"
پژوهش حاضر با هدف مطالعه رابطه نگرش دینی و همسازی اجتماعی با توجه به جنس و وضعیت تأهل دانشجویان شکل گرفت. بدین منظور گروه نمونهای به حجم 424 (192 دختر و 232 پسر) دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب با روش نمونهبرداری چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس نگرش دینی و مقیاس همسازی اجتماعی بل بود. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون و آزمون t نشان داد بین نگرش دینی و سازشیافتگی اجتماعی تنها در دختران رابطه منفی معنادار (0/0 P <) وجود داشت و نگرش دینی دانشجویان دختر قویتر از پسران بود. در حالی که در همسازی اجتماعی تفاوتی از لحـاظ جنس به دست نیـامد. نتایج رگرسیون حـاکی از عدم پیشبینی سازشیافتگی اجتماعی بر اساس نگرش دینی و جنس بود. آزمون میانه نیز تفاوتی بین نمرههای دانشجویان متأهل و مجرد در میزان نگرش دینی و همسازی اجتماعی نشان نداد.
"
"هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سبک زندگی و اختلالات روان شناختی دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 82-83 بود. 224 نفر از دبیران با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسش نامه های سبک زندگی و آزمون SCL-90-R بود. ضریب اعتبار پرسش نامه سبک زندگی، 0.88 و پرسش نامه SCL-90-R، 0.98 به دست آمد.
نتایج نشان داد که سبک زندگی دبیران در حد مطلوب بود. بالاترین اختلال در دبیران، حساسیت در روابط متقابل و اختلال وسواس- اجبار بود. بین سبک زندگی و اختلالات روان شناختی رابطه معناداری وجود داشت (P<0.001) و جهت رابطه، معکوس بود، بین جنسیت و میزان تحصیلات با اختلالات روان شناختی رابطه معناداری وجود داشت. میزان اختلالات در دبیران مرد بیش از دبیران زن بود. بین ابعاد مختلف سبک زندگی زن و مرد تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.05)."
"هدف پژوهش حاضر، نشان دادن تعارض گرایش های خود انتقادی به عنوان اخلال گر همسانی درونی، و خودشناسی به عنوان تسهیل گر انسجام درونی با یکدیگر، و نقش دوگانه آنها در آسیب های روان شناختی بود. مبنای نظری این پژوهش، اصل هماهنگی غایت در نظریه همگونی غایی است. بدین منظور، پرسش نامه های خودشناسی انسجامی، سطوح خود انتقادی (خود انتقادی درونی و خود انتقادی مقایسه ای)، استرس ادراک شده، مشکلات بین شخصی و فهرست نشانه های هوپکینز روی 151 دانشجوی دانشگاه تهران اجرا شد. یافته های پژوهش نشان داد هر دو شکل خود انتقادی (درونی و مقایسه ای) با آسیب های شخصیتی و نشانه شناختی، ارتباط مثبت دارد، اما خودشناسی انسجامی با این آسیب ها ارتباطی معکوس داشت. تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد توان پیش بینی خودشناسی انسجامی در خصوص آسیب های شخصیتی و نشانه های آسیب شناختی بیش از استرس ادراک شده و خود انتقادی است. یافته های به دست آمده بر اساس نظریه همگونی غایی مورد بحث قرار گرفتند.
"
"هدف: افرادی که خدمات توانبخشی ارایه می کنند به دلیل ارتباط مستمر با مردمی که هر یک به نوعی دچار نقص، ناتوانی و مشکلات همراه آن می باشند، در معرض استرس شغلی مداوم هستند. حال چنانچه با سیاست ها و فرآیندهای نامناسب سازمانی نیز مواجه شوند، استرس مضاعف حاصله می تواند بهداشت روانی و سلامت جسمانی آنان را خدشه دار نماید. هدف این مطالعه بررسی نگرش کارکنان این مراکز نسبت به وضعیت عوامل درون سازمانی استرس زا و شدت استرس زایی آنهاست.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی جهت تعیین وضعیت سیاست ها و فرآیندهای نامناسب استرس زای سازمانی و شدت استرس زایی هر یک از این عوامل از دیدگاه پرسنل مراکز جامع توانبخشی تحت پوشش بهزیستی استان تهران، از همه کارکنان درخواست شد پرسشنامه ای شامل 32 سوال را تکمیل کنند. اعتبار محتوایی پرسشنامه به تایید صاحبنظران رسیده و پایایی آن 0.83 محاسبه شد.
یافته ها: براساس نتایج بدست آمده، کارکنان بیش از همه با سیاست «ارزیابی غیر واقعی کارکنان» (98%) و فرآیند «نقص معیارهای سنجش عملکرد کارکنان» (95%) روبرو بودند و همچنین در مواجهه با سیاست «عدم تساوی حقوق و مزایای افراد همطراز» (میانگین شدت استرس 2.64= از 4) و فرآیند «نقص معیارهای سنجش عملکرد کارکنان» (میانگین شدت استرس 1.71= از 4) احساس استرس بیشتری می کردند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش به منظور کاهش استرس پرسنل، بعنوان اولین قدم بر اصلاح نظام ارزیابی و تدوین معیارهای صحیح برای سنجش عملکرد کارکنان، و اصلاح نظام پرداخت ها تاکید می شود."
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان استفاده از it مدیران و جوسازمانی، با کارآفرینی مدیران دانشگاه آزاد اسلامی است. جامعه آماری این پژوهش، متشکل از کلیه ی مدیران بخش های مختلف اداری دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8، در سال 1384 است. تعداد 216 نفر مدیر و کارمند به روش تصادفی چند مرحله ای از بخش های مختلف اداری انتخاب شدند
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه عوامل ایجادکننده استرس و واکنش ها نسبت به این عوامل در دانشجویان دختر و پسر با استفاده از پرسشنامه استرس زندگی دانشجویی انجام گردید.
روش: نمونه شامل 165 پسر و 250 دختر بود. پنج طبقه از عوامل ایجاد کننده استرس (ناکامی، تعارض، فشار، تغییرات و استرس خودتحمیل شده) و چهار طبقه توصیف کننده واکنش ها نسبت به استرس (فیزیولوژیک، هیجانی، رفتاری و شناختی) مطالعه گردید.
یافته ها: دانشجویان دختر نمرات بالاتری در واکنش های چهارگانه به عوامل استرس زا و عوامل چندگانه ایجاد کننده استرس (ناکامی، فشار، تغییر، استرس خودتحمیل شده) گزارش کردند؛ در حالی که دانشجویان پسر تنها در عامل تعارض نمرات بالاتری به دست آوردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که عامل جنسیت پس از کنترل سن دارای اثر معنی داری است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که عوامل پیش بینی کننده جنس و منابع پنج گانه استرس تحصیلی به شکل معنی داری واکنش های فیزیولوژیک، هیجانی، رفتاری و شناختی را پیش بینی می کنند. تمام عوامل ایجادکننده استرس تحصیلی این مدل، در پیش بینی واکنش ها نسبت به عوامل استرس زا، نقش معنی داری داشتند. این عوامل 32% واریانس واکنش فیزیولوژیک، 42% واریانس واکنش هیجانی، 25% واریانس واکنش رفتاری و 16% واریانس واکنش شناختی را تبیین کردند.
نتیجه گیری: این نتایج ضرورت بازشناسی تفاوت های جنسیتی در مدیریت استرس را مورد تأکید قرار می دهد. تلویحات برای متخصصان سلامت روانی مورد بحث قرار گرفته است.
یکی از متغیرهای مؤثر بر سلامت روانی در دوره نوجوانی، سبک مقابله ای است که نوجوان برای رویارویی با فشارهای روانی محیط خود به کار می گیرد. هدف این تحقیق، بررسی این مطلب بود که تا چه حد سبک های مقابله ای مورد استفاده نوجوانان می توانند سلامت روانی آن ها را پیش بینی کنند. به این منظور 180 نفر (80 پسر و100 دختر) از دانش آموزان کلاس دوم دبیرستان از بین مدارس متوسطه شهرستان سپیدان به شیوه خوشه ای انتخاب گردیدند. برای سنجش سبک های مقابله ای از پرسشنامه جهت گیری های مقابله ای در برابر مشکلات و برای سنجش سلامت روانی از پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد. نتایج نشان داد که سبک های مقابله ای مساله مدار و منطقی توانستند شاخص های سلامتی، و سبک های مقابله ای هیجانی و ناکارآمد یا اجتنابی شاخص های بیماری را پیش بینی کنند. از سوی دیگر، پسران نسبت به دختران از سلامت روانی بیش تر برخوردار بودند، ولی در همه انواع سبک های مقابله ای، میانگین نمرات دختران بیش تر از پسران بود. این نتایج نشان می دهد که پیش گرفتن سبک های ناکارآمد و اجتنابی می تواند سلامت روانی نوجوانان را به خطر بیندازد و در پیش گرفتن سبک های مقابله ای مساله مدار و منطقی می تواند اثر مثبتی بر سلامت روانی آن ها داشته باشد.
در دو دهه گذشته پژوهش پیرامون شادکامی افزایش چشـمگیر یافته است و محققان به بررسی شادکامی با متغیرهای گوناگون از جمله ویژگی های شخصیتی پرداخته اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط پنج عامل ویژگی های شخصیتی با احساس شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز می باشد. آزمودنی های پژوهش حاضر 396 دانشجو را شامل می شود که با میانگین سنی 21.73 به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. کلیه آزمودنی ها به پرسشنامه های نئو فرم کوتاه و احساس شادکامی مونش پاسخ دادند. نتایج نشان داد که کلیه آزمودنی ها عواطف مثبت را نسبت به عواطف منفی در سطح معنی داری بالاتر و بهتر ارزیابی کرده اند و تفاوت معنی داری در میزان شادکامی به تفکیک جنسیت و رشته تحصیلی وجود ندارد. به علاوه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مشخص شد که شادکامی با ویژگی های شخصیتی برون گرایی، دلپذیر بودن و با وجدان بودن رابطه مثبت و معنی دار و با بعد روان نژندگرایی رابطه منفی و معنی دار دارد، هم چنین با بعد انعطاف پذیری نیز ارتباط معنی دار به دست نیامد. نهایتا با استفاده از روش رگرسیون گام به گام مشخص شد که دو ویژگی روان نژندگرایی و برون گرایی 0.417 درصد از واریانس شادکامی را تبیین می کنند.