فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۴٬۵۵۶ مورد.
اثر عدم حضور مستمر پدر در خانه (به دلیل اشتغال) بر میزان اختلالهای رفتاری دانش آموزان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه اختلالهای رفتاری در میان دانش آموزان با پدران شاغل در عسلویه و دانش آموزان با پدران شاغل در محل سکونتشان می باشد. در این پژوهش 100 دانش آموز (50 نفر، پدرشان شاغل در عسلویه و 50 نفر، پدرشان شاغل در محل سکونتشان بود) از میان دانش آموزان پایه ابتدایی شهرستان شهرکرد به شیوه در دسترس انتخاب شدند. برای هر دو گروه پرسشنامه رفتاری کودکان فرم معلم و فرم والدین تکمیل شد. نتایج نشان داد میزان اختلالهای رفتاری در گروه دانش آموزان دارای پدران شاغل در عسلویه بیشتر از گروه دانش آموزان دارای پدر شاغل در محل سکونت است. تفاوت بین آزمودنی های دو گروه در خرده مقیاسهای بیش فعالی - پرخاشگری، اضطراب - افسردگی، کمبود توجه و حواس پرتی معنادار بود.
عوامل موثر بر فرسودگی و سلامت روانی مراقبین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مؤسسه زدایی از درمان بیماران روانی آن را به موضوعی خانوادگی تبدیل کرده است. نقش مراقبت از بیماران در خانواده، فرسودگی و اختلالات روان پزشکی را برای مراقبان به دنبال دارد. در تحقیق حاضر فرسودگی و سلامت روانی مراقبان در رابطه با شدت سایکوپاتـولوژی ـ نشانه های مثبت و منفی بیماری ـ مهارت های زندگی بیماران، دانش خانواده ها و خصوصیات جمعیت شناختی بیماران بررسی می شود.
117 بیمار اسکیزوفرنی و اعضاء خانواده آنان پرسشنامه های سلامت روانی GHQ-28، پرسشنامه آگاهی سنجی خانواده های مبتلایان به اسکیزوفرنیا، فرم کوتاه آزمون برنامه مصاحبه تجارب خانواده های بیماران روانی، آزمون سطح شناختی آلن و مقیاس علائم مثبت و منفی (PANSS) را تکمیل کردند. یافته ها نشان داد که نشانه های کلی سایکوپاتولوژی و مهارت های زندگی بیماران با فرسودگی مراقبان همبسته است، اما بین طول بیماری و آگاهی مراقبان با فرسودگی یا سلامت روانی آنان همبستگی معناداری بدست نیامد. ارائه آموزش، مهارت ها و یا منابع به خانواده این بیماران، می تواند علاوه بر ارتقاء سلامت روانی و جسمی آن ها به بهبود عضو بیمار خانواده نیز کمک کند.
نشانگان آسپرگر
رابطه نارسایی هیجانی با اضطراب، افسردگی، درماندگی روانشناختی و بهزیستی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش رابطه بین نارسایی هیجانی با اضطراب، افسردگی، درماندگی و بهزیستی روانشناختی در یک نمونه دانشجویی مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه نوع رابطه نارسایی هیجانی و مولفه های آن شامل دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی با بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی، اضطراب و افسردگی بود. سیصد و شش دانشجو (136 پسر و 170 دختر) از رشته های مختلف دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد نسخه فارسی ""مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو- FTAS-20""، ""مقیاس سلامت روانی MHI-"" و ""مقیاس اضطراب بک BAI-"" و مقیاس افسردگی بک BDI-"" را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره، ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین نارسایی هیجانی و مولفه های آن با بهزیستی روانشناختی رابطه منفی معنادار و با درماندگی روانشناختی، اضطراب و افسردگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، نارسایی هیجانی و زیرمقیاس دشواری در شناسایی احساسات می توانند تغییرات مربوط به بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی، اضطراب و افسردگی را پیش بینی کنند. زیر مقیاس تفکر عینی فقط توانست تغییرات مربوط به اضطراب را به صورت معنادار پیش بینی نماید. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که نارسایی هیجانی با شاخص های آسیب پذیری روانشناختی و بهزیستی روانشناختی همبستگی دارد. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله تشریح و تبیین خواهند شد.
تعیین عوامل اختلالهای هیجانی موثر بر نارساخوانی دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، به منظور تعیین عوامل اختلالهای هیجانی مؤثر در نارساخوانی دانش آموزان مقطع ابتدایی صورت گرفته است. روش: به منظور انجام این پژوهش، ابتدا تعداد 105 نفر از دانش آموزان مشکوک به نارساخوانی از میان جامعه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران در پایه های سوم، چهارم و پنجم به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به صورت تصادفی انتخاب و سپس از میان آنها تعداد 70 دانش آموز نارساخوان پس از اجرای آزمونهای تشخیصی (از جمله آزمون هوشی وکسلر کودکان، آزمون اختلال خواندن، نصفت و همکاران، 1380) به صورت هدفمند برگزیده شدند. همچنین برای ارزیابی اختلالهای هیجانی همراه در دانش آموزان نارساخوان از پرسشنامه رفتاری راتر استفاده شد. اعتبار و رو ایی این آزمون را مهریار (1373) با به کاربردن روش دو نیمه کردن و باز آزمایی، 85/0 گزارش کرده است. در این پژوهش به منظور تعیین اینکه تمام متغیرهای پیش بین تا چه اندازه قدرت پیش بینی متغیر ملاک را دارند، از روش تحلیل رگرسیون پس رونده استفاده شده است. در این تحقیق سرعت، دقت و درک خواندن به صورت متغیر ملاک و متغیرهای اضطراب-افسردگی، بیش فعالی-پرخاشگری، نارسایی توجه، ناسازگاری اجتماعی، رفتار ضد اجتماعی به مثابه متغیرهای پیش بین وارد مدل رگرسیون شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از بین مؤلفه های اختلالهای هیجانی، متغیر های اضطراب-افسردگی، بیش فعالی، پرخاشگری و نارسایی توجه در پیش بینی نارساخوانی و مؤلفه های آن (سرعت، دقت و درک خواندن) نقش تعیین کننده ای داشته اند. نتیجه گیری: بر مبنای نتایج این پژوهش می توان به متخصصان اختلالهای ویژه یادگیری پیشنهاد کرد که اقدام به تدوین و اجرای برنامه های درمانی ترکیبی برای دانش آموزان نارساخوان همراه با اختلالهای هیجانی کنند.
اجتماعی: یوگا راهی به سوی کمال (مهار عصبانیت و خشم با یوگا)
منبع:
گزارش دی ۱۳۸۷ شماره ۲۰۴
حوزههای تخصصی:
یوگا راهی به سوی کمال (قسمت چهارم: یوگا و درمان اختلالات خواب)
منبع:
گزارش آذر ۱۳۸۷ شماره ۲۰۳
حوزههای تخصصی:
بررسی مورد–شاهدی افسردگی در بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"
مقدمه: افسردگی به عنوان یک عامل خطر جهت ایجاد و تشدید بیماری های عروقی قلب مطرح می باشد، هم چنین ممکن است پیامد آن ها بوده و در نهایت منجر به بدتر شدن پیش آگهی، طولانی شدن درمان و افزایش هزینهﻫﺎی درمانی گردد. این مطالعه میزان علایم افسردگی را در بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی در مقایسه با سایر بیماران بستری ارزیابی نموده است.روش کار: در این مطالعه مقطعی و مورد- شاهدی 100 بیمار مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی بستری در اورژانس قلب بیمارستان قائم(عج) در سال 1385 از نظر میزان علایم افسردگی در مقایسه با گروه شاهد بستری غیر مبتلا به آنژین قلبی بررسی شدند. روش جمع آوری دادهﻫﺎ با استفاده از پرسش نامه ی جمعیت شناختی و آزمون افسردگی بک بود. یافته ها به کمک روشﻫﺎی آمار توصیفی و شاخصﻫﺎی تمایل مرکزی و پراکندگی و روشﻫﺎی آماری استنباطی مانند آزمون کای اسکویر و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: میانگین سنی بیماران قلبی 7/11±4/59 سال بود، 64% مونث و36% مذکر بودند. میزان افسردگی در گروه بیمار (81%) به طور
معنی داری بالاتر از گروه شاهد بود (01/0=P). ارتباطی بین سن، جنس، تاهل، تحصیلات، شغل، سابقه ی فامیلی افسردگی، مصرف داروی قلبی و روان پزشکی و مدت ابتلا به بیماری قلبی و روان پزشکی، با افسردگی پیدا نشد. افرادی که رضایت از درآمد آن ها کم بود، به طور معنی داری میزان افسردگی بیشتری داشتند (006/0=P).نتیجه گیری: میزان علایم افسردگی به طور بارزی در افراد مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی بستری در بیمارستان بالاتر از سایر بیماران بستری است.
"
تعیین عوامل روان شناختی و اجتماعی پدیدآیی استرس در بیماران مولتیپل اسکلروزیس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"مقدمه: استرس در تشدید بیماری های مزمن از جمله مولتیپل اسکلروزیس نقش چشمگیری دارد و این بیماری ناتوان کننده، جنبه های مختلفی از زندگی بیمار را تحت تاثیر قرار می دهد. این پژوهش با هدف تعیین عوامل روان شناختی و اجتماعی پدیدآیی استرس در این بیماران انجام شد.روش کار: این پژوهش توصیفی از نوع علّی مقایسه ای روی 184 بیمار عضو انجمن ام اس اصفهان که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار پژوهش پرسش نامه ی 24 سئوالی محقق ساخته بر اساس عوامل روانی اجتماعی استرس زا در بیماران مولتیپل اسکلروزیس بود که روایی محتوایی و صوری آن توسط متخصصین تایید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/0تعیین شد. داده ها با به کارگیری آزمون تی تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: میانگین نمرات عوامل اجتماعی در ابعاد تامین هزینه ی درمان، نگرانی نسبت به آینده ی فرزندان و نگرانی نسبت به ازدواج، بزرگتر از سطح متوسط بود و در دیگر عوامل آن چون کم شدن کارآیی شغلی و کم شدن ارتباطات و مهارت های اجتماعی کمتر از سطح متوسط بود. میانگین عوامل روان شناختی در ابعاد اشتغالات ذهنی ناشی از بیماری، ترس از مردن و نگرانی نسبت به آینده، بزرگ تر از سطح متوسط بود.نتیجه گیری: نگرانی نسبت به تامین هزینه ی درمان، آینده ی فرزندان و ازدواج جزء عوامل استراس زای اجتماعی و اشتغالات ذهنی ناشی از بیماری، ترس از مردن و نگرانی نسبت به آینده ازعوامل استراس زای روان شناختی در بیماران محسوب می شوند.
"
رابطه همبودی اختلالات شخصیت کلاستر B و اختلال افسردگی اساسی با عود افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مطالعه تعیین رابطه همبودی اختلالات شخصیت کلاستر B و افسردگی اساسی با عود افسردگی میباشد.
روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا (یک بررسی مقایسه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی جنبه هایی از مقوله روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد تا بتوان علایم ثابتی از اختلالات گفتاری و زبانی و شدت آنها ارایه کرد و سپس به کمک آن آزمون های گفتاری – زبانی دقیق تری تهیه نمود و جنبه های آسیب دیده زبانی و گفتاری را شناخت.
