هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه مهارتهای ارتباطی و رضایت زناشویی است. در این پژوهش، از روش تحقیق همبستگی استفاده شد. 45 نفر از طلبههای مرد و زن حوزه علمیه قم با روش تصادفی خوشهای گزینش شدند و با توجه به هدف و فرضیههای پژوهش، مورد آزمون قرار گرفتند. برای بررسی مهارتهای ارتباطی، از پرسشنامه مهارتهای ارتباطی و برای سنجش رضایت زناشویی از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ استفاده گردید. همچنین تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد. نتیجه پژوهش نشان داد همبستگی معنادار بین مهارتهای ارتباطی و رضایت زناشویی وجود دارد. نیز بین 4 مؤفه از مؤفههای مهارتهای ارتباطی (مدیریت هیجانی، بیان کلامی، مهارتهای شنیداری و بینش) با رضایت زناشویی ارتباط مثبت معنادار وجود دارد. بنابراین، هرچه مهارتهای ارتباطی افزایش یابد، رضایت زناشویی نیز افزایش مییابد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره شغلی به سبک گروه های حمایت حرفه ای بر افزایش مهارت های جستجوی شغلی و کاهش اضطراب و درماندگی انتخاب شغل دانشجویان صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان نیمسال آخر دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی بوده که در سال تحصیلی 1385-86 در دانشکده مذکور مشغول تحصیل بودند. از 78 نفر مصاحبه شده توسط پژوهشگر، 40 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده و از طریق قرعه کشی در دو گروه آزمایش (10 نفر دختر و 10 نفر پسر) و گروه کنترل (10 نفر دختر و 10 نفر پسر) جایگزین شدند. سپس پیش آزمون ها در دو گروه اجرا شده و بعد از این که گروه آزمایش به مدت 12 جلسه مشاوره شغلی به سبک گروه های حمایت حرفه ای را دریافت کردند، پس آزمون ها در دو گروه اجرا شد. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات عبارت بودند از: 1) پرسشنامه مهارت های جستجوی شغلی، 2) پرسشنامه اضطراب انتخاب شغل، 3) پرسشنامه درماندگی انتخاب شغل. داده ها توسط آزمون آماری (t-test)t در سطح معناداری آلفای (0.01) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش نشان داد که مشاوره شغلی به سبک گروه های حمایت حرفه ای در افزایش مهارت های جستجوی شغلی و کاهش اضطراب و درماندگی انتخاب شغل شرکت کنندگان موثر بوده است.
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کنندگی اهداف پیشرفت سه گانه (تسلط، عملکرد گرایشی و عملکرد اجتنابی) در زمینه پیشرفت تحصیلی و آگاهی فرا شناختی بود. نمونه انتخاب شده برای انجام پژوهش حاضر شامل 392 دانشجو کارشناسی پسر (237) و دختر (155) دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز بود، که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه های هدف گرایی تحصیلی و آگاهی فرا شناختی استفاده شد. برای تحلیل داده ها، روش آماری رگرسیون چند گانه (به شیوه ی همزمان) به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که هدف تسلط قادر به پیش بینی پیشرفت تحصیلی نمی باشد. هدف عملکرد گرایشی پیش بینی کننده مثبت و هدف عملکرد اجتنابی پیش بینی کننده منفی پیشرفت تحصیلی بود. همچنین تحلیل های آماری نشان داد که هدف تسلط به صورت مثبت و معنادار، آگاهی فراشناختی را پیش بینی می کند، در حالی که هیچ یک از اهداف عملکردی (گرایشی و اجتنابی)، قادر به پیش بینی آگاه فرا شناختی نمی باشند.
پژوهش حاضر رابطه احساس تمایل و تقصیر بر استرس، افسردگی و اضطراب افراد متقاضی طلاق در دادگاه های خانواده شهرهای اصفهان و اراک را بررسی می کند. نمونه این پژوهش شامل 237 نفر آزمودنی (147 زن و 89 مرد) است که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.ابزارهای به کار رفته در این پژوهش از پرسشنامه 21 سؤالی DASS و پرسشنامه محقق ساخته سنجش تمایل و تقصیر در طلاق (آلفای کرونباخ آن ها 91/0 و60/0) استفاده شد. نتایج نشان داد رابطه معنا داری بین احساس تقصیر و تمایل به جدایی با اضطراب و افسردگی وجود دارد و مشخص شد زنانی که تمایل به جدایی داشته اند از افسردگی کمتری رنج می برند. داشتن فرزند و درآمد بیشتر و تحصیلات بالاتر با کاهش میزان استرس، افسردگی و اضطراب در بین افراد مراجعه کننده برای طلاق رابطه داشت.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی و افزایش احساس مثبت نسبت به همسر در زوجین شهر اهواز است. جامعه آماری این پژوهش زوجین شهر اهواز می باشند که به فراخوان محقق برای آموزش مهارت های ارتباطی پاسخ داده اند. نمونه این پژوهش را 48 نفر از زوجین تشکیل می دهند که از بین جامعه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شده اند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاری و پرسشنامه احساس مثبت نسبت به همسر. طرح پژوهشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. ابتدا برای هر دو گروه پیش آزمون اجرا گردید، سپس مداخله آزمایشی (آموزش مهارت های ارتباطی) به گروه آزمایشی ارایه گردید و پس از اتمام برنامه آموزشی پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی باعث افزایش حساسیت مثبت نسبت به همسر، بهبود الگوی ارتباطی سازنده متقابل و کاهش الگوی ارتباطی توقع/ کناره گیری و الگوی ارتباطی اجتنابی متقابل می شود.
پژوهش های قبلی نشان داده است که ماهیت نشانه ای استرس شغلی در بین زنان و مردان متفاوت است. در پژوهش حاضر توجه عمده به تفاوت نشانه های استرس شغلی شامل اضطراب و شکایت های روان تنی و متغیرهای اصلی تاثیرگذار بر استرس شغلی یعنی امنیت شغلی، ویژگی های شغلی و روابط اجتماعی در محیط کار در بین زنان و مردان بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 321 نفر بوده که با توجه به تحلیل زیرگروه ها از بین دو جنس زن و مرد به ترتیب 177 و 144 نفر انتخاب گردیدند و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب صفت-حالت، شکایت های روان تنی و مقیاس محیط کار پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که بین زنان و مردان در اضطراب (P<0.01)، شکایات روان تنی (P<0.05)، ویژگی های شغلی (P<0.01)، روابط اجتماعی در محیط کار (P<0.01) و امنیت شغلی (P<0.01) تفاوت معنادار وجود دارد. یافته ها با توجه به نظرات و یافته های تجربی مورد بحث قرار گرفته است.