ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۶۴۱ تا ۵٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۶۴۱.

پیمان انسان و شیطان در فاوست گوته و داستان «ضحاک» از شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۰ تعداد دانلود : ۶۸۰
ابرپیرنگ به آن دسته از پیرنگ هایی گفته می شود که در میان اقوام و فرهنگ های گوناگون بسیار تکرار می شوند. هدف این نوشتار، کشف ساختار ابرپیرنگ جهانی «پیمان انسان با شیطان» در دو روایت «ضحاک» در شاهنامه فردوسی و فاوست به روایت گوته است. ابرپیرنگ پیمان انسان با شیطان در روایات گوناگون در میان اقوام و ملل جهان تکرار شده و در زمان ها و مکان های مختلف به حیات خود ادامه داده است. در پژوهش حاضر، کوشش شده است با روش توصیفی-تحلیلی به دو پرسش پاسخ داده شود: نخست، ساختار و الگوی تکرارشونده حاکم بر این ابرپیرنگ چیست؛ دیگر اینکه، تفاوت ها و شباهت های روایت فردوسی و گوته در این ابرپیرنگ در بخش های متنوع، همچون چرایی پیمان با شیطان، انگیزه های پیمان، کنش های قهرمانان، چگونگی ظهور شیطان بر قهرمانان، و فرجام آنها چگونه است. نتایج نشان می دهد که ساختار این ابرپیرنگ الگویی تکرارشونده به این قرار دارد: پیمان بستن شیطان با افرادی با ویژگی های برتر، فروختن روح به شیطان، انجام دادن یک گونه از خویش کاری های مشابه پس از پیمان با شیطان، و فرجامی از نوع سقوط کامل یا بازگشت به رستگاری پس از تحمل پیامدهای دردناک رفتارهای نادرست. تفاوت های این دو روایت از یک داستان واحد، شامل انگیزه های پیمان بستن است که در فاوست بهره مندی تمام عیار از خوشی های مادی و دنیایی، و در داستان «ضحاک» قدرت طلبی است. تفاوت دیگر در کنش های قهرمانان پس از پیمان بستن است که در فاوست با شهادت دروغ و قبول مال دزدی همراه است، اما در داستان «ضحاک» با قتل و رابطه نامشروع سروکار دارد که در هردو روایت مشترک است. چگونگی ظهور شیطان بر این دو نیز متفاوت است. در فاوست شیطان به شکل سگ، اسب آبی، و سالک دانشجو ظهور می کند و در داستان «ضحاک» به شکل مردی نیک خواه، خوالی گر (آشپز) و پزشک ظاهر می شود. فرجام پیمان در فاوست پس از تحمل سختی های بسیار به رستگاری ختم می شود و در ضحاک به بندی شدن او در بن غاری می انجامد. برمبنای این پژوهش، می توان درباره احتمال تأثیرپذیری گوته از فردوسی تأمل کرد.
۵۶۴۲.

واکاوی مفاخره در شعر فارسی با استفاده از نظریه میدان ادبی بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۴۸۷
مفاخره در مقام مضمونی شعری یا به عنوان زیرگونه ای ادبی، در دیوان های شاعران کلاسیک فارسی حضوری پررنگ دارد. این جستار با رویکردی تحلیلی در پی واکاوی مفاخره در شعر شاعرانی چون منوچهری دامغانی، سنایی غزنوی، و خاقانی شروانی برپایه نظریه میدان بوردیو است. به این منظور، پس از استخراج نمونه هایی از قصاید مفاخره آمیز این شاعران و درنظرگرفتن مسائل تاریخی و اوضاع اجتماعی حاکم بر دوره های موردنظر و منش و ذهنیت شاعران، کوشش کردیم نمونه ها را براساس چهار قاعده میدان ادبی بوردیو (منش، سرمایه، منازعه و بی غرضی) تحلیل کنیم. نتایج بررسی ها نشان داد که منوچهری، به دلیل گرایش به میدان قدرت، برای رسیدن به نام و نان و تثبیت موقعیت خود، شعر و هنرش را برای مدح و مفاخره به این میدان اختصاص داده و اصل بی غرضی میدان ادبی را، که در پی ناب سازی ادبیات است، رعایت نکرده و به همین دلیل به حاشیه میدان رانده شده است. اما، با تغییر میدان قدرت در عهد غزنویان دوم و دوره سلجوقی و تغییر احوال شاعران به دلیل مسائل و پریشانی های به وجودآمده، شاعرانی چون سنایی و خاقانی با توجه به منش خاص خود از میدان قدرت فاصله گرفتند و در پی ناب سازی ادبیات و مبارزه با میدان قدرت برآمدند که دراین میان، خاقانی، به دلیل بی غرضی و رعایت قواعد میدان ادبی، توفیق بیشتری نسبت به سنایی غزنوی داشته است.
۵۶۴۳.