روش: در این پژوهش تحلیلی – مقطعی با استفاده از بخش گفتار خودبه خودی آزمون زبان پریشی فارسی با دو گروه 22 نفره از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و سالم (17 مرد و پنج زن در هر گروه) مصاحبه شد. در پاسخ به هر سؤال ویژگی های روانی کلام (مکث پر و خالی، تکرارهای نابجا و درصد تصحیح خودبه خودی) بررسی گردید. داده ها با نرم افزار SPSS 5/11 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: گروه سالم و بیمار در میانگین درصد مکث پر و خالی با هم تفاوتی نداشت. اما میانگین درصد تکرار نابجا و تصحیح خودبه خودی تفاوت معنی دار داشت (001/0p<). در خرده آزمون های تفکیکی برای مکث پر و مکث خالی، با توجه به مرزهای نحوی و معنایی، فقط در گروه مبتلا به اسکیزوفرنیا تفاوت آماری معنی دار مشاهده شد. در مبتلایان تفاوت های درصد مکث پر قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (01/0p<)، درصد مکث پر در اول جمله قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستــوری (05/0p<) و درصد مکث خالی در اول جمله و وسط جمله و نیز قبل از یک تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (001/0p<) معنی دار بود.
نتیجه گیری: کمی حجم نمونه و استفاده از متغیرهای وابسته به بافت ممکن است در یافت نشدن تفاوت معنی دار برای برخی از متغیرها نظیر مکث مؤثر بوده باشد. اما وجود تفاوت معنی دار در متغیرهای تقریباً مستقل از تاثیرات بافت (مثل تکرار نابجا) می تواند تاییدی بر یافته های سایر محققان مبنی بر آسیب روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و شاید وجود یک آسیب عصبی باشد.
تبیین اختلال وسواسی- اجباری بر حسب سبک های دلبستگی و مکانیزم های دفاعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین تجارب اوایل کودکی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری، به مقایسه سبکهای دلبس ـ تگی و مکانیزمهای دفاعی این بیماران با افراد عادی پرداخته است.
روش : روش تحقیق پژوهش حاضر پسرویدادی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه زنان مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری ساکن شهرستان یزد که در فاصله سه ماهه اول سال 1385 به بیمارستان بهمن یزد مراجعه کرده بودند، تشکیل میدهند. نمونه پژوهش شامل تمامی مراجعهکنندگانی بود که در روزهای زوج به بیمارستان فوق مراجعه کرده و توسط روانپزشک بیمارستان مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری تشخیص داده شده بودند. گروه مقایسه نیز شامل هشتاد زن از جامعه عادی بود که از نظر سن و تحصیلات تا جای ممکن همتای گروه نمونه بودند. بـرای اندازهگیری سبکهای دلبستگی از فرم فارسی هنجاریابیشده فهرست دلبستگی بزرگسال (AAI) و برای اندازهگیری مکانیزمهای دفاعی از فرم فارسی هنجاریابیشده پرسشنامه مکانیزمهای دفاعی استفاده شد. برای تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی و برای مقایسه میانگینها از آزمون T برای گروههای همبسته استفاده شد.
یافتهها : میزان سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در افراد مبتلا به وسواس بهطور معنیداری بیشتر از افراد بهنجار است. میزان مکانیزمهای رشدیافته در افراد بهنجار بیشتر از افراد مبتلا به وسواس است.
نتیجهگیری: اولاً بین بیشحمایتکنندگی و کمتر پاسخگو بودن والدین و علایم اختلال وسواسی- اجباری همبستگی وجود دارد. ثانیاً درمان اختلال وسواسی- اجباری با افزایش قابلملاحظه استفاده از مکانیزمهای دفاعی رشدیافته همراه است. "
مقایسه پردازش انتخابی اطلاعات مربوط به تهدید در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش از نوع پژوهشهای علی ـ مقایسهای است که با هدف مقایسه پردازش انتخابی اطلاعات و نقش توجه آگاهانه در این فرایند در اختلالهای اضطرابی صورت گرفته است. بدین منظور سه گروه 15 نفری از آزمودنیها شامل گروه افراد بهنجار (بهصورت تصادفی نظاممند از بین همراهان بیماران انتخاب شدند)، گروه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر (GAD) و گروه بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از بین بیماران مراجعهکننده به مراکز درمانی روانشناسی و مطبهای خصوصی روانپزشکی در شهر نیشابور بهصورت تصادفی انتخاب شدند و سپس در یک موقعیت آزمایشی با آزمون استروپ و آزمون بازشناسی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که سوگیری توجه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر در مقایسه با دو گروه دیگر، به سمت نشانههای تهدید بدنی و اجتماعی است (P<0/01). در حالی که سوگیری توجه بیماران مبتلا به اختلال PTSD فقط به سمت نشانههای تهدید مربوط به PTSD است و این محرکها را به طور انتخابی پردازش میکنند (P<0/01). یکی دیگر از یافتههای پژوهش این بود که علیرغم پردازش بیشتر نشانههای تهدید بدنی و اجتماعی در گروه مبتلا به GAD و نیز نشانههای تهدید مربوط به PTSD در گروه مبتلا به PTSD، از نظر یادآوری این نشانهها بعد از آزمایش بین سه گروه تفاوت معناداری وجود نداشت (P>0/05).
"
مقایسه طرح واره های ناسازگارانه اولیه بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی با بیماران افسرده غیر اقدام کننده به خودکشی و جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور مقایسه طرح واره های ناسازگارانه در بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی، بیماران افسرده غیر اقدام کننده به خودکشی و جمعیت غیربالینی انجام شد.
روش: در یک طرح پژوهشی مقایسه ای- مقطعی، نمونه ای 63 نفر متشکل از 16 بیمار افسرده اقدام کننده به خودکشی ، 22 بیمار افسرده غیراقدام کننده به خودکشی و همچنین 25 نفر از جمعیت غیربالینی که به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شده بودند، بااستفاده از پرسشنامه طرح واره های یانگ (YSQ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی، تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس یک طرفه چندمتغیره با روش تعقیبی توکی استفاده شد.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان دهنده تفاوت معنادار نمره طرح واره ها در سه گروه شرکت کننده در پژوهش بود. به این ترتیب که دو گروه بالینی در تمامی طرح واره های ناسازگارانه اولیه با گروه غیربالینی تفاوت داشتند (001/0p<)، ولی دو گروه بالینی فقط در سه طرح واره محرومیت عاطفی، وابستگی و بی کفایتی، و آسیب پذیری در مقابل صدمه و بیماری با یکدیگر تفاوت معنا دار داشتند (05/0p<). این تفاوت ها مستقل از شدت افسردگی بیماران بود) 074/0>p).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش فوق، با یافته های پژوهش های مشابه همسو و حاکی از تفاوت ساختار شناختی در بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی با بیماران افسرده غیراقدام کننده به خودکشی و جمعیت غیربالینی است. این یافته ها همچنین تاییدکننده نظریه شناختی و نشان دهنده اهمیت انجام مداخلات درمانی بر سه طرح واره محرومیت عاطفی، وابستگی و بی کفایتی، و آسیب پذیری بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی در مقابل صدمه و بیماری است.
