فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۴۱ تا ۴٬۲۶۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
بررسی تاثیر آموزش عرفان و معنویت بر سلامت روان دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش عرفان و معنویت در افزایش سلامت روانی دانش آموزان دختر پایه ی سوم دبیرستان منطقه ی 13 شهر تهران در سال تحصیلی 1387-1386 است. حجم نمونه طبق اصول علمی و فرمول تعیین حجم 120 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شد. از بین آنان کسانی که در پرسش نامه ی سلامت روان نمره ی بالا-تری کسب کرده بودند، 60 نفر به صورت تصادفی از هر مدرسه انتخاب شدند. دانش آموزان یک مدرسه به قید قرعه به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه گواه منظور شدند. برای گروه آزمایش به مدت ده جلسه کلاس های آموزشی با رویکرد عرفانی و معنوی که اساس آموزش، شناخت «خطاهای شناختی» با استفاده از قصه های مثنوی مولوی بود، برگزار شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه ی سلامت روان گلدبرگ (GHQ28) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، شاخص های (فراوانی، میانگین، انحراف معیار، کجی، کشیدگی و...) و به منظور آزمون سؤال های پژوهش از آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس و آزمون پیگردی LSD ) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش عرفان و معنویت در افزایش سلامت روان و بهبود عملکرد جسمانی و عملکرد اجتماعی و کاهش اضطراب و افسردگی دانش آموزان تاثیر دارد.
نقش عزاداری محرم در خویشتن داری جنسی دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش عزاداری محرم در افزایش خویشتن داری جنسی دانشجویان پسر دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 88-1387 با استفاده از روش نیمه آزمایشی می پردازد. آزمودنی های این پژوهش را 104 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه های تهران در سال 88 – 1387 تشکیل دادند که به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند. نیمی(52 نفر) از آزمودنی ها افرادی بودند که تصمیم به شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم 1429 را داشتند و این عمل را در دو سال پیاپی نیز انجام داده بودند. در این پژوهش، پرسش نامه خویشتنداری جنسی در دو مرحله به فاصله یک ماه (ده روز قبل از ماه محرم و بیستم محرم) درباره آزمودنی ها اجرا شد. به منظور کنترل متغیرهای مداخله گر، گروه دیگری (52 نفر) که تصمیم جدی برای شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم را نداشتند و سال های گذشته نیز به این مراسم اعتنای خاصی نداشتند، به منزله گروه کنترل انتخاب شدند. داده ها به وسیله آزمون t وابسته و تحلیل واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند نمره خویشتن داری جنسی گروه آزمایش در پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون به طور معناداری بیشتر بود؛ ولی این تفاوت معنادار در گروه کنترل مشاهده نشد.
بررسی رابطه بین دینداری با اختلالات روانی دانشجویان دانشگاه آزاد خرم آباد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش بررسی رابطه بین دینداری با اختلالات روانی دانشجویان دانشگاه آزاد خرم آباد می باشد. نمونه تحقیق 179 نفر از دانشجویان می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های دینداری و سلامت روانی می باشد.
روشهای آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پیش بینی و ملاک مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که روابط معنی داری بین دینداری و اختلالات روانی وجود دارد.
علاوه بر آن نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان دادند که بعد اعتقادی و مناسکی دینداری بیشترین نقش را در تعیین اختلالات روانی برخوردارند.
رابطه بین نگرش دینی و شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین نگرش دینی و شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس به حجم 7389 نفر بود. بدین منظور، از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 418 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های نگرش دینی استفاده شده است. داده های حاصل از اجرای پرسش نامه ها با استفاده از روش های آماری، ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون یومن ویتنی تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین نگرش دینی و شادکامی دانشجویان رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. اما بین دانشجویان دختر و پسر در نگرش دینی و شادکامی تفاوت معناداری وجود نداشت. به علاوه، بین دانشجویان مجرد و متأهل در نگرش دینی و شادکامی تفاوت معناداری وجود داشت و دانشجویان متأهل شادکام تر و نگرش دینی بیشتری داشتند. همچنین بین دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در نگرش دینی تفاوت معناداری وجود داشت و دانشجویان مقطع دکتری از نگرش دینی بیشتری برخوردار بودند، ولی از لحاظ شادکامی تفاوتی بین آنها مشاهده نشد.
