شریف رضی (406 ه .) شاعر و ادیب عرب و فخرالدّین عراقی (688 ه .) شاعر نامور ایرانی از جمله شاعران برجسته ای هستند که در قالب غزل، سروده های دلنشینی از خود بر جای نهاده اند و هر یک، با توجّه به عوامل بیرونی و درونی و نیز توانایی خویش، از آن به عنوان ابزاری به منظور بیان اندیشه و عواطف خود بهره جسته اند. اشعار عاشقانه رضی و عراقی با وجود فاصله زمانی و تفاوت زبانی، دربردارنده مفاهیم و اندیشه های همسان بسیاری است. این امر، نگارندگان را بر آن داشت تا با استفاده از شیوه تطبیق اندیشه های عاشقانه دو شاعر، به جستجو درباره مضامینی بپردازند که در غزلشان به دو شاعر هویّت می بخشند. مقاله حاضر در پی آن است ضمن بررسی ویژگی های ادبیّات تغزّلی دو شاعر، به رهیافتی از طرز تفکّر و مشرب اعتقادی آن ها دست یابد. با عنایت به نتایج به دست آمده، غزل دو شاعر، از مبنایی عرفانی و آرمانی سرچشمه می گیرد و دارای مشابهت های مضمونی، همچون وفاداری، پاکدامنی، بلندهمّتی و... است که این امر، از نوعی همسویی اندیشگانی در غزلشان حکایت دارد.
فرمالیست روسی بین سال های 1915تا 1930 شکل گرفت و رشد کرد. براساس آموزه های این مکتب مسائل بیرونی متن مانند ساختار جامعه ای که اثر ادبی در آن به وجود آمده است، مسائل روانی و تاریخی از مسائل فرعی است و در بررسی یک اثر ادبی نباید آن ها را به عنوان فرایندی تأثیرگذار در نظر گرفت. بنا بر اعتقاد آنان، ادبیات یک مسأله ی زبانی است و لذا می توان گفت که اثر ادبی یکی از انواع زبان هاست و باید به آن از دید زبان شناسی نگریست(بشیری و خواجه گیری، 1390: 74). به این معنی که توجه آنان تنها بر ویژگی هایی بوده است که موجب ادبی شدن اثر ادبی می شوند، آنان فرم و شکل اثر را از محتوای آن جدا می دانستند. « اینان زبان را نظامی تلقی می کردند که از اندام های مرتبط به یکدیگر تشکیل شده است»(صفوی، 1380: 53). در حقیقت، خواننده ی آگاه به مسائل زبانی و زیبایی شناسی با خواندن و شنیدن یک متن ادبی، لذتی دو چندان می برد و با دریافتن شیوه ها و ایجاد ارتباط بین صورت های آوایی، واج ها، صامت ها و مصوت های به کار رفته در متن می تواند جنبه هایی از معانی مورد نظر نویسنده را دریابد.
مثنوی معنوی به عنوان برجسته ترین منظومه عرفانی ادب پارسی و یکی از آثار شاخص دوره سبک عراقی، واژگان عربی فراوان دارد. بسامد بالای لغات تازی در این اثر به گونه ای است که باید آن را از مختصات سبکی و مؤلفه های زبان شعری مولانا در مثنوی دانست. مولانا با شناختی که از ظرفیت های معنایی واژگان عربی دارد، از آن ها برای خلق و بیان معانی عرفانی و اخلاقی متعدد بهره بسیار جسته و بدین طریق کمبود واژه های فارسی در زمینه بیان اندیشه های گوناگون و والای خود را جبران نموده است. «باد»، یکی از واژه های مثنوی است که از رهگذر نگاه خاص مولانا به عناصر طبیعت و استفاده حداکثری از آن ها در آفرینش معانی عرفانی و اخلاقی، بسامد بالایی پیدا کرده و اسامی خاص متعددی نیز برای آن به کار رفته است. این پژوهش که شیوه ای توصیفی- تحلیلی دارد و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت می گیرد، اسم های خاص باد در دفترهای شش گانه مثنوی معنوی را کاویده است. دستاورد پژوهش نشانگر این است که مولانا در مثنوی، برای باد، 7 اسم خاص را استفاده کرده که همگی مأخوذ از زبان عربی است. این اسم ها بر حسب فراوانی بیشتر، مشتمل بر صبا (18 بار)، صَرصَر (12 بار)، نسیم (8 بار)، سَموم (7 بار)، ریح (6 بار)، دَبور (5 بار) و شَمال (3 بار) است. هر کدام از این اسامی خاص باد در مثنوی، معانی ثانوی متعدد دارند که از میان آن ها صبا با 13 و شمال با 2 معنای ثانوی، دارای بیشترین و کمترین نقش ها و کارکردهای معنایی در مثنوی هستند.