درپوش های سرامیکی کندوی عسل: گنجینه ای ناشناخته از هنرهای عامه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۱۱
یکی از گونه های ناشناخته از هنرهای تصویری قاجار و پهلوی، نقاشی های روی درپوش های سفالین کندوی عسل است. این درپوش ها به قطر تقریبی 23 سانتی متر بر روی کندوهای حصیری به طول حدود 85 سانتی متر نصب می شدند و یک سوراخ جهت عبور زنبورها در کناره آن ها قرار داشت. در این مقاله برای اولین بار ده ها نمونه از این درپوش ها که از اواخر عصر صفوی تا دوره پهلوی اول ساخته شده اند، معرفی می شود. مهم ترین مسئله این تحقیق شناسایی محل تولید این درپوش ها، دسته بندی مضامین نقوش و کتیبه ها و تحلیل محتوای آن هاست. نتایج نشان می دهد که این آثار را می توان به سه گروه کلی کتیبه دار، نقاشی های مذهبی و نقاشی های غیرمذهبی دسته بندی کرد. در میان آثار کتیبه دار، اذکار و دعاهایی نوشته شده که باید آن ها را وسیله ای جهت برآورده شدن حاجات و نیز تعویذی برای دفع بلاها از محصولات تلقی کرد. همچنین برخی از دعاها و آیات قرآنی در ارتباط با افزایش برکت محصول و نیز دفع چشم زخم هستند. علاوه بر کتیبه هایی با محتوای «ناد علی» و «اسم اعظم» که بر شیعی بودن آثار دلالت می کنند، تمام نقاشی های مذهبی شناسایی شده نیز مرتبط با باورهای مذهب تشیع است. نقاشی های مذهبی شامل تصاویری از دلدل، پنجه و زیارتگاه های امامان شیعه ازجمله آستانه های کاظمین و نجف است. در میان نقاشی های غیرمذهبی، بیشترین فراوانی به تصاویر حیوانات اختصاص دارد که آن ها را در نقش مایه های درخت زندگی یا صحنه های شکار نشان می دهد.
۵۶۴۴.

تحلیل ساختار اجتماعیِ آیین های بلوچ در مثل های بلوچی سَرحَدی برپایه رویکرد مردم مدارانه بوراوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۳۳۷
مقاله پیش رو به تحلیل و خوانش جامعه شناختیِ پاره ای از مثل هایِ بلوچیِ سرحدی می پردازد. این تحقیق، نمود ساختارهای اجتماعی و ارزش های آیینی را در مثل های بلوچی گویش سرحدی، براساس رویکرد مردم مدارِ مایکل بوراوی واکاوی کرده است. باتوجه به اینکه شناخت حرکات و پویش هایِ اجتماعی و بررسی قوانین حاکم بر این حرکات از وظایف اصلی جامعه شناسی است و زندگی اجتماعی به واسطه جنبه شفاهی اش با ادب عامه پیوند می یابد، می توان به ضرورت تحلیل جامعه شناختیِ مثل های بلوچی به عنوان یکی از برجسته ترین ژانرهای ادب عامه پی برد که در بازنمایی هویت مردمی و به تصویر کشیدن پدیده هایِ زندگی، نقش قابل توجهی دارند. جامعه شناسیِ مردم مدار در پیوند با مطالعات فرهنگی به تجربه و شیوه زندگیِ مردم، میراث، ساختار و سرمایه هایِ فرهنگیِ هر جامعه با بهره گیری از داده های فولکلوریک که بیانگر باورها و عملکرد عامه هستند، می پردازد. روش تحقیق این پژوهش، کیفی بوده و گردآوری اطلاعات برپایه تحلیل محتوا صورت گرفته است که از رایج ترین شیوه های شناسایی هویتِ آثار ادبی است و مثل ها به صورت تحقیق میدانی و روش مطالعه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته هایِ تحقیق نشان می دهد بسیاری از کنش های معنادار ساختار اجتماعیِ قوم بلوچ در قالبِ سنت های فولکوریک و آیین هایِ ارزشی مانند پناهنده پذیری، دیوان، هم یاری، انتقام جویی، سوگندِ نال، شمشیر و کفن، نان نمک و... در مثل هایِ بلوچی نمود برجسته دارند.
۵۶۴۵.

تحلیل منتخب حکایات جوحی بر اساس الگوی سه بخشی روایتگری طنزآمیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۶۹
این مقاله روایت‌گری طنزآمیز لطیفه‌های داستانی و غیرداستانی یا مصنوع و محاوره‌ای را در پرتو گذار از لطیفۀ غیرداستانی به لطیفۀ داستانی و با اشاره به برخی نمونه‌ها، بررسی می‌کند. ابتدا، کلیاتی درباره روایت طنزآمیز بیان می‌شود. سپس، روایت طنزآمیز غیرداستانی در تقابل با روایت طنزآمیز داستانی بحث و گفته می‌شود روایت غیرداستانی، بافت‌وابسته، خلق‌الساعه و محاوره‌ای است که در تبادل کلامی شکل می‌گیرد و به داستان و راوی نیاز ندارد. درعوض، روایت طنزآمیز به بافت وابستگی ندارد؛ از‌پیش‌ساخته و مصنوع است و به داستان و راوی نیاز دارد. لطیفۀ غیرداستانی نوعاً شامل سه مرحله است: سرآغاز، تناقض، گره‌گشایی. به‌نظر می‌رسد در متون طنزآمیز روایی طولانی‌تر نه لُب‌مطلب که چندین جب‌لاین رخ می‌دهد که لزوماً در پایان متن نمی‌آید و در سرتاسر متن پراکنده است. در این مقاله، گذار از لطیفه داستانی کوتاه به لطیفۀ داستانی بلند در پرتو منتخبی از حکایات جوحی در مصادر مختلف بررسی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهند تغییر لُب‌مطلب، به‌ویژه در حکایات منتخب جوحی، نقش چندانی در تبدیل لطیفۀ غیرداستانی به داستانی ندارد، اما لطیفه داستانی کوتاه به‌سبب پراکندگی لُب‌مطلب به لطیفۀ داستانی حجیم‌تر بدل می‌شود
۵۶۴۶.

Quotidien et Rapports Sociaux de Genre dans La Femme Gelée d’Annie Ernaux(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۷۲
Dans son troisième roman d’inspiration autobiographique publié en 1981, La Femme gelée, Annie Ernaux fait entendre la voix d’une épouse bourgeoise emprisonnée dans son cancan de vie insatisfaisante et dépossédée de ses aspirations. Issu d’un milieu modeste, ce personnage féminin qui accède, grâce à son mariage, à la classe bourgeoise, prend conscience, au fil des années, des clivages entre les sexes qui avantagent l’homme en termes de pouvoir et de liberté. En décrivant, dans les détails, le quotidien morne et routinier de la jeune épouse et mère marqué par le partage inégal du travail domestique, l’écrivaine met en scène les limites de l’émancipation féminine durant la seconde moitié du XXᵉ siècle et remet en question les stéréotypes de genre et les modèles parentaux véhiculés au sein de la famille et dans la société. L’analyse que nous ferons du texte d’Ernaux, à la lumière des études de genre, nous permettra de mettre en évidence les causes et les conséquences de la soumission de l’héroïne au modèle féminin imposé par le système patriarcal. Nous démontrerons que, par le biais de cette histoire à portée universelle, l’auteure engagée dénonce les normes sociales et des mentalités qui imposent, au quotidien, des rapports inégaux entre homme et femme au sein du couple et dans la société. En disséquant la réalité de la vie de couple dans les années 1960 et 1970, Ernaux offre enfin aux lecteurs un témoignage socio-historique sur les difficultés de la lutte féminine pour l’égalité des genres.
۵۶۴۷.

Etude de l’Archétype du Voyage du Héros dans Ulysse From Bagdad et Rencontre à Kuala Lumpur, Selon la Théorie de Campbell(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۲۸۷
Éric-Emmanuel Schmitt et Nasser Ghalamkari, deux écrivains contemporains revisitent les problématiques de leurs époques par une réflexion sur la figure de l’immigré, qui est capturé entre deux cultures et deux pays, victime des forces qui le dépassent et soumis à un voyage plein d’épreuves comme celui d’Ulysse. L’itinéraire du voyage forcé des personnages de Schmitt et de Ghalamkari décrit l’histoire de l’errance en vue d’atteindre la terre promise. Le décryptage des récits de voyage de l’immigré dans ces deux romans montre les étapes de déracinement socioculturel chez les deux héros qui s’engagent dans la voie des voyages initiatiques, comme expressions symboliques de leurs transformations. Comment les personnages surmontent-ils l’épreuve de cette quête identitaire au cours de ce voyage ? Les deux œuvres deviennent un vaste territoire à explorer à travers l’itinéraire du voyage des deux héros du Moyen-Orient, en proie à l’absence d’identité, qui commencent un voyage à la recherche du bonheur. Cette recherche nous permet d’analyser comment ce voyage bouleverse les repères du migrant et favorise la perte d’identité chez l’un des protagonistes ou l’émergence d’une identité chez l’autre. En étudiant les étapes de leur voyage, d’après la théorie de Campbell, critique jungien, nous essaierons de montrer le processus d’individuation au cours de ce voyage pour les héros de Schmitt et de Ghalamkari.
۵۶۴۸.

Enseignant Activateur et Facilitateur: Etude de Cas en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۳۹۴
On admet bien qu’une des nouvelles conceptions dans le domaine de l’enseignement des langues, est le fait que l’enseignement centré sur l’enseignant a été remplacé par l’enseignement centré sur l’apprenant. Le déplacement d’une pédagogie par objectifs à une pédagogie active, centrée sur l’apprenant, entraîne une modification du rôle de l’enseignant. L’enseignant n’est plus celui qui se contente de transmettre les savoirs aux apprenants. Dans les méthodes actives, l’enseignant doit faciliter l’engagement des élèves. Il doit leur proposer de suivre une démarche active d’apprentissage à l’égard d’une situation complexe. Mais, la pédagogie par objectif n’a-t-elle pas toujours privilégiée par les enseignants du FLE ? L’objectif principal de cet article est de connaître le modèle d’enseignement le plus fréquent entre les deux modèles explicite et par découverte chez les enseignants du FLE en Iran. Cette recherche consiste en une comparaison des deux modèles basés sur les théories différentes, l’une centrée sur l’enseignant et l’autre centrée sur l’apprenant. Tout d’abord, nous allons comparer les deux modèles d’enseignement, puis nous aurons recours à un questionnaire portant sur 35 enquêtés qui ont de 2 à 17 ans d’expérience dans le domaine de l’enseignement du FLE en Iran. Les résultats de cette enquête montrent que les enseignants du FLE, suivent pratiquement la démarche explicite dans leur enseignement. Plus qu’ils ne le prétendent, ils prennent cette démarche comme modèle d’enseignement.
۵۶۴۹.

