در میان شعرای فارسی زبان، کسانی که تغّزل را در خدمت سیاست و مسایل روز درآورده و جوهر شعری را حفظ کرده باشند بسیار نادرند. این بدان علت است که مسائل سیاسی و اجتماعی به خاطر ناپایداری و عدم ثباتی که دارند از کلّیّت که خصیصه شعر است عاری هستند.
فرّخی یزدی یکی از شعرای اجتماعی و مردمی است که با وجود این که گاه، ابیات خویش را در خدمت روزنامه نگاری و شعرهای سیاسی درآورده و راه خود را از شاعران سیاسی و اجتماعی جداکرده، اما از آنجا که از مکتب شعر و شاعری درس گرفته و به نفس هنر نیز اعتقاد داشته از جوهر شعری هم نیز غفلت نورزیده و اشعارش را به عرصه شعارهای سطحی روزانه و مسایل عادی سیاسی، مبدّل نساخته است و به همین دلیل، دیوان او از دیدگاه بلاغت قابل بررسی است.
نگارنده در این گفتار، به بررسی شعر فرّخی از دیدگاه بلاغی پرداخته اشعار فرّخی را از این منظر بررسی نموده است. بخشی از این مقاله به ذکر موارد کاربرد آرایه های بدیعی در اشعار فرّخی همراه با ذکر مثال هایی برای هر مورد اختصاص یافته است.
از هیچ سوی نه چراغی، نه قبسی موسی وار ره می سپرم با ایمان به رسالتی که در دل دارم و کتاب عشقی که در کف. چهاردهمین گزینه از اشعار شاعران معاصر که انتشارات مروارید از سال 1362 تاکنون بتدریج به انتشار آنها پرداخته، به گزینه اشعار موسوی گرمارودی اختصاص یافته است. در تدوین این گزینه دو شیوه اعمال گردیده که آن را از شیوه سایر گزینه های «مروارید» متمایز ساخته است: نخست آنکه در گزینه هایی که از شاعران زنده معاصر انتشار یافته، انتخاب اشعار به عهده خود شاعران بوده است اما این گزینه با انتخاب و سلیقه آقای بهاءالدین خرّمشاهی تهیه شده است، دوم آنکه: در هر 13 گزینه قبلی، ترتیب انتخاب اشعار بر اساس ترتیب انتشار کتاب های شعر شاعران بوده و در واقع طبقه بندی تاریخی در آنها اعمال می شده تا سیر تدریجی کمال هنری شاعر نشان داده شود. اما این گزینه بر اساس قوالب شعری تدوین یافته و آقای خرّمشاهی اشعار انتخابی خود را در هفت بخش به این ترتیب آورده است: 25 شعر آزاد، 4 شعر نیمائی، 8 غزل، 4 قطعه، 2 چکامه، 2 مثنوی و 3 رباعی.
مولانا جلال الدین محمد بلخی از بزرگترین مفاخر ادب فارسی و از اندیشمندان بنام اسلامی در قرن هفتم است. مثنوی معنوی وی ‘ گنجینه ای عظیم ازمعارف والای بشری ومتضمن پاره ای از علوم اسلامی است . قضا و قدر از جمله مباحث جدال برانگیز کلام اسلامی است که مولوی بادقت تمام در ابیات پراکنده ای ازدفاتر ششگانه مثنوی بدان پرداخته است . موضوع این پژوهش بررسی دیدگاه شاعر در این مبحث کلامی است . این پژوهش در بردارنده مقدمه ای در پیشینه موضوع ‘ تعریف قضا و قدردرمثنوی ‘ انواع قضا و قدر ‘ پاسخگویی مولوی به شبهات حاصل از اعتقاد به قضا و قدر و... است .
ازجمله هنرهای بشری تجلی آرمان های او درقالب نظم الفاط می باشد. این هنر دیرپا و کهن از عهده هر فرد و شخصی برآورده نیست بلکه موهبتی است الهی که افراد معدودی ازآن برخوردار می باشند. درگذشته دیر به عنوان بهترین یا تنها وسیله تبلیغاتی افراد وگروهها و حکام وتجار به کار گرفته شده وشاعر مانند عکاس طبق درخواست ها‘ ایده داعیان رادر قالب الفاظ منعکس می کرده است. برخی طالب هجو افراد بودند وبرخی خواهان تشبیب اشخاص و عده ای هم می خواستند که از آن ها تعریف وتمجید شود. شعرا به عنوان ابزار تبلیغاتی دوگونه عمل می کردند: دسته ای تنها در مسیر خوب و خوبی ها شعر می سرودند ؛مانند فرزدق و دعبل وکمیت و سعدی و حافظ و امثال آنها و دسته ای هم مقید نبوده بلکه تابع اوضاع و احوال شخصی و دیگران بودند و کاسبانه شعر می گفتند . اسلام حساب شاعران مؤمن و معتقد را از سایر شعرا‘ جداکرده‘ ما در این نوشتار کوشیده ایم شعر و تاریخ و تأثیر و اقسام و احکام آن را به اندازه ظرفیت مقاله بیان نماییم.
