ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۵۲۳ مورد.
۳۸۴.

بررسی رابطه باورهای غیر منطقی با ناسازگاری زناشویی در پرستاران متأهل زن و مرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۸ تعداد دانلود : ۹۱۸
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه باورهای غیر منطقی با ناسازگاری زناشویی در پرستاران متأهل زن و مرد بود.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیّه پرستاران متأهل زن و مرد بیمارستانهای دولتی شهر گرگان بود که از بین آنان 120 نفر از طریق روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای انجام پژوهش از پرسشنامه های باورهای غیر منطقی (ATIB) و پرسشنامه سازگاری زناشویی (DAS) اسپانیر 1976، استفاده شد. تحلیل نتایج نشان داد که بین باورهای غیر منطقی و ناسازگاری زناشویی همبستگی منفی و معنی دار وجود دارد. بین شغل پرستاری و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد. بین مدّت ازدواج و باورهای غیر منطقی همبستگی معنی دار وجود ندارد. با افزایش مدّت ازدواج، سازگاری زناشویی کاهش می یابد. بین میانگین باورهای غیر منطقی زنان و مردان پرستار تفاوت معنی دار وجود ندارد.
۳۸۹.

مدل عوامل مؤثر بر چرخه ارتباط زوجی درخواست- کناره گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۳ تعداد دانلود : ۷۴۴
یکی از برجسته ترین ویژگی های روابط زناشویی، چرخه ها یا الگوهای ارتباطی است که میان همسران شکل گرفته و بیشتر در پرتو چندبارگی استوار می شوند. پژوهش حاضر به بررسی الگوی ارتباطی «درخواست– کناره گیری» که یکی از فراگیرترین الگوهای ارتباطی ناکارآمد زناشویی است پرداخته و عوامل مؤثر بر آن را شناسایی می کند. این پژوهش به شیوه کیفی و با به کارگیری از رویکرد زمینه ای انجام شده است. 14 کارآزموده خانواده و ازدواج با روش نمونه گیری هدفمند بررسی شدند و داده ها با به کار بردن مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تعاملی تا رسیدن به اشباع داده ها گردآوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها نرم افزار 10 MAXQDA به کاربرده شد. برآمدها نشان داد که سه دسته عوامل (درونی، ارتباطی و موقعیتی) در آشکار شدن چرخه درخواست– کناره گیری تأثیر دارند. با توجه به برآمدهای به دست آمده، این پدیده آشکار شد که عوامل مؤثر بر چرخه درخواست – کناره گیری بسیار گوناگون و گسترده است و از ابعاد چندگانه ای برخوردار است.
۳۹۰.

بررسی رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه با مشکلات زناشویی در زنان متاهل دارای فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۷۲
ازدواج موفق موجب افزایش سلامت جسمانی و روانشناختی می شود. بر همین اساس، مطالعه عوامل مرتبط با مشکلات و رضایت زناشویی و ابعاد مختلف آن به جهت تاثیری که بر بهداشت روانی افراد دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است.هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه با مشکلات زناشویی در زنان متاهل بود. روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و نمونه مورد بررسی 162 خانم متاهل بودند که با روش تصادفی انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد پرسشنامه روان سازه های یانگ (YSQ) و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبرگ-راست (GRIMS) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین همه ابعاد روان سازه ناسازگار اولیه و مشکلات زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد؛ هر چه میزان روان سازه ناسازگار بیشتر باشد احتمال مشکلات زناشویی بیشتری تجربه خواهد شد. با توجه به نتایج به دست آمده و از آنجا که مشکلات زناشویی بر کیفیت و میزان بهداشت و سلامت روان افراد تاثیر می گذارد، بهتر است اقدامات رواشناختی لازم جهت بررسی، شناسایی و بهینه سازی روان سازه های اولیه در مشاوره های پیش از ازدواج که موجب پیشگیری از مشکلات زناشویی احتمالی بعدی می شود، انجام گیرد.
۳۹۲.

مطالعه بین نسلی رابطه نگرش به طلاق و کارکرد های خانواده در زنان شهرتهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط خانواده
تعداد بازدید : ۱۱۵۴ تعداد دانلود : ۶۱۴
سیر صعودی طلاق در ایران، به ویژه در دهه های اخیر، معلول عوامل روان شناختی و جامعه شناختی است ؛ که نیازمند پژوهشی جدی، با توجه به تأثیر پیامدهای ناگوار طلاق بر ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی است. پژوهش حاضر این پدیده را از جنبه جامعه شناختی و فقط از منظر زنان بررسی کرد؛ با این هدف که اولاً نشان دهد تغییر نگرش زنان، در ارتباط با کارکردهای خانواده بر طرز تلقی آن ها نسبت به طلاق، تأثیر گذاشته و در نتیجه سبب افزایش میزان طلاق در ایران شده است و ثانیاً حساسیت نهادها و ارگان های فرهنگی کشور را برای چاره اندیشی برانگیزد. پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی بود و به شیوه پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تمامی بانوان ساکن تهران و جامعه نمونه، شامل 500 نفر بود که به شیوه تصادفی هدفمند از 5 منطقه (شمال، جنوب، مرکز، شرق، غرب) شهر تهران، برای تکمیل پرسشنامه محقق ساخته در ارتباط با ارزش های مرتبط با همسرگزینی و کارکردهای خانواده انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که ارزش های مرتبط با نقش های خانوادگی و کارکردهای خانواده دستخوش تغییر شده است؛ به این معنا که بین دیدگاه دو نسل، در ارتباط با کارکرد های اساسی خانواده، شکاف عمیقی وجود دارد. همچنین تلقی نسل جوان از طلاق، متفاوت از نسل گذشته است، به طوری که از نظر در صد جالب توجهی از بانوان نسل جوان، طلاق امری مذموم و ناپسند به شمار نمی آید.
۳۹۴.

چگونگی وضعیت شاخص های تمایزیافتگی در خانواده های تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۱ تعداد دانلود : ۹۳۸
تمایزیافتگی اعضای خانواده، یک شاخص کلیدی عملکرد خانواده است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت شاخص های تمایزیافتگی در خانواده های تهرانی انجام شد. روش پژوهش از نوع آمیخته بود که با به کار بستن روش کیفی راهبرد اکتشافی زنجیره ای و رویکرد پدیدارشناختی و روش کمی همبستگی اجرا گردید. در این تحقیق که در سال 1395 انجام شد، ابتدا از طریق مصاحبه های اکتشافی، عناصر و مؤلفه های شاخص های تمایزیافتگی در فرهنگ ایرانی استخراج و کدگزاری شدند. اعتبار شاخص های بدست آمده از طریق روش دلفی با گروهی از متخصصین بدست آمد. 12 شاخص اصلی و 78 شاخص فرعی برای تمایزیافتگی در خانواده های تهرانی شناسایی شد. سپس شاخص های بدست آمده تبدیل به مقیاس شده و به طور موازی با مقیاس تمایزیافتگی تجدیدنظر شده اسکورون و اسمیت (2003) بر روی نمونه 100 نفری از والدین شهر تهران اجرا شد. نتایج حاصل از مطالعه میدانی در سنجش وضعیت تمایزیافتگی، همبستگی مثبت به میزان 40/0  معنادار (001/0P<) بین این دو مقیاس را گزارش می کند. تمامی مؤلفه های مقیاس تمایزیافتگی برآمده از پژوهش، رابطه مثبت معنادار با یکدیگر داشته و همبستگی درونی دارند. در خانواده های تهرانی شاخص هویت  بالاترین رتبه و واکنش های هیجانی پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داد. این رتبه بندی درقبال تمامی شاخص های فرعی نیز ارائه گردید.  نتایج بدست آمده نشان می دهد در رابطه با خانواده های ایرانی برخی شاخص های تمایزیافتگی از ارجحیت خاصی برخوردار است در حالیکه برخی شاخص ها مورد توجه و تمرکز این فرهنگ و قومیت نمی باشد بنابراین، توجه به مبانی فرهنگی و اجتماعی در شناخت وضعیت تمایزیافتگی مهم است.
۳۹۵.

نیازسنجی حمایت اجتماعی مادران کودکان درخودمانده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات نافذ مربوط به رشد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط خانواده
تعداد بازدید : ۱۱۵۰ تعداد دانلود : ۷۰۳
اختلال درخودماندگی، اختلالی است که بر دامنه وسیعی از حیطه های رشدی کودک اثر نامطلوب می گذارد و علاوه بر خود فرد، اطرافیان نیز به میزان زیادی درگیر مشکلات متعدد رفتاری کودک می شوند. از این رو، ارایه خدمات توان بخشی و حمایتی می تواند در کاهش این بار سنگینی که بر دوش والدین است، تا حدودی موثر باشد. بررسی حاضر نیازهای مادران کودکان درخودمانده به حمایت اجتماعی و توان بخشی فرزندانشان را مورد سنجش قرار داد. پژوهش حاضر به صورت توصیفی و جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان درخودمانده در مرکز توان بخشی به آرا وابسته به دانشگاه شهید بهشتی بود. نمونه مورد مطالعه شامل بیست و هفت نفر از مادران کودکان درخودمانده بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه نیازهای خانوادگی محقق ساخته بود که با استفاده از پرسشنامه نیازهای خانوادگی سیکلوس و کرنز (2006) طراحی شده بود و توسط مادران تکمیل شد. یافته های به دست آمده نشان داد که بیشترین نیاز مادران به داشتن اطلاعات درباره فرایند آموزش و مشارکت در برنامه های آموزشی و درمانی فرزندشان بود. بیشترین مشکلات کنونی کودکان درخودمانده در حیطه های گفتاری، ارتباط اجتماعی و مسائل عاطفی و بیشترین مسائل کودکان در سال گذشته در مشکلات رفتاری، مسائل عاطفی و توجه و تمرکز بوده است. همچنین بیشترین مسائل مادران در سال گذشته، مسائل خانوادگی و شغلی بوده است. به این ترتیب، مادران این گونه کودکان نیاز بالایی به حمایت اجتماعی و توان بخشی اجتماعی کودک خود دارند و این موضوع ضرورت برنامه ریزی برای آموزش خانواده و طرح ریزی برنامه های حمایتی و آموزشی مناسب را نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان