یعجز الإنسان مهما حرص واجتهد فی دراسته أن یوفی الشریف الرضی بعض حقوقه. لأنّ الشریف الرضی إلی جانب العصر الذی عاش فیه – عصر زاخرٌ بالعلم، والمعرفه، والفکر النّیر- یتجلی بعده میزات إلی جانب شخصیته الشعریه.
أردنا من خلال هذا المقال أن ننصف الرضی وعبقریته، التی انشغل عنها القدامی بالمتنبی وشعره، ثم لم یلبثوا أن طلع علیهم أبوالعلاء المعری، فانشغلوا به إلی جانب انشغالهم بأبی الطیب. لهذا حاولنا أن نبحث عن مکانه الشریف الرضی بین شعراء المدیح من خلال هذه الأسطر القلیله.فرأینا أنّ الشریف یحتل مکانه بارزه إذا ما قورن بشعراء المدیح من معاصریه أو غیرهم. وأن المدائح عنده ذوات خلفیه تغایر خلفیات المدح التی نعرفها لدی غیره من الشعراء، أی أنها لا تنطلق من رغبه فی کسب أو ملق أو نفع معین.
مولانا، عارف بزرگ ایران در قرن هفتم هجری، پیش از حشر و نشر با بزرگ مردانی چون شمس تبریزی، صلاح الدین زرکوب و حسام الدین چلبی، در میان مردم، هم چون پدرش، بهاءولد، از پایه و مقامی خاص برخوردار بوده، همواره در مجالس وعظ او شرکت میجسته و او را فرمان میبردند، لیکن پس از آشنایی با شمس دگرگون شد و پس از مرگ شمس هم روحیات مولانا به آن چه که در گذشته بوده بازنگشت، اما پس از آن صلاح الدین زرکوب و حسام الدین چلبی جای شمس را به نوعی پرکردند.
در این مقاله تأثیر و خدمت بزرگ حسام الدین چلبی به ادبیات فارسی و ایرانیان، محور اصلی بررسی است و از میان سخنان مولانا نکاتی مفید و قابل تأمل در این باب استخراج شده است.
مولانا جلال الّدین محّمد بلخی، از بزرگ ترین متفکران و سخن سرایان قرن هفتم هجری قمری است که دو اثر ارزندة بی مانند او، مثنوی معنوی و غزلیّات شمس، از بزرگ ترین آثار جهان بشری بشمار میرود. هر چند پیرامون چندی و چونی این دو اثر چشم گیر تاکنون پژوهش ها کرده و سخن ها گفته و نوشته اند؛ باز، جای پژوهش های تازه در پهنة ساختار درون مایه های شگفت انگیر آن ها، هم چنان باقی است.
این گفتار برآمد پژوهشی است گذرا در پنهة اندیشه و تخیل وعاطفه و احساس مولانا و ساختار شعر و زبان سحر آفرین او که جهانی را با نبوغ خویش مسخر و شگفت زده کرده است.
عرفان و تصوف اسلامی یکی از جریان های مهم فکری و فرهنگی است که از زمان پیدایش تاکنون تأثیرات فراوانی بر فرهنگ ایرانی اسلامی و زبان و ادبیات فارسی بر جای گذاشته است. از این جهت ضروری است تا ابعاد مختلف این طریقة فکری و عملی شناخته شود. یکی از راه های شناخت هدف، موضوع و غایت این طریقه و پی بردن به ابعاد تاریخی، محتوایی و سیر تحولات آن بررسی و تحلیل تعاریفی است که مشایخ این طریقه از صوفی، عارف، تصوف و عرفان ارائه کرده اند. این مقاله بر آن است تا با نقد و بررسی این تعاریف به شناخت بهتر این جریان فکری عملی برسد و باعث آشکارشدن زوایای پنهان آن شود تا شناخت بهتری درباب مسائل مربوط به این جریان به دست دهد. برای رسیدن به این هدف، ضمن مراجعه به دیدگاه های بزرگان و پیروان عرفان و تصوف، سعی در ترسیم کردن چارچوب فکری و عملی این طریقه و تبیین دیدگاه صوفیان و عارفان می شود.
مقاله ی حاضر پژوهشی در شعر بلند طغرای مشهدی از شاعران و نویسندگان قرن یازدهم هجری قمری است. این شعر که در قالب مسمط مخمس در یکصد و سی و چهار بند آمده است، به یکی از آثار او به نام «اعتقادیه» تعلق دارد؛ اثری که نایاب است و در مجموعه ی آثار طغرا و کلیات و رسائل او و در هیچ یک از تذکره ها و حتی تاریخ ادبیات ایران نیامده است. این شعر به طور کامل در نسخه-ی خطی مناقب علوی اثر میر حسین علی خان تالپور از گنجینه و موزه ی نسخ خطی حاکمان تالپور در حیدر آباد سند ثبت و ضبط گردیده است. تا به حال هیچ گونه پژوهشی در مورد آن صورت نگرفته است و این مقاله برای اولین بار به معرفی و بررسی عواطف غنایی آن می پردازد. این مسمط در بزرگداشت حضرت علی (ع) است و از عاطفه ی فردی و جمعی عمیق و دلنشینی برخوردار است. در این گفتار برآنیم تا به بررسی عواطف شاعر با روش تحلیل محتوا بپردازیم.
قرن ششم یکی از سده های بسیار تاثیر گذار در تحول و استقلال قالب غزل است. از میان غزل سرایان این سده، بیش ازهمه انوری در تغییرات و سیر تطور غزل موثر بوده است. در این پژوهش سعی شده است ضمن معرفی اجمالی جنبه های مختلف اهمیت انوری در تحول و سیر غزل فارسی، سیمای معشوق انوری با تاکید بر توصیف اجزای ظاهری آن، بررسی وتحلیل شود؛ بنابراین ابتدا مهم ترین و ویژه ترین اعضای اندام مورد توجه انوری در تصویر سیمای معشوق، استخراج و در هشت گروه، دسته بندی شده است و سپس با مطالعه و بسامد یابی واژه ها و مفاهیم مرتبط با اعضای مشخص شده، اهمیت، چگونگی کاربرد و جایگاه آن ها در تصویر آفرینی انوری از سیمای معشوق، تحلیل شده است. در پایان نیز به صورت اجمالی، ویژگی های اخلاقی و رفتاری معشوق انوری معرفی شده است.