واکاوی مؤلفه های غنایی درنمایش نامه های ایرانی؛ با تأکید بر نمایش نامه های غلامحسین ساعدی، اکبر رادی و بهرام بیضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۳۹۲
مفاهیم غنایی در آثار ادبی با بیانی عاطفی و احساسی همراه است. نمایش نامه هم یکی از فرم های پرکاربرد ادب غنایی است. بسیاری از نمایش نامه های معاصر ایرانی برای بازتاب دادن احساسات و عواطف نویسنده و اشخاص نمایش، با مفاهیم غنایی درپیوندند. از جمله ی این مفاهیم در بیش تر نمایش نامه های ساعدی، رادی و بیضایی می توان به مؤلفه های زیر اشاره کرد: عنصر عشق و مضامین عاشقانه، احساساسات شاد و ناشاد و عواطف فردی نویسنده و اشخاص نمایش، دید منفی نویسنده یا برخی شخصیت های نمایش به اجتماع و روابط فردی و جمعی انسان ها، حاکم بودن فضای نومیدی و غم آلود بر نمایشنامه، تقابل شخصیت ها باهم و با جامعه، مضامین طنزآمیز و گاه هجوآلود در پیرنگ داستانی و ... از میان این مؤلفه ها، مفاهیم عاطفی در نمایش نامه های رادی بیش از دیگران است و در نمایش نامه های ساعدی و بیضایی مفاهیم احساسی و عاطفی با مضامین تاریخی، سیاسی، اجتماعی و گاه اساطیری همراه شده است؛ بیان عواطف ناخودآگاه و خودآگاه شخصیت ها در کارهای ساعدی بیشتر است. تمرکز بر شخصیت، زبان و بیان شاعرانه و روایی در نمایش نامه-های بیضایی چشمگیر است و درعین حال، توصیف و چیرگی فضای غم آلود و دید منفی به زندگی و جامعه، در آثار هر سه نمایش نامه نویس، کاربرد زیاد و مشابهی دارد.
۵۶۵۰.

La Titrologie du roman selon la théorie de Claude Duchet (Le cas d’étude: Au revoir là-haut)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۴
Comme il est évident que tout le titre donne des informations à propos de son contenu. Le titre du roman joue un rôle très important pour attirer les attentions des lecteurs. L’un des sujets de recherche importants à cet égard est la titrologie ; donc, dans cette écriture scientifique, nous allons étudier les aspects littéraires et sociaux du titre du roman Au revoir là-haut du point de vue sociocritique et en base de la théorie de Claude Duchet d'une manière bibliographique et analytique. Le roman Au revoir là-haut a traité le sujet de la grande guerre mondiale. L’auteur choisit un titre qui évoque la lettre d’un soldat français à son épouse, au nom de Jean Blanchard, au début de la première guerre mondiale. En étudiant chaque œuvre littéraire, Claude Duchet estime qu'il faut étudier et analyser les différentes fonctions qui se concentrent sur l’objet, le destinataire et le message. Selon ce penseur contemporain, chaque titre est porteur d'un message littéraire et social à la fois. Nous allons répondre à cette question fondamentale : comment le social est intégré dans le titre du roman Au revoir là-haut de Lemaître ? L'étude sur des titres des chapitres, de la première page et du roman ainsi que la couverture sont également étudiés dans le domaine de la titrologie.
۵۶۵۱.

دلالت یابی آیه «مودت» مبتنی بر روی کرد «شناختی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۲۶
آیه 23 سوره مبارکه شوری:«ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» معروف به آیه مودت، در فراز میانی اش از مخاطبان درخواست می کند که به قربی مودت نمایند:«الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى». در تفسیر این فراز دیدگاه های مختلفی مطرح شده که رویکرد غالب در اکثر آن ها نقلی و برون متنی است و کمتر موردی یافت می شود که به قرینه ای درون متنی استناد شده باشد. این موضوع نگارنده را بر آن داشت به ارزیابی قابلیت متن در ارائه چنین قرائنی بپردازد. در راستای بررسی این شاخصه، به نظررسید اقدام هنجارگریزانه متکلم در برقراری نسبت بین دو مقوله «مودت» و «قربی» با استفاده از حرف اضافه «فی»، شاید بتواند به عنوان قرینه ای درون متنی ایفای نقش نماید؛ این رو نوشتار حاضر با استناد به منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی با هدف بررسی پیامدهایی که این نسبت سازی به لحاظ بار معنایی به عبارت حمل می کند سامان یافت. از آن جا که برای وقوف به بار معنایی برآمده از این نسبت سازی اطلاع از معانی حرف اضافه «فی» لازم می نمود، از انگاره شناختی برای این مهم استفاده گردید، الگویی که به دلیل روشن نمودن مبنای تجربی ساختارهای مفهومی، تبیین گویاتری از معانی آن ها ارائه می دهد. با مطالعه الگوی شناختی و نحوه کاربست آن در معناشناسی حرف اضافه «فی» به تدریج این فرضیه در ذهن قوت گرفت که با نظرداشت به قابلیت های کارکردی که انگاره شناختی درباره معنای حرف اضافه «فی» می شناساند، دیدگاه دال بر مودت ورزی به ائمه، می تواند به عنوان دیدگاهی با قرینه پذیری درون متنی مطرح گردد؛ از این رو در نوشتار پیشرو درصدد طرح و تقویت این فرضیه هستیم که اگر متکلم درصدد بیان محبت ورزی به ائمه می بود، به احتمال زیاد در صورت بندی مقصود خود، از تعبیری مشابه عبارت همین آیه یعنی «الموده فی القربی» استفاده می کرد.
۵۶۵۲.

