خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی (۷۲۷- ۷۹۲ ه.ق) یکی از بزرگترین شاعران نغزگوی ایران و از گویندگان بزرگ جهان است .شراب به طور مطلق در عرفان ایران اسلامی کنایه از سکر و محبت و تجلیات انوار حق است و عشق و ذوق و سکر را به شراب و شراب خانه را به عالم ملکوت و باطن و عارف کامل تشبیه کرده اند. بدیهی است که فقط عارفان و آشنایان به دانش عرفانند که می توانند به حقایق عرفانی واقف باشند؛ زیرا عرفان زبان عشق است و عشق به معرفت، بیان کردنی نیست. به پندار حافظ با جرعه نوشی از می وحدت می توان بر مشکلات عقلانی فایق آمد و برای رسیدن بدین کار چه بهتر که گوهر عقل را در برابر این جام الستی صرف کنی تا مویّد به لطف خدایی گردی. وی نابغۀ غزل و عرفان اهل نظر است و نظریان، دو عالم را در یک نظر می بازند و گاهی جهانی را با نگاهی سودا می کنند. ساقی نامه سرایان عرب وصف خمریات در اوایل اسلام به خصوص در عهد عبّاسی را رایج و معمول کردند، اما از معروف ترین استادان این طریقت در سرایش خمریات بدون تردید حافظ شیرازی است که شعرش از حسن کلام و فصاحت و بلاغت کامل برخوردار است. این مقاله به روش تحلیلی و توصیفی و با عنایت به شواهد گوناگون نگاشته شده است.
در متون مختلف زبان فارسی، دربارۀ علوم نظامی و جنگ افزارها بحث شده که ضروری است این منابع شناسایی و معرفی شوند تا بتوان در مطالعات بعدی، واژگان و اصطلاحات نظامی را از آن ها استخراج کرد. دانشنامۀ جامع العلوم با شصت باب، مهم ترین اثر فارسی امام فخر رازی (543-606 ه ق.) یکی از این منابع است که در یکی از باب های آن دربارۀ جنگ افزارهای ناشناخته و شیوۀ ساخت و کاربرد آن بحث شده است. پرسش تحقیق حاضر آن است که چه واژه ها و اصطلاحات نظامی در ستینی به کار رفته است و توجه به این بحث تا چه اندازه اهمیت دارد؟ تحقیق حاضر واژه ها، اصطلاحات و ترکیبات نظامی ناشناخته را در این کتاب معرفی و دربارۀ ابعاد نظامی یادشده در آن بحث می کند و جنگ افزارها و راهبردها و راهکنش های نظامی ذکرشده در اثر نام برده را بررسی و تحلیل می کند. روش این پژوهش از نوع مطالعۀ موردی کیفی روی جامع العلوم است که با مطالعۀ تطبیقی فرهنگ های دیگر کامل می شود. اهمیت موضوع در آن است که نشان می دهد دانشنامه ها منبعی از واژگان و اصطلاحات نظامی هستند که تاکنون از آن ها غفلت شده است؛ چنان که واژه ها و ترکیبات نظامی ناشناخته ای مانند خارپشت در جامع العلوم به کار رفته که در هیچ کدام از فرهنگ های عمومی و تخصصی ثبت نشده است. همچنین گسترۀ کاربرد این جنگ افزارها و نوع کاربرد آن ها در این دانشنامه تبیین شده اند. برای واژه گزینی در زمینه های مختلف، از جمله در موضوعات نظامی، می توان از الگوی ساخت این واژه ها کمک گرفت.
یکی از مهم ترین عناصر روایت، شخصیت است که متناسب با نقش آن در روایت، دو روش مهم برای تعریف و توصیف آن هست؛ یکی از این روشها توصیف غیر مستقیم است که به گونههای مختلفی در متن می آید. یکی از مهم ترین آنها کنش است که به دو دسته ی عادتی و غیر عادتی (یک زمانه) تقسیم می شود. کنش غیر عادتی یک زمانه کنشی است که شخصیت بر خلاف طبیعت وجودی خود و ناگهان انجام می دهد و غالباً نقطهی عطف داستان با انجام پذیرفتن این کنش حاصل می شود. این کنش معمولاً با یک رفتار عملی همراه است؛ یعنی شخصیت برای انجام دادن این کنش به ماده یا ابزار نیاز ندارد؛ نام این کنش را کنش غیر عادتی یا یک زمانه ی مادی نهاده ایم. در بررسی آثار صادق هدایت به این نکته پی بردهایم که این کنش بدون نیاز به هیچ گونه ابزار انجام می شود و در بعضی موارد حتی رفتاری عملی از شخصیت برای انجام دادن این کنش مشاهده نمیشود؛ بلکه معمولاً این کنش لحظهای معنوی و احساسی است که ماوراء جهان ماده صورت می گیرد. نام این کنش را کنش غیر عادتی یا یک زمانه ی غیر مادی نهاده ایم. در این مقاله به بررسی این نوع کنش در دو اثر از صادق هدایت؛ یعنی "سگ ولگرد" و "سه قطره خون" پرداختهایم و شیوه ی به کار بردن و مصداق های آن را آورده ایم.
