The aim of this article is to study selected poems of Oodgeroo Noonuccal, the national poet of the Australian Aborigines, in the light of Homi K. Bhabha’s postcolonial theories. Using a descriptive research methodology, the present study examines the way Noonuccal’s poetry fashions resisting discourse in contemporary Australia. First of all, introductory notes on postcolonial movement, colonial history of Australia and Noonuccal are presented and then postcolonial key terms such as hybridity, third space and otherization are applied to selected poems with the purpose of highlighting the anticolonial inclinations in them. Throughout the study, third space which comes as a result of hybrid cultures is emphasized as a background for reflecting and reinforcing Aboriginal tendency in Australia. Finally, issues such as expounding a view of history from the perspective of the colonized, pointing to the disappearance of Aboriginal culture and tradition and their revival, protesting against the states’ unjust policies regarding the Aborigines, putting an end to otherization and issuing a call for a just integration of blacks and whites are all considered as valiant attempts waging the anticolonial struggles in Oodgeroo Noonuccal’s poetry.
زبان شناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون، برخلاف نگرش بلاغت سنتی که برای استعاره معنایی صرفاً بلاغی و زیباشناختی قائل بودند و آن را پدیده ای صرفاً زبانی می دانستند، استعاره را دارای ماهیتی ادراکی و مفهومی می دانند. این نگاه به استعاره در چارچوب معناشناسی شناختی جای می گیرد که در آن، معنا برپایه ساخت های مفهومی قرار دارد و همانند حوزه های شناختی دیگر، مقولاتی ذهنی را باز می نمایاند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، به واکاوی استعاره های مفهومی و طرح واره های تصویری در ضرب المثل ها می پردازد. عشق، زندگی، علم، ناتوانی، خواری، دنیا و فروتنی ازجمله نگاشت های مفاهیم مثبت و منفی در استعاره های مفهومی در ضرب المثل های برآمده از متون ادبی است. در این میان، «آب» و «آتش» از واژه هایی هستند که در ضرب المثل های فارسی و دیوان شاعران و نثر نویسندگان پیشین و معاصر، برای نمایاندن ساحت های مادی و معنوی استفاده شده است. نتیجه این پژوهش، حاکی است که نگاشت اصلی در مفهوم استعاری ضرب المثل های متکی بر واژه «آتش»، ویرانگری است که با بسامد 42 بار تکرار شده است. نگاشت اصلی در استعاره مفهومی ضرب المثل های متکی بر واژه «آب» به صورت طرح واره فضایی (جابه جایی) است که با بسامد 18 بار تکرار شده است. این امر، نشان دهنده نگاشت مرکزی واژه «آب» و چرخش و عدم ثبات آن است. به طورکلی، شاعران و نویسندگان، با وام گیری این نگاشت ها، مضامینی خلق کرده اند که همواره شنونده را مشتاق نگاه می دارد و در ترویج ضرب المثل ها نقش داشته اند.
شیخ محب الله مبارز، پیر اله آبادی از عرفای هندی قرن یازدهم هجری است که بسیار تحت تأثیر عرفان و نظریۀ وحدت وجود ابن عربی، عارف بزرگ قرن ششم هجری بوده است. وی بر کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی شروحی مفصل و جامع به زبان های فارسی و عربی نگاشته است. شرح فصوص الحکم فارسی وی، کتابی است ارزشمند که در آن سعی وافری در حل ابهامات و غموض فصوص الحکم شده است. این کتاب که به صورت نسخۀ خطی است، پیش از این به صورت علمی تصحیح نشده و به چاپ نرسیده است. از ویژگی های این شرح، استفاده از برخی ترکیبات و لغات مهجور در دورۀ رشد و اعتلای زبان فارسی در شبه قاره است. در این پژوهش، ضمن معرفی اله آبادی و آثارش، لغات و ترکیبات لغوی مهجور مورد استفاده در این کتاب از حیث ریشه و قواعد دستوری مورد توجه قرار گرفته و با ذکر شواهد، اهمیت آنها تشریح گردیده است.
نظریه معنا-سبک شناسی یکی از متأخرترین رویکردهای نظریه دریافت است که تا کنون در ایران ناشناخته باقی مانده است. این نظریه، برای اولین بار در سال 1993 توسط ژرژ مولینه (1944 – 2014 میلادی) مطرح می شود. در این مقاله، به منظور شناخت جایگاه این رویکرد در نظریه ادبی، به مطالعه مفهوم ادبیت، بنیادی ترین مفهوم تشکیل دهنده آن می پردازیم. در این راستا، ابتدا سیر تحولی نگرش های گوناگون به این مفهوم را مطالعه می کنیم و از این رهگذر، برخی تفاوتهای اساسی این رویکرد با سایر رویکردهای معطوف به ادبیت را بیان می کنیم. سپس، به توضیح عناصر پایه ای نظریه معنا-سبک شناسی می پردازیم و در ادامه سعی خواهیم کرد که به سؤالات زیر پاسخ دهیم: از دیدگاه این نظریه، چه متنی ادبی به شمار می رود و معیارهای ادبیت متن چه معیارهایی هستند؟ چه عاملی باعث می شود که در میان متون ادبی، اثری فاخر و اثری نازل شمرده شود؟