آن به صورت تصادف ی ساده است. برای گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. در روش میدانی پرسشنامه بسته پاسخ با 25 گویه در مقیاس رتبه ای 1 تا 9 تنظیم گردید که معیارهای توانمندساز را مورد سنجش و اندازه گیری قرار داده است. داده های جمع آوری شده نیز در محیط SPSS طبقه بندی و برای تأیید یا رد فرضیه پژوهش از آزمونT تک نمونه ای استفاده شد. نتایج نشان دادند کارکردهای شاخص توانمندساز (رهبری، خط مشی و استراتژی، منابع انسانی، شراکت ها و منابع، فرآیندها در آموزش و پرورش مثبت و از وضعیت مطلوب برخوردار است.
هدف از این پژوهش تبیین رابطه مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی و ارزیابی عملکرد کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش 160 نفر از کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 111 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه مدیریت کیفیت فراگیر، توانمندسازی و ارزیابی عملکرد استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج تحلیل آماری بدست آمده نشان داد که بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی رابطه معناداری وجود دارد و هم چنین، بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با ارزیابی عملکرد رابطه معنی دار وجود دارد که از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی، بعدهای حمایت و رهبری مدیران، پیامدهای بهبود کیفیت و بهره وری، مشتری مداری و بیمه کیفیت و از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با ارزیابی عملکرد بعدهای حمایت و رهبری مدیران و بیمه کیفیت رابطه قوی تری را نشان می دهند.
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر تفویض اختیار بر بهره وری منابع انسانی منطقه یک دانشگاه آزاد با استفاده از مدل هرسی وگلد اسمیت بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع زمینه یابی بوده است. حجم جامعه مورد پژوهش 2720 نفر می باشد که از این تعداد 272 نفر به عنوان نمونه پژوهش از راه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه هرسی وگلد اسمیت جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی صورت گرفته است، که نتایج بدست آمده نشان می دهد که بین تفویض اختیار با برخی ازمولفه های بهره وری شامل: توانایی, حمایت سازمان و اعتبار قوانین و تصمیمات سازمان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد، و بر این اساس مشخص گردید که افزایش و کاهش مقدار تفویض اختیار منجر به افزایش و کاهش بهره وری نیروی انسانی می گردد .
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ای متناسب با معیارهای فرهنگی جامعه ایرانی جهت بررسی عوامل موثر بر رفتار به اشتراک گذاری دانش در دانشگاهها انجام شده است. روش بررسی: مطالعه ی حاضر یک پژوهش روش شناختی است که در 3 مرحله انجام گرفت. در مرحله اول پژوهشگران با استفاده از روش کیفی با نظریه ی زمینه ای[1] به شناسایی و تبیین عوامل به اشتراک گذاری دانش در دانشگاهها پرداختند و چارچوبی را برای ادراک آن تنظیم و تدوین نماید[2]. در مرحله دوم، عبارات پرسشنامه، بر اساس مصاحبه های بدون ساختار با اعضای هیات علمی دانشگاهها و استقرا از گروه متخصصین، تدوین گردید. سپس در مرحله سوم، ویژگیهای روانشناختی پرسشنامه با بهره گیری از روائی صوری، روائی محتوا، روائی سازه ،همسانی درونی و ثبات، مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله ی اخیر 92 عضو هیات علمی دانشگاه به صورت نمونه گیری سهمیه ای از دانشگاه آزاد، دانشگاه جامع گلستان و دانشگاه پزشگی گرگان انتخاب شده، در مطالعه شرکت کردند. یافته ها و نتایج :نتایج تحلیل ها، استفاده از 20 گویه طراحی شده را حمایت می کند. این فرم کوتاه مقیاس عوامل به اشتراک گذاری دانش در نمونه اعضای هیات علمی ایرانی از ساختار عاملی مطلوب و روشنی برخوردار است .
تحقیق حاضر با عنوان « رابطه ی مؤلفه های هوش سازمانی با سازمان یادگیرنده در دانشگاه آزاد اسلامی رودهن» می باشد. روش تحقیق توصیفی از نوع زمینه یابی است. روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بوده که با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته در یک نمونه 30 تایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ پرسشنامه سازمان یادگیرنده 899% و هوش سازمانی 968% اندازه گیری شد. جامعه ی آماری آن شامل 470 نفر که به صورت تصادفی مرحله ای 124 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. اطلاعات بدست آمده با انجام محاسبات آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تک تک مؤلفه های هوش سازمانی (بینش اشتراک، سرنوشت مشترک، تمایل به تغییر، جرأت و شهامت، اتحاد و توافق، کاربرد دانش و فشار عملکرد) با سازمان یادگیرنده رابطه معنی داری وجود دارد.
علیرغم گذشت سه دهه از انقلاب فرهنگی، در مورد مفاهیمی چون «اسلامی کردن دانشگاهها» و «دانشگاه اسلامی» به نظر می رسد هنوز اجماع نظر متقن و مدونی بین سیاست گذاران و متولیان فرهنگ عمومی به ویژه حوزه تعلیم و تربیت کشورمان بوجود نیامده است. برآیند برداشت های متفاوت از «اسلام» و «دانشگاه اسلامی» منجر به ابهام و معطل ماندن موضوع اسلامی شدن دانشگاهها در عمل شده است. همچنین اسلامی کردن دانشگاه بدون توجه به اسلامی شدن مدارس که معلول «تربیت اسلامی» از دوره پیش دبستانی تا پایان دبیرستان می باشد، بحثی ناقص به نظر می آید. این نوشتار دو موضوع برداشت های ناصحیح از مفهوم اسلامی کردن دانشگاهها و همچنین عدم توجه به «حوزه های مختلف تربیت اسلامی» در مراکز آموزشی به ویژه دانشگاهها را نقد و بررسی نموده است. شیوه تحقیق این مقاله به صورت توصیفی- تحلیلی و استفاده از روش استنادی (کتابخانه ای) می باشد.