یکی از صفاتی که برخی مقامات نویسان به احمد جام نسبت داده اند «امّی بودن» وی است. آنان، با انتساب چنین صفتی به شیخ جام، همة گفته های او را برگرفته از الهام ربّانی و کشف و شهود عارفانه می دانند. اگر، بنا به نوشتة این مقامات نویسان، همة آثار و نوشته های احمد جام متأثر از «الهامات غیبی» باشد، این همه شباهت میان آثار او با نوشته های مشایخ متقدم چه می شود؟ و چگونه می توان این مشابهت ها را توجیه کرد؟ آیا مقامات نویسان، با این همه اصرار به نقش «الهام» در آثار شیخ، تلویحاً نخواسته اند که او را با «نبی امّی» برابر سازند؟ و از این راه بر مقامات و کرامات شیخ نزد آیندگان بیفزایند؟
در این مطالعه کوشیده ایم، ضمن مقدمه ای دربارة «الهام و وحی دل» عارفان، به سؤالات یادشده پاسخ دهیم. بدین منظور، آثار منثور شیخ جام را با شش اثر عرفانی متقدم سنجیدیم و به بررسی و تحلیل تشابهات تفسیری تأویلی و هم چنین تشابهات عرفانی این آثار پرداختیم و با نمودن وجوه تشابه به اثبات این نکته پرداختیم که احمد جام، بر اثر مطالعه و تحقیق، با میراث عرفانی پیش از خود کاملاً آشنا بوده و آثار او ترکیبی است از الهامات الهی و متأثر از گفته ها و نوشته های مشایخ پیشین.
عبدالوهّاب بیاتی و مهدی اخوان ثالث، دو شاعر برجستة معاصر در ادبیّات عربی و فارسی، توانسته اند افکار و اندیشه های خود را در قالب واژگان نمادین به تصویر کشند. از جملة این واژگان، واژة «شب» است که در اشعار این دو شاعر، مفاهیم مختلف و متنوّعی را دربر دارد. بیاتی و اخوان به دلیل تجربه های نسبتاً مشابهی که در زندگی از سر گذرانده اند، با نگاهی تقریباً یکسان به این پدیده نگریسته اند؛ اگرچه تفاوت هایی نیز در نوع نگاهشان یا سبک پرداخت دیده می شود. از این رو، تمرکز اصلی این مقاله بر اشتراکات معنایی این واژه در اشعار دو شاعر است. در این مقاله با بررسی مفاهیم واژة «شب» در اشعار این دو شاعر متعهّد، به مفاهیمی سیاسی و اجتماعی از این واژه دست یافتیم که به شکلی هنری و زیبا جلوه گر شده است.