اسطوره ها، به عنوان زیرساخت و پشتیبان فرهنگ در متون غنایی فارسی، نقش مهمی در بازنمایی خویش کاری شخصیت های روایی داشته است. در همین راستا، در روایت های اساطیری آفرینش، دیو و اهریمن با نقش نابودگری خود، در زیرساخت داستان سبب پس زدن شخصیت های اهورایی شده است. اگر از این زاویه به موضوع بنگریم، بن مایه دیو باعث غنای داستانی در هر دو منظومه ویس و رامین و داستان گنبد پنجم هفت پیکر است و هر دو شاعر با تقابل نیروهای اهریمنی و اهورایی، شوق دوگانه خیر و شرّ را در ژرف ساخت روایت برجسته کرده اند. در هر دو منظومه، روایت گر می کوشد با گفتار و رفتار شخصیت ها، اخلاق و حکمت را رنگ و نمای پیروزمندانه بزند، اما پردازش و پرورش نقش دیو در ژرف ساخت دو منظومه، یکسان نیست. مقاله حاضر، با روش تحلیلی و توصیفی، می کوشد خویش کاری بن مایه اساطیری دیو، در ظاهر و بطن روایت این دو داستان را بررسی و تعیین کند. در زیرساخت اسطوره ای منظومه ویس و رامین که نبرد میان اهریمن و اهورامزداست، اخلاق و حکمت اهورایی که «شاه موبد» نماد آن است، در برابر عشقِ ویس و رامین شکست می خورد، درحالی که در هفت پیکر نظامی، خرد اشراقی (اهورایی) و روح قدسی بر اهریمن نفس چیره می گردد. باید یادآوری کرد که نوع نگرش شاعر و فضای اندیشگانی پیشامتن، به ویژه اندیشه زرتشتی، زروانی و مانوی حاکم بر این دو منظومه، سبب تفاوت هایی در تصویرپردازی ها و روایت گری های داستان ها شده است.
بدون تردید یکی از سه حادثه مهمّ سیاسی و تأثیرگذارِ یک صد سال اخیر تاریخ معاصر ایران، کودتای 28 مرداد سال 1332 است. انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، دو حادثه دیگر این قرن به شمار می روند. مسأله اصلی این پژوهش، نحوه برخورد فرهیختگان و نخبگان فرهنگی ایران از جمله شاعران با این حادثه بزرگ و شیوه انعکاس آن در آثارشان است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و شعرای منتخب، مهدی اخوان ثالث و فروغ فرّخ زاد هستند. نتیجه بررسی ها نشان می دهد که انعکاس این رویداد در اشعار شاعران مذکور بیشتر در حوزه درو ن مایه هایی مانند: عدم اتّحاد و همدلی در میان آدم ها، دخالت بیگانگان در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اعتراض به جوّ اختناق زده و ناامن جامعه، روحیه یأس و ناامیدی، شکست و تردید و پوچی در شخصیّت ها و توصیف فضای استبدادی و تیره جامعه است که این موضوع، بازتاب کودتا را در اشعارشان نشان می دهد.
تذکره ها از منابع قابل تأمل در پژوهش ادب فارسی هستند و به جز کاربرد شناخته شده ای که در گزارش تراجم شاعران دارند، می توانند منبعی برای مطالعه و بازاندیشی دانش ادبی باشند؛ به ویژه تذکره هایی که رویکردی انتقادی دارند. تذکره مجمع النفایس نگاشته سراج الدین علی خان آرزو ادیب و سخن شناس برجسته هندی سده دوازدهم، یکی از تذکره های مهم انتقادی است. مقاله حاضر چگونگی رویکرد خان آرزو را به مسأله سبک در مجمع النفایس بررسی می کند. به این منظور داده های تحقیق بر اساس واژه طرز و مترادف های آن و همچنین گزاره های مربوط به مسأله طرز، گردآوری شده و سپس داده ها بر اساس مفهوم و کاربردِ عنوان طرز، نام گذاری طرز و رویکردهای تذکره نویس، توصیف و تحلیل شده است. در مجمع النفایس، عنوان طرز به هر نوع هنجارگریزی زبانی و احساس تمایز با دیگر قوالب، انواع ادبی، محتوا، شاعران، زمان یا مکان خاص اطلاق شده است. طرزهایی که خان آرزو از آن ها نام برده است ذیل سه عنصر اصلی ساختار، بافت تاریخی-جغرافیایی و نام شاعر قرار می گیرد. بر این اساس می توانیم رویکردهای خان آرزو در زمینه سبک شناسی را در سه رده اصلی جای دهیم که عبارت از رویکرد ساختاری، رویکرد تاریخ ادبی و رویکرد تطبیقی است.
در سده هشتم هجری، مورخین ایرانی، کتاب های تاریخی فراوانی به زبان فارسی پدید آوردند. یکی از مهم ترین کتاب های تاریخی این عصر، کتاب مناهج الطالبین فی معارف الصادقین ، نوشته علاء قزوینی (ولادت: 726 یا 727ق- زنده در 782ق.) است. این کتاب، تاریخ از ابتدای خلقت تا سال 779ق. را در برمی گیرد. تألیف آن در سال 779ق. و به نام شاه شجاع مظفری پایان پذیرفته است. مناهج الطالبین تا کنون به چاپ نرسیده است. در این مقاله نگارندگان کوشیده اند اهمیت این کتاب را بنمایانند. بنابراین ضمن معرفی علاء قزوینی از خلال کتابش، ویژگی های محتوایی مناهج الطالبین فی معارف الصادقین را بیان کرده اند. در ادامه به برخی از ویژگی های ادبی و زبانی این اثر اشاره شده و سپس منابع علاء قزوینی در تألیف مناهج الطالبین بررسی و تأثیرپذیری وی از منابع پیش از خود نشان داده شده است. در پایان نیز به نسخه شناسی این کتاب پرداخته شده است.