پژوهش حاضر به بررسی مقایسه ای رابطه هوش هیجانی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دردانشجویان شاهد و غیر شاهد می پردازد . بدین منظور از میان کلیه دانشجویان شاهد و غیر شاهد ( دختر و پسر) مقطع تحصیلی 83-82 مشغول به تحصیل بودند ، تعداد 300 نفر(150 شاهد و 150 غیر شاهد) به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند . جهت جمع آوری داده ها نیز از پرسشنامه 33 ماده ای هوش هیجانی شرینگ ، پرسشنامه 28 ماده ای سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر و معدل کل واحدهای دوره لیسانس استفاده شد . نتایج بدست آمده با استفاده از شاخص های آماری همبستگی پیرسون ، تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس چند متغیره (manova ) تجزیه و تحلیل گردید . نتایج بیانگر عدم همبستگی بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی ، همبستگی معنا دار با سلامت روان و همبستگی معنادار بین سلامت روان و پیشرفت تحصیلی است . از سوی دیگر ، مقایسه میانگین های دو گروه شاهد و غیر شاهد نشان می دهد تفاوت معنادار در هوش هیجانی کل و عدم تفاوت معنادار در دو جنس ، عدم تفاوت معنادار دو گروه شاهد و غیر شاهد در سلامت روان کل و تفاوت معنادار در دو جنس است .
"این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتماد بینفردی، خودکار آمدی، پایبندی مذهبی و بخشش با باورهای دنیای عادلانه توزیعی و رویهای انجام شد. به همین منظور از بین کل اهالی شهر اصفهان (حدود 1000000 نفر) بهعنوان جامعه آماری، حدود 500 نفر برای پاسخگویی به پرسشنامههای پژوهش طی نمونهگیری چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی ژاندا، پرسشنامه اعتماد بینفردی محققساخته، پرسشنامه پایبندی مذهبی اتکینزو هاودون و پرسشنامه بخشش تامپسون و همکاران بود. دادهها از طریق ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون همزمان و گام بهگام بررسی شده است. نتایج نشان داد از بین کلیه متغیرهای پژوهش در رگرسیون همزمان فقط اعتماد بین فردی دارای توان پیشبینی معنادار برای باورهای دنیای عادلانه توزیعی و اعتماد بین فردی و نیز خودکارآمدی و توسل به نیروهای مافوق بشری دارای توان پیشبینی معنادار برای باورهای عادلانه رویهای میباشند. در رگرسیون گام به گام در گام اول اعتماد بینفردی و در گام دوم توسل به نیروهای مافوق بشری دارای توان پیشبینی معنادار برای باورهای دنیای عادلانه توزیعی بودند و برای باورهای دنیای عادلانه رویهای در گام اول اعتماد بین فردی، در گام دوم توسل به نیروهای مافوق بشری در گام سوم خودکارآمدی، در گام چهارم بخشش دیگران و در گام پنجم بخشش خود دارای توان پیشبینی معنادار بودند.
"
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مدیریت خشم بر ارتباط مادران با فرزندان کم توان ذهنی و دیرآموز صورت گرفته است. روش تحقیق شبه تجربی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل مادرانی است که فرزندان آنان در دو مدرسه غیرانتفاعی ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر و دیرآموز به تحصیل اشتغال دارند.نمونه آماری شامل 46 مادر بوده که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همگن شدن براساس ویژگی های جمعیت شناختی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری، مقیاس محقق ساخته ارزیابی خشم و پرسشنامه ارتباط والد ـ کودک است. گروه آزمایشی در هفت جلسه آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی ـ رفتاری شرکت کردند. یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصله نشان داد که کاربرد تکنیک های مدیریت خشم به کاهش خشم مادران و بهبود ارتباط آن ها با فرزندان منجر می شود.
"در این پژوهش، به منظور بررسی تاثیر آموزش روش تحلیل رفتار متقابل در رضایت زناشویی 24 زوج به شیوه ی تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل، مورد کاربندی قرار گرفتند. مقایسه ی پیش تست و پس تست، نشان می دهد که این آموزش در رضایت زناشویی همسران، موثر است.
"
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر موسیقی ملایم غیرکلامی ایرانی بر میزان پرخاشگری دانش آموزان پسر دوره راهنمایی می پردازد. این تحقیق یک پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون - پس آزمون می باشد و کلیه دانش آموزان پسر دوره راهنمایی شهرستان مشهد در سال تحصیلی 1386-1385، جامعه آماری آن را تشکیل می دهند. که از بین آن ها به صورت تصادفی خوشه ای، نمونه آماری شامل 30 دانش آموز پسر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه 29 سؤالی پرخاشگری آرنولد اچ باس و مارک پری استفاده شده است که پس از جمع آوری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار استنباطی آزمون t (مقایسه گروه های وابسته)، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده بیانگر تأثیر مثبت و معنادار موسیقی ملایم غیرکلامی ایرانی بر کاهش پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی و خشم دانش آموزان دوره راهنمایی، بود. اما تأثیر آن بر کاهش خصومت دانش آموزان این دوره، معنادار نبود.