چل سرو 1 یا چهل سرود ازجمله فال های بسیار متداول مردم لرستان است که آن را به صورت دسته جمعی اجرا می کنند. در هر تفأل، چهل بیت مد نظر است که بیت چهلم، فال نیت شده را تفسیر می کند. در این مقاله بر اساس منابع کتابخانه ای، کارکرد زیبایی شناختی پانصد بیت از چهل سروده ها که به روش میدانی گردآوری شده، در دو بخش روساختِ «آواها، واژگان، موسیقی و صورخیال» و ژرف ساختِ «عاطفه، اندیشه و معنی» تجزیه و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد در بخش روساخت «آواها»، حرکت توأم با موسیقی را گاه با آرامش و گاه با خشونت در ابیات می آفرینند. هم نشینی واژگان در تداعی عواطف و معنی شعر نقشی مؤثر دارد. در پاره ای از ابیات، وزن و قافیه ایراد دارد که قابل اغماض است. موسیقی درونی ابیات به ترتیب، مرهون آرایه های واج آرایی، واژه آرایی و جناس است و موسیقی معنوی نیز به ترتیب فراوانی، ناشی از مراعات نظیر، حسن تعلیل، اغراق و ... است. کنایه و سپس تشبیه در آفرینش صور خیال نقشی بسزا دارند. در بخش ژرف ساخت، از نظر عاطفی در فال های خوب، شور و هیجان توأم با شادی، ملموس است که در فال های بد، به یأس می انجامد. از نظر معنی، به ترتیب فراوانی، موضوعات عشق و دوستی؛ منابع طبیعی مانند کوه و درخت و...؛ اعتقادات مذهبی؛ و علائقی همچون شکار، دام پروری، کشاورزی و.. در ابیات مشهود است.
همان گونه که هر هنری ماده ی خام خود را دارد، آثار مکتوب نیز از ماده ی خام زبان بهره می برند. زبان، بستر مشترک همه ی آثار ادبی و غیر ادبی است و به دو دسته ی علمی( حقیقی) و ادبی( مجازی) تقسیم می شود که وجه تمایز آن ها شکل و ساختار کلام است. در زبان علمی، بافت کلام به گونه ای است که فاصله ی زبان و معنا بسیار نزدیک باشد؛ اما در زبان ادبی، ساختار زبان به گونه ای است که مخاطب با درنگ به معنا پی می برد. از این روی می توان پدیده های زبانی را با توجه به هدف گوینده از به کار بردن عناصر زبانی، تقسیم بندی کرد. تودوروف در این باره می گوید: «اگر نویسنده عناصر زبانی را با هدفی کاملاً کاربردی جهت ارتباط به کار برد، با نظام زبان کاربردی رو به رو هستیم که در آن ها، نماهای زبانی ارزش مستقل ندارند و چیزی نیستند جز وسیله ی ارتباطی. اما می شود نظام های زبانی دیگری را تصور کرد که در آن ها هدف کاربردی در مرتبه ی دوم است و نماهای زبانی ارزشی مستقل به دست می آورد.» ( تودوروف، 1385: 39)
هر یک از آثار ادبی گویای این واقعیت هستند که هر پدیده، بنا بر جهان بینی و طرز تفکر پدید آورده اش، به جنبه ی خاصی از جریان های فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... در جامعه اشارات مستقیم یا غیرمستقیمی دارند. روشن است که تاثیر دیگران بر فرد مستلزم وجود روابط متقابل فرد با دیگران است؛ بنابراین، روان شناسی اجتماعی به عنوان علم مطالعه رفتار متقابل بین انسانها یا علم مطالعه انسانها شناخته می شود و شامل مولفه های بسیاری است ازجمله: همرنگی با جماعت (نفوذ اجتماعی)، پرخاشگری، کشش و جاذبه، متقاعدسازی، تقلید، پیشداوری و ... . آن چه در این پژوهش، مورد بررسی قرار می گیرد، سروده های پروین اعتصامی است که به روش توصیفی – تحلیلی از جنبه ی «پیشداوری» به عنوان یکی از مولفه های روان شناختی اجتماعی در شخصیت های مدنظر در سروده های وی به آن نگریسته و سپس تبیین و تحلیل می شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که پروین نسبت به پیشداوری شخصیت ها در سروده هایش چه دید و نگرشی دارد؟ نتایج حاکی از آن است که پروین با دیدی انتقادی و کوبنده به پیشداوری افراد نظر می کند.