در فن سخنوری، دو رکن مهم سخنور و مستمح حضور دارند. توجه سخنور به احوال مخالب و میزان همت، ظرفیت شأن و حال و مقام او و نظایر آن هدف اصلی سخن را که تأثیر بر مستمع است دو چندان می سازد. این موضوع مورد توجه سخنوران و شاعران فارسی گوی قرار گرفته و به صورت های مختلف به آن اشاره کرده اند. در این مقاله، پس از طرح مبحث سخنوری و ماهیت بلاغت، به موارد گوناگونی از جلوه های سخن و نقش مخاطب در آن پرداخته شده و برای هر مورد، نمونه هایی از آثار بزرگان و شاعران ایران، بویژه، جلال الدین مولوی به عنوان مثال آورده می شود و از این رهگذر، رهنمودهایی برای سخنوران و حتی مخاطبان فراهم می آید که وظایف متقابل سخنور و مستمع از آن جمله است.
ان المتنبى شاعر مشهور فى الدرجه الاولى من الاشتهار فى الادب العربى، و شعره فى المرتبه الاولى من المتانه و البلاغه و مشهور بفخامه المعانى و متانه المبانى، و انه لم یَدَع باباً من أبواب الشعر الاّ طرقه و أجدافیه، خاصّه المدیح و الفخر و الحِکم و الحماسه و العتاب؛ و کان المدیح و الفخر یغلبان على کل فن من فنونه. فعندما نتصفح دیوان الشاعر نجد فى تضاعیف مدائحه لسیف الدوله الحَمدَ انیّ ابیاتاً جمیله عن المعارک الحربیه التى شارکها الشاعر مع أمیرالعرب انه وَصَف المعرکه أدق وَصفٍ فقد وَصفَ جیوش الاعداء و سلاحهم و خیلهم، کما وصَفَ جیوش العرب و سیوفهم و رماحهم و خیولهم، وکما وصَفَ أرض المعرکه.هذه المقاله تعالج وصف هذه المعارک فى شعر المتنبى، فلذلک استخرجَت الابیات المتناثره خلال القصائد فى وصف الحروب، و وصف مافیها من السیوف و الرماح والغبار، و ما الى ذلک.کما تقوم بدراسه اربع قصائد مختاره فى الدیوان وصف فیها الشاعر المعارک الحربیه، و فى الحقیقه أن هذه القصائد مدح لسیف الدوله، والمتنبى فى خلال مدحه یصوّر القتال تصویراً باهراً.
از میان دانشهایی که بر غنا و باروری گنجینه ادب پارسی افزوده ، می توان از طب سنتی یاد کرد. اگر چه قرن پنجم و ششم اوج بکارگیری این اصطلاحات است ، اما شاعران و نویسندگان قرون بعد هم از آن غافل نمانده اند و با اینکه به نظر می رسد در عصر شاعرانی چون منوچهری ، خاقانی ، سنایی و انوری اهل ادب ، در فهم مضامین و تصاویر طبی با مشکل چندانی رو به رو نبوده اند ، اما اینک با گذر زمان و تخصصی شدن دانش ، برای درک آنها با دشواری و ابهام مواجه می گردیم. این نوشتار کوششی است اندک ، در گشودن برخی از ابهامات طبی در پاره ای از اشعار فارسی.
این نوشتار می کوشد تا انواع ترجمه را از دو دیدگاه زبانی متفاوت بررسی کند : 1-انواع یا قالبهای زبانی 2-ساختارهای زبانی . در دیدگاه نخست ، انواع متعددی از ترجمه بررسی می شود که از آن جمله می توان ترجمه های منظوم ، شفاهی ، ادبی - فنی ، محدود ، جامع ، ماشینی ، یکدست ، معکوس و … را نام برد ، در دیدگاه دوم - مهمترین دیدگاه - شش نوع ترجمه ارائه می شود : لفظ به لفظ (word - for- word) 2- تحت اللفظی (Literal) 3- معادل یا وفادار (Equivalent or Faithful) 4-معنایی (semantic) 5-آزاد (free) 6-انشایی یا اقتباس (Adoptation) . در این شش نوع - روش - با ذکر شواهدی از نمونه های ترجمه شده آیات قرآن کریم تلاش می شود ترجمه با موضوعاتی چون ساختارهای زبانی ،انسجام ، همایش یا هم نشینی ، واحد ترجمه ، زبان معیار ، تعادل در ترجمه ، ترتیب عناصر نحوی در زنجیره کلام ، تاثیر زبانی مبدا ، وابستگی به زبان مبدا و مقصد ، بلاغت ، حذف و اضافه ، کاربرد روشهای متفاوت ترجمه و … توصیف می شود.
خواجه شرف الدین شاپور (ارجاسب) تهرانى رازى، تخلص به "فریبى، شاپور، شاهپور" ازگویندگان شیعى مذهب نیمه دوم قرن دهم ونیمهء اول قرن یازدهم است. او ازگویندگان اولیه سبک هندى است که غالب ویژگى هاى این سبک در شعر او به چشم مى خورد. درکنار سبک هندى، سبک خراسانى، عراقى و مکتب وقوع نیز بر شعر او تاثیر گذارده است. بنابراین سبک او تلفیقى از سبک هاى رایج زبان فارسى است و مرحلهء گذر شعر فارسى از سبک عراقى به سبک هندى را مى توان در شعر او و دیگر معاصر انش جستجو کرد.