اگاهی از سرنوشت و اینده مبهم و همت گماشتن و توجه به دانستن فرجام کارها، از خصوصیات روحی نوع بشر و خواسته همیشگی او بوده و برای تحقّق این خواسته، به وسایل مختلف متوسل شده و راههای گوناگونی را پیموده است . از جمله این راهها تفال، تطیر و طالع بینی میباشد ، که در هر زمان و مکان به گونه ای متفاوت جلوهگر شده است. تفال و طالع بینی، دریچه هایی به سوی عالم غیب و ناشناخته هستند. تفال زاییده امید و تطیر، نتیجه یاس و ناامیدی است و به همین دلیل در فرهنگ اسلامی مطرود است. بیشک، ادبیات غنی فارسی از تاثیر این اعتقاد مردمی برکنار نبوده ، در متون مختلف منثور و منظوم ،جای جای از این مساله و انواع ان سخن گفته شده است. اسکندر، شخصیت برجسته منظومه شرفنامه حکیم گنجه، زندگی خود را با طالع بینی منجمان اغاز میکند و تصمیمهای بزرگ زندگیش را با تفال به انجام میرساند. نظامی در هر فرصتی بر ان است که اعتقادات خود را در این زمینه منعکس کند، تقاداتی که با تکیه بر فرهنگ اسلامی، تطیر را ناپسند دانسته و بر فال نیکو تاکید میکند. بنابراین دراین منظومه، تفال و طالع بینی، جایگاهی ویژه دارد.
کنایه از رایج ترین ابزارهاى بلاغى است که در متون ادبى و هنرى به خصوص در آثارى که داراى سبک تعلیمى هستند کاربرد فراوان دارد. در مقاله حاضر نگارنده کوشیده است که قلمرو و جایگاه کنایه را در مثنوى مولانا جلال الدین رومى مورد مطالعه قرار داده و نکات در خور توجه در این زمینه را بیان نماید. این مقاله صورت اجمالى از یک طرح پژوهشی است، که شامل تمام کنایات دو دفتر مثنوى همراه با توضیح آنهاست.