بررسی مقایسه ای رابطه بین راهبردهای مقابله ای و نگرش نسبت به مصرف مواد در معتادان
حوزههای تخصصی:
طرح مساله: پژوهش حاضر، با هدف بررسی ارتباط بین راهبردهای مقابله ای و نگرش معتادان نسبت به مواد انجام گرفته است،
روش: بررسی حاضر با نمونه ای متشکل از یکصد نفر آزمودنی (50 نفر مرد معتاد و 50 نفر مرد غیر معتاد همتا) که در محدوده سنی 34-20 قرار داشتند و در سال 87-86 برای درمان دارویی به مرکز درمانی موسسه مطالعات ملی اعتیاد ایران مراجعه کرده بودند، انجام شد. طرح پژوهشی این تحقیق نیز از نوع توصیفی (علی- مقایسه ای) است. فرضیه اصلی پژوهش رابطه بین راهبردهای مقابله ای و نگرش نسبت به مصرف مواد بود که با استفاده از پرسشنامه های راهبرد های مقابله ای کارور و شیرر و وینتراب (1989)، با 72 سوال که پایایی و اعتبار آن 63/. تا 95/. و پرسشنامه بررسی نگرش نسبت به مواد، با 20 سوال که ضریب اعتبار آن 73/. محاسبه شده بود، صورت پذیرفت. آزمون های آماری مورد استفاده t دو گروه مستقل و خی2 بوده است.
یافته ها: داده ها حاکی از تفاوت معنادار بین راهبردهای مقابله ای و نگرش مثبت نسبت به مصرف مواد 2/36 X2 = در سطح معناداری P<0/000است.
نتایج: نتایج نیز حاکی از عدم تفاوت معنادار بین راهبردهای مقابله و نوع مصرف مواد است.
مقایسه باورهای عامیانه درباره نشانه ها، علل، و درمان اعتیاد در میان معتادان خود معرف، اعضای معتادان گمنام، و غیرمعتادان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه باورهای عامیانه درباره نشانه ها، علل، و درمان اعتیاد در بین معتادان خودمعرف، اعضای معتادان گمنام، و غیرمعتادان به اجرا درآمد. بر این اساس، از جامعه آماری معتادان خودمعرف که در ماه های فروردین تا پایان خرداد 1385 به مرکز ترک سرپایی اعتیاد بهزیستی اصفهان مراجعه کرده بودند (300 نفر) تعداد 150 نفر به عنوان گروه نمونه معتادان خودمعرف انتخاب شدند. به منظور مقایسه نیز 150 نفر از اعضای انجمن معتادان گمنام که در سه ماهه دوره تحقیق در جـلسات این انجمن شـرکت داشتند و150 نـفـر فـرد غیرمعتاد نـیز که از لـحاظ سـن و محل سکونت با معتـادان خودمـعرف تـشابه داشتند به شیـوه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی و پرسشنامه باورهای عامیانه درباره اعتیاد از فرنهام و تامسون (1996) بودند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی شفه مورد تحلیل قرار گرفتند. در موارد زیر تفاوتهای معنادار دیده شدند: بین اعضای معتادان گمنام و گروه غیرمعتادان در بُعد آغاز (از زیرمقیاس نشانه ها)، بین معتادان خودمعرف و اعضاء معتادان گمنام و بین غیرمعتادان و اعضای معتادان گمنام و غیرمعتادان در گـرایـشهای ضد اجتماعی (از زیـرمقیاسهای نـشانه ها)، معتادان خودمعرف نسبت به اعضای معتادان گمنام و اعضای معتادان گمنام نسبت به غیرمعتادان در بُعد نشانه ها و شرایط خانوادگی (از زیرمقیاسهای نشانه ها)، معتادان خودمعرف نسبت به اعضاء معتادان گمنام و غیرمعتادان و اعضای معتادان گمنام نسبت به غیر معتادان در بعد گرایشهای غیراخلاقی (از زیرمقیاسهای نشانه ها) و معتادان خودمعرف نسبت به اعضاء معتادان گمنام و غیرمعتادان، و اعضای معتادان گمنام نسبت به غیرمعتادان در نمرة کلی نشانه ها. در تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی شفه در زیرمقیاس علل اعتیاد و در تمامی ابعاد آن بین گروه معتادان خودمعرف، اعضای معتادان گمنام، و غیرمعتادان نیز تفاوت معناداری وجود دارد. تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی شفه در زیرمقیاس درمان و تمامی ابعاد آن تفاوت معناداری را بین گروههای سه گانه فوق نشان دادند