بررسی فرآیندها و نقش آن در گفتمان ایدئولوژیکی فتوت نامه سهروردی با رویکرد نقش گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۲۶
فتوت نامه ها به جهت احتوا بر انواع گفتمان های اهل فتوت با نگره های متفاوت، از اهمیت بسیاری در پژوهش های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، عرفانی و ادبی در موضوع فتوت و تاریخچه و تأثرات و تأثیر همه جانبه آن بر جوامع اسلامی، برخوردارند. در این میان تحلیل گفتمان فتوت نامه ابوحفص عمر سهروردی، به جهت جنبه اجتهادی و نظریه پردازانه شیخ در ایجاد پیوستاری بین مفاهیم اخلاق و عرفان از یک سوء، و توسعه دیدگاه های شیعی در نظریه پردازی اهل تصوف و فتوت از سویی دیگر، اهمیتی مضاعف می یابد. در این پژوهش، بهمنظور تحلیل گفتمانی متن فتوت نامه سهروردی و کشف سازوکارهای میان ذهن و زبان نویسنده و بافت فرهنگی-اجتماعی متن و نیز تحلیل مؤلفه های اندیشگانی مستتر در آن، به روش زبان شناسان سیستمی-نقشی (نقش گرا)، از تحلیل فرآیندها استفاده شده است. از تحلیل انواع فرآیندها در این متن دریافتیم که فراوانی فرآیندهای ذهنی (و گونه های آن) و نیز بسامد بالای فرآیندهای رابطه ای (شناسایی-وصفی) و فرآیندهای وجودی در این متن، نشانگر غلبه کنش ایضاحی و اثباتی در گفتمان مؤلف است که اهدافی چون تشریع نهاد فتوت، یک سویگی بخشیدن به نهادهای اخلاق، عرفان و سیاست و نیز مشروعیت بخشی به پایگاه شیعی این نهاد را (تحت حمایت مستقیم خلیفه الناصر لدین الله) تقویت می کند. فراوانی معنادار فرآیندهای مذکور، موجب کاهش کنش های ارتباطی و تعاملی گفتمانی در متن و عاملی برای تقویت منظورهای گفتمانی تک صدایی و جنبه های ارزشی/ ایدئولوژیکی موجود در سازه های تجربی (تشریعی، مشروعیت بخشی و کنش های اثباتی و ایضاحی) متن است.
۵۶۵۳.

نام شناسی کتاب های بلاغی از منظر معنا، هسته معنایی، شفافیّت و تیرگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۹۱
نام شناسی (Onomastics) دانشی است که حوزهای گسترده از علوم گوناگون را در خود جمع کرده است؛ این دانش، نام ها را از زوایای مختلف اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی و زبانی مطالعه کرده و با توجه به جنبه های مختلف، قلمروهای دلالتی گوناگونی را درباره چرایی نام ها تبیین می کند. در خودِ قلمرو زبانی نیز می توان ساختار نام ها را از زوایای مختلف بررسی و تحلیل کرد. در پژوهش حاضر نام کتاب های اصلی و معروف در حوزه بلاغت را از منظر هسته معنایی، شفافیت و تیرگی به شیوه ای تحلیلی - توصیفی بررسی کرده ایم. نتایج پژوهش نشان می دهد در نام هایی که «بلاغت» کانون نام اثر است و نام دارای ساختار اضافی است، باید برخلاف رویه معمول در چنین تحلیل هایی، جزء دوم را هسته ترکیب تلقی کرد. این ویژگی در آثاری که «بدیع» در آن ها به کار رفته نیز دیده می شود، درحالی که در بسیاری از نام ها که مضاف الیه آن ها «شعر» است، هسته ترکیب، همان بخش اول آن ها است؛ به عبارتی، این اسامی از جمله نام های درون مرکز هستند. آنچه در این بررسی بسیار درخور توجه است، نام های عربی است که در ساختار آن ها جار و مجرور دیده می شود. می توان مواردی از این دست را در شمار نام های مرکب اضافی قرار داد. علاوه بر این موارد، در این حوزه، با نام هایی سروکار داریم که باید آن ها را فاقد هسته ای مشخص بدانیم. از منظر شفافیت و تیرگی باید گفت در نام کتاب هایی که ساختار اضافی دارند، اغلب مضاف الیه بر هسته یا به عبارتی کل ترکیب سایه افکنده و آن را تحت تأثیر قرار داده است؛ حتی در ترکیبات وصفی نیز اغلب واژهای یافت می شود که همه ساختار را متأثر کرده است. در مجموع در این اسامی واژگان «بلاغت»، «شعر»، «ادب» و «نظم» بسیار نمایان است، لکن به نظر می رسد هیچ یک از آن ها موجب شفافیت نام نشده اند، بلکه آنچه شفافیت نام را در پی داشته، زمینه موضوعی نام یا بافت موقعیتی آن بوده است.
۵۶۵۴.