از رویکردهایی که راه منتقد را برای بررسی لایه های ژرف تراثر باز می کند، می توان به نقد کهن الگویی یونگ اشاره کرد. یونگ با تبیین واژه های به کار رفته در اثر در جایگاه نمادهای ناخودآگاه جمعی انسان، به تحلیل و بررسی آفرینش های ادبی می پردازد. برخی شاعران و نویسندگان بی آن که خود بدانند این کهن الگوها را که در ناخودآگاه آن-ها وجود دارد به کار می گیرند. این دسته از(شاعران و نویسندگان) قسمت عمده ای از ضمیر ناخودآگاه خود را از طریق اسطوره ها جلوه گر می سازند. کودکانه های احمدی این ظرفیت را دارند که با رویکرد کهن الگویی مبتنی بر آرای یونگ به نقد و بررسی آن ها پرداخته شود. در این پژوهش سعی شده است تا کودکانه های احمد رضا احمدی با رویکرد کهن الگویی یونگ بررسی شود. عناصر نمادین و کهن الگویی (نمادها ی کهن الگویی) نیز بررسی و تحلیل گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهدازمیان انگاره های کهن الگویی (موقعیت،شخصیت ونماد) بیشتر با دسته ی سوم مواجهیم.
محمد ارکون روشنفکر الجزایری و قرآن پژوه معاصر به سان دیگر روشنفکران مسلمان دغدغه اصلاح و استنباط مفاهیم دینی را داشته است. از جمله این دغدغه ها روش فهم مفاهیم دینی و قرآنی به شمار می آید. این رویکرد نخست با تجدید نظر و بازخوانی میراث کهن در این گستره آغاز می گردد سپس با اثرپذیری از مطالعات نوین علوم انسانی مرتبط با قرآن پژوهی به انقلاب فکری و اصلاحات ساختاری در برداشت های تجددگرایانه و گرایش به دستاوردهای مدرنیته و دخالت آن در فهم تفسیر و علوم قرآنی می انجامد. ارکون در بررسی های خود به خوانش های زیر در فهم قرآن تأکید داشته است. 1. خوانش ایمان گرایانه ۲. خوانش تاریخی ۳. خوانش زبان شناختی ۴. خوانش نشانه شناختی. نوشتار حاضر می کوشد تا با روش توصیفی-تحلیلی، روش شناسی ارکون را در مطالعات قرآنی بررسی نماید. دستاورد مهم پژوهش بر این نکته تأکید می ورزد که تلاش می کند تا میان روش های موجود در دنیای جدید در فهم روشمند قرآن و روشن الهیاتی پیوند برقرار نماید. هرچند این کوشش در فرجام به ارایه ساختاری منسجم در این راستا کامیاب نمی گردد.
جریان شناسی نواندیشی مسلمانان در راستای خوانش دوباره علوم اسلامی، گرایشی نو پدید در یک قرن اخیر است. این جریان با رویکرد به دستاوردهای تمدن اروپایی در گستره مبانی علمی و معرفتی نخست در میان نواندیشان مسلمان عرب گسترش یافت. پدیده یاد شده با استقبال از مطالعات جدید علوم انسانی، مانند ساختارگرایی، زبان شناسی، معناشناسی و انسان شناسی و دیگر دانش های وابسته به آن ها توسط گروهی از روشنفکران برجسته و معاصر عرب هم چون حسن حنفی، نصر حامد ابوزید، محمدعابدالجابری و محمد ارکون -که به نواعتزالیان شناخته می گردند- به منظور پاسخگویی به پرسش هایی که از تقابل اسلام و مدرنیته سرچشمه می گرفت، به تجدید نظر در سنت و میراث کهن و خاستگاه باورهای دینی و پذیرش مدل های معرفتی و دستاوردهای دانش های نوین جهان مدرن غرب و کاربست آن ها در سرمایه های علمی و عقلی تمدن اسلامی انجامید. این جستار با روش توصیفی و تحلیلی ضمن بررسی شاخصه ها و مؤلفه های بنیادین نوگرایی و شناخت زمینه های تاریخی اش تأثیر آن را در جنبش نواندیشی و نقد گفتمان دینی در جوامع اسلامی و دیدگاه های کلی نوع اعتزالی مذکور بررسی می نماید تا چشم اندازی نو و قضاوتی منصفانه برای شناخت و تحلیل و نقد این جنبش اثرگذار در دوره معاصر ارایه دهد.
در زبان شناسی ساختگرا تنها جمله و روابط بین اجزای آن بررسی می شود. در این رویکرد زبان پدیده ای ذهنی و درون فردی است. در مقابل، گروهی دیگر زبان را پدیده ای اجتماعی و ابزاری جهت ایجاد ارتباط می دانند که بر اساس آن ضرورت بررسی متن و رابطه ی زبان با موقعیت اجتماعی مطرح می شود که خود زمینه ساز پیدایش رویکرد « زبان شناسی متن» بوده است. ویژگی اساسی متن، توالی و پیوستگی اجزای آن است که «انسجام» نام دارد. هلیدی عوامل انسجام بخش متن را شامل عوامل واژگانی و نحوی دانسته است. انسجام واژگانی به دو روش تکرار و باهم آیی صورت می گیرد که خود انواع مختلفی دارد. بسیاری از فنون لفظی بدیع از انواع تکرارند. همچنین برخی از فنون معنوی در شمار انواع باهم آیی قرار می گیرند که می توانند در انسجام متن نقش مؤثری را ایفا کنند. بر این اساس می توان کارکرد فنون بدیعی را علاوه بر تحسین و زیبایی، انسجام بخشی به متن نیز دانست که در شعر نو ظهور و بروز بیشتری یافته است. در این مقاله فنون بدیعی در شعر نو از این دیدگاه بررسی شده است
نقد بوم گرا بحران های بوم زیستی معاصر را در نگرش اومانیستی (انسان محور) و تقابل میان فرهنگ و طبیعت می بیند. به همین دلیل، طبیعت از منظر این رویکرد ادبی نه صرفاً موضوعی زیباشناسانه، بلکه واقعیتی مهم و حیاتی تلقی شده و تعهد اخلاقی نویسنده نسبت به طبیعت و صیانت از آن را یک اصل می داند. سپهری از تأثیرگذاران شعر معاصر است که در درازنای دهه ها به عنوان شاعری طبیعت گرا و بدون توجه ویژه به گرایشات بوم گرایانه اش به بوته نقد گذاشته شده است. این در حالی است که شاعر با برهم زدن ساختار تقابلی فرهنگ/ طبیعت با رویکردی بوم گرایانه در بسیاری از سروده هایش بر رابطه ای تعاملی میان این دو پدیده تأکید دارد. بر همین اساس، پژوهش پیش رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی ضمن نمایاندن این تقابل ها در چند سروده مشهور شاعر، به واکاوی آن ها در این چارچوب نقدی می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که سپهری با مردود دانستن برتری فرهنگ در نگرش اومانیستی و ارائه نگرش خاص خویش به طبیعت از دریچه بوم شناسی ژرف نگر و بازشناساندن جایگاه انسان در آن سعی در اصلاح نگرش و رویکرد مخاطب نسبت به طبیعت و برقراری رابطه ای تعاملی با آن دارد.
مکتب های ادبی به این دلیل که نشان دهنده مؤلفه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر دوره هستند، معیارهایی مهم برای درک ویژگی های ادبی ادوار مختلف محسوب می شوند. یکی از این مکتب ها ناتورالیسم است که در آغاز از طریق ترجمه آثار نویسندگان آمریکایی و اروپایی در دوره مشروطه به ادبیات داستانی فارسی راه یافت. احمد محمود به عنوان یکی از نمایندگان برجسته ناتورالیسم، قواعد و مؤلفه های این مکتب را به نیت بازگویی نقدهای اجتماعی و تشریح احوالات مردم در داستان های خود دخالت داده است. بررسی توصیفی- تحلیلی مهم ترین ویژگی های ناتورالیستی «دریا هنوز آرام است» نشان می دهد که با توجه به عناصری همچون «جنبه های فیزیولوژیکی»، «شکستن حرمت کاذب واژگان»، «نفی آزادی و باور به جبر تاریخی و اجتماعی»، «سبک محاوره ای»، «توصیف دقیق و شرح جزئیات»، «محدودیت توانایی های جسمانی»، «خلق شخصیت هایی با خوی حیوانی» و «پایان غم انگیز داستان»، داستان مذکور واکنشی ادبی نسبت به ضعف ها و محرومیت های عمدتاً اقتصادی جامعه ایران در دهه های سی و چهل خورشیدی به شمار می آید. محمود در مواردی با توجه به بافت فرهنگی و دینی گروه هدف، از برخی مؤلفه های ناتورالیسم عدول کرده که «عدم توجه به تأثیر ژنتیک در زندگی افراد»، «بسامد پایین واژگان تابو» و «پرداختن به مسائل ورای طبیعت در سطحی محدود» از آن جمله است.
ادبیات و هنر وظایفی دارد که اگر آن وظیفه را انجام دهد، مفهومی کارآمد پیدا می-کند و آن عبارت است از تحلیل رفتار انسان و اجتماع و نشان دادن راهکارهای مثبت به سوی جذب زیبایی ها. از این منظر، ضرورت تحقیق در ادبیات بین رشته ای بیش از بیش احساس می شود. «اریک برن» بنیان گذار تحلیل رفتار متقابل «بازی» را روانشناسی روابط انسانی معرفی می کند و در نظریه «بازی » ها از کتمان خشم را به «تمبرخشم» با اصطلاح نام می برد که داد و ستد های روانی در طول زندگی انسان ها منبعث از این نظریه است. این پژوهش«بازی» های «پدریان» و «پسریان» را در تاریخ بیهقی براساس نظریه «بازی های» «اریک برن» به شیوه توصیفی – تحلیلی کاویده است. یافته ها نشان می دهد که افشای انگیزه های بازیگران، نقش مهم بازی ها در شناسایی شخصیت ها است. بیش از نیمی از انگیزه های پنهان شخصیت ها برای شروع یک رابطه، داشتن هدف انتقام جویانه و تبهکارانه است و افراد بیشتر در نقش های قربانی و آزارگر و در بسامد کمی به صورت ناجی ظاهر می شوند.
قرن هجدهم میلادی شاهد آگاهی توده های مردم در جوامع گوناگون و اوجگیری فریادهای اعتراض نسبت به رژیم های حاکم بود. در بررسی سیر تحول جریان ها و مکتب های داستانی در ادبیات معاصر فارسی و عربی پژوهش هایی مختلف صورت گرفته اما دراین عرصه جای پژوهش های مقایسه ای خالی است. در این مقاله به بررسی این سیر در ادبیات داستانی معاصر فارسی و عربی پرداخته می شود؛ پس از تعریف مکتب، جریان و سبک در فارسی وعربی به تاثیرگذارترین جریان ها و مکتب های ادبی و نویسندگان مشهور آن در کشورهای عربی و ایران اشاره شده است. بررسی ها نشان می دهد که در ادبیات داستانی معاصر فارسی و عربی همسانی ها بیشتر از تفاوت ها بوده است و از نظر ادبی در مجموع چیرگی مکتب رئالیسم بیش از مکتب های دیگر در داستان نویسی این دو اجتماع بوده است. جریان های سیاسی، اقلیمی نویسی، زنانه نویسی و دو گرایش عمده رمان های تاریخی و اجتماعی از جریان ها و گرایش های نو ظهور در این دوره بوده است. همچنین باید گفت از جریان ادبیات مهاجرت که در داستان نویسی عربی رشدی چشمگیر دارد در ادبیات داستانی فارسی خبری نیست و ادبیات ملتزم یا متعهد در فارسی بسیار محدودتر از عربی است.
مفهوم بازنمایی و توانایی متون ادبی در بازنمایی رخدادهای تاریخی از دیرباز در مطالعات ادبی مورد توجه قرار داشته است. روند داستانی شدن رخدادهای تاریخی نکته ای است که باید در بررسی حکایات تاریخی مورد توجه قرار گیرد. حکایاتی با محوریت رویدادها یا شخصیت های تاریخی که تاریخ را به شکل دیگری عرضه کرده اند و از عناصر جادویی، معجزه وار و اسطوره ای در بازنمایی رخدادهای تاریخی بهره برده اند. ازاین رو ارائه چشم اندازی تازه به حکایت های متون عرفانی به منظور روشن کردن فرایند داستانی شدن این رویدادها و ادبی شدن این شخصیت ها، اهمیت ویژه ای دارد. ذکر حلاج را می توان به عنوان نمونه موفق بازنمایی ادیبانه یک رویداد تاریخی و بازاحیاء یک شخصیت تاریخی در یک متن عرفانی در نظر گرفت که بازنمایی عطار از سرگذشت او به یک اثر هنری مستقل از جنبه تاریخی آن تبدیل شده است. در این نوشتار پس از اشاره به جایگاه مفهوم بازنمایی در مطالعات ادبی و بررسی بازنمایی هنری رویدادهای تاریخی، با ارائه تعریفی از حکایت تاریخی، به طبقه بندی و تحلیل این حکایات در تذکره الاولیاء عطار پرداخته شده است. نتیجه حاصل از این نوشتار گویای آن است که عطار با بهره گیری از رویدادهای تاریخی و تبدیل کردن آن ها به سلسله ای از حکایات و روایت های ادبی عرفانی به تبیین گفتمان های عرفانی موردنظر خود پرداخته است.
В пьесе А.П. Чехова «Вишневый сад» реализован прием экфрасиса: текст насыщен ассоциативными связями, символами, культуремами, сформированными эстетическим кодом русского и европейского импрессионизма. Чехов воссоздает культурный контекст, в котором жила русская интеллигенция рубежа XIX–XX веков. Многие фрагменты «Вишневого сада» находят свои параллели в полотнах европейских художников-импрессионистов. В частности, рассказ Лопахина о маковом поле явно напоминает серию картин Клода Моне «Маковое поле в Живерни». Чеховский экфрасис явно обращен также к картинам Ван Гога (натюрморты с маками и пейзажи с маковыми полями).
Сердцевиной духовности России является её тысячелетнее лоно христианства в его подлинно национальной, избранной нашими предками конфессии православия, с его соборностью, терпимостью, человеколюбием, открытостью Божественному откровению. В нашем литературоведении идет поиск термина для обозначения метода изображения жизни, при котором духовный мир выступает как высшая реальность. Термин духовный реализм, под которым понимается облечение христианских идеалов в художественную форму, оказался наиболее продуктивным. Черты духовного реализма можно обнаружить не только в творчестве Б. Зайцева и И. Шмелева, но и В.Я. Шишкова, С.Д. Дрожжина, А.А. Ахматовой, Н.С. Гумилева, Ю. Кузнецова, Н. Рубцова, В. Крупина многих других писателей ХХ века и классиков русской литературы ХIХ века. Выявляется отличие духовного реализма от романтизма и традиционного реализма. В ряде современных произведений конфликт рисуется как борьба духа и плоти. В этой духовной брани происходит формирование личности.
В статье рассматриваются лингвокогнитивные тактики объективации представлений Л.Н. Толстого о вере и религии. Ключевыми словами категоризации данных представлений являются религия, вера, Бог, церковь. Тактики концептуализации можно разделить на научные и обыденные. С одной стороны, мыслитель даёт научное обоснование религии, с другой – формирует личностное понимание Бога. В мировоззрении Толстого эти подходы интегрируются. К лингвокогнитивным тактикам научной концептуализации можно отнести этимологизацию, дефинирование, метафоризацию, к тактикам наивной концептуализации – изменение интерпретанты традиционного символа, прямой оценочности и открытого авторского комментария.
سمکِ عیّار یکی از آثار نثر فارسی و دربردارنده عناصر عامیانه ای است که بیان گر روش زندگی مردم آن دوره بوده و هدف نگارندگان ارائه ی تصویر روشنی از بازتاب این عناصر در داستان و نیز بسط و گسترش پژوهش در ادب عامّه است. در پژوهش حاضر که به صورت توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطّلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده پژوهشگر با بررسی و خوانش سطر به سطر کتاب سمک عیّار جلوه هایی از عناصر عامیانه را که شامل: آداب و رسوم، بازی ها، باورها، جشن ها، طب، قصّه ها و افسانه ها، امثال و نجوم است، مشاهده و استخراج نموده است. بر اساس پژوهش حاضر این داستان دربردارنده جلوه های ادبیّات عامیانه است که علاوه بر جنبه ی سرگرمی در حقیقت زیربنای فکری و اجتماعی مردم آن دوره و منبعی برای کسب اطّلاع از زندگی و آداب و رسوم سنن آن ها محسوب می شود. در میان عناصر بررسی شده امثال از بسامد بالایی برخودار است و نویسنده با به کارگیری مثل ها آن چه را به عنوان خصایل انسانی والا یا پست شمرده به خواننده منتقل می کند. کلید واژه ها: ادبیّات عامیانه، آداب و رسوم، امثال، سمکِ عیّار.
نسخ خطّی از مهمّ ترین ارکان فرهنگی بشر و نشانگر تاریخ و تمدّن یک سرزمین و وسیله تعمّق و ژرف نگری در شناسنامه ملّی ایران است که موجب رونق و غنای پیشینه ی علمی، ادبی و تاریخی و... میشود. دبیر اعلم فرزند رئیس محمّد منشی از سخنوران و نویسندگان قرن 14، خوشنویس، شاعر و نویسنده عصر قاجار، است. «تحریر ترجمه درّالنّثیر »، یکی از چند آثار قلمی وی می باشد. این اثر در ادب تعلیمی، شامل16 حکایت به زبان حیوانات است که هر کدام مشتمل بر یک یا چند اصل اخلاقی است که دبیراعلم در اثنا یا در پایان به آن میپردازد. روش کار در این جستار بر مبنای مطالعه کتابخانه ای، توصیفی و تحلیلی و اسنادی می باشد. بررسی تضامین در این اثر بازگوی این امر است که وی به آثاری نظیر کلیله و دمنه، گلستان، مثنوی و... نظر داشته است. در اثر فوق هر حکایت ابتدا به زبان عربی و سپس به زبان فارسی قید شده است. از بررسی بخش عربی و فارسی حکایت چنین بر می آید که حجم حکایات در قسمت فارسی طولانی تر است؛ دبیراعلم با تسلطی که به مباحث ادبی و حکمی دارد به بسط داستان پرداخته است.
در فرهنگ ایران زمین، آیین ها و جشن ها، فعالیت های نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در اشکال، اهداف و زمان های خاصی برگزار می شود. برخی از این آیین ها، جشن ها و مناسک مربوط به آنها در شاهنامه فردوسی بازتاب داده شده اند که بیانگر قاعده بندی فعالیت های جمعی و آهنگ تکرار این فعالیت ها است که جامعه و فرهنگ ایرانی خود را در آن بازتولید می کند. در این پژوهش به تحلیل کارکرد اجتماعی آیین های پذیره مهمان یا مسافر، سوگواری، بارخواهی و جشن های سده، نوروز و مهرگان همراه با تحلیل بن مایه های اسطوره ای آن ها می پردازیم. این پژوهش به شکل بنیادی، بر پایه مطالعات کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. پس از تحلیل داده ها و یاری گرفتن از منابع گوناگون، می توان گفت آیین ها، جشن ها و مناسک مربوط به آن ها، به تثبیت جامعه و به نوعی بازسازی اخلاقی مثبت کمک می کنند و کارکردی اجتماعی وحدت آفرین در جامعه دارند؛ بنابراین وجود جشن ها و آیین ها با انجام فعالیت های نمادین، همواره سبب تقویت همبستگی، اتحاد مردم (در صورت های آشکار و پنهان)، افزایش اقتدار و مشروعیت، بازتولید جامعه، هویت ایرانی و حفظ فرهنگ ایرانی می شود و به همین دلیل است که چنین آیین ها و جشن هایی هر ساله انجام می شوند.
برزونامه ی کهن یکی از مهم ترین منظومه های حماسی پس از شاهنامه است که در قرن هشتم هجری به وسیله ی شمس الدین محمد کوسج در 4200 بیت سروده شده است و با لحنی حماسی و زبانی فاخر، ماجرای برزو، پور سهراب را به تصویر کشیده است.این منظومه را مصحح دانشمند اکبر نحوی در سال 1387 بر اساس پنج دستنویس تصحیح کرده است که یکی از پیراسته ترین و علمی ترین تصحیح هایی است که بر روی یکی از منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه صورت گرفته است. در این جستار ضمن معرفی چند و چون این تصحیح، کوشش شده که با توسل به منابع درون متنی و برون متنی، درباره ی ضبط برخی از ابیات این منظومه، ضبط های پیشنهادی ارائه شود و گره از برخی فروبستگی های این منظومه گشوده شود. در فرجام برای حدود 33 بیت از این منظومه، ضبطی پیشنهادی ارائه گشته است.