گروه درمانگری شناختی ـ هستی نگر و شناخت درمانگری آموزش محور در بیماران مبتلا به سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه دو روش مداخله شناخت درمانگری آموزش محور (فری، 1999) و گروه درمانگری شناختی ـ هستی نگر (کی سان و دیگران، 1997) در بهبود مشکلات روانی زنان افسرده مبتلا به سرطان سینه اجرا شد. چهل زن (20 تا 65 ساله) افسرده مبتلا به سرطان سینه به دو گـروه آزمایشی و یک گروه گواه تقسیم شدند. گروه نمونه سابقه بیماری روان پزشکی قبل از ابتلا به سرطان نداشتند و در زمان اجرای پژوهش میانگین نمره افسردگی آنها براساس آزمون افسردگی تجدیدنظر شده بک (بک، استیر و براون، 1996) از متوسط بالاتر بود. هر سه گروه به پرسشنامه های افسردگی تجدیدنظر شده بک (1996)، امید (میلر و پاورز، 1988)، حرمت خود (پوپ و مک هیل، 1988) و کیفیت زندگی (آرنسون و دیگران، 1993) قبل و بعد از اجرای درمانگری که در قالب 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی اجرا شد، پاسخ دادند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان دادند که میانگین افسردگی در گروه درمانگری شناختی ـ هستی نگر کمتر و میانگین امیدواری آنها به گونه معناداری بیشتر از میانگین گروه شناخت درمانگری آموزش محور بود. بین میانگینهای حرمت خود و کیفیت زندگی در دو گروه درمانگری تفاوت معنادار به دست نیامد. میانگین هر چهار متغیر در دو گروه آزمایشی تفاوت معنادار با گروه گواه داشت. نتایج براساس نظریه های زیربنایی دو روش درمانگری و طرح مداخله مورد بحث قرار گرفت.
روان شناسی رنگ خاکستری
بررسی رابطه انگ بیماری افسردگی با نگرش نسبت به یاری جویی از متخصصان سلامت روان در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف بررسی نگرش به یاری جویی از متخصصان سلامت روان و رابطه آن با انگ بیماری افسردگی، در زیرگروه ویژه-ای از جمعیت ایران که جمعیت جوانی هستند انجام شده است.
روش: این مطالعه به صورت مقطعی انجام شد و نمونه های این طرح از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران، و دانشکده های فنی، هنر و حقوق دانشگاه تهران انتخاب شدند. در آزمودنی ها، آزمون های میزان آشنایی با بیماری روانی، نگرش به یاری جویی از متخصصان سلامت روان و اسنادـ27 انجام شد. بر اساس نتایج این آزمون ها رابطه نگرش به یاری جویی از متخصصان سلامت روان با مؤلفه های شناختی، هیجانی و رفتاریِ انگ زدن به افراد دچار اختلال افسردگی مورد آزمون قرار گرفت.
یافته ها: در این مطالعه 407 نفر از دانشجویان شرکت داشتند. بیشترین میزان سطح آشنایی با بیماری روانی مربوط به افرادی بود که آشنایی شان با بیماری روانی از طریق دیدن فیلمی در سینما یا تلویزیون بود که یکی از بازیگران آن نقش بیمار روانی را بازی می کرد (7/30 درصد). مردان به طور معناداری بیش از زنان بیماران دچار افسردگی را خطرناک تلقی می-کردند و تمایل داشتند که بیماران دچار افسردگی را جدا از جامعه نگه داری کنند. اما زنان به طور معناداری نسبت به مردان نگرش مثبت تری نسبت به کمک گرفتن از متخصصان برای درمان افسردگی داشتند. بین نگرش به درمان جویی با سه مؤلفه از مؤلفه های انگ به افراد دچار افسردگی یعنی دلسوزی، تمایل به یاری رساندن و تمایل به اجبار برای درمان همبستگی مثبت معناداری وجود داشت.
نتیجه-گیری: از بین اجزای شناختی، هیجانی و رفتاری انگ زنی به افراد دچار اختلال افسردگی سه عامل (یعنی احساس دلسوزی، میل به یاری رساندن و میل به اجبار برای درمان) با نگرش مثبت تر به درمان-جویی همراه هستند. بررسی جامع تر برای یافتن چگونگی ارتباط این عوامل با درمان جویی و یافتن عوامل واسطه ای احتمالی می تواند به راهبردهایی مؤثرتر برای انگ زدایی و رفع موانع درمان جویی منجر شود.
بررسی رابطه باورهای مذهبی و هوش هیجانی در دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی روابط ساده و چندگانه باورهای مذهبی و هوش هیجانی دانش آموزان دبیرستانی میپردازد. نمونه شامل 110 دانش آموز پسر دبیرستانی شهرستان کرج است که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. آزمودنی ها «پرسشنامه عمل به باورهای مذهبی» و «آزمون هوش هیجانی (برادبِری و گریوز)» را تکمیل نمودند.
یافته ها ی پژوهش حاضر نشان داد که بین باورهای مذهبی و هوش هیجانی دانش آموزان رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/0> p )؛ همچنین بر اساس نتایج، مولفه های باور مذهبی میتوانند 3/23% از تغییرات هوش هیجانی دانش آموزان را پیش بینی نمایند (025/0> p ). نتیجه آنکه آموزش مسائل دینی و اخلاقی، دانش آموزان را در شناخت و مدیریت هیجان های خود و داشتن زندگی بهتر یاری خواهد کرد.
مقایسه تنیدگی (Stress) تجربه شده در زنان مبتلا به سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای رویدادهای تنیدگی زای زندگی در زنان مبتلا به سرطان سینه و زنان سالم بود. 65 بیمار مبتلا به سرطان سینه بستری طی ماه های شهریور تا دی سال 1387 در بخش سرطان انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی به صورت در دسترس انتخاب گردید. همه بیماران کمترا ز2 ماه از تشخیص سرطان آنها گذشته بود. 65 بیمار با 65 فرد سالم که از نظر سن، میزان تحصیلات، وضعیت سکونت و شغل در شهر تهران همتا بودند از جنبه رویدادهای تنیدگی زای زندگی با استفاده از آزمون پیکل سال 1971مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون t برای دو گروه مستقل مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که زنان مبتلا به سرطان سینه بطور معناداری از افراد سالم رویدادهای تنیدگی زای بیشتری را تجربه نموده اند. همچنین زنان مبتلا به سرطان سینه به تعداد بیشتری مرگ یکی از اعضای خانواده به جز همسر و فرزند را به عنوان مهم ترین حادثه اعلام نموده اند. و حاملگی ناخواسته و طلاق از میانگین تنیدگی بالائی برخوردار است.
بررسی دیدگاه مدیران درباره عوامل فردی،گروهی و سازمانی موثر بر خلاقیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی دیدگاه مدیران درباره عوامل فردی، گروهی و سازمانی موثر بر خلاقیت بود. روش پژوهش: روش این پژوهش همبستگی و پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران بانک ملت استان گلستان در سال 1388 بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 118 نفر تعیین گردید. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که سه متغیر مستقل عوامل فردی، گروهی و سازمانی بر خلاقیت مدیران تاثیر دارند. نتیجه گیری: بررسی ها نشان داد که موثرترین متغیر بر روی خلاقیت مدیران، عوامل سازمانی است، که از بین عوامل سازمانی، عامل پاداش به عنوان مهمترین عامل سازمانی موثر بر خلاقیت مدیران شناخته شد و عوامل فردی و گروهی به ترتیب در اولویت دوم و سوم موثر بر خلاقیت تعیین شد.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های حل مسئله بر ارتقاء خلاقیت مهندسین با توجه به سنخ شخصیتی آنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های حل مسئله بر ارتقاء خلاقیت مهندسین شرکت مدیریت صنعتی با توجه به سنخ شخصیتی آنان اجرا گردید. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. نمونه آماری شامل 50 نفر از مهندسین شرکت مدیریت صنعتی که به طور در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آموزش مهارت های حل مسئله برای گروه آزمایش در 5 جلسه اجرا گردید. ابزار پژوهش شامل آزمون تفکر خلاق تورنس فرم ب تصویری و فرم کوتاه آزمون شخصیتی نئو بود. برای تحلیل داده ها از آزمون کئوواریانس استفاده شد. نتایج: نتایج بدست آمده با روش تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های حل مسئله بطور معنی داری موجب افزایش خلاقیت مهندسین گردید. از بین ویژگی های شخصیتی شامل روان رنجورگرائی، برون گرائی، گشودگی به تجربه ، توافق پذیری و با وجدان بودن، تنها ویژگی گشودگی به تجربه با افزایش خلاقیت و آموزش مهارت حل مساله در تعامل بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای حل مساله به عنوان یک تکنیک می تواند باعث پویایی عناصر فراشناختی و شخصیتی خلاقیت شود.
