فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۵۵۱ مورد.
نقش میانجی شکرگزاری در رابطه آرزومندی با رضایتمندی و تبیین اسلامی - روانشناختی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس منابع اسلامی، یکی از اموری که رضامندی را تهدید می کند، آرزوهای دور و دراز است و نیز آرزوی طولانی موجب کاهش شکرگزاری می شود. هدف این پژوهش، بررسی میانجی بودن شکرگزاری در رابطه معکوس بین آرزو و رضامندی بود. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود که قصد داشت متغیر میانجی را مشخص سازد. از دانشجویان درحال تحصیل شهر قم 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار سنجش، پرسش نامه های آرزو کسر و ریان (با دو خرده مقیاس اصلی آرزوی درونی و بیرونی)، راز قاسمی و شکر باقری (با دو خرده مقیاس سپاس و کفران) بود. یافته های پژوهش نشان دادند آرزوی بیرونی به طور مستقیم بر رضامندی اثر ندارد و پس از کاهش شکرگزاری موجب کاهش رضامندی می شود. همچنین، آرزوی درونی با افزایش شکرگزاری موجب افزایش رضامندی می شود؛ اما در رابطه آرزوی درونی با رضامندی به میانجی گری کفران (عدم شکرگزاری)، مسیر مستقیم آرزوی درونی به رضامندی، معنادار، اما مسیر غیرمستقیم آن، معنادار نیست؛ بنابراین، میانجی گری کفران در رابطه آرزوی درونی با رضامندی تأیید نمی شود. آرزوی درونی به طور مستقیم با رضایت مرتبط است و با کاهش کفران نمی تواند رضایت را افزایش دهد. نتایج این پژوهش نشان دادند آرزوهای طولانی با اثرگذاری بر داشته شناسی یا شناخت داشته ها موجب کاهش یا افزایش رضامندی می شوند.
پیش بینی شادکامی زوجین بر اساس هوش معنوی و سبک های عشق ورزی: نقش واسطه ای سازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش بینی شادکامی زوجین بر اساس هوش معنوی و سبک های عشق ورزی با نقش واسطه ای سازگاری زناشویی بود. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، به حجم 360 دانشجوی متأهل مرد و زن از میان 840 دانشجوی ساکن در خوابگاه متأهلین دانشگاه تهران انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه های عشق استرنبرگ، هوش معنوی کینگ، شادکامی آکسفورد و سازگاری زناشویی اسپانیر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده شد. نتایج نشان داد که هوش معنوی، سبک های عشق ورزی و سازگاری زناشویی با شادکامی زوجین رابطه معنی داری دارند. همچنین نتایج مدل نشان داد که هوش معنوی و سبک های عشق ورزی اثر مستقیمی بر شادکامیزوجین دارند. متغیر هوش معنوی اثر غیر مستقیمی بر شادکامی زوجین ندارد در حالی که سبک های عشق ورزی به واسطه سازگاری زناشویی با شادکامی زوجین رابطه دارد. در مجموع،نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادکه سازگاری زناشویی، نقش واسطه ای در پیش بینی شادکامی زوجین بر اساس هوش معنوی و سبک های عشق ورزی دارد.
تحلیل مؤلفه های معنای زندگی در سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل معنای زندگی در سالمندان ایرانی بود. روش پژوهش، از نوع کیفی و با استفاده از رویکرد نظریه زمینه ای بود. به منظور دست یابی به این هدف، با استفاده از روش نمونه گیری نظری، با 10 سالمند (6 زن و 4 مرد) شهر شیراز در سال 1398 که سن بالای 65 سال، توانایی صحبت به زبان فارسی داشتند و همچنین، دچار اختلالات حاد تأثیرگذار در کارکردهای شناختی نبودند، مصاحبه نیمه ساختاریافته اجرا شد. در فرایند این پژوهش، از رویکرد نظام مند و تحلیلی اشتراس و کوربین در دست یابی به یافته ها استفاده شد. براساس تحلیل های انجام شده، در کدگذاری باز و محوری، مجموع مقوله های معنای زندگی در سالمندان 4 مقوله نهایی بود که عبارت اند از: تعالی معنوی، توجه و اهمیت دادن به خود، تبادل عشق و پویش اجتماعی. این مقوله ها در کدگذاری گزینشی، ذیل قسمت راهبردی قرار گرفت. پژوهش حاضر نشان داد دیدگاه و ادراک سالمندان از معنای زندگی، چندبعدی است و این عوامل در معنابخشیدن به زندگی سالمندان نقش دارند.
بررسی نقش واسطه ای خوش بینی علمی دانش آموزان در رابطه بین خوش بینی علمی مدرسه و خودکارآمدی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی نقش واسطه ای خوش بینی علمی دانش آموزان در رابطه بین خوش بینی علمی مدرسه و خودکارآمدی دانش آموزان بود. روش تحقیق استفاده شده، توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 296 دانش آموز با روش نمونه گیری مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از سه پرسشنامه خوش بینی علمی مدرسه هوی و همکاران، خوش بینی علمی دانش آموزان تی شانن موران و همکاران و خودکارآمدی موریس استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده شد. یافته ها نشان دادند ضریب همبستگی بین خوش بینی علمی دانش آموز، خوش بینی علمی مدرسه و خودکارآمدی دانش آموز مثبت و معنادار است . اثر مستقیم خوش بینی علمی مدرسه بر خوش بینی علمی دانش آموز مثبت و معنادار بود. همچنین اثر مستقیم خوش بینی علمی دانش آموز بر خودکارآمدی نیز مثبت و معنادار بود. علاوه بر این، نتایج تحقیق نشان دادند خوش بینی علمی مدرسه به واسطه خوش بینی علمی دانش آموز اثر غیرمستقیمی بر خودکارآمدی دارد. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان دادند مدل مفهومی پژوهش از برازش کافی برخوردار است؛ بنابراین می توان با افزایش خوش بینی علمی مدرسه و خوش بینی علمی دانش آموز، گامی مثبت برای ارتقای خودکارآمدی فراگیران برداشت.
مدیریت تغییر
مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و معنادرمانی بر احساسات مثبت نسبت به همسر و تعارضات زناشویی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بروز تعارض در رابطه زناشویی اجتناب ناپذیر است؛ با این حال، وجود احساسات مثبت به زندگی زناشویی کمک می کند؛ بنابراین، هدف این پژوهش، مقایسه میزان تأثیر درمان مثبت نگر و معنادرمانی بر احساسات مثبت نسبت به همسر و تعارضات زناشویی در زنان متأهل بود. پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 60 نفر (در سه گروه 20 نفره) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه احساس های مثبت و پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی بود. جلسات درمان مثبت نگر شامل هشت جلسه مبتنی بر پروتکل چان و کافمن و سیلبرمن بود و جلسات معنادرمانی شامل هشت جلسه مبتنی بر پروتکل اسچلنبرگ و همکاران بودند. گروه گواه در مدت اجرای پژوهش هیج مداخله ای دریافت نکردند. علاوه بر آماره های توصیفی، از تحلیل کواریانس و مقایسه زوجی بنفرونی برای تحلیل داده ها استفاده شد. درباره تعارضات زناشویی نتایج نشان دادند درمان مثبت نگر فقط بر مؤلفه افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود و معنادرمانی بر مؤلفه های افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود و جداکردن امور مالی از یکدیگر تأثیر معناداری دارد و گروه معنا درمانی در مقایسه با گروه درمان مثبت نگر به صورت معناداری بر مؤلفه کاهش همکاری اثربخشی بالاتر دارد. اگرچه هر دو مداخله بر احساسات مثبت نسبت به همسر تأثیر معنی داری داشتند، اثربخشی معنادرمانی در مقایسه با درمان مثبت نگر در بهبود احساسات مثبت نسبت به همسر در زنان متأهل بیشتر بود.
نقش رفتار سازمانی مثبت گرا در رابطه بین رهبری تحول آفرین و بدبینی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف پژوهش بررسی نقش رهبری تحول آفرین در کاهش بدبینی کارکنان و به روش توصیفی انجام شده است. در این راستا، با توجه به اهمیت مباحث روان شناسی مثبت و کاربردهای آن در رفتار سازمانی و همچنین نقش ویژگی های روان شناختی کارکنان در تاثیرپذیری از رهبران سازمان، نقش میانجی متغیرهای رفتار سازمانی مثبت گرا شامل سرمایه روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی نیز در رابطه مذکور مورد بررسی قرار گرفته است. براساس نمونه گیری تصادفی ساده 130 نفر از کارکنان شعبه یک سازمان تامین اجتماعی استان قم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های رهبری تحول آفرین بس، سرمایه روان شناختی لوتانز، یوسف و آولیو، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و بدبینی سازمان کیان بودند. مدل مفهومی پژوهش با روش حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد رهبری تحول آفرین، سرمایه روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی می توانند تا حد قابل توجهی بر کاهش بدبینی کارکنان در سازمان موثر باشند. ضمن اینکه متغیرهای رفتار سازمانی مثبت گرا نقشی میانجی در رابطه بین رهبری تحول آفرین و بدبینی کارکنان ایفا کرد. بنابراین، توجه به ابعاد رهبری تحول آفرین، توانمندسازی روان شناختی و سرمایه روان شناختی و تلاش برای ارتقاء آن ها به ویژه با تاکید بر تمامی مدیران و کارکنان سطوح مختلف، در کاهش بدبینی کارکنان و حتی در پیشگری از آن تاثیر قابل توجهی خواهد داشت.
نقش بلوغ عاطفی، خودتاب آوری و هوش معنوی در پیش بینی سازگاری با دانشگاه با کنترل انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، تعیین نقش بلوغ عاطفی، خودتاب آوری و هوش معنوی در پیش بینی سازگاری با دانشگاه با کنترل «انعطاف پذیری شناختی» بود. در یک طرح همبستگی و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از بین دانشجویان پسر دانشگاه شهیدچمران اهواز، تعداد 277 دانشجوی پسر در سال تحصیلی 1396-1395 انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا، خودتاب آوری کلاهنن، هوش معنوی کینگ، سازگاری با دانشگاه بیکر و سیریک و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال پاسخ دادند. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان دادند بین همه متغیرهای پیش بین و متغیر ملاک، همبستگی معنی داری وجود دارد. همچنین بین انعطاف پذیری شناختی و متغیر ملاک همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت. به علاوه، نتایج نشان دادند بلوغ عاطفی، خودتاب آوری و هوش معنوی با کنترل انعطاف پذیری شناختی به تبیین و پیش بینی 28 درصد از واریانس سازگاری با دانشگاه قادر است. همچنین در تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بلوغ عاطفی و هوش معنوی نقش معنی داری در پیش بینی سازگاری با دانشگاه داشتند؛ بنابراین با توجه به نقش مهم بلوغ عاطفی، هوش معنوی در پیش بینی سازگاری دانشجویان، تمرکز بیشتر بر این متغیرها برای افزایش سازگاری دانشجویان، امری ضروری است و باعث بهبود عملکرد فرد در حوزه های فردی - اجتماعی و بهزیستی روانشناختی فرد می شود.
مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهر اصفهان بود. روش این تحقیق آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود .جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهراصفهان بودکه درسال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آن ها 450 نفر بود. در ابتدا غربالگری انجام شد و از جامعه آماری تعداد 45 نفر از دانش آموزان مضطرب که بر اساس پرسشنامه اضطراب امتحان نمرات بالاتری کسب کردند انتخاب و سپس به روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (15 نفر در گروه آموزش مثبت اندیشی فردریکسون و 15 نفر در گروه آموزش برنامه تغییر ذهنیت دوئیک) و کنترل(15 نفر)جایگزین شدند. آزمودنی های جایگزین شده در گروه آزمایش مثبت اندیشی فردریکسون 8 جلسه و آزمودنی های گروه آزمایش تغییر ذهنیت دوئیک نیز 8 جلسه آموزش دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه اضطراب امتحان اهوازرا در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش مثبت اندیشی فردریکسون بر اضطراب امتحان دانش آموزان تاثیر معنی داری ندارد. ولی در میزان اضطراب امتحان، دو گروه برنامه تغییر ذهنیت دوئیک، مثبت اندیشی فردریکسون و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که گروه تغییر ذهنیت دوئیک از اضطراب کمتری برخوردار بودند. با استفاده از برنامه تغییر ذهنیت دوئیک می توان اضطراب امتحان را در دانش آموزان تیزهوش کاهش دادکه این امر نیز به نوبه خود می تواند موجب افزایش کارآمدی و پیشرفت مناسب این گروه از دانش آموزان شود.