ادراک افراد نسبت به همسرشان با توجه به میزان شیفتگی و رهایی از شیفتگی تغییر کرده و متناسب با چگونگی این تغییرات چهار حالت خوش بین، دوسوگرا، واقع گرا و بی ارزش ساز حاصل می شود. تحقیق حاضر با هدف مطالعه کیفی پویایی های تعامل با همسر در حالت های چهارگانه از دید زنان متأهل و با روش پدیدارشناسی انجام شد. 65 نفر با روش نمونه گیری هدفمند از بین کسانیکه بیشترین نمره را در هر یک از حالت های چهارگانه در پرسشنامه محقق ساخته شیفتگی و رهایی از شیفتگی کسب کرده بودند، انتخاب و در قالب چهار گروه در تحقیق حاضر مشارکت داشتند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. یافته ها به طورکلی شامل 41 مضمون فرعی در گروه های چهارگانه بود که با توجه به شباهت ها و تفاوت ها و مقایسه محتوای مضامین چهار گروه موردمطالعه، در 3 مضمون اصلی پویایی های شناختی، هیجانی و رفتاری، طبقه بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد شناسایی هر یک از حالت های چهارگانه و تشخیص آسیب های هر حالت، با توجه به شناخت، هیجان و رفتار زوجین و ارائه راهکارهای پیشگیرانه و درمانی متناسب با هر آسیب می تواند کمک بزرگی باشد در جهت پایداری روابط زوجین، افزایش رضایتمندی زناشویی و ارتقاء سلامت جامعه.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین دلزدگی زناشویی و همدم طلبی- دوری گزینی دانشجویان زن متاهل انجام گرفت. تحقیق از نوع همبستگی بود و جامعه آماری دانشجویان زن متاهل دانشگاه فردوسی مشهد بودند. نمونه مورد مطالعه 126 نفر بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آنها به دو پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز و همدم طلبی- دوری گزینی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده نیز از طریق نرم افزار SPSS در سطح توصیفی، با آماره های میانگین، انحراف معیار و ماتریس همبستگی پیرسون و در سطح استنباطی با آزمون رگرسیون ساده مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دلزدگی زناشویی و همدم طلبی رابطه منفی معنادار (004/0 =p، 254/0- =r) و با دوری گزینی رابطه مثبت معنادار (029/0 =p، 195/0 =r) وجود دارد. بنابراین از طریق همدم طلبی و دوری گزینی می توان دلزدگی زناشویی را پیش بینی کرد
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی الگوی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر بر کیفیت زندگی زناشوئی است.جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز بهداشت تبریز بودند که بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. 12 زوج در گروه آزمایش و 12 زوج در گروه کنترل بطور تصادفی قرار داده شد. ابزار مورد استفاده برای سنجش، پرسشنامه رضایت زناشوئی انریچ بود. روش مورد استفاده روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از شاخص های توزیع فراوانی و میانگین و در سطح آمار استنباطی از تحلیل کوواریانس استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی آموزشی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر بر بهبود ابعادی نظیر رضایت زناشویی، ابعاد و موضوعات شخصیتی، ارتباطات، حل تعارض، مسایل مالی، اوقات فراغت، ارتباط با خانواده اصلی و دوستان، نقش های همسری و جهت گیری مذهبی و معنوی تاثیر معناداری دارد. اما بر روابط جنسی و تربیت فرزند تاثیر معناداری نداشت. با توجه به ارتباط تعاملی و در هم پیچیده مسائل فردی، زناشوئی و فرهنگی – اجتماعی، جهت ارتقاء کیفیت زندگی زناشویی می توان از الگوی آموزشی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج تدوین شده مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر در دوره های مشاوره قبل از ازدواج استفاده نمود.
با وجود این که رایج ترین شیوه ازدواج تک همسری است اما بعضی مواقع مسئله تعدد زوجات اتفاق می افتد. هدف این تحقیق بررسی دیدگاه دانشجویان بلوچ راجع به نقش ثروتمند بودن مردان، مرگ و میر مردان، عادی بودن چند همسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زن، الگو قرار دان پیامبر(ص) و کاهش فساد اخلاقی در مسئله تعدد زوجات و ارائه راهکارهای مناسب در این زمینه می باشد. تحقیق حاضر از نوع زمینه ای بوده و جامعه آماری آن دانشجویان بلوچ مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی86-1385 دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده اند. به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی تعداد 254 نفر به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند و برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آمار توصیفی و آمار استنباطی (مجذور خی 2 تک متغیره) استفاده شده است. یافته ها نشان داد با وجود این که دانشجویان معتقد بودند که عوامل ثروتمند بودن مردان، مرگ مردان، عادی بودن چند همسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زن، الگو قرار دان پیامبر و کاهش فساد اخلاقی در تعدد زوجات موثر است؛ اما آزمودنی ها مخالف با تعدد زوجات هستند. در توجیه این یافته با توجه به اینکه آزمودنیها دانشجو بوده اند می توان گفت احتمالاً میزان تحصیلات مردان و زنان با افزایش مسئله تعدد زوجات رابطه معکوسی دارد.
این پژوهش
با هدف ارائه یک الگوی مشاوره ازدواج و خانواده صورت گرفته است. به این
منظور ابتدا مقدمه ای بر چگونگی تشکیل خانواده، تحولات خانواده در جهان و تأثیرپذیری
و تأثیرگذاری این تحولات در زندگی انسان، با توجه به متون مرتبط ارائه شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش استقرایی-
قیاسی است. سطح تحلیل در این جستار هم تهیه یک گزارش توصیفی از آیات درباره ازدواج
و خانواده و هم گسترش یک نظریه درباره ازدواج و خانواده است. مبانی و اصول مستخرج از آیات قرآن کریم به عبارت ذیل تدوین
شدند: مبنای اول مخلوقیت سهم گذار و اصول مرتبط: حکیمانه بودن نیاز ذاتی به همسری،
خالق محور معنابخشی، مسئول در مقابل اهداف کلی آفرینش، عامل در سعادت و شقاوت خود.
مبنای دوم آفرینش احسن و اصول مرتبط: انتخاب گری لازمه تکوین بشر،
ارتباط لازمه ی تکوین بشر، معیارمندی آفرینش. مبنای سوم پیوستگی و وسعت هستی و
اصول مرتبط:حق محور همگرایی ، نظارت و قاعده مندی آفرینش، درک اصل و
فرع لایه های وجود از طرف سهم گذار، درک پیوستار زمان از طرف سهم گذار، درک بافت
پرورش سهم گذار. مبنای چهارم هدفمندی آفرینش و اصول مرتبط: مشابهت نگاه سهم گذاران،
هماهنگی نگاه سهم گذاران بر محور حق، نیت مداری و در نهایت مبنای پنجم زوجیت و
اصول مرتبط: آرامش، مودت ، رعایت نقش های زوجی، دوستی بر مبنای حق، هماهنگ با
قواعد کلی، زوجیت به اذن الله. برنامه مورد نظر در بخش محتوا مؤلفه های زندگی
سعادتمند زوجی با توجه به ویژگی هایی که قرآن کریم در سوره فرقان و انبیا مطرح
فرموده؛ در بخش فرایند مسیر سلوک انسانی از نظر قرآن کریم و در بخش فنون نیز از
فنونی ارتباطی، استدلالی،استعلایی و قانع سازی هیجانی هستی شناسانه قرآن کریم بهره
گرفته است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش مهارت حل مسأله بر خودتنظیمی تحصیلی و اضطراب ریاضی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان سنندج بود. 30 نفر از دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی بالا و خودتنظیمی تحصیلی پایین به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت گمارش تصادفی دردو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه، تحت آموزش مهارت حل مسأله قرار گرفت، ابزارهای پژوهش پرسشنامه اضطراب ریاضی(کاظمی، 1390) و پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی (کانل و ریان، 1987) بود. نتایج تحلیل کوواریانس بیانگر این بود که پس از آموزش مهارت حل مسأله علایم اضطراب ریاضی در آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری کاهش یافت (01/0 p<)، همچنین خودتنظیمی تحصیلی آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش یافته است(01/0 p<). یافته ها نشان دادند که روش آموزش مهارت حل مسأله راهبردی کارآمد و سودمند در جهت کاهش اضطراب ریاضی و افزایش خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان هستند
"مدیریت در هر سازمان به عنوان هسته مرکزی و مغز متفکر آن عمل می کند. این عنصر در واحدهای آموزشی از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است و بهبود عملکرد در این زمینه تحت تأثیر عوامل گوناگونی است که از آن جمله می توان به خودپنداری مدیران اشاره کرد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در مقطع متوسطه شهرستان لنجان بود که بررسی عملکرد در ابعاد پنجگانه نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری، انگیزشی صورت گرفت.
این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه مدیران و دبیران دبیرستان های شهرستان لنجان تشکیل می دادند. اطلاعات موردنظر در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه های استاندارد راجرز برای سنجش میزان خودپنداری مدیران و پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش عملکرد مدیران بدست آمد و برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. ضریب همبستگی،آزمونهای t با دو گروه مستقل، از جمله آزمونهای آماری مورد استفاده بوده است. نتایج تحقیق نشان داد بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در تمامی ابعاد پنجگانه موردنظر(نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری و انگیزشی) رابطه وجود دارد. در ضمن این همبستگی در مدیران مرد بیشتر از مدیران زن بود."