مقایسه ویژگی سرسختی در بیماران مزمن و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنا و معنویت از دیدگاه روان شناسان
حوزههای تخصصی:
تأثیر شاخص تودة بدن بر مهارت های حرکتی پایه در کودکان پسر 8-7 سالة شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر سطوح مختلف شاخص تودة بدن (BMI) بر اجرای مهارت های حرکتی پایه در کودکان 8-7 سالة پسر مدارس ابتدایی شهر همدان بود. به منظور تحقق اهداف 72 دانش آموز 8-7 ساله به صورت خوشه ای از بین کودکان 8-7 سالة مدارس ابتدایی شهر همدان انتخاب شدند. سپس براساس نمودار صدکی در وضعیت شاخص تودة بدنی شان به گروه های سه گانة چاق، متوسط و لاغر در سه گروه 24 نفری سازماندهی شدند. نحوة اجرای مهارت های حرکتی پایة کودکان به وسیلة تست الریخ ویرایش دوم (TGMD-2) ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری K-S، آزمون لون، تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0=? انجام شد. نتایج تحلیل واریانس یکراهه نشان دهندة اختلاف معنادار در خرده مقایس های لی لی، پرش جفت، پرتاب از بالای شانه و نبود اختلاف معنادار در خرده مقایس های دویدن و گرفتن شیء در گروه های سه گانة شاخص تودة بدنی بود. نتایج آزمون تعقیبی در خرده مقیاس لی لی، پرش جفت، پرتاب از بالای شانه نشان داد، افراد گروه نرمال در مقایسه با گروه چاق، عملکرد بهتری داشتند. همچنین در خرده مقیاس های پرش جفت، پرتاب از بالای شانه افراد گروه لاغر عملکرد بهتری در مقایسه با افراد چاق داشتند. احتمالاً ارتباط معکوس مشاهده شده بین شاخص تودة بدنی بالا و مهارت های حرکتی پایه به عوامل مکانیکی، شناختی، اجزای حرکت، حمل تودة بدن، هماهنگی اجزا و دامنة حرکت وابسته بوده است.
بررسی و مقایسه اثربخشی اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی و ارزشیابی سنتی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی اجرای آزمایشی ارزشیابی کیفی توصیفی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان مدارس ابتدایی استان اردبیل در سال تحصیلی 89-88 انجام شد. روش تحقیق از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه گیری از مدارسی که ارزشیابی توصیفی در آنها اجرا می شد به روش سرشماری صورت گرفت و برای هر مدرسه ای که به عنوان نمونه انتخاب شد یک مدرسه مشابه که ارزشیابی سنتی در آنها اجرا می شد برای مقایسه انتخاب گردید. در مجموع 999 نفر دانش آموز ابتدایی و 99 نفر معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه های محقق ساخته از دانش آموزان و معلمان جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که ارزشیابی توصیفی تأثیر بیشتری نسبت به ارزشیابی نمره ای بر میزان کارگروهی و همکاری و کاهش رقابت و همچنین افزایش مشارکت آنها در بحث و گفتگوهای دانش آموزان دارد. با توجه به نتایج این تحقیق اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی با رفع برخی کاستی ها توصیه می شود.
بررسی رابطه توانمندی روان شناختی دبیران با تعهد سازمانی آنها در مدارس متوسطه شهر اورمیه در سال تحصیلی 89-88
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه توانمندسازی روان شناختی دبیران با تعهد سازمانی آنها در شهر ارومیه با استفاده از روش تحقیق توصیفی– همبستگی انجام گرفت، حجم نمونه مورد مطالعه 241 نفر بود که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. ابراز اندازه گیری شامل پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی و پرسشنامه تعهدسازمانی بود.
نتایج نشان می دهد، میانگین توانمندسازی روان شناختی دبیران12/66که بیشتر از حد متوسط می باشدو میانگین تعهدسازمانی05/27که کمتر از حد متوسط می باشد. بین توانمندسازی روان شناختی و مولفه- های آن (شایستگی، موثربودن، معنی داری بودن، اعتماد) با تعهدسازمانی رابطه و معنی داری وجود دارد. بنظر می رسد توجه به توانمندسازی روان شناختی دبیران درجهت شکل گیری تعهدسازمانی آنها مفید باشد.
رابطه هوش هیجانی با سبک های حل مسأله و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 *
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ""رابطه هوش هیجانی با سبک های حل مسأله و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12"" است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 که در نیم سال اول سال تحصیلی 89-1388 مشغول به تحصیل بوده اند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای ساده است، که از بین واحدهای منطقه 12 دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای رودهن، دماوند، کرج، پرند و قزوین براساس جدول مورگان 384 نفر انتخاب شده است. ابزار پژوهش شامل 3 پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی، سبک های حل مسأله و سلامت عمومی می باشد،که به ترتیب ضریب آلفای کرنباخ آنها 84/.، 89/. و 92 % محاسبه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون بین هوش هیجانی و سبک های حل مسأله رابطه خطی وجود دارد. اما بین هوش هیجانی و سلامت عمومی رابطه وجود ندارد. هوش هیجانی و سبک های حل مسأله بر سلامت عمومی تأثیرگذار نیست.