بی شک یکی از نمادهای رایج در فرهنگهای مختلف نماد عروج است. نگارنده در این نوشتار سعی بر آن دارد تا انگاره های متعدد این نماد را پیش چشم آورد. پدیده تصور رابطه ای تنگاتنگ با نماد عروج دارد. در این نوشتار از نظرات متخصصان مختلف از جمله باشلار، لوروا گورهان و نیز از مثالهای گوناگون در زمینه انسان شناسی فرهنگی کمک گرفته شده است. طرح مساله نمادهای عروج و الگوهای دیرینه از دشواری خاصی برخوردار است که شاید محقق نماد شناسی را در مسیر بررسی و تعبیر دچار سردرگمی کند. گستردگی این دسته از نمادها در فرهنگ بشری از حوصله نوشتاری مختصر خارج است ؛ به ویژه تحقیق جامع درباره آن نیاز به اطلاعاتی وسیع و روحیه تلفیقی خاصی دارد تا بتواند تمامیت معنای این دسته از نمادها را در حیطه علوم انسانی همزمان با مفاهیم نمادین تصاویر استعلایی طبقه بندی کرده و در مجموعه ای گرد آورد. با این حال می توان به گونه ای مختصر مکانیسم و عملکرد این دسته از نمادها را در تصورات آدمی بررسی کرد و برخی نکته های برجسته آن را مطرح ساخت.
ضیاء نخشبی یا ضیاء الدین نخشبی در گذشته به سال 751 هجری یکی از ادبا و شعرا و مترجمان و صوفیان معروف شبه قاره است که در اواخر قرن هشتم هجری در بدایون هندوستان می زیسته است . وی برای امرار معاش ‘ طبابت را به عنوان پیشه خود برگزیده بود . به لحاظ اختیار زاویه عبادت و تمایل به خمول و گمنامی متأسفانه شرح حال و اطلاع کاملی از او در دست نیست ‘ چنانکه خود او گوید : نخشبی با خمول خود می ساز گوشه دیگر دکان دگر باشد وی دارای چند اثر فارسی است از قبیل : طوطی نامه ‘ سلک السلوک ‘ جزئیات و کلیات (چهل ناموس) ‘ گلریز ‘ شرح دعای سریانی و... جزئیات و کلیات او مجموعه ای است از مقالات آمیخته از نظم و نثر فارسی درباره جسم آدمی . این کتاب به چهل بخش (ناموس) تقسیم شده است و نویسنده درهریک از ناموس ها یکی از اعضای رئیسه بدن آدمی را با نثر موزون ادبی و عرفانی شرح می دهد و دانسته های پزشکی خود را در همان ناموس فرایاد مخاطبان می آورد .وی سخن خود را در هر یک از ناموس ها (اعضاء) با غزلی در ردیف همان ناموس به پایان می برد و بنابراین علاوه بر مطالب پراهمیتی که در این کتاب است ‘ چهل غزل با ردیفهای : موی ‘سر‘پیشانی‘رخسار‘چشم ‘... و پای را شامل است .