باتوجه به هم مرجعی اجباری فاعل تهی بند متمم با مفعول بند اصلی در جمله هایی از نوع جمله زیر ‘ اطلاق ساخت کنترل مفعولی به آن ‘ منطبق با نظریه حاکمیت و مرجع گزینی (چامسکی 1981)است. لیلا مریمi را وادار کرد که [ eiدرس بخواند]. در این مقاله فاعل تهی بند متمم را یک ضمیر مستتر(PRO ) در نظر میگیریم. براساس فرضیه فاعل درون گروه فعلی و به پیروی ار ردفورد (1997 ) ادعا میکنیم که ضمیر مذکور درجایگاه مخصص گروه فعلی بند متمم (Spec Vp ) قرار گرفته است . سپس با ارائه شواهد و استدلالهایی نشان میدهیم که جایگاه مخصص بند متمم تحت حاکمیت هسته فعلی نیست و نیز جایگاه مذکور تحت حاکمیت تصریف خود ایستای بند متمم( (Finite Inflنیز نمیتواند باشد. بنابراین ضمیر مستتر درجایگاهی فاقد حاکم قرار گرفته است . در نتیجه ‘ قضیه جهانی ضمیر مستتر(PRO Theorem ) پیشنهاد شده در اصول ومبانی نظریه حاکمیت و مرجع گزینی در فارسی نیز نقض نمیشود.
در این مقاله به نمادهاى قدسى نباتات اعم از رستاخیز آیینى نباتات، وحدت وجود و بازگشت به اصلى واحد، باورهاى دینى و عامیانه درباره درختان و جنبه هاى قداست گیاه در مثنوى مولوى پرداخته ایم.
در نوشتار حاضر با قبول این واقعیت که زبان قدمتی بس دیرینه داشته و در اصالت و تقدم آن بر خط جای شبهه نیست نگارنده فرض بر این نهاده که در طول فرایند یادگیری – یاددهی زبان فارسی ( به ویژه در پایه های ابتدایی ) برخی از دشواریها بروز می نماید که رابطه چندانی با هوش و تواناییهای یادگیری و فراگیران ندارد ‘ بلکه بخش اعظم مشکلات ریشه در کاستیهایی دارد که به علتهای مختلف زبان فارسی را ( همانند بسیاری از دیگر زبانهای دنیا ) مخدوش و آموزش این زبان را با مشکلاتی مواجه می سازد .
فرهنگ تطبیقی نهج البلاغه که حاصل و نتیجه سنجش (( فهرس الالفاظ الغربیه المشروحه )) دکتر صبحی صالح و پنج ترجمه کهن و نواست بیشتر خوانندگانی را به کار می آید که بخواهند با توجه به مبنای اصلی واژگان کلیدی نهج البلاغه و ترجمه نزدیک به معنای اصلی آن در ترجمه کهن و سنجش آن با ترجمه های نوین که بیشتر به رساندن مفهوم و یا انعکاس سجع زیبای کلام مولا توجه دارند به معنای شفاف تر و دقیق تر کلمات کلیدی دست یابند و همچنین برای بررسی کنندگان تطور زبانی مفید خواهد بود .
جلوه گاه حقیقی خداوند از دیدگاه عرفا ‘ دل انسان است که با تکیه به تعالیم آسمانی و قرآنی می کوشند با مصقل ذکر و فکر ‘ زنگار ظلام از چهره آینه دل بزدایند تا محل تجلی و ظهور گوهری باشد که آسمانها و زمین و کوهها تحمل آن را نداشت . مولانا نیز درآثار ارزشمند خود ‘ جلوه ها و نمودهای گوناگون دل را که شرق آفتاب حق است ‘ مورد بررسی قرار داده و اهمیت فراوان برای آن قائل شده است . او دل را عرش و فرش و تکیه گاه تخت سلطانی و دریای پرنوری می داند که نظرگاه خداوند در دو سراست و ایمن آباد و حصن محکم و موضع امن و امانی می خواند که انسان در آن آرام و قرار می گیرد . او همچنین دل صیقل یافته به ذکر خداوند را گنجینه راز حق ‘ عشق حق ‘ الهام و وحی حق و بیت الله و بیت الحرام می نامد . ما در این نوشته کوشش می کنیم تا نظرات مولانا را با توجه به گفته های وی تحلیل و بررسی کنیم .
این مقاله درباره یکى از سخن سرایان سده سو م هجرى قمرى نوشته شده است. نام وى على بن عباس بن گریگوریوس مشهور به ابن الرومى مى باشد. در این نوشتار به مسأله بیمارى روانى ابن الرومى پرداخته شده است. همچنین به تناسب بحث به هجا و رثاى شاعر اشاره رفته، و به پار ه ا ى از ابهامات در این رابطه پاسخ داده شده است. در این مقاله دیدگاههاى برخى از ناقدان بزرگ قدیم و جدید نیز مورد ارزیابى قرارگرفته است. در پایان به این نتیجه خواهیم رسیدکه واقعیت و مجموعه قراین بدست آمده نشان مى دهد که ابن الرومى از شخصیتی متوازن و متعادل، بلکه در حد نبوغ برخودار بود.