آسیب شناسی نگارشی و ویرایشی قانون مدنی با تکیه بر دستور زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۵ تعداد دانلود : ۳۲۶
قانون مدنی از جمله قانون هایی است که نقش زیادی در تعیین و بررسی حقوق انسان ها، احکام و قواعد ویژه آن ها دارد. به دلیل اهمیتی که قانون مدنی در تأمین امنیّت و سلامت جامعه برعهده دارد، رعایت دستور زبان و اصول نگارش فارسی آن ضروری به نظر می رسد؛ زیرا عبارت های نارسا و جمله های نامفهوم، موجب سرگردانی مجریان قانون و بروز اختلاف در استنباط از قانون و ضایع شدن حقوق تابعان آن می شود. شرط اجرای قانون، همه فهمی و فراگیری و شمول آن است؛ بنابراین رعایت دستور زبان و اصول نگارش فارسی از مهم ترین وظایف هر نویسنده ای در نگارش هر نوع نوشته ای است که موجب روشنی، پختگی و دقت معنایی در نوشته ها می شود و علاوه بر حفاظت از زبان و نهادینه کردن الگوی نگارش صحیح، باعث خوانایی بیشتر متن، ماندگاری، کارایی و تأثیرگذاری اثر نیز می شود؛ از این رو در نگارش و تدوین کتاب های قانون، باید کاملاً دقت کرد تا از چارچوب خود خارج نشود و غلط های املایی، دستوری و زبانی در آن راه پیدا نکند. در پژوهش حاضر با روش توصیفی و کیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای، به آسیب شناسی قانون مدنی از منظر دستور زبان فارسی و اصول نگارشی پرداخته شده است. هدف این پژوهش، کاربردی و توجه به اصلاح و ویرایش منابع حقوقی و قانون از سوی مجریان این حوزه با یاری جستن از صاحب نظران زبان و ادب فارسی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که قانون مدنی به لحاظ زبانی، نگارشی و ویرایشی نیازمند نظارت ها و بازنگری های دقیق ادبی است.
۵۶۵۵.

بررسی تطبیقی جایگاه روایات امام صادق (ع) در تفسیرهای لطائف الإشارات و کشف الأسرار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۳۵۴
تبیین مسئله: حدیث یکی از مهم ترین منابع تفسیری قرآن کریم است. به استناد روایات پیامبر (ص) و امامان  (ع) ، تأویل صحیح قرآن و حقایق آن را تنها ایشان می دانند. از مباحث مؤثر در فرهنگ شیعه شناخت جایگاه و مقام اهل بیت  (ع) در تفاسیر قرآن و سایر فرق دینی است و این مهم تنها با تبیین رویکرد مفسران به روایات ایشان امکان پذیر است. سُلَمی در کتاب حقایق التّفسیر ، تفسیری بر بخش هایی از قرآن منسوب به امام جعفر صادق (ع) را آورده است که پل نویا برای نخستین بار آن را منتشر کرد. وی امام صادق (ع) را نخستین مفسّری یافت که قرآن را با تجربه درونی خود بازخوانده و تفسیر کرده است. روش در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و شیوه مقایسه ای بین دو تفسیر لطائف الإشارات قشیری و کشف الأسرار میبدی از مهم ترین تفسیرهای عرفانی قرآن میزان و شیوه به کارگیری روایات امام صادق (ع) ، به ویژه روایات منسوب به آن امام در حقایق التّفسیر سُلَمی و رویکرد هرکدام سنجیده می شود. یافته ها و نتایج: این بررسی نشان می دهد همه روایات امام در لطائف ، برگرفته از حقایقِ سُلَمی است؛ اما کشف الأسرار فقط مرجع بخشی از آنهاست. قشیری به کلام امام صادق (ع) ، تنها مانند سخن یکی از مشایخ تصوف نگریسته است. میبدی با نقل روایات از قول امام صادق (ع) از تفسیر منسوب به امام (ع) و دیگر منابع، از ایشان، هم مانند پیشوای مذهبی و هم مثل پیر طریقت یاد کرده است. هر دو مفسر براساس روایتی از امام صادق  (ع) به وجود مراتب در قرآن معتقدند و تفسیر ظاهری را در کنار تفسیر باطنی می پذیرند. هر دوی آنها به اتحاد بین شریعت، طریقت و حقیقت باور دارند. بنای تفسیر اشاری در هر دو تفسیر، تجربه عرفانی است که مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و زبان شناختی را شکل داده است.
۵۶۵۶.

جلوه های هنرآفرینی کاربردِ مفاهیم قرآنی در اشعار عرفانی حزین لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۳۵۳
تبیین مسئله: زبان ادبی، به ویژه شعر، بستری مناسب برای تجلّیِ آموزه های قرآنی شاعرانی است که به پشتوانه ارجاع دادن اندیشه هایشان به کلام مقدّس وحی، امکان دریافت و تفسیر معنویِ سروده های خود را برای مخاطبان فراهم می آورند. در این زمینه، حزین لاهیجی، شاعر صوفی مسلک قرن دوازدهم، به شیوه های گوناگونْ تحت تأثیر قرآن قرار گرفته و با الهام از آیات آسمانی، به فرایند خوانش و تحلیل سروده های عرفانی خود یاری رسانده است. پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی شیوه های اثرپذیری حزین لاهیجی از قرآن کریم در تببین برخی مضامین عرفانی است. در این پژوهش، نگارندگان بر آن هستند با بررسی سروده های شاعر به سه پرسش زیر پاسخ دهند: حزین به چه شیوه هایی از کلام وحی تأثیر پذیرفته است؟ عمده ترین مفاهیم عرفانی ارجاع داده شده شعر حزین به مضامین قرآنی کدام است؟ حزین در اشعار عرفانی، چگونه بن مایه های قرآنی را با تصرّفات شاعرانه همسو کرده است؟ روش روش پژوهش، توصیفی   تحلیلی و با تکیه بر سروده های حزین لاهیجی است. یافته ها و نتایج: تأثیرپذیری حزین به دو فرم صریح و غیرصریح، گاه از محتوا وگاهی از واژگان قرآن نمود می یابد؛ به گونه ای که مفردات، ترکیبات، مضامین و حوادث قرآنی، همسو با سروده هایش، زمینه تنوّع بیان و تبلور اندیشه های عرفانی وی را ایجاد می کند. نتایج پژوهش گویای آن است که مفاهیم ناب حوزه عرفان مانند «توکّل»، «تجلّی»، «استقامت»، «قُرب»، «فنا» و «بقا»، به پشتوانه آیات مبین الهی، تأویلی روحانی یافته اند. افزون بر این، هنجارشکنی های عامدانه حزین، بخشی از سروده های وی را در هاله ای از تصرّفاتِ شاعرانه فروبرده است.
۵۶۵۷.

نقد و بررسی ضبط و انتساب ابیاتی به رودکی سمرقندی در فرهنگ عجایب اللغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۴۰
عجایب اللّغه فرهنگ لغتی فارسی به فارسی تحریر یافته در حدود نیمه اول قرن دهم است، همراه با شواهد متعدّد از اشعار شاعران پارسی زبان، که یگانه دست نویس آن در کتابخانه مجلس به شماره 2192 نگهداری می شود. این اثر را فردی به نام «ادیبی»، در دوره سلاطین عثمانی به رشته تحریر درآورده و محمود مدبری آن را در سال 1389 براساس نسخه مذکور، تصحیح کرده است. مطابق بررسی های صورت پذیرفته در ثبت لغات و ضبط شواهد شعری، بوضوح مشخص است که ادیبی برای تألیف اثرش، از منابع لغت پیش از خود، بویژه، لغت فرس و صحاح الفرس، بهره برده و به همین جهت، فرهنگ حاضر را می توان منبعی مستند برای بازیابی و تصحیح اشعار پراکنده شاعران پیشگام و بی دیوان دانست. یکی از این شاعران رودکی سمرقندی است که مؤلف در نود و دو موضع، ابیاتی به نام وی ثبت کرده است. از آنجا که این اثر تا کنون، در هیچ یک از دیوان های چاپی (به تصحیح نفیسی و دیگر مصححان پس از وی)، مورد استناد و استفاده نبوده، ضروری است تا درباره برخی از ابیات که در این اثر، به نام رودکی ثبت شده و در دیوان های چاپی نیامده، بحث شود. همچنین، از آن جا که مصحح فرهنگ (محمود مدبری)، بنابه دلایلی، تنها به یادآوری انتساب و پاره ای توضیحات مختصر در ضبط واژه و ابیات بسنده کرده، ضرورت دارد موارد مذکور بررسی شود. در پژوهش حاضر، ده بیت از این موارد بررسی می شود. حاصل این مطالعه بدین صورت است که ادیبی چهار بیت را به نام رودکی آورده، حال آن که این ابیات در اصل، متعلق به شاعرانی دیگر است. ما درباره انتساب درست و اصلاح پاره ای ایرادات در ضبط لغات و ابیات در این پژوهش به طور مفصل بحث کرده ایم. نکته دیگر که در این فرهنگ دیده می شود، انتساب برخی ابیات رودکی به شاعران دیگر است، ابیاتی که در انتساب آنها به رودکی تاکنون تردیدی وجود نداشته، درباره این ابیات که تعدادشان شش مورد است نیز بحث کرده ایم.
۵۶۵۸.

خاستگاه موسیقی زبان در متون نثر مرسل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۱
مؤلّفه های جمال شناسیِ نثر مرسل بسیار متنوّع است. موسیقی زبان یکی از آن هاست که به شکل معناداری این متون را هنری کرده است. این نوع موسیقی که موجب زیبایی نثر مرسل شده، از کجا نشأت می گیرد؟ در این مقاله آثار نثر مرسل به روش تحلیلی - توصیفی و با استفاده از زبان شناسیِ ساختارگرا و علم معانی بررسی شده اند تا پاسخ مناسبی به پرسش تحقیق داده شود. نتایج نشان می دهد که جمال شناسی موسیقاییِ نثر مرسل مبتنی بر درونه زبان است و برای تقویّت موسیقی زبان از دو مؤلّفه موسیقی ترتیل قرآن و شعر هجایی دوره باستان تأثیر پذیرفته است. نثر مرسل تحت تأثیر موسیقی ترتیل با آرایش خاصِ نحوی، آزادی عمل در آغاز و پایان جمله ، استفاده مناسب از واژگان، حروف و وندها توازن نحویِ قدرتمندی ایجاد کرده و از این طریق، به موسیقی نثر دست یافته است. یکی دیگر از عوامل موسیقایی نثر مرسل، بهره مندی از وزن هجایی و متون آهنگین زبان های باستان است. این مطالعه نشان می دهد که با ورود وزن عروضی به عرصه زبان  فارسی، شعر هجایی از بین نرفته؛ بلکه به دلیل هم خوانی نداشتن با شعر عروضی و نیز عدم آشنایی بلاغیَون اسلامی با آن، نوعی نثر تلقی شده و به درون نثر فارسی وارد شده و به کمک سایر مؤلّفه ها، موسیقی نثر مرسل را تقویّت کرده است. علاوه بر آن، خصلت های ذاتیِ زبان فارسی و مؤلّفه های اجتماعی-فرهنگیِ دوره سامانی نیز باعث رهایی و آزادی عمل در زبان شده و در موسیقی نثر مرسل تأثیر معناداری گذاشته است.
۵۶۵۹.

گفتمان عشق ایده آل گرا با عشق واقعی در رمانس امیرارسلان نامدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۳۳۷
مهم ترین محور رمانس عام، عشق در پیوند با جنگ است. اشخاص، با توجّه به نقشی که در رمانس ها دارند در ارتباط با این مقوله معنا می یابند: یا جفاطلب یا جفاپیشه. در کشاکش عشق های رمانسی، کارکرد سازه های قصه از اهمیتی ویژه برخورداراست. در این مقاله، کوشش می شود پس از ارائه تعریفی از دو نوع عشق ایده آل و واقعی در رمانس های عام فارسی، نقش و جایگاه اشخاص، نشانه های مربوط به گفتمان عشق در قصه امیرارسلان نامدار (1309 ه .ق) در پیوند با جامعه و ذهنیت پردازندگان اثر و مخاطبین بررسی گردد. حاصل کار نشان می دهد که تغییر بافت مخاطبان قصه به مخاطب خاص، همچون ناصرالدّین شاه و دخترش فخرالدّوله، در کنار تحوّلات اجتماعی عصر قاجار و حرکت از نگاه جمع گرا به ذهنیتی فردگرا ، قصه را به متنی دوسویه تبدیل ساخته است. از این رو، نقش اشخاص و نشانه های مربوط به عشق نیز در میانه گفتمانی ایده آل گرا و واقع گرا در حرکت است. در این گفتمان، رابطه میان عاشق و معشوق، آنچه هست کشاکشی است میان نقش های اسطوره ای و زیسته و رویارویی آرمان و واقعیت. نمادها نیز درپیوند با گفتمان عشق از تصاویر دوگانه و در حال گذار میان نمونه های بنیادین و امروزی برخوردارند.
۵۶۶۰.

دراسه جمالیّات اللغه الشعریّه عند خلیل حاوی(سدوم وبعد الجلید نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۲۵۸
تغیرت لغه الشعر فی العصر الحدیث إثر الظروف الجدیده التی طرأت علی المجتمع العربی فقام الشعراء بتجدید لغتهم الشعریه. الشاعر خلیل حاوی کنظائره من الشعراء المعاصرین قام بتجدید فی لغته الشعریّه بأجزاءها المختلفه. واتخذها وسیله للإبداع ولغته الشعریه لها جمالیه ینبغی دراستها. فالمقاله هذه اعتماداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی، یتناول الحدیث عن جمالیّات اللغه الشعریّه عند شاعرنا هذا محاولا للحصول علی المکونات الجمالیه فی قصیدتی «سدوم» و«بعد الجلید»، تحاکی نتیجه البحث بأنَّ لغه شعر حاوی فیها القوّه فی العباره والنّضاره وفی بعض الأحیان نراه یستخدم لغه زاخره بالحیاه والعاطفه. ومن بعد جمالیه اللغه الشعریه أعطی الشاعر للشعر مناخاً شعوریا جدیداً من خلال استخدام التقنیات التی حققها علی الصعید الدلالی والتشکیلی وأدت هذه التقنیات إلی جمالیه فی لغته الشعریه. ومن أهمّ عناصر الجمالیه عنده تکرار المفردات للتأکید علی المعنی وخلق الموسیقی، والتحول فی بنیه الجمل، واستخدام الضمیر الذاتی دلاله علی اهتمام الشاعر بالشعب، والمفارقه التصویریه، والإنزیاح بنوعیه الترکیبی والإستبدالی وتوظیف أسطوره تموز. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان