میان دو سرزمین ایران و هند، شباهت های فرهنگی، اعتقادی و ادبی بسیاری دیده می شود. یکی از موارد مشابهت در ادبیات این دو سرزمین، همانندی میان قصه مشهور ایرانی «فایز و پری» و اسطوره هندی «ازدواج گنگا و شاه شانتن» است که تاکنون کسی بدان نپرداخته است. در این مقاله، به کمک نظریه «اسطوره شناسی ساختارگرا»ی لوی استروس به بررسی ساختاری این قصه و اسطوره می پردازیم. بررسی ساختاری این روایات، توجه به نمادها و نشانه های موجود در آن ها و کارکردهای شخصیت ها، شباهت ساختاری بسیاری از این روایات به یکدیگر را آشکار می کند. چنین می نماید که اسطوره هندی یادشده، صورت کهن تر قصه «فایز و پری» است. همچنین نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد این روایت ها در ژرف ساخت خود بیانگر تقابل های دوگانه «باروری/ بارخواهی(ناباروری)» و «آسمان/ زمین» هستند.
هر زبان داری ویژگی ها، ظرافت ها و لطافت هایی است که مختص همان زبان می باشد و چه بسا در حین ترجمه این لطافت ها و ظرافت ها ناپدید شود؛ اما به نظر می رسد در عین حال هر زبان دارای ابزارها و وسایلی است که می تواند بسیاری از لطافت ها و ظرایف زبان مبدأ را منعکس کند.
این امر یعنی انتقال ظرافت ها و لطافت های یک متن از زبان مبدأ به زبان مقصد درباره ی قرآن ضرورت و اهمیت صد چندان و بلکه بی نهایت می یابد؛ زیرا قرآن کلام خداوند و نقشه ی راه است برای انسان در همه ی عصرها و دوره ها که همین ویژگی قرآن را بر هر متن بشری برتری داده و ترجمه ی آن را نیز حساس و دشوار ساخته است. این متن مقدس دارای بیانی زیبا است که بسیار هنرمندانه و حکیمانه ساخته و پرداخته شده است و ظرافت ها و لطافت های ادبی و زبانی به کار رفته در آن در راستای معانی رفیع آن می باشد.
تقابل های دوگانه به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی در نقد متون معاصر مطرح شده است؛ اما کاربرد آن را می توان در آثار کلاسیک زبان فارسی نیز مشاهده کرد. عطار در مثنوی الهی نامه معتقد است هیچ معنایی در مسیر طریقت بدون عنصر متقابل به کمال و حقیقت نمی رسد؛ به همین دلیل از آغاز تا انجام طریقت، سالک را در دریایی از تقابل های دوگانه سرگشته می کند و راه رهایی در رساندن همه تقابل ها به سرمنشأ وحدت را نیروی «تبدّل» و «تساوی» می داند. بیشتر تقابل هایی که عطار به کار می گیرد، با تبدّل پیوند می خورند تا با تغییر ماهیّتِ عناصر متقابل، با یکدیگر یکی شوند یا از مثبت به منفی و بالعکس بدل یابند. عطار در این گردش تبدّلی، تکاملی را می جوید که محتاج ژرف نگری و فراتر رفتن از سطح جهان مادّی است. از این رو در این مقاله با رویکرد تحلیلی توصیفی سعی شده است که فارغ از برداشت های غربی، در پرتو تقابل های دوگانه با رویکرد «تبدّل» و «تساوی»، اندیشه های وحدانی عطار در جهت اتحاد عناصر تبیین گردد؛ این تحقیق در صدد یافتن واژه های متضاد و طبقه بندی کمّی تقابل های دوگانه نیست، بلکه مفاهیم و عناصری را می جوید که در ورای تضاد ظاهری، در مسیر تکامل انسان به سوی وحدت حرکت می کنند و سبب تعالی